|
به نام خدا |
| خانه |برداشت از مقالات آزاد است | مقالات این سایت برای وبلاگ نویسان حرفه ایی گردآوری شده است | آرشیو وبلاگ | آمار وبلاگ | RSS |
پيام هاي ديگران () | | لینک ثابت |
| مقاله : سال نو ، دل بی کینه |
سال نو ، دل بی کینه
بوی بهار میاد! آره باید همین نزدیکی ها باشه! شما هم حس می کنین؟
و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه ، سایت دانلود مقاله ، عکس و تگ های این مطلب :مقالات و پایان نامه ها ، سایت دانلود پایان نامه و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه رایگان ، سایت مقاله ها |
| ما هم روزی پیر می شویم |
|
ما هم روزی پیر می شویم مسئولان باید هر چه سریع تر مقدمات جلوگیری از بحران سالخوردگی و پیرسالی را فراهم کنند، این را ما نمی گوییم، آمارها و اعداد و ارقام نشان می دهند. طی سالهای اخیر با کنترل علمی رشد جمعیت در ایران که اکنون با نرخ رشد جمعیتی کشورهای توسعه یافته پهلو به پهلو می زند و نیز بالا رفتن میزان امید به زندگی، مسائل در ارتباط با جوانان از جمله بحران جوانی، اوقات فراغت جوانان، امکانات دانشگاهی برای تحصیل جوانان و...در حال تبدیل به مسائل پیرسالان و سالخوردگان است.
همچنین آمده است نرخ رشد جمعیت ایران نسبت به سایر کشورهای خاورمیانه پایین تر بوده و به نرخ رشد کشورهای پیشرفته نزدیکتر شده است. بر این اساس نرخ رشد جمعیت آمریکا 92/0، استرالیا 87/0، آلمان صفر ، فرانسه 37/0، انگلستان 28/0، روسیه 37/0، چین 58/0 و ژاپن 05/0 درصد است. در این گزارش می خوانیم میانگین سنی جمعیت ایران در سال جاری 23/24 سال بوده که 68 درصد در فاصله سنی 64-15 و 1/27 درصد نیز زیر 14 سال هستند.
بنابراین از همین حالا باید به فکر مسائل و مشکلات اساسی آن زمان بود، زیرا در غیر این صورت نه تنها نخواهیم توانست افتخار کنیم که به شاخصه ای دیگر از توسعه یافتگی دست پیدا کرده ایم، بلکه چنین موقعیتی می تواند عملا تبدیل به یک تهدید جدی شود.
و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه ، سایت دانلود مقاله ، عکس و تگ های این مطلب :مقاله، پایان نامه ، معرفی سایت، سایت پایان نامه ها |
| مقاله : نصیحت کردن ممنوع |
|
نصیحت کردن ممنوع
![]()
نوجوانی یکی از مهمترین و پرارزشترین دوران زندگی هر فرد محسوب میشود زیرا سر آغاز تحولات و دگرگونیهای جسمی و روانی در اوست و بلوغ نقطه عطفی در گذر زندگی او از مرحله کودکی به بزرگسالی است. بر اساس تعریف سازمان جهانی دوره نوجوانی به گروه سنی 10 تا 19 سالگی اطلاق میشود و در اکثر کشورهای جهان به خصوص کشورهای درحال توسعه بخش قابل توجهی از جمعیت را نوجوانان تشکیل میدهند. با توجه به این واقعیت که نوجوانان، پدران و مادران فردا هستند پرداختن به مسائل بهداشتیشان (به خصوص بهداشت روان آنان) نه فقط برای خود آنها بلکه برای خانوادهها، جامعه و نسل آینده سودمند است و در برنامه توسعه هر کشوری میبایست به مسائل آنها توجه خاص شود. آشنا شدن با پدیدههای جدید در زندگی، انسان را از بار هیجانی همراه آن پدیده که غالبا اضطراب و آشفتگی است میرهاند، مطالعات روانشناختی نشان داده است که تاثیر منفی عوامل استرسزا که همراه با آگاهی قبلی است بسیار کمتر از زمانی است که عوامل استرسزا ناگهان و بدون مقدمه به انسان وارد میشوند. در زمینه برخورد با پدیده بلوغ جنسی و تغییرات جسمانی و روانی متعاقب آن هر اندازه آگاهی نوجوانان ما بیشتر باشد نتایج مبحث این مرحله از زندگی در مسیر آینده نوجوان بیشتر است. آگاهی نداشتن و یا عدم آگاهی کامل و صحیح، نوجوانان را گیج و سردرگم میکند و این حالات نتایج منفی و زیانباری بدنبال خواهد داشت. والدین و مربیان وظیفه دارند اطلاعات کافی در خصوص تغییراتی که در طول و به دنبال بلوغ جنسی در نوجوان اتفاق میافتد به تدریج و با استمرار ارائه کنند. عدم ارائه اطلاعات کافی و صحیح در مورد بلوغ باعث میشود که نوجوان از منابع دیگر که معمولا انحرافی است، اطلاعات کسب کند و این اطلاعات غلط میتواند او را به انحراف کشاند. والدین و مربیان از یک تا دو سال قبل از بلوغ کامل نوجوان میبایستی اقدامات زیر را انجام دهند. - او را آماده کنند که به زودی و بتدریج تغییراتی را در جسم و روان خود احساس خواهد کرد. - به طرق مختلف او را مطمئن کنند که تغییرات ایجاد شده طبیعی است. - از اینکه این تغییرات در او شروع شده به او تبریک بگویند و خاطرنشان کنند که دوره جدیدی در زندگی او آغاز شده است. - به او یادآوری نمایند که این تغییرات در جهت تکامل فردی و قدمی بسوی اجتماعی شدن اوست به همین دلیل وظایف فردی و اجتماعی جدیدی برای او منظور شده است. - خاطرنشان کنند که این تغییرات قطعا شروع میشود اما زمان دقیق و مشخصی ندارد؛ بنابراین اگر دیرتر از دیگران هم شروع شود یک امر طبیعی است . - به او بگویند که تغییرات جسمانی همراه با تغییرات روانی خواهد بود این تغییرات روانی در سه بعد هیجانی، خلقی و رفتاری اتفاق میافتد. نکته مهم در دوره بلوغ برقراری ارتباط صحیح با نوجوان است. کودک دلبند دیروز شما با تغییراتی که درجسم و روانش روی میدهد پا به دوران بزرگسالی مینهد. او اینکه میخواهد هویت جدیدی را برای خودش به دست آورد، طبیعی است که در برقراری رابطه با او مشکلاتی برای شما بوجود آید. برای این که روابط شما والدین و مربیان با فرزند یا دانشآموز نوجوانشان صمیمانهتر و گرمتر باشد، لازم است که به نکات زیر توجه کنید. پذیرش نوجوانان: گام اول برای ایجاد و تحکیم یک رابطه دوستانه و صمیمی با نوجوان این است که او را با همه کمیها و کاستیهایش قبول داشته باشید. کاستیهای رفتاری او را همچون نقاط قوت و تواناییهایش بپذیرد و او را به عنوان فردی که دارای استقلال، سلیقههای خاص و عقاید قابل ارائه است، نگاه کنید. احساساتش را پذیرفته و اعتماد به نفس او را با کم اهمیت جلوه دادن اشتباهات و تقدیر از کارهای پسندیدهاش بالا ببرید. نوجوانانتان را درک کنید: درک و برداشت از زندگی و مسائل آن متفاوت از برداشتی است که نوجوان دارد. او زندگی را به سادهترین وجه ممکن مینگرد، بطوری که عقایدش برای شما پوچ و مسخره است. نسبت به عقایدش بیاهمیت نباشید وی را مورد تمسخر قرار ندهید. چرا که این استهزاء به تداوم رابطه عاطفی با فرزندان لطمه میزند. ارتباط را دو طرفه کنید: در بسیاری از اوقات و به دلایل گوناگون ممکن است شما والدین و مربیان به نوجوان بگویید که چه بکند و چه نکند و از او توقع حرف شنوی نیز داشته باشید. این برخورد با نوجوان که حاکی از ارتباط یک طرفه، معیوب و غیر قابل دوام است، منجر به سرکشی و عصیان نوجوان در برابر دستورات شما میشود و به رابطه عاطفی و صمیمانه بین شما و او لطمه میزند. در این مواقع بهترست در برخورد با نوجوان، هر زمان که سخنی را گفتید از او نیز سخنی بشنوید و نظر او را نسبت به وظایف محولهاش جویا شوید. از دادن پند و اندرز مستقیم خودداری کنید: نوجوانان از شنیدن نصیحت و اندرز مستقیم و اینکه آنها را یکجا ارائه کنید و اشکالات رفتاری و گفتاریشان را تذکر بدهید گریزان هستند. نوجوانان اعمال خود را بینقص میدانند و تحمل شنیدن پند و اندرز از جانب شما را ندارند. جهت اصلاح رفتار، آنها را بطور غیر مستقیم نسبت به اعمال و رفتار نادرستشان آگاه کنید ارد بزرگ در این رابطه میگوید : صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست پند گفتن است را برمی گزینیم .. آزادی عمل به نوجوانتان بدهید همچنان که به کودک نوپا اجازه میدهیم تا گاهی خود به تنهایی راه رفتن را امتحان کند و دفعاتی هم به زمین افتد، باید به نوجوان هم اجازه داد که تا حدودی پیامدهای رفتارهایش را تجربه کند و طعم برخی سختیها را چشیده و برای زندگی مقاوم شود. برای ارتباط با نوجوان وقت کافی بگذارید: نوجوانان نیازمند توجه هستند، آنها میخواهند صحبت کنند. اعتراض کنند و از هیجانات و اتفاقاتی که در مدرسه میافتد و یا از دوستانشان میشنوند، حرف بزنند؛ هر چه زمان این ارتباط با شما به عنوان مادر، پدر و یا مربی بیشتر باشد خرسندی آنها بیشتر شده و امکان ارتباط نادرست و غلط آنها کمتر خواهد شد. توجه به تاثیر مشکلات اجتماعی: مشکلات اجتماعی تاثیرات ناخوشایندی بر نوجوانان دارد. عدم مداخله شما والدین و مربیان در بهبود شرایط اجتماعی، تاثیر تلاشهایتان را در خانه و مدرسه کمرنگ میکند. انرژی سرشار نوجوانان نیاز به تخلیه دارد: در این سنین نوجوان دارای انرژی فراوان جسمانی است، بخشی از این انرژی در غریزه جنسی نهفته است که در شروع دوران نوجوانی به طریق مقبول اجتماع قابلیت ندارد. نوجوان مقادیر دیگری از انرژی جسمانی خود را به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مبارزه طلبی، حادثهجویی و .. تخلیه میکند. تشویق نوجوانان به انجام ورزشهای مختلف، شرکت در فعالیتهای الگوسازی برای آنان و تحریک آنها بر همانندسازی با آن الگوها باعث میشود تا آنها انرژی خود را به طریق منطقی تخلیه کنند. وضعیت تحصیلی نوجوان را پیگیری کنید: در این سنین ممکن است که فرزند شما نسبت به درس اظهار بیعلاقگی نماید و به اموری مثل افراط در ورزش کردن، رسیدگی به سر و وضع خود و ... بپردازد، چنانکه می دانید پند، اندرز، سرزنش و مقایسه با دیگران کارساز نیست.. لذا علت بیتوجهی او را نسبت به درس جستجو کرده و سعی در برطرف نمودن مشکل کنید. آموزش مهارت در برقراری روابط اجتماعی: نوجوانان در دوره بحران بلوغ نسبت به تعلق داشتن خود در گروه کودکان و یا بزرگسالان سردرگم میشوند و ممکن است که در میان جمع خانواده یا دوستان و آشنایان، رفتارهای بزرگتر از سن و یا گاهی کودکانه از خود بروز داده و روابط اجتماعی پسندیدهای برقرار نکنند، که با شرکت دادن فرزند نوجوانتان در جمع دوستان و آشنایان مهارت روابط اجتماعی او را افزایش دهید؛ مثلا با فرزند نوجوان خود به گردشهای دو نفره بروید و در بسیاری از روابط اجتماعی نظیر آشنا شدن با دیگران، خرید کردن از مغازه، پیدا کردن نشانی یک موسسه و درخواست انجام کاری از یک اداره با وی تمرین عملی کنید. استقلال طلبی نوجوان: نوجوان میخواهد از قید و بندهای دوران کودکی که او را به خانوادهاش متصل کرده است، جدا شود و الگوهای جدیدی را جایگزین آنان کند. از طرفی نیز شدیدا به خانواده وابسته است و میخواهد که توقعاتش را برآورده کنند. لذا حس استقلالطلبی خود را با مخالفت، مقاومت کردن و لجبازی با والدین و مربیان نشان میدهد و این نیاز نوجوان برای شما مشکلآفرین میشود. برای برخورد با این رفتار نوجوان، بهترست همیشه با او به لحنی صحبت کنید که احساس نکند برایش تصمیمگیری میکنید به خاطر داشته باشید که نوجوان از نصیحت خوشش نمی آید به قول ارد بزرگ : اندرز جوان باید کوتاه ، تازه و داستان وار باشد . پس اگر ناگزیر به نصیحت کردن شدید با زبان خودش با او صحبت کنید نه از موضع بزرگی و برتری آزادی را به تدریج و متناسب با سنی که دارد به او عطا کنید و نظارت غیر مستقیم داشته باشید و اگر زمانی دریافتید که از آزادی شما، سوء استفاده کرده به او تذکر داده و او را متوجه اعمالش بکنید. بدانید که حذف آزادی، برای یک مدت کوتاه میتواند برایش آموزنده باشد.
تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه و تگ های این مطلب :دانلود مقاله رایگان ، پایان نامه رایگان و تگ های این مطلب :مقالات و پایان نامه ها ، سایت دانلود پایان نامه |
| آرزوهای رنگی |
|
آرزوهای رنگی
آرزو میکنیم، آرزوهای کوچک وبزرگ.آرزوهایی که گاه رنگ خیال میگیرند.
و تگ های این مطلب :سایت دانلود مقاله ، مقاله پایان نامه ،دانلودمقاله و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه ، سایت دانلود مقاله ، عکس و تگ های این مطلب :دانلود مقالات ، بهترین سایت ها ، دانلود مقاله |
| مقاله : خوب زندگی کردن هنر است |
|
خوب زندگی کردن هنر است
تغییرات عمیق و سریع فرهنگی و اجتماعی زندگی مدرن، بسیاری از شهروندان ایرانی را در رویارویی با مسایل زندگی دچار مشکل کرده است . به طوری که اکثر آنها فاقد تواناییها و مهارتهای لازم در مواجهه با زندگی جدید بوده و بسیار آسیبپذیرند!
تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات و تگ های این مطلب :سایت دانلود مقاله ، مقاله پایان نامه ،دانلودمقاله و تگ های این مطلب :دانلود مقالات رایگان ، دانلود رایگان پایان نامه ها و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه رایگان ، سایت مقاله ها |
| مقاله ایی با عنوان : تنها عشق میماند .... |
|
تنها عشق میماند ....
قدرت بزرگی دروجود شماست که قویتر و دربرگیرندهتر از هرقدرت دیگری است
این قدرت درواقع، نیرویی را در شما برمیانگیزد که میتواند به عنوان بزرگترین قدرت وجودی شما عمل کند. به گونهای که وقتی آن را بکارمیگیرید، همه آشفتگیها و همه منفیدیدنها را ازمیان میبرد. و آنچنان پایدار و تمامنشدنی است که هیچ نوع منفیگرایی و فردگرایی، قدرت نمود و ظهورنمییابد.
و تگ های این مطلب :دانلود مقالات رایگان ، دانلود رایگان پایان نامه ها و تگ های این مطلب :سایت دانلود مقاله ، مقاله پایان نامه ،دانلودمقاله و تگ های این مطلب :دانلود مقالات ، بهترین سایت ها ، دانلود مقاله |
| مقاله ای پیرامون : چگونه با مشکلات به استقبال موفقیت برویم |
|
با مشکلات به استقبال موفقیت برویم
زندگی آمیزه ای از وقایع خوشایند و ناخوشایند، خوشی و غم است. در عمق هر رویداد و تجربه ای، خیری نهفته است، حتی در تجاربی که برای ما دردناک هستند.
و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه و تگ های این مطلب :دانلود مقالات رایگان ، دانلود رایگان پایان نامه ها |
| مقاله : آرامش بعد از طلاق ! |
|
جدایی دردناک است و این یک حقیقت تلخ است. مگر این که شخص از نظر احساسی بسیار سرد و غیرصمیمی باشد. شاید گریه کردن سادهترین کاری باشد که در چنین مواقعی میتوان انجام داد.اما فرد نیاز به زمان دارد. زمانی برای سپری کردن و غلبه بر سختی و التیام نسبی زخمها. کارشناسان این زمان را زمان سوگواری مینامند. چنانچه شما نیزپس از مدتی که در زندگی مشترک بودهاید از همسرتان جدا شدهاید ، نیاز به این زمان سوگواری دارید. پس نخواهید آن را انکار کنید.
آنچه مسلم است دوران پس از جدایی و طلاق برای هیچکدام از زوجین نمی تواند دوران طلایی باشد همچنین برای اطرافیان آنها حتی گاهی ممکن است به کدورت های ریشه دار ختم گردد به قول ارد بزرگ :گسستن دو همسر می تواند خاندانی را از هم بپاشد . تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه و تگ های این مطلب :دانلود مقاله رایگان ، پایان نامه رایگان و تگ های این مطلب :سایت دانلود مقاله ، مقاله پایان نامه ،دانلودمقاله |
| مقاله : انتقاد سازنده آری، تحقیر کوبنده نه ! |
|
انتقاد سازنده آری، تحقیر کوبنده نه !
آیا شما نیز گهگاه با سخنان انتقادآمیز خود موجب رنجش دیگران میشوید؟ آیا از ترس اینکه مبادا کسی را از خود برنجانید، در بیان مطالبی که آن را مفید میدانید، تردید میکنید؟
تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه ، سایت دانلود مقاله ، عکس |
| جشن زیبای چهارشنبه سوری در آتش صدا و سیما می سوزد |
|
جشن زیبای چهارشنبه سوری در آتش صدا و سیما می سوزد
همچون 30 سال گذشته صدا و سیما و بخش نوشتاری آن یعنی روزنامه جام جم تلاش گسترده ایی را برای مخدوش کردن جشن بسیار زیبای چهارشنبه سوری برپا نموده اند . البته امسال نیروهای نظامی و امنیتی دیگر بیانیه های آتشین بر علیه این جشن و جوانان نداده اند و اعلام نموده اند از برگزاری سالم و مردمی آن حمایت هم می کنند که این خود جای شگفتی و در عین حال خوشبختی دارد . صدا و سیما اما گویا عناد خود را بر طرف ننموده و با گزارشهای جعلی و بعضا ساختگی سعی در تیره و تار کردن این منظر زیبا و دوست داشتنی را دارد . صدا و سیما در طی سی سال گذشته سعی وافر نموده اعیاد مذهبی را برجسته و اعیاد ملی را خوار و کوچک کند البته در مورد جشن چهارشنبه سوری باید گفت از این حد هم پا را فراتر گذارده و به جنگی تمام عیار پرداخته است ! این سیر که تا به این زمان به ضرر صدا و سیما بوده است . ارد بزرگ جمله بسیار زیبا و هوشمندانه ایی در کتاب آرمان نامه دارد او می گوید : سیاسیون وقتی دشمن یک خواسته پایدار مردمی هستند ، بهترین گزینه ایی که برای نابودی آن اجرا می کنند این است که : پیشتر آفات آن را خوب بپرورند و سپس آن درخواست همگانی را با آفاتی که ساخته اند آزاد می سازند . برای درک مسیر اشتباه سیاستگذاران صدا و سیما به گزارش زیر از روزنامه جام جم توجه کنید :
چهارشنبه سوری با طعم وحشت
جام جم آنلاین : تا رسیدن به خانه با صداهای مهیبی که بیشتر به انفجار نارنجک و دینامیت شبیه است تا انفجار ترقه، هزار بار میمیری و زنده میشوی. با دیدن نوری کوچک از دور بلافاصله گوشهایت را میگیری و منتظر صدای انفجار مهیبی میشوی. تا زمانی که به خانه برسی هرچه دعا بلدی میخوانی تا شب عید، سالم به خانه برسی و مجبور نشوی تعطیلات سال نو را روی تخت بیمارستان سپری کنی.
![]() بازهم چهارشنبه آخر سال و باز هم قصه آتش و انفجار و فاجعه، درحالیکه تمام شهر پر شده از ترقه و ترقهفروش، در و دیوار از خطر میگویند و هشدار میدهند به اینکه آخر سالتان را با فاجعه گره نزنید و باز هم ترقه ، نارنجک و دینامیت است که فروخته میشود و صداهای مهیب است که گاه و بیگاه تنمان را میلرزاند و جالب اینکه با وجود تمام توصیهها، هشدارها، تهدیدها و... هرچه به آخرین چهارشنبه سال نزدیکتر میشویم، صدای انفجارها کرکنندهتر میشود. یک میدان جنگ واقعی ! همهساله مراسم چهارشنبه سوری در کشورمان با شور و هیجان و سر و صدای بیشتری برگزار میشود و در این میان، اقلام و وسایلی که برای برپایی این جشن مورد استفاده مردم و بویژه جوانان و نوجوانان قرار میگیرد متنوع تر و کوچکتر اما خطرناکتر و صدای انفجارشان مهیبتر میشود. اگر سالها پیش، جمع شدن دوستان و فامیل دور هم، مراسم قاشق زنی و روشن کردن بوتههای کوچک آتش و پریدن از روی آن، به شبهای چهارشنبه سوری رونق میداد اما اکنون دیگر سالهاست که خاطره آیین کهن چهارشنبه سوری با صداهای مهیب انفجار نارنجکهای دستساز، ترقه و دینامیت در کوچه و خیابان بتدریج به فراموشی سپرده میشود. برخی آداب و رسوم و آیینهای ایرانی در گذر زمان چنان دچار تغییر و تحولات بنیادینی میشوند که کارکرد اولیه خود را از دست میدهند و ماهیتی متفاوت از معنای واقعی، مییابند ، جشن شب چهارشنبه سوری که یکی از آیینهای کهن ما ایرانیان است نیز در حال حاضر مصداق بارز این ادعاست. چند سالی است که شادی فرارسیدن نوروز در روزهای پایانی هر سال با تراژدی چهارشنبهسوری تلخ میشود. شب وحشت آمارهای مراکز اورژانس و بیمارستانها بیانگر این واقعیت تلخ است که نقص عضو و مرگ و میر ناشی از سوختگی در اسفندماه به دلیل استفاده از مواد محترقه خطرناک نسبت به ماههای دیگر افزایش مییابد که در این میان جوانان و نوجوانان بیشترین قربانیان شعلههای دامنگیر آتش چهارشنبه سوری هستند ، به طوری که تنها در اسفند سال 85 حدود 229 مرگ ناشی از سوختگی در کشور اتفاق افتاد که این رقم در مقایسه با بهمن ماه همان سال 16.2 درصد افزایش را نشان میداد یعنی در مجموع فقط در اسفندماه سال 85 حدود 2403 نفر بر اثر سوختگی جان خود را از دست دادند ، همچنین فقط در یک شب چهارشنبه پایانی سال 84 بی احتیاطی و سهل انگاریهای خواسته و ناخواسته بیش از 400 معلول و نقص عضو از ناحیه چشم بر جای گذاشت. استقرار اکیپهای آتشنشانی در سطح شهر براساس آمار موجود سال 83 و 84 از نظر تعداد عملیات آتشنشانی و بروز حوادث و آتشسوزیهای ناشی از مواد محترقه، پرحادثهترین شب چهارشنبهسوری درشهرها و بخصوص درتهران بوده است. بر این اساس، سازمان آتشنشانی به عنوان یکی از دستگاههای اجرایی درگیر مراسم چهارشنبه پایانی سال قرار است در 170 نقطه اکیپهای ویژهای را مستقر کند، همچنین علاوه بر آن، 85 اکیپ سیار نیز در ایستگاههای آتشنشانی سطح شهر تهران مستقر خواهند شد. مزاحمان مردم تا پایان تعطیلات نوروزی مهمان بازداشتگاه اقدامات دستگاههای اجرایی برای آخرین چهارشنبه سال تنها به امدادرسانی حادثهدیدگان ختم نمیشود بلکه نیروی انتظامی نیز بعنوان مرجع برقرارکننده نظم و امنیت در جامعه براساس هماهنگیهای صورت گرفته با مقامات قضایی سراسر کشور قرار است با ناامنکنندگان جامعه و افرادی که برای مردم مزاحمت ایجاد میکنند، بشدت برخورد کند. فرمانده نیروی انتظامی در هشداری از برخورد جدی با اخلالگران شب چهارشنبه آخر سال خبر میدهد و میگوید: پلیس مخالف شادی و تخلیه هیجانات مردم بویژه جوانان نیست، اما مزاحمت ، خطرآفرینی ، اوباشگری و تخریب موضوع دیگری است که پلیس بشدت با آن برخورد خواهد کرد. فرمانده نیروی انتظامی به والدین توصیه میکند چهارشنبه پایان سال در کنار فرزندان خود باشند تا مواد ایمن و بیخطر از سوی آنها مورد استفاده قرار گیرد. اما تدابیر پلیس برای برخورد با اخلالگران آخرین چهارشنبه سال تنها به این موارد ختم نمیشود چراکه طبق هماهنگی با مقامات قضایی ، دستور بازداشت افرادی که شب چهارشنبه آخر سال دستگیر می شوند تا 15 فروردین سال 88 صادر شده است ؛ به طوری که مزاحمان مردم در آخرین چهارشنبه سال تا روز 15 فروردین سال 88 در بازداشت پلیس میمانند و خودروی آنها نیز تا پایان تعطیلات نوروزی توقیف میشود. توصیهها را جدی بگیرید سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران نیز به عنوان یکی از متولیان مقابله با شرایط بحران به منظور پیشگیری از بروز حوادث در مراسم شب چهارشنبه آخر سال توصیههایی به والدین و بویژه نوجوانان و جوانان دارد: هنگام برپایی آتش در داخل یا خارج ساختمان از دسترسی به کپسول اطفای حریق و جعبه کمکهای اولیه اطمینان حاصل کنید. از برپایی آتشهای حجیم و غیرقابل مهار خودداری کنید. از برپایی آتش در معابر باریک و در نزدیکی پستهای برق یا ایستگاههای تقلیل فشار گاز و پارکینگهای عمومی اجتناب کنید. روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران طی اطلاعیهای با اشاره به حوادث و سوانحی که بر اثر بی احتیاطی در استفاده از مواد محترقه در کمین مردم و بخصوص جوانان و نوجوانان است ، اینگونه هشدار میدهد که اگر نوجوانان و جوانان فقط یکبار گذرشان به بیمارستانهای سوختگی بیفتد و از نزدیک ببینند که پانسمانهای سوختگی تا چه حدی دردناک است در تمام طول عمرشان هیچ گاه سراغ چنین شادیهای خطرناکی نمیروند. پخش تصاویری وحشتناک از آسیبدیدگان شبهای چهارشنبهسوری حادثه آفرین به همراه صدها و هزاران بار توصیه و هشدار برای بسیاری از نوجوانان و جوانان تبدیل به داستانی تکراری شده که شاید کمتر کسی حوصله شنیدن آن را داشته باشد اما آمار بالای سوانح و حوادث سوختگیهای عمیق منجر به قطع عضو و حتی مرگ بیانگر این واقعیت است که باید همچنان هشدار داد و توصیه کرد تا شاید گوشهایی که زنگ خطرها را حس میکنند، از خواب غفلتی که حاصلی جز یک عمر پشیمانی ندارد، بیدار شوند.
و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه |
| فهرست مقالات |
| کوچولوها و ترس |
|
کودکان ما از پدیده هایی می ترسند که اغلب ما بزرگسالان آن ها را ترسناک نمی دانیم. برای چند دقیقه به دوران کودکی خود برگردید ، به زمانی که سایه های اجسام در شب ، موجب ترس و وحشت شما می شد.
تگ های این مطلب :سایت دانلود مقاله ، مقاله پایان نامه ،دانلودمقاله و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت |
| سال 1388 سال گاو |
|
سال 1388 سال گاو
سال 1388 یا 2009 که بر اساس تقویم چینی سال گاو نامیده شده برای کسانیکه دید وسیعی به جهان دارند سال خوبی خواهد بود.
![]()
----------------------------------------------------------------------------------------------- -----------------------------------------------------------------------------
تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه و تگ های این مطلب :دانلود مقاله رایگان ، پایان نامه رایگان |
| اسطوره های ایران |
|
((سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند)) * به جای فردوسی از شکسپیر یاد می کنند ! *به جای آشنایی با عشاق ایرانی از رمئو و ژولیت یاد می کنند ! * جاده فرهنگها را جاده ابریشم می خوانند ! * دریای ایران را دریای عمان می نامند ! * جشن چهارشنبه سوری ما را آتش پرستی می خوانند ! * حجاب زنان ایرانی را که از دوران باستان بوده را به اعراب مربوط می دانند ! * هنر های نمایشی ( تاتر و ... ) را که از ده هزار سال پیش در ایران رواج داشته را به یونان 2700 سال پیش نسبت می دهند ! * گرد بودن زمین را که در خدای نامه و شاهنامه به آن اشاره شده را به گالیله نسبت می دهند . * اختراع الکتریسته را که مربوط به 2500 سال پیش در ایران بوده را به ادیسون نسبت می دهند . * پدر شیمی را لاوازیه که 300 سال پیش می زیسته معرفی می کنند حال آنکه الکل را زکریای رازی در هزار سال پیش کشف نمود ! * به جای یاد کردن از فرزند رشید ایران نادر شاه افشار ، به ناپلئون شناسی خود می نازند . * به جای آنکه متفقین را که در جنگ جهانی دوم ، ایران را تصرف و به جان و ناموس ایرانی تجاوز نمودند را لعن کنند قوای محور را متجاوز و همپای چنگیز خان ! می دانند ! * بجای ساختن فیلمهایی که غرور و عظمت ایران را نشان دهد قاجاریه ضعیف را به تصویر می کشند ! * میان رودان را بین النهرین می خوانند ! * واژه فرانسوی مینیاتور را صد در صد ایرانی می نامند و بر خودروی ساخت به اصطلاح ایران می گذارند ! * فرهنگستان ادب پارسی را از بزرگان ادبیات فارسی تهی کرده اند . * حاضرند سریال های کره ایی و آمریکایی را هزاران بار پخش کنند اما حاضر نیستند روایت های باشکوه ایرانی را به تصویر بکشند . * به جای استفاده از تاریخ شناسان ایرانی در نگارش های تاریخی از تاریخ کمبریج استفاده می کنند * و ...
سوگنامه فردوسی درباره فرهنگ ایران :
هــمــانا که آمــد شــما را خبـــــر / که مــــا را چه آمد ز اخـــــــتر به ســـر از این مار خوار اهریمن چهـــرگان / ز دانایی و شــــــــرم بــــی بهرگـــــان نه گنج و نه نام و نه تخت و نـــژاد / همی داد خواهند گیتـــــــی به بــــاد از این زاغ ســاران بی آب و رنــگ / نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ هم آتـــــش بــمردی به آتشـــکده / شــــدی تیره نوروز و جــــــشن سده نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر / ز اخــــــتر هـــــمه تــــازیان راست بر برنــجـــد یکی دیــــگـری برخــــورد / بــــداد و بــــبـــخش هـــــــمی ننگرد پیاده شود مـردم جـــنگ جــــــوی / سوار آنک لاف آرد و گفـت و گـــــــوی شود خار هر کـس که بد ارجــمند / فرومـــــایـــه را بــخـــت گــــــــردد بلند کشاورز جنگی شـود بـــی هــنــر / نــــژاد و بـــــــزرگی نـــــــیـــــاید به بر ربــایــد هـمی این از آن آن از این / ز نـــفـــریــــن نــــدانــنـــــــد باز آفرین هــمــه گنــج ها زیر دامــن نــهنـد / بـــمیــــرند و کوشش به دشمن نهند زیان کسان از پـــی سـود خویش / بــــجــویــنـــد و دیــن انــدر آرند پیش بــریــزند خــون از پــی خواســتــه / شــود روزگــار مــهــان کـــــــــــاسته ز شیـر شـتر خـوردن و سـوسـمار / عــــرب را به جــایی رسیدسـت کار که تـــــاج کیــــانــــــی کـــنـــد آرزو / تــفــو بــر تــو ای چــرخ گـــردون تفو همه بوم ایـران تو ویـــران شــمـــر / کــنام پـلــنگان و شــیــران شــمــر پـــــر از درد دیـــــــدم دل پارســـــا / که اندر جـــهــان دیـــو بــد پادشـــاه نــــمانــیــم کـیـن بوم ویــران کنند / هــمــی غــارت از شــهـر ایران کنند نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین / چـــو ویـــران بود بوم ایـــران زمـــین دریغ است ایران که ویـــران شـــود / کـــنــام پــلنــگان و شــیران شـــود همه سربه سر تن به کشتن دهیم / از آن به که ایران به دشمن دهیم چو ایـــران مبـــــاشد تــــن من مباد / در این مرز و بوم زنده یک تن مباد...
تگ های این مطلب :دانلود مقالات ، بهترین سایت ها ، دانلود مقاله و تگ های این مطلب :مقالات و پایان نامه ها ، سایت دانلود پایان نامه و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه ، سایت دانلود مقاله ، عکس و تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات |
| سمبولهای سالهای تولد مشاهیر |
|
و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه رایگان ، سایت مقاله ها و تگ های این مطلب :دانلود مقالات رایگان ، دانلود رایگان پایان نامه ها و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه ، سایت دانلود مقاله ، عکس |
| از روشنفکری دینی تا روشنفکر میهنی |
|
تغییرات در وادی اندیشه ایرانی چنان به سرعت در حال دگرگونیست که رصد شرایط حاضر نیاز به صرف انرژی فراوان دارد . پس از یک دوره نسبتا طولانی در روشنفکری دینی که با بازرگان و شریعتی و در نهایت سروش به پایان رسید امروز شاهد رشد و ظهور روشنفکری ملی و میهنی هستیم . و آن ظهور ارد بزرگ با اندیشه های ناب در این حوزه است . سروش همانطور که سن و سالش بالا می رود فاصله خود با نسل نوی ایران را نیز هر روز بیشتر و بیشتر می نماید تا بدین حد که جدایی مفرط مابین اندیشه های نو خواسته جوانان امروز و اندیشه های او آشکار شده است . دکتر عبدالکریم سروش با غرق شدن در عالم تصوف که برآیندی جبری است بخاطر آغشته شدن در سم عشق و فلسفه حوزه روابط اجتماعی و فکری خویش را نیز به نابودی کشاند نسل امروز دیگر پس از یک دوره نسبتا طولانی فترت و خمودگی دوباره در حال پیدا نمودن خویش و رسیدن به شاخه های باروری است . و در این بین افکار نو خواسته و پر انرژی ارد بزرگ برای رساندن ایران به عنوان یک امپراتوری فرهمند و بارور بسیار مورد توجه قرار گرفته است .
آنچه باعث شده است اندیشه های ارد بزرگ مورد توجه جوانان قرار گیرد میل به دگرگونی و تغییر است ارد بزرگ مسیر باروری ملی و بالا بردن جایگاه اجتماعی ایرانیان را در عرصه های داخلی و بین المللی عنوان می کند . او از تلاش بی وقفه در حوزه های گوناگون داخلی یاد می کند که در نهایت به دو تعبیر کاملا آشکار می رسد اول احترام به آزادی و سپس ارزش نهادن به خواسته های ملی است . این همه باعث شده است نسل امروز از وادی وحشتناک تصوف دور گشته و انرژی های جوانان ما را به بالفعل در آورد و این خود آینده ایی بسیار باشکوه برای ایران عزیز نوید می دهد .
منبع : http://parisaaghdashloo.bloghaa.com تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه و تگ های این مطلب :سایت دانلود مقاله ، مقاله پایان نامه ،دانلودمقاله |
| آیا باز هم برنامه های نامزدهای ریاست جمهوری در دقیقه 90 اعلام می کنند ؟ |
|
کسری نوری دامغانی : حشمتالله فلاحت پیشه نماینده مردم اسلامآباد غرب در ارتباط با انتخابات آینده ریاست جمهوری گفت: من نمیدانم چه میشود، و چه کسی خواهد آمد و یا چه کسی انصراف خواهد داد. فقط میتوانم بگویم که تیتر بزنید، خیلی شیر تو شیر است!....منبع بازتاب آنلاین انتخابات ریاست جمهوری به مراحل حساسی رسیده است اگر نتوانیم در قالب دسته بندی های سیاسی مشخصی کاندیداها و برنامه های آنان را حلاجی کنیم همه چیز به هم می ریزد و در نتیجه این بهم ریخته گی نمی توان بهترین گزینه را انتخاب و در مورد آن صحبت نمود . واقع امر این است که متاسفانه در نبود احزاب کارآمد و برنامه پیشه مجبوریم دست به دامان اشخاص بشویم ، اشخاص هم لزوما کارکرد حزبی ندارند و می توانند با تغییر رویه ، کلیه صحبتهای شب انتخابات خود را وارونه سازند . تنها چیزی که امروز می تواند عصای دست ما در حال حاضر باشد عملکرد گذشته افراد است . که آنهم در طول زمان به کلی تغییر می کند و شرایطی جدید را به نمایش می گذارد . آیا براستی افکار آقایان مهدی کروبی ، محمد خاتمی ، میر حسین موسوی و حتی اکبر اعلمی که همه از یک جناح محسوب می شوند شبیه به هم است ؟! آیا افکار آقایان علی اکبر ولایتی ، محمد باقر قالیباف ، جهرمی ، احمدی نژاد ، حداد عادل و یا مصطفی پور محمدی که اینها هم از یک جناح محسوب می شوند ! نزدیک به یکدیگرند ؟ خیر ! به تعداد این بزرگان ، احزاب نانوشته داریم و برنامه های گوناگون برای اداره امور اجرایی ! و متاسفانه هیچ کدام از کاندیداهای احتمالی تا کنون برنامه مدونی برای روشن شدن اذهان عمومی منتشر نساخته اند . سایت های آنان هم پر است از ابهام آمدن ها و نیامدنها ! یک سئوال مهم مطرح می شود و آن اینکه مردم ما آیا حق ندارند در برنامه های آقایان ، آنان را جستجو کنند ؟ و یا تنها باید چشم و ابرو ، خاطرات و مناسب آنان را بنگرند ؟! حق آن است که مردم با دیدی باز به استقبال انتخابات بروند . پس بر همه کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری واجب است که هر چه زودتر برنامه های خویش را حداقل در سایت های خویش اعلام کنند تا مردم پیشاپیش با دیدی روشن در مورد سرنوشت خویش تصمیم گیری کنند . و چه کسی مهمتر از خود مردم ؟ همیشه رای مردم بر روی یک فرد نیست و مردم بمرور نظراتشان تغییر می کند و خواسته های جدیدی مطرح می کنند ، و از کجا آنان بدانند که این آقایان نیز تغییر کرده اند به قول ارد بزرگ : اندیشه همه گیر مردمی همیشگی نیست زیرا همواره دستخوش دگرگونی بدست جوانان پس از خود است ورود جوانان به آرامی ، آرمانهای نو پدید می آورد ، و اگر آرمان گذشتگان نتواند خود را بازسازی کند ناگریز نابود می گردد . وحالا افکار عمومی تشنه برنامه های آقایان است برنامه های که می تواند به آنها و انتخابات صحیح نظمی درست ببخشد . و تگ های این مطلب :مقالات و پایان نامه ها ، سایت دانلود پایان نامه و تگ های این مطلب :سایت دانلود مقاله ، مقاله پایان نامه ،دانلودمقاله و تگ های این مطلب :دانلود مقاله رایگان ، پایان نامه رایگان |
| آیا گالیله گرد بودن زمین را کشف کرد ؟! آیا گرینویچ مرجع زمان است ؟! |
|
جهان پر شگفت است و تن هم شگفت نخست از خود اندازه باید گرفت دگر آن که اینگرد گردان سپهر همی نو نمایدت هر روز مهر (( فردوسی خردمند )) گرد گردان سپهریعنی چه ؟!... فردوسی خردمنددر قرن چهارم زندگی می کرده یعنی ۱۰۰۰ سال پیش و گالیله ۱۵۶۴ میلادی یعنی تقریبا ۵۰۰ سال بعد از فردوسی اما جهانیان با یک داستان سوری " گرد" و دوار بودن زمین را به گالیله منتسب می کند چون ما حاضر نیستیم از بزرگان و تمدن خود دفاع کنیم !!! هر چند واژه های گنبد دوار بارها توسط شاعران این سرزمین پس از فردوسی تکرار می شود اما خود فردوسی می گوید : یکینامه بود از گه باستان فراوان بدو اندرون داستان و می دانیم نامه باستان یا خداینامه به هزار و هشتصد تا هفت هزار سال پیش بر می گردد و منشا شاهنامه نیز بوده است این مسئله شناخت دیرینه ایرانیان از گیتی و زمین را به خوبی نشان می دهد آنها حتی مدارهای نیمروزی (نصف النهار) به دور زمین طراحی نموده بودند و مرکز شروع آن شهر نیمروز (هم اکنون با بی کفایتی شاهان قاجار در اختیار افغانستان است ) بود که امروز استعمارگران غربی به جای شهر نیمروز از گرینویچ به عنوان مرجع زمان یاد می کنند و در کشورمان هم عده ای این لقمه کثیف را چه راحت می جوند و دم بر نمی آورند ... و الا آخر.......
این هم عکسی از مجسمه نقره ای شاپور دوم پادشاه ساسانی ، که جهان را (با مدارهایش ) بر روی تاجش می بینید . یاد رستم زاد افتادم که غربیان و ما !!! امروزه به آن سزارین می گوییم! وزیر بهداشت کجاست ؟! ...خدا می داند... چرا دستور نمی دهد بیمارستانها و مراکز دانشگاهی این واژه را تغییر دهند ؟! ... پاستوریزه یعنی چه ؟... این که گرما موجب کشته شدن میکروبها می شود ... بیچاره ملتی که ۷۵۰۰ سال است که هر چهارشنبه آخر سال از آتش می پرد و می گوید: زردی من از تو سرخی تو از من یعنی چه این کلمات ؟ ایرانیان آتش را مظهر پاکی و پاک کنندگی در طی تاریخ خود می دانسته اند حالا آن را باید در قبای یک اجنبی دید . من منکر خدمات پاستور بخصوص در دفع بیماری هاری نیستم . اما این سئوال را دارم که چرا هر آنچه داشته و داریم را باید به نام دیگری ضرب بزنیم . بقول ارد بزرگ : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد .
عزیزانم اگر تاریخ و پیشینه قدرتمندمان را نادیده بگیریم آینده از آن ما نیست... نوشته : جعفر معروفی
نظر جالب یک مخاطب: با درود بر شما،
تنها برای یادآوری: در "حدودالعالم" که در 360 تازی-خورشیدی به نوشتار درآمده، رویه ی ِ 8 بند 2 آورده که درست از روی آن بازنویسی می کنم : زمین گرد است چون گویی و فلک محیطست بر وی، گردان بر دو قطب، یکی را فطب شمال خوانند و دیگر را فطب جنوبی.............. پس در یکهزار و بیست و هشت سال پیش برای ایرانیان فرهیخته اندیشه ی ِ دیگری نبوده جز اینکه زمین گرد است مانند یک گوی! بگذریم از اینکه در بازمانده های کهن نیز از گوی مانند بودن زمین و سپهر .. ....سخن رفته بی آنکه اینهمه داد و فریاد مانند باختریان برپا شده باشد. شاد باشید نویسنده: فرامرز
و تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود |
| بابک خرمدین نمادی از مقاومت ایرانیان |
|
بابک خرمدین نمادی از مقاومت ایرانیان در برابر تجاوز بیگانه گذری بر زندگی شگفت انگیز و میهن پرستانه بابک خرمدین خَرَّم در زبان پارسی هر چیزی است که خوشی و شادی و لذت را برای انسان فراهم آورَد. اینکه بهار و باغ و بوستان را خُرَّم گوئیم به این دلیل است که مایهی شادی و نشاطاند. واژه دین از دَینه اوستایی می باشد که به معنی وجدان انسان معروف است . خُرَّمدین، و بصورت امروزینش دینِ خُرَّم بمعنای دینی است که در کنار انسان ساز بودنش مایهی شادی و خوشی مردمان شود . تعریف دین به این مفهوم در جایجای گاتای زرتشت آمده است، مؤلف کتاب البدء والتاریخ درباره پیروان زرتشت میگویند: هرچه انسان خرمی بیشتری بطلبد اندوه اهریمن بیشتر میشود و اهریمن بیشتر درصدد جنگیدن با انسان برمیآید ؛ و در تعریف عقاید خرمدینان مینویسد که آنها هرچه باعث شادی و لذت باشد و طبیعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زیانی به کسی نرساند را مباح میدانند . نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست . زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد . معنی واژه بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد بهرام فره وشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی می دهد . یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است . متاسفانه عده ای از پانترکهای بی سواد دست به جعل نام این بزرگ مرد ایران زده اند و در سایتهای خود از او به عنوان قهرمان ترکان نام می بردند و او را از ترکستان و مغولستان که سرزمین ترکها می باشد خوانده اند . ولی خوشبختانه نام و معنی وی صددرصد ایرانی است و این حرکات فقط کوته فکری – عدم آگاهی و تفکری متحجرانه از آنها را برای ما نمایان می سازد . پاپک خرمدین از سرزمین آریایی مادهای آذربایجان کجا و بای بک ساختگی عده بچه تجزیه طلب از نوادگان وحشی چنگیز خان مغول کجا ؟!؟!؟ بابک از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان بود، گویا مسلمانش کرده بودند و نام عربیش حسن بود. جنبشی که بابک در ایران آغاز کرد و رسما نام جنبش خرمدینان برخود داشت، یک ایدئولوژی مشخصی را مطرح میکرد که هدفش براندازی نهائی سلطهی عرب - برقراری مساوات انسانی در ایران - تأمین خوشیی برای همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مینویسد که ایرانیان ازنظر وسعت ممالک و فزونی نیرو برهمهی ملتها برتری داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت باشکوه و سترگ ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و عرب که نزد آنها دونپایهترین قوم جهان بود برآنها مسلط گردید این امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصیبتی تحملنشدنی روبرو یافتند، و برآن شدند که با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخیزند. ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسیس، بابک و دیگران را نام برد . دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند نام خرمدین که به پاخاستگانِ ایرانی برای این جنبش برگزیده بودهاند به روشنی نشان میدهد که این یک جنبش مزدکی بوده و همهی شعارها و برنامههای مساواتطلبانه و ضد بهرهکشی مزدک را دنبال میکرده است. خود مزدک در تاریخ دینی که ادعای پیامبری آن را می کرد از زرتشت گرفته بود و با تغییراتی می خواست آن را به روز کند ولی چون در برابر دین بهی که دارای پایه های بسیار کهن بود قدرتی نداشت نتوانست گسترش یابد . ابن حزم تصریح میکند که خرمدینانِ پیرو بابک یک فرقهی مزدکی بودند . اساس تعالیم مزدک برآن بود که مردم باید هم دراین دنیا و هم دردنیای دیگر به سعادت و شادمانی دست یابند؛ یعنی هم دراین دنیا با کسب وکار وکشاورزی و صنعتْ برای خودشان بهشت بسازند، و هم با انجام کارهای نیکو و خودداری از کارهای بد رضایت خدا را حاصل کنند تا درآخرت به بهشت بروند. نیک در تعالیم مزدک عبارت بود ازگفتار وکرداری که به خود یا دیگری منفعتی برساند و سعادتی فراهم آورَد؛ و بد عبارت بود ازگفتار یا کرداری که به خود یا دیگران آسیب و گزند وارد آورد یا سبب محرومیت شود. ابنالندیم در وصف یکی از ایرانیانِ مزدکی مقیم بغداد به نام خسرو ارزومگان که ویرا پیرو مذهبی شبیه مذهب خرمدینان نامیده، مینویسد که به پیروانش دستور میداد بهترین لباسها بپوشند، و خودش نیز بهترین لباسها میپوشید و به آن افتخار میکرد . مرکز فعالیت بابک در آذربایجان بود ولی نهضتش در تمامی شهرهای ایران مشغول به فعالیت بود . جماعات بزرگی از عربها پس از یورش سپاه اسلام در شهرها و روستاهایش آذرآبادگان اقامت گرفته بودند. هدف او از میان بردن سلطهی اربابانِ عرب بود که نزدیک به دوقرن مردم ایران را تاراج میکردند. قبایل عرب همراه با فتوحات عربی به درون آذربایجان و دیگر شهرهای ایران سرازیر شدند. بلاذری دربارهی سرازیر شدنِ عربها به آذربایجان در زمان عثمان و امام علی، مینویسد بسیاری از عشایر عرب از بصره وکوفه و شام به آذربایجان سرازیر شدند و هرگروهی برهرچه از زمین توانست دست یافت و مصادره کرد، و بعضیشان زمینهائی را از عجمها خریدند و روستاهائی نیز به این عشایر واگذار شد، و مردم این روستاها به مُزارعینِ اینها تبدیل شدند . بابک به خون خواهی ابومسلم خراسانی در سال ١٩۴ق قیامش را آغاز کرد . او علنا می گفت روح ابومسلم در وجودم حلول نموده و با این سخن از سراسر ایران مردان جنگاور و سلحشور به او پیوستند . حس انتقام از عربهای مهاجم تمام وجود بابک را گرفته بود و به همه می گفت ایران را دوباره باید احیا کنیم . بسیار از نادانان زاهد بر او خرده می گرفتند که خون را با خون نمی شورند و او فجایع عباسیان را یک به یک بر می شمرد . به قول ارد بزرگ : گذشت را می توان در مورد آدمها به کار گرفت اما باید دانست این درس از آن آدمهاست نه کشورها ، سکوت در مقابل وحشی گری دشمن هیچگاه درست نیست . طبری مینویسد که مردم روستاهای نواحی اصفهان و همدان و ماهسپیدان و مهرگانکدک و جز اینها نیز به دین خرمدینان درآمدند . نخستین درگیری ناکامِ سپاهیان دولت عباسی و بابک درسال ١٩٨خ گزارش شده و خبر از شکست سپاه عباسی میدهد. دومین درگیری ناکامِ سپاه عباسی و بابک درسال ٢٠٠خ بود که بخش اعظم سپاهیان عباسی را بابک در غربِ ایران- نزدیکیهای همدان- کشتار کرد. اعزام نیروهای عباسی به جنگ بابک درسراسر سالهای ٢٠٠- ٢٠۶خ تکرار شد و هربار از بابک شکست یافتند. در سال ٢٠٣خ در دو نبرد بزرگ، دوتن از فرماندهان برجستهی دولتِ عباسی به قتل رسیدند؛ و یک فرمانده برجسته نیز شکست یافته فرار کرد. در سال ٢٠۶خ یک افسر برجستهی عرب با سِمَتِ والی آذربایجان اعزام شد و سپاه بزرگی در اختیارش نهاده شد تا بهکار بابک پایان دهد. این مرد نزدیک به دوسال با بابک درگیر بود، و در خردادماه ٢٠٨خ درکنار روستای بهشتاباد کشته شد و بخش اعظم سپاهش قتل عام شدند خلیفهی عباسی در اواسط تابستان ٢١٢خ چندین لشکر به غرب ایران فرستاد، که به گزارش طبری شصت هزار تن از روستائیان ناحیهی همدان را قتل عام کردند، ولی بابک توانست شکستهای سختی بر این نیروها وارد سازد و با تلفات و این متجاوزان را با شکست به بغداد برگرداند. به دنبال این شکستها، خلیفه تصمیم گرفت که امر مقابله با بابک را به یک افسرِ مانوی مذهبِ نومسلمان ایرانی معروف به افشین ، از خاندان ساسانی واگذارد. افشین چندی پیش برای سرکوب شورشهای مصر اعزام شده بود و مأموریتش را به نحوی بسیار پسندیده انجام داده بود و هنوز در مصر بود. اورا خلیفه فراخوانده به مقابلهی خرمدینان گسیل کرد. افشین درناحیهی همدان مستقر شد و در غرب و مرکزِ ایران از همدان و آذربایجان تا اصفهان و ری، با بزرگان روستاها مذاکراتی انجام داد و وعده های دروغین برای متفرق کردن آنها از کنار بابک به آنان داد که به ظاهر برآورندهی خواستههای روستائیان بود . از اوائل سال ٢١۵خ منطقهی نفوذ بابک که سابقا به همدان و اصفهان و ری میرسید، ازحد مناطق کوهستانی هشتادسر در آذربایجان فراتر نمیرفت. افشین پس از برگزاری مراسم نوروز و سیزده بهدر برای حمله به بابک آماده شد. نخستین حملهی او به هشتادسر با شکست مواجه شد. پس ازآن در سراسر ماههای این سال چندین حمله به هشتادسر صورت گرفت که همه ناکام ماند. داستان این نبردها را طبری با استفاده از آرشیو گزارشهای کتبی به تفصیل دقیقی درحجم حدود ٣٠ صفحه ذکر کرده است که همه خبر از رشادتهای بیمانندِ بابک و یارانش میدهد . در بهار سال ٢١۶خ سپاه امدادی خلیفه با سی میلیون درهم کمک مالی به بَرزَند رسید؛ و افشین حملاتش به بابک را ازسر گرفت. افشین ابتدا به کلانرود منتقل شده درآنجا اردو زد و برگرد خویش خندق کشید. به زودی یک لشکر بابک تحت فرمان آذین- برادرِ بابک- به سوی کلانرود حرکت کرد. نبرد سپاهیان افشین و بابک در یکی ازدرههای تنگ کوهستانی درگرفت، که تفاصیل آنرا طبری ذکر کرده ولی نتیجهی آن را معلوم نمیدارد. ازآنجا که این تفاصیل از روی سند کتبی گزارش افشین نوشته شده، میتوان پنداشت که افشین این بار نیز با شکست مواجه شده ولی شکست خود را در نامهاش منعکس نکرده باشد. دراین میان لشکرهای امدادی پیوسته از بغداد میرسید. افشین پیشروی آهسته در گذرگاههای کوهستانی به سوی قرارگاه بابک را ادامه داد. او بر هرکدام از گذرگاههای استراتژیک دست مییافت دژی بنا میکرد و پیرامونش را خندقی میکشید و لشکری درآن میگماشت تا تحرکات احتمالی روستائیان منطقه را زیر نظر بگیرد. بدین ترتیب افشین به قرارگاه بابک در منطقهی بذ در کلیبر نزدیک شد. ازاین به بعد نام بخاراخدا از فئودالهای بزرگِ ایرانیتبارِ سغد بعنوان یکی از فرماندهان برجستهی سپاه افشین به میان میآید. استقرار افشین برفراز یکی از بلندیهای مشرف بر بذ درکنار رودرود ماهها بطول انجامید. بابک دستهجات مسلحش را به گذرگاههای کوهستانی میفرستاد تا دستهجات افشین را به دام افکنند، و خودش در قرارگاهش در برابر دیدگان افشین موضع گرفته بود و همهروزه جشن شادی برپا میکرد و افرادش نای و دهل میکوفتند و پایکوبی میکردند و سرود میخواندند و افشین خائن به ایران را به استهزاء میگرفتند. دریکی از روزها بابک مقادیری خیار و سبزیجات و هندوانه برای افشین هدیه فرستاد و به او پیام داد که میبینم شما جز کُماچ و شوربا چیز دیگری برای خوردن ندارید؛ دلم برایتان میسوزد و امیدوارم این هدایا دلتان را نیز نسبت به ما نرم کند . افشین که میدانست هدف بابک ازاین کار برآورد نیروی او باشد سردستهی این مأموران را با گروهی از افرادش فرستاد تا سه خندق بزرگ و دیگر خندقها را بازدید کند و خبرش را برای بابک ببرد، شاید بابک دست از مقاومت برداشته و تسلیم شود . در شهریورماه ٢١۶خ و زمانی که روستائیان سرگرم کار در مزارع و باغستانها بودند، حملهی افشین به شهر بذ(مرکز بابک) با سپاهی عظیم آغاز شد. چون افشین به نزدیکی بذ رسید و بابک فقط سرداران خود را در کنارش دید راهی به جز فریب افشین خائن ندید . به همین جهت شخصی به نزد او فرستاده پیام داد که چنانچه او تعهد بسپارد که به وی و مردانش آسیب نرسد، شهر را به او تسلیم خواهد کرد. افشین پاسخ مساعد داد و بابک شخصا از دژ بیرون آمد تا با افشین مذاکره کند. افشین نیز وقتی دانست که بابک درحال نزدیک شدن به اواست به طرف او رفت. چون بابک و افشین در فاصلهئی ازهم قرار گرفتند که میتوانستند صدای یکدیگر را بشنوند، بابک به او گفت: حاضرم که تسلیم شوم ولی مهلت میخواهم که خود را آماده کنم. افشین گفت: چندبار به تو گفتم که بیا و تسلیم شو، ولی قبول نکردی. اکنون نیز دیر نیست، اگر امروز تسلیم شوی بهتر از فردا است. بابک گفت: من تصمیم خودم را گرفتهام و تسلیم میشوم؛ ولی باید تعهدنامهی کتبی خلیفه را برایم بیاوری تا اطمینان یابم که چنانچه تسلیم شوم نه به خودم و نه به افرادم گزندی نخواهد رسید. افشین به او قول داد که چنین خواهد کرد . ولی بابک که افشین را فردی خائن و ضد ایرانی می دانست افشین را فریب داده بود و در اندیشه پیروزی در جنگ بود . در همان لحظاتی که بابک با افشین درحال مذاکره بود و به افسرانش پیام فرستاده بود که دست از نبرد بکشند تا به ظاهر با افشین به نتیجه برسد، تیپهای سپاه افشین وارد شهر بذ شدند وآتش در شهر افکندند و شهر را ویران کردند . گروهی به فراز کاخ بابک رفتند تا پرچم اسلام برافرازند. گروههای بسیاری در کوچهها در حرکت بودند وآتش به خانهها میافکندند و شهرها را ویران کردند و خبر این جنایات بر بابک رسید و سریعا محل مذاکره را ترک کرده به شهر برگشت شاید بتواند شهر را نجات دهد. ولی دیر شده بود. کشتار و تخریب و نفرتافکنی و آتشزنی تا پایان روز ادامه یافت، کلیهی مدافعان شهر به قتل آمدند، و افراد خانوادهی بابک دستگیر شده به نزد افشین فرستاده شدند. درپایان روز که سپاه افشین به خندقشان برگشتند، بابک و مردانی که همراهش بودند به شهر وارد شدند و پس از دیدن ویرانیها از شهر رفته در درهئی درکنار هشتادسر مخفی شدند. روز دیگر نیز به روال همانروز تخریب و آتشزنی ازسر گرفته شد و این کار تا سه روز ادامه داشت تا شهر بهکلی سوخت و اثری ازآبادی برجا نماند . بعد ازآن بابک دریکی از روزها با همراهانش ازدره خارج شده به سوی ارمنستان به راه افتاد. افراد افشین که از بالا نگهبانی میدادند آنها را دیده تعقیب کردند. بابک و همراهانش به چشمهساری رسیدند و ازاسب پیاده شدند تا استراحت و تجدید نیرو کنند و غذائی بخورند. افراد تعقیبکننده برآن بودند که بابک را غافلگیر کنند، ولی هنوز به نزد بابک نرسیده بودند که بابک وجودشان را احساس کرده خود را برروی اسب افکند و ازجا درپرید. سواران تعقیبش کردند. زن و مادر و یک برادر بابک دستگیر شدند. بابک وارد خاک ارمنستان شد و چون خسته وگرسنه بود به یک مزرعه رفت که چیزی بخرد. سرانِ آن روستا نیز مثل دیگر روستاها پیام افشین را دریافته بودند، و میدانستند که اگر بابک را تحویل دهند جائزه دریافت خواهند کرد. یکی از کشاورزان با دیدن بابک که رخت برازنده دربر داشت و سوار براسبی نیکو بود وشمشیری زرین حمایل کرده بود، گمان کرد که او شاید بابک باشد. لذا خبر به کشیش روستا برد. کشیش چند نفر را برداشته به سرعت خودش را به بابک رساند که درحال غذا خوردن بود. او به بابک تعظیم کرده دستش را بوسیده گفت: من از دوستداران توام، و ازتو میخواهم که به مهمانی به خانهام بیائی. دراین روستا و اطراف آن همهی کشیشها دوستدار توهستند و اگر با ما باشی آسیبی به تو نخواهد رسید . بابک که خسته و درمانده بود، فریب احترامها و وعدههای کشیش را خورد و همراه او وارد خانهاش شد. کشیش از همانجا شخصی را به نزد افشین فرستاد تا به وی اطلاع دهند که بابک درخانهی اواست. افشین یکی از افرادش را به نزد کشیش فرستاد تا بابک را شناسائی کند و نسبت به درستی پیام کشیش اطلاع یابد. کشیش به فرستادهی بابک رخت طباخان پوشاند، و وقتی آن مرد سینی غذا را برای بابک و کشیش برد بابک ازکشیش پرسید: این مرد کیست؟ کشیش گفت: ایرانی است و مدتی پیشتر مسیحی شده و به ما پیوسته در اینجا زندگی میکند. بابک با مرد حرف زد و پرسید اگر مسیحی شده چه ضرورتی داشته که اینجا باشد. مرد گفت: من از اینجا زن گرفتهام. بابک به شوخی گفت: ازمردی پرسیدند ازکجائی؟ گفت: ازآنجا که زن گرفتهام . بههرحال کشیش به افشین پیام داد که دودستهی مسلح را به نقطهی مشخصی بفرستد، و روزی را نیز مقرر کرد که بابک را به بهانهی شکار به آنجا خواهد بُرد. این عمل برای آن بود که او نمیخواست بابک را در خانهاش تحویل مأموران افشین بدهد، زیرا ازآن میترسید که بابک زنده بماند و دوباره جان بگیرد و ازاو انتقام بکشد. طبق قراری که در پیامش به افشین داده بود، کشیش یکروز به بابک گفت: چند روزی است که درخانه نشستهای و میدانم که ازاین حالت دلگیر و خستهای. اگر تمایل داری من زمینی دارم که آهوان بسیاری درآنجا یافت میشوند، و چندتا باز شکاری نیز دارم که گاه آنها را با خود به شکار میبرم. بیا فردا به شکار برویم . بابک درخلال چند روزی که مهمان کشیش بود ازاو و اطرافیانش رفتارهای نیکی دیده و کاملا به او اعتماد یافته بود. افشین دودستهی مسلح از افراد برجستهاش را همراه دو افسر از خاندان ایرانی سُغد به نامهای پوزپاره و دیوداد به محلی که کشیش تعیین کرده بود فرستاد تا کمین کنند و درلحظهی مناسب برسر بابک بتازند و دستگیرش کنند. بابک در روز مقرر همراه کشیش به شکار رفت ولی خودش شکارِ پوزپاره و دیوداد گردید. وقتی بازداشتش کردند و دستهایش را ازپشت میبستند، رو به کشیش کرده به او دشنام داد و گفت: مردک! اگر پول میخواستی من میتوانستم بیش ازآنچه اینها به تو خواهند داد بدهمت. مطمئنم که مرا به بهای اندک فروختهای . روزی که قرار بود بابک را وارد برزند (اقامتگاه افشین) کنند، افشین مردم شهر و بسیاری از مردم روستاهای دور و نزدیک را در میدانِ بزرگی در بیرون شهر در دوسو گرد آورد و میانشان فاصلهی کافی گذاشت تا بابک بگذرد و همه به او بنگرند و بدانند که کارِ بابک تمام است. ساعتی که بابک را در زنجیرهای گران از میان دوصفِ مردم میگذراندند، شیون زنان وکودکان بلند شد که برای رهبر محبوبشان میگریستند و برسر وسینه میزدند. افشین با صدای بلند خطاب به زنهای شیونکننده گفت: مگر شما نبودید که میگفتید بابک را دوست ندارید؟ زنان با شیون جواب دادند: او امید ما بود و هرچه میکرد برای ما میکرد . برادر بابک نیز مثل بابک نزد یکی از کشیشان پنهان شده بود. ویرا نیز آن کشیش به مأموران افشین تحویل داد . موضوع بابک چنان برای خلیفه بااهمیت بود که وقتی خبر دستگیریش را شنید جایزهی بزرگی برای افشین فرستاد و به او نوشت که هرچه زودتر ویرا به پایتخت ببرد. فرستادگان خلیفه همهروزه به آذربایجان اعزام میشدند تا با افشین درتماس دائم باشد و او بداند که چه وقت و چه ساعتی افشین و بابک به پایتخت خواهند رسید؛ و برفراز تمام بلندیهای سرراه و درکنار جاده دیدبان گماشت تا هرگاه افشین را ببینند به یکدیگر جار بزنند و همچنان این جارها تکرار شود تا به خلیفه برسد. او همهروزه هیئتی را همراه با هدایا و اسب و خلعت به نزدِ افشین میفرستاد تا قدردانی از خدمت افشین را به بهترین وجهی نشان داده باشد. افشین در دیماه ٢١۶خ با شوکت و شکوه بسیار زیادی وارد پایتخت خلیفه گردیده به کاخی رفت که به خودش تعلق داشت و بابک را نیز درآن کاخ زندانی کرد. چون هوا تاریک شد و مردم به خواب رفتند، خلیفه به یکی از محرمانش مأموریت داد تا بطور ناشناس به نزد بابک برود و اورا ببیند و بیاید اوصافش را به او بگوید. آن مرد چنان کرد، و افشین ویرا بعنوان مأمور حامل آب به اطاقی برد که بابک درآن زندانی بود. خلیفه وقتی اوصاف بابک را ازاین محرم شنید، برای اینکه بابک را ببیند و بداند این مرد چه عظمتی است که ٢٢ سال مبارزاتِ مداوم و خستگیناپذیرش پایههای دولتِ اسلامی را به لرزه افکنده است، نیمشبان برخاسته رخت ساده برتن کرد و وارد خانهی افشین شده بطور ناشناس وارد اطاق بابک شد و بدون آنکه حرفی بزند یا خودش را معرفی کند، دقایقی دربرابر بابک برزمین نشست و چراغ دربرابر چهرهاش گرفته به او نگریست . بامداد روز دیگر خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ویرا ببینند. بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که ویرا سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند. پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیار زننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. برای آنکه همهی مردم بشنوند که اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند. آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) : تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت.من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد. من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند.مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند . مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود: ” پاینده ایران “ روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است. اعدام بابک چنان واقعهی مهمی تلقی شد که محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبهی بابک یعنی چوبهی دار بابک در شهرِ سامرا که در زمان اعدام بابک پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یکی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد . برادر بابک یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت که اورا مثل بابک اعدام کند. طبری مینویسد که وقتی دژخیمْ دستها و پاهای برادر بابک را میبُرید، او نه واکنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمیآورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار کردند . بدین ترتیب کار بابک پس از ٢٢ سال پیروزی پیدرپی و وارد آوردن شش شکست بزرگ بر ششتا از بهترین فرماندهان ارتش عباسی، و پس از امیدهای فراوانی که روستائیان ایران به او بسته بودند، با توطئهی نمایندهی عیسا مسیح و یک شاهزاده خائن به پایان رسید . تاریخ بداند که مدعیان تولیت دین در هردین و مذهبی دشمن تودههای تحت ستم و همدست زورمندانند، و این امر منحصر به متولیان یک دین خاص نیست، بلکه کشیشان مسیحی نیز با همهی مدعاهائی که ارائه میکنند . امروزه ایرانیان آزاده از 10 تا 13 تیر ماه هر سال بر قلعه سر به فلک کشیده این سردار بزرگ گرد هم می آیند و مراسم زادروزش را گرامی می دارند . مردم ایران از شهرهای مختلف راهی کلیبر در شمال اهر می شوند . متاسفانه عده ای از ضد ایرانیان متحجر و وطن فروش نیز از این گردهم آیی ملی سو استفاده میکنند و با برافراشتن پرچمهای ترکیه و جمهوری آران ( آذربایجان ) سعی به انحراف کشیدن این یابود میکنند . این افراد که به پان ترکیسم مشهور هستند باقی مانده سید جعفر پیشه وری گجستک هستند که با امکانات روسهای متجاوز سعی در متلاشی کردن ایران داشت . به همین منظور همه ساله سپاه پاسداران دورادور کل این مراسم را تحت کنترل خود دارند . و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه ، سایت دانلود مقاله ، عکس و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود و تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات |
| سهراب سپهری |
|
اشک سهراب سپهری در فراق خسرو گلسرخی
شاید در گیر و دار اعدام خسرو گلسرخی سهراب سپهری اینچنین سرود : کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم
و در بند آخر با کنایه می گوید در افسون گل سرخ ! که احتمالا اشک است شناور باشیم بی اختیار بیاد این جمله ارد بزرگ می افتم که :تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای ( امواج) گیتی است . و باز همو می گوید :شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او میدان بروز و رشد هنر را داده است .
تاریخ مفاهیم و رازه های بسیاری را با خود می برد و رازهای جدیدی پیش روی ما می گذارد . سهراب نگاه دردمند خود را با کلماتی کوچک اما وسیع بیان می دارد. او همانند اخوان شمشیر از رو نبسته
او شمشیرش اشک و احساس لطیف ش است به یاد او یکی از اشعار زیبایش را می گذارم که با کمی دقت می توان در آن ، راز های را یافت ... شبی سرد است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته نیرنگی است و چراغی مرده می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند زمن آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها سازد پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر،سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر آرم از دل وای این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غمی هست به دل غم من،لیک غمی غمناک است
و تگ های این مطلب :سایت دانلود مقاله ، مقاله پایان نامه ،دانلودمقاله و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه رایگان ، سایت مقاله ها و تگ های این مطلب :مقالات و پایان نامه ها ، سایت دانلود پایان نامه |
| احمد شاه مسعود - شیر پنجشیر |
|
شهید احمد شاه مسعود فرزند دلیر ایران بزرگ ظهور احمد شاه مسعود در منطقه خراسان بزرگ ایران ( که با نام ساختگی استعمار روس و انگلستان امروزه افغانستان نامیده می شود ) موجی از شادی و امیدواری را در میان ملت ایران بزرگ ایجاد نمود . احمد شاه مسعود فرزند دلاور ایران زمین برای نجات اقوام ایرانی منطقه خراسان بزرگ دست به مبارزات مختلف زد و مجاهدت های کم نظیری در تاریخ از خود بجای گذاشت و به درجه رفیع شهادت در راه میهن نائل آمد . به گفته برخی اسناد توسط دولت وهابی عربستان سعودی و نفوذ عوامل واپسگرایش در منطقه آریانا ترور شد و حزن و اندوه سنگینی را بر همه منطقه فلات ایران و ملت آریایی فلات ایران وارد نمود . عربستان نیز به پیروی از قدرتهای استعمارگر همچون انگلستان به آرزوی دیرینه خود که همانا عدم اتحاد مناطق ایران بزرگ بوده است موقتا دست یافت . کشورهایی که در طی سی صد سال گذشته همه تلاش خود را نمودند تا افغانستان را کشوری جدا از ایران بنامند و آنها را در فقر و عقب ماندگی و جنگ و خونریزی نگاه دارند و اینگونه وانمود کنند که مردم این دو منطقه کاملا بیگانه از یکدیگر هستند ، به درستی نمی دانند که منطقه فلات ایران خواستگاه اقوام آریایی ایران بزرگ است و روزی در نهایت این جدایی ها ناخواسته از میان برداشته خواهد شد و ایران بزرگ روی همه فرزندانش را خواهد دید و در سایه اتحاد دست همه بیگانگان را از این منطقه کوتاه خواهند نمود و قدرت از دست رفته را باز خواهیم یافت . یاد و خاطره احمد شاه مسعود و ارد بزرگ ، دو اسطوره ایران دوست و دلاور و هنرمند ، برای همیشه در قلب میلیون های ایرانی و مردم افغانستان کنونی باقی خواهد ماند . همه ساله هجدهم شهریور ماه یاد و خاطره شهادت احمد شاه مسعود در ایران - افغانستان و تاجیکستان گرامی داشته میشود . روانش شاد و اهورایی باد . احمد شاه مسعود : "ما برای آزادی می رزمیم، زیرا زیستن در زیر چتر بردگی پست ترین نوع زندگی است. برای حیات مادی همه چیز را میتوان داشت آب نان و مسکن. ولی اگر آزادی ما برباد رفت اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد واگر استقلال ما نابود گشت در آن صورت این زند گی برما کوچکترین لذت نخواهم داشت" به سوگ داستان آریانا بگریم زآستان آریانا بود ازسرزمین آریائی کران اندر کران آریانا گرفتستند ایران ویح وایران شمال وخوربران آریانا سلام ای پهلوان پهلوانان سپهدار کلان آریانا سلام ای سرفراز ای گرد ای سام فسانه پهلوان آریانا جوان شد داستان پهلوانی زتو گرد جوان آریانا شغاد افکند رستم را به نیرنگ تو را هم میهمان آریانا نمک خورد وشکست آخر نمکدان فکند آتش به خوان آریانا بس آن تازی که کرد این ترکتازی نمودی مهربان آریانا به دستی زر به دستی تیغ و برلب بیامد مدح خوان آریانا نگر بهرام چوبین و قلون را همان شد داستان آریانا فرستاد او کلاغی دو قلون سان بسوی قهرمان آریانا به رقص آوردشان همچون عروسک به رأی طالبان آریانا کزآنان وعمرشان شد شب وروز سوی بالا فغان آریانا عروسک سوی دوزخ رفت ومسعود سوی حق ز آسمان آریانا به کوه بی ستون نقراست برسنگ ( تو در آن پارس را خوان آریانا ) که ازخصم ودروغ وخشک سالی بود زخم وزیان آریانا کنون این هرسه با این تازی افتاد به دشت وگلستان آریانا خزان آورد شهریور به هشتاد به باغ وبوستان آریانا که درفقدان احمد شاه مسعود بسوزد استخوان آریانا که گیرد پنجشیر وهم بدخشان پس ازاوچون میان آریانا تنید القاعده جولاهه سان تار که سازد ریسمان آریانا ندانست که او باشد یاد آن شیر توان بخش یلان آریانا خدایا بیخ بن لادن برانداز که سوزاند او نهان آریانا سلام ای قهرمان آریانا به خون خفته روان آریانا جوان رفتی وافزودی تو جان را جوانمرگا به جان آریانا **** کوه دلگیر است کوه انگاری که دلگیر است دره (پنجشیر) پنداری که خاموش است باز سهرابی به خاک افتاد باز تهمینه سیه پوش است زخم این سهراب از شمشیر رستم نیست دشمن این پهلوان دیو است آدم نیست قصه گوی توس اگر می بود مویه های میکرد و خون از خامه می بارید داستان کشتن سهراب را این بار طرح تازه می بخشید ای بلوط سخت جان، ای قهرمان، ای مرد من نمیدانم چه صبحی از نشیب دره ها افراختی قامت ای نمودی از تکاپو ،ای سراپا استقامت قِصه ها و قُصه هایت را گرچه از نزدیک نشدیدم لیک دردی را که تو فریادی می کردی من به چشم خویش می دیدم صبح میلادت به یادم نیست شام مرگت لیک از یادم نخواهد رفت... خاطره ای از احمد شاه مسعود و ارد بزرگ : این خاطره حکایت از روابط نزدیک این دو تن دارد که در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان ، که کابل ، هرات و مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود . هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران می شدند و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر ( مسعود ) به زانو در خواهد آمد، و اندک نیروی مردم افغانستان هم قربانی سیاستهای آمریکایی دولت پاکستان و عربهای متجاوز امارات واقع شود .ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار می گیرد. در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته و آهوی ظریف و کوچک ، گونه خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که از ارد بزرگ ، یک اسطوره می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ... احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم را می بست تا جراحتم التیام یابد" این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.او خود می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.او به هنر ایرانی به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است . تائو ، فردوسی بزرگ و خیام فیلسوف را بشناسیم او از تائو لطافت و گذرایی و از فردوسی بزرگ هدف و آرمان مقدس و از خیام فیلسوف جهان فانی و بی ارزش را آموخته است. احمد شاه مسعود به گفته یارانش در سفرها و منزلش در کنار قرآن دیوان حضرت حافظ را هرگز از خود جدای نمی کرد و ارادت خواصی به حافظ گرانمایه داشت . و تگ های این مطلب :مقالات و پایان نامه ها ، سایت دانلود پایان نامه و تگ های این مطلب :دانلود مقالات رایگان ، دانلود رایگان پایان نامه ها و تگ های این مطلب :دانلود پایان نامه رایگان ، سایت مقاله ها |
| نام ها و اسامی ایرانی |
|
بر فرزندان این کهن مرز و بوم نامهای ایرانی بگذارید ، در هیچ کجای دنیا قومی نمیابیم که نامهای بیگانگان را بر فرزندان خود بگذارند.
اسامی نامهای پسرها الف آبادان : خرم و باصفا ب
پ
ت
ج
چ
خ
د
ر
ز
ژ ژاماسب : نام شوهر پورچیستا جوانترین دختر اشوزرتشت ژوپین : نام پسر کیکاووس س
ش
ف
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
اسامی نامهای دخترها الف آباندخت : نام زن داریوش سوم
ب
پ
ت
|