خانه |برداشت از مقالات آزاد است | مقالات این سایت برای وبلاگ نویسان حرفه ایی گردآوری شده است | آرشیو وبلاگ | آمار وبلاگ | RSS

  ابومسلم خراسانی نماد برافراشته آزادگی ایرانیان

حکیم ارد بزرگ در کتاب سرخ ، فرگرد سرآمدان می گوید :
« ابومسلم خراسانی نماد برافراشته آزادگی ایرانیان است او بندهای دشمنان ایران را پاره کرد و خون گرمی شد در رگهای سرد کشورمان ، خونی که تا ابد در دل این کشور خواهد جوشید و هر زنجیری را پاره خواهد نمود



با این وجود چند روزی است عده ایی با برچسب های واهی سعی در مخدوش کردن این نماد ایرانی را دارند نمادی که در دل مردم کشورمان و بخصوص خراسانی ها جا دارد و عجیب آنکه مخالفتشان را تا جایی پیش برده اند که تیم محبوب و مردمی ابومسلم را تهدید به حذف از جریان مسابقات فوتبال نموده اند تیمی که بیش از چهل سال از قدمت آن می گذرد .

در مورد ابومسلم خراسانی باید گفت او یک ایرانی میهن پرست بود چنانچه می خوانیم : ابو جعفر منصور دومین خلیفه عباسی آنگاه که دید محبوبیت ابومسلم بمراتب از او که خلیفه است در بین تبار ایرانیان بیشتر است تصمیم به قتل او گرفت برای اینکار به حیله های بسیاری متوسل شد تا ابومسلم را برای اجرای نقشه شوم خویش به دستگاه خلافت بکشد .
روزی که منصور پلید همچون خفاشی خونخوار قهرمان ایرانیان ، ابومسلم خراسانی را با سربازان سیاه دل خویش دور از دسترس ایرانیان و بخصوص خراسانیان به قتل رساند نبض ایران ایستاده بود .
آنگاه که پیکر شهید سرخ ایران را از دستگاه خلیفه به بیرون کشیدند منصور دید بر روی زمین گردنبندی از پوست آهو افتاده آن را باز کرد و در آن بر پوسته یی نازک به زبان پهلوی خطوطی دید دانشمندان دربار منصور متن را ترجمه کردند :
« سرباز ایران ابومسلم خراسانی »
ایرانیان از همان روز تصمیم به نابودی دودمان جور و ستم عباسیان را گرفتند کسانی همچون سنباد اسحاق ترک مقنع و بابک خرم دین پرچم انتقام خون ابومسلم را بر دست داشتند و در نهایت به تدبیر مرد جاودانه ایران خواجه نصیرالدین توسی سلسله عباسیان با خواری و خفت تمام به پایان رسید

و در جایی دیگر می خوانیم :

آسمان روستای «ماخان» شهر مرو ، شهاب باران بود مردم حیرت زده به آسمان می نگریستند در سیاهی شب شعله های آتشین آسمان را پاره پاره می ساختند . ریش سفیدان در دفتر روزگار سپری شده خویش چنین حالتی را به یاد نداشتند به گیو پیر ( خان و ریش سفید روستا ) خبر دادند فرزندی بدنیا آمده بی مانند .
گیو به آن خانه در آمد و بازوی کودک را دید که سه نگار مادری داشت یکی به شکل ستاره و دیگر دو حلال ماه .
رویش را به آسمان نموده و خداوند را سپاس گفت که چنین کودکی در آن شب زیبا در آن روستا پا به جهان نهاده است گیو پیر با چشمان پر اشک به پدر کودک گفت این شکوفه زیبا دستگاه جور تازیان را به دو نیم نموده و با لشکری سیاه همچون شب قیرگون امشب آسمان تیره ایران را همانند این شهاب سنگها روشن خواهد نمود .
نام آن کودک ابومسلم خراسانی بود .
ابومسلم خراسانی دودمان ستمگر بنی امیه را از اریکه قدرت به زیر کشید . عظمت کار ابومسلم خراسانی را وقتی بهتر خواهیم فهمید که بدانیم هم او دستور داد صد هزار تن و بقولی دیگر ششصد هزار تن از تازیان بنی امیه گردن زده شوند . و بدینوسیله انتقام ملت ایران را از دستگاه ظلم آنان گرفت .

زندگینامه ابومسلم خراسانی :

چنانکه در تاریخ نهضت های ملی ایرانیان دیده ایم ملت ایران برای رهایی از قید اسارت تازیان از راههای مختلف استفاده کرد که یکی از آنها طریق جنگ و عصیان و دیگری ادبیات بود. ابو مسلم از جمله کسانی است که در عین توجه به ملیت، درحالیکه قیام او برای تحکیم مبانی ملیت و استقلال ایران مفید و موثر بود از طریق مذهب استفاده برد و با تقویت یکی از مذاهب اسلامی یعنی تشیع بر ضد خلفای اموی که از مخالفین جدی شیعه بوده اند، قیام کرد و آنان را از میان برد تا سرانجام مخالفین جدی ایران و ایرانیان و طرفداران سیادت نژادی عرب یعنی بنی امیه را برانداخت و حکومت را بدست ایرانیان داد.


زادگاه ابو مسلم خراسانی روستای « ماخوان» مرو است. ضمناً باید دانست که درایرانی بودن ابو مسلم تردیدی نیست زیرا پدر او اصلاً ونداد هرمز ( بنداد هرمز) نام داشت و پس از آنکه قبول اسلام کرد به مسلم موسوم گردید.


آنگاه که نوزده ساله بود ابراهیم امام او را برای اداره خراسان برگزید از جمله سفارش های ابراهیم به ابومسلم آن بود که: « اگر بتوانی در خراسان هیچکس را که به عربی تکلم کند باقی مگذار.» و ازاین فرمان به خوبی معلوم می شود که بنی عباس پیشرفت خود را تنها در جانبداری از ایرانیان می دانسته اند و ابو مسلم نیز در عین تظاهر به تشیع خالی از تعصب ملی نبود.

در این مدت دعوت شیعه بنی عباس مخفیانه انجام می شد اما در سال 129 هجری هنگامیکه ابو مسلم همراه با هفتاد تن از روسای شیعه عازم مکه بود در کومش ( نام قدیم ناحیه سمنان و دامغان) نامه ای از ابراهیم دریافت کرد که فرمان ان نامه چنین بود:« از هر کجا که نامه را یافتی بازگرد و به دعوت آشکار شیعه آل عباس بپرداز.» از این رو ابومسلم به زادگاه خویش بازگشت و روسای آل عباس را نیز به زادگاه خود در مرو آورد و پس از راهنمایی به طالقان و خوارزم و تخارستان و اطراف بلخ فرستاد تا دعوت خود را آشکار سازند.

در این زمان ابو مسلم نامه ای به نصر بن سیار عامل بنی امیه در خراسان نوشت و او را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت کرد اما نصر هجده ماه پس از قیام ابو مسلم سپاهی به سرداری یکی از اطرافیان خود به نام «یزید» برای جنگ با ابو مسلم فرستاد و این سردار در جنگ با سپاه ابو مسلم اسیر شد و سپاهیان نصر گریختند.

ابومسلم خلاف معمول نسبت به این اسیر نیکی کرد و در مداوای جراحات وی کوشید. هنگامی که یزید از نزد ابو مسلم می رفت، سردار خراسان گفت: بازگشت این مرد باعث خواهد شد که مردان پرهیزکار نزد ما آیند، زیرا دشمنان ما، ما را بت پرست و خون ریز و معترض به مال و جان مردم معرفی کرده اند و بیان مشاهدات این مرد ما را از این تهمتها بر کنار خواهد داشت. و به این ترتیب نخستین جنگ ابو مسلم با عمال بنی امیه علاوه بر فتح ظاهری منجر به پیروزی بزرگی از لحاظ معنوی برای وی گشت.

موضوع مهمی که در آن هنگام در خراسان جلب نظر می کرد اختلافات شدید میان قبایل عرب بخصوص مخالفت‌های سخت میان نصر بن سیار و سردسته فرقه یماینین معروف به «کرمانی» بود. ابو مسلم چون دشمنی و سرگرمی شدید این دو فرقه را دید و همواره بدنبال فرصتی برای گرفتن انتقام از خونخواران متجاوز عرب را در سر داشت به فکر افتاد که از طرفی بر شدت دشمنی این دو دسته نسبت به یکدیگر بیفزاید و از طرفی از یک دسته بر ضد دسته دیگر استفاده کند و چون یکی را از میان برد دیگری را نیز از پای در آورد. به همین منظور شروع به نوشتن نامه هایی به هر دو طرف کرد. مثلاً نامه ای به کرمانی نوشت و در ان از نصر بن سیار به نیکی یاد می کرد و به پیک خود دستور می داد که از راه سکونت قبایل طرفدار نصر بگذرد و طوری رفتار کند که آنها او را دستگیر کنند و نامه را بخوانند و همین کار را نسبت به طرف دیگر انجام می داد. نتیجه این کار این شد که هر دو طرف دوستار وی گردیدند.

از طرف دیگر ابو مسلم در حالیکه مردمان شهرهای مختلف نزدیک زادگاهش مانند نسا و ابیورد و مرو رود را با خود همراه کرده بود تصمیم گرفت که در جنگ نصربن سیار و کرمانی شرکت نماید و از یکی برای ضعیف ساختن دیگری استفاده کند. کرمانی در این جنگ به حیله نصر از بین رفت و ابو مسلم بر آن شد تا با پسر کرمانی یعنی علی برای خونخواهی پدرش هم دست شود تا بیش از پیش باعث ضعیف ساختن حاکم دولت اموی در خراسان گردد. مبارزه شدید حاکم اموی خراسان با ابو مسلم از همین هنگام آغاز شد و نصر بن سیار برای مبارزه با سردار جوان ایرانی از دستگاه خلافت در دمشق تقاضای کمک کرد اما مروان خلیفه اموی به علت گرفتاری انقلابات در شام نصر را از فرستادن نیروی کمکی مایوس کرد.

این حوادث و مشکلات امویان. فرصت نیکی برای ابو مسلم در تحکیم مبانی نیات خویش و تشدید اشکالات بنی امیه در خراسان به وجود آورد و او را چنان مقتدر ساخت که بسیاری از مردم خراسان گروه گروه به او ابراز وفاداری نمودند . نصر چون از این امر آگاهی یافت پیکی به نزد مخالفین خود مانند پسر کرمانی و شیبان خارجی فرستاد . آنها را به اتحاد در مقابل دشمن مشترک یعنی ابو مسلم فرا خواند.

اگر این اتحاد صورت می گرفت فتح ابو مسلم و غلبه ایرانیان غیر ممکن بود اما سردار جوان ایرانی به سرعت در صدد جبران این حوادث بر آمد و علی بن کرمانی و شیبان را با تحریک انان به خونخواهی کرمانی از قبول پیشنهاد نصر بن سیار باز داشت. از این هنگام تا آغاز سال 130 هجری ابو مسلم همواره مشغول ایجاد تفرقه بین قبایل عرب بود به طوریکه با این سیاست ابو مسلم قبایل عرب به دو دسته تقسیم شدند: گروهی طرفدار علی بن کرمانی و دسته ای دیگر به نام مضریین جانب نصر بن سیار را گرفتند و کار اختلاف این دو گروه به جایی کشید که هریک به فکر استمداد از ابو مسلم بر ضد طرف دیگر افتادند و به این منظور منتخبینی نزد ابو مسلم فرستادند. ابو مسلم پیش از دادن پاسخ صریح به منتخبین. با سران سپاه خود صحبت کرد و به آنان تعلیم داد که هنگامی که من بعنوان مشورت از شما سوال کردم همگی جانب علی بن کرمانی را بگیرید زیرا اگر به به نصر یاری کنیم حکومت اموی را تقویت کرده ایم. پس از این امر ابو مسلم علی بن کرمانی را به جنگ با نصر تحریک کرد و هنگامی که علی و نصر در مرو سرگرم مبارزه بودند او با سپاهیان خویش به شهر هجوم آورد و بر انجا چیره شد و به طرفین جنگ فرمان داد تا به لشگرگاههای خود باز گردند و علاوه بر این پیکی به نزد نصر فرستاد تا او را به اطاعت از خویش فرا خواند و نصر چون چاره ای ندید شبانه با زن و فرزند و یکی از نزدیکان به حیله از دست ابو مسلم گریخت.

پس از فرار نصر ابومسلم عده ای را مامور تعقیب او کرد و سپس به تحکیم وضع خود در مرو و از بین بردن سران قبایل عرب همچون شیبان خارجی و علی بن کرمانی پرداخت. «قحطبه» یکی از سران بزرگ شیعه بنی عباس به همراه خالد بن برمک از خاندان برامکه از کسانی بودند که از طرف ابوسلم مامور تعقیب نصر شدند. آنها در طوس و حوالی نیشابور به پیشرفتهای شگرفی نایل شدند و تمیم پسر نصر را به قتل رساندند و نصر چون از اوضاع اطلاع یافت از نیشابور به کومش و از آنجا به گرگان گریخت. قحطبه نیز در تعقیب وی به گرگان رفت و در جنگ خونینی که در همان سال روی داد باز هم غلبه با خراسانیان بود و گرگان نیز بر قلمرو حکومت ابو مسلم افزوده شد.نصر بن سیار در حال گریز به نواحی مرکزی ایران و با انجام جنگهایی به کمک «ابن هبیره» عامل معروف بنی امیه بر ضد خراسانیان که منجر به شکست او شد نهایتاً به ساوه رفت و در آنجا درگذشت.

هنگامیکه خبر فتوحات سریع ابومسلم به ابن هبیره رسید سپاه بزرگی را که در کرمان به فرماندهی ابن ضیاره داشت مامور جنگ با ابو مسلم کرد و در این نبرد که در نزدیکی اصفهان روی داد در مدت کوتاهی سپاه بزرگ ابن هبیره از بیست هزار تن از سپاهیان ابو مسلم شکست خورد و غنائم زیادی نصیب همراهان ابو مسلم گردید.پس از این فتح به سرعت زور و حلوان و مداین و جلولاء و انبار و خانقین و بسیاری از نواحی دیگر به دست سپاهیان خراسان افتاد. سپاه ابومسلم پس از گذشتن از فرات و شرکت در جنگ شدیدی که منجر به کشته شدن قحطبه شد توانست کوفه را نیز فتح کند. و این اولین بار پس از حمله اعراب به ایران بود که ایرانیان بازماندگان آنان را به آنسوی میانرودان راندن می گویند ابومسلم بیش از ششصد هزار عرب بنی امیه را در ایران از دم تیغ گذرانید .
در همین اوقات در کوفه ابوالعباس سفاح به جانشینی امام انتخاب شد و به این طریق حکومتی که قسمت اعظم اولیای امور آن ایرانی و یا از معاشرین ایرانیان بودند به وجود آمد و حکومت متعصب و عربی اموی بر لبه پرتگاه فنا رسید. هنگامی که مروان بن محمد خلیفه اموی از کیفیت کار بنی عباس و پیشرفت خراسانیان اطلاع یافت خود با سپاهی عظیم به جنگ آنان شتافت و سفاح نیز سپاه بزرگی از خراسانیان به مقابله مروان فرستاد.دو لشکر در «زاب» به هم رسیدند که نهایتاً با پیروزی خراسانیان پایان یافت و مروان در حالیکه به مصر گریخته بود توسط سپاهیان خراسان که او را رها نکرده بودند کشته شد. پس از کشته شدن مروان و قتل عام بنی امیه دولت عباسیان به قدرت رسید که از همان ابتدای کار در عین همکاری با ایرانیان در فکر بر انداختن سران ایرانی همچون ابومسلم و ابو سلمه بود.آنان ابتدا ابو سلمه را با دسیسه در نزدیکی کوفه کشتند و سپس برای از بین بردن ابو مسلم به تکاپو افتادند.

پس از قتل ابو سلمه، سفاح برادر خود ابو جعفر منصور را نزد ابو مسلم به خراسان فرستاد و هنگامی که منصور قدرت و عظمت ابو مسلم را مشاهده کرد هنگام بازگشت برادر خود سفاح را به قتل ابو مسلم ترغیب کرد.

- اولین خیانت خلیفه: سفاح برای عملی کردن نقشه قتل ابومسلم. یکی از رجال عرب نژاد به نام سباع بن نعمان الازدی را به خراسان فرستاد. در همان هنگام مردی به نام زیاد بن صالح در ماوراء النهر بر ابومسلم طغیان کرده بود. ابو مسلم به سرعت برای فرونشاندن این شورش به همراه سباع بن نعمان به شهر «آمل» عزیمت کرد و در آنجا دریافت که علت قیام زیاد بن صالح تحریکات سباع بن نعمان بوده است. پس چون از قصد خائنانه سفاح خلیفه عباسی آگاهی یافت دستور داد فرستاده او را در آمل به قتل برسانند. ابومسلم پس از آن تا سال 136 هجری هیچگاه از خراسان بیرون نرفت و همواره ترجیح می داد تا از مرکز حکومت عباسیان دور باشد. اما سفاح که نتوانسته بود به وسیله «سباع بن نعمان» دشمن قدرتمند خود را از پای در آورد به فکر افتاد تا ابومسلم را به پایتخت بکشاند از این روی به وسیله وزیر خود « ابوالجهم بن عطیه» ابو مسلم را بر آن داشت تا برای ملاقات خلیفه و انجام حج به سمت بغداد حرکت کند. هنگام عزیمت ابومسلم، سفاح به او فرمان داده بود که بیش از پانصد تن از سپاهیان را با خود نیاورد اما ابو مسلم به بهانه عدم اطمینان به مردم از قبول این فرمان عذر خواست و سرانجام با هشت هزار تن سپاهی به سمت پایتخت حرکت کرد.

- هنگامیکه ابو مسلم به پایتخت رسید، منصور که دشمنی سختی با ابومسلم داشت، خلیفه را برای قتل ابو مسلم تحریم کرد و از وی خواست زمانیکه ابومسلم برای گفتگو به خدمت خلیفه رسید چند تن را مامور کند تا او را از پشت مورد حمله قرار دهند و از پای در آوردند. سفاح ابتدا این رای را پذیرفت و منصور را مامور انجام این کار کرد اما بعد پشیمان شد و برادر را از این کار بازداشت. منصور اگر چه موفق به عملی ساختن نقشه شوم خود نشد اما بعدها در دوره خلافت خویش آنرا با قساوت و نامردی عجیبی به انجام رساند.

- آخرین توطئه در سال 136 هجری صورت گرفت و در همین سال ابوالعباس خلیفه عباسی بدرود حیات گفت و ابو جعفر منصور به جانشینی وی قرار گرفت.

در ان زمان ابو مسلم پس از زیارت حج آهنگ بازگشت به سمت خراسان کرد و چون این خبر به منصور رسید بسیار بیمناک شد، زیرا می دانست که اگر ابو مسلم به خراسان برسد دست یافتن به او کاری بسیار دشوار خواهد بود. پس نامه ای به او نوشت و گفت که ولایت مصر و شام را به وی واگذار کرده است تا او را از رفتن به سمت خراسان منصرف سازد، اما ابومسلم به نامه منصور توجهی نکرد و راه خراسان را ادامه داد. منصور بار دیگر نامه ای نوشت و به او فرمان داد که به خدمت خلیفه برگردد اما ابومسلم باز هم از قبول فرمان او سر باز زد.

منصور باز دست از اصرار نکشید و نامه ای دیگر مشتمل بر وعده های بسیار به ابو مسلم فرستاد اما این نامه نیز در ابومسلم موثر نیفتاد. سپس منصور به عموی خود عیسی بن علی و برخی از بزرگان بنی هاشم گفت تا نامه ای از جانب خود به ابومسلم بنویسند و او را به اطاعت از امر خلیفه دعوت کنند. منصور آن نامه را به دست یکی از معتمدان خویش به نام «ابو حمید مرورودی» نزد ابو مسلم فرستاد و به او سفارش کرد تا در ابتدا با ابومسلم به نرمی و ملاطفت صحبت کند و اگر ابو مسلم نا فرمانی کرد به او بگوید که منصور خود به جنگ با وی خواهد آمد، تا یا کشته شود و یا ابو مسلم را از میان بردارد.ابو حمید نیز چنین کرد و در حلوان به خدمت ابومسلم رسید. ابو مسلم پس از مشاوره کامل با یاران خود از جمله «ابو نثر مالک بن حیثم» و «نیزک» به ابو حمید مرو رودی پاسخ داد که به نزد صاحب خود برگرد و بگو که من به خدمت او نخواهم آمد. هنگامی که ابو حمید از بازگشت وی مایوس شد پیام منصور را به وی داد وقتی ابو مسلم سخنان تهدید آمیز منصور را شنید بیمناک شد و در تصمیم خود تردید کرد. در همین زمان «ابو داوود» نایب ابومسلم در خراسان به تحریک و به دستور منصور نامه ای به ابومسلم نوشت مبنی بر اینکه اگر تو با ابو مسلم آغاز جنگ کنی ما حاضر نخواهیم بود در عصیان به خلیفه خدا با تو همدست شویم.

پس ار دریافت این نامه ابومسلم دومین اشتباه بزرگ در زندگی خویش را مرتکب شد بدین معنی که از یک طرف بر اثر فشار و تهدید خلیفه و از طرف دیگر با مشاهده آثار خیانت از جانب نایب خود مجبور شد که علی رغم نصایح مشاورین خود که پیوسته او را از توجه به خدمت خلیفه منع می کردند، از راه خراسان بازگردد و به سمت مداین حرکت کند. هنگامی که به نزدیک مداین رسید گروهی از بنی هاشم با شکوهی فراوان از او استقبال کردند و او را با حرمت بسیار به پیشگاه خلیفه بردند.

فردای آنروز منصور به یکی از خادمان خود به نام عثمان بن نهیک دستور داد که با چهار نفر از سربازان که همگی عرب بودند با شمشیرهای آماده در پشت اطاق وی حاضر باشند و وقتی منصور سه بار دست بر دست زد به داخل اتاق آمده و در حضور خلیفه ابو مسلم را از پای درآورند. سپس شخصی را نزد ابومسلم فرستاد تا او را به خدمت منصور آورد و هنگامی که ابومسلم حاضر شد به او گفت می خواهم شمشیری را که در جنگ با عبدالله داشتی ببینم. ابو مسلم شمشیر را به او داد آنرا زیر تشکی گذاشت و آنگاه شروع به تندی و ناسزا با ابو مسلم کرد و آتش خشم و کدورت دیرینه خود با ابومسلم را شعله ور ساخت و چون پاسخهای قاطع ابو مسلم را شنید بسیار خشمگین شد و دست بر دست زد . گماشتگان منصور هنگامی که صدای دست وی را شنیدند با شمشیرهای آخته بر سر ابو مسلم ریختند و او را از پای در آوردند. که این واقعه در بیست و پنجم ماه شعبان سال 137 هجری اتفاق افتاد. به این ترتیب بزرگترین سردار تاریخ ایران به دست دشمنان سرزمینمان ناجوانمردانه از پای در آمد . ابومسلم خراسانی واژگون کننده سلسله بنی امیه بود و بنی عباس را او به قدرت رسانید چرا که تصور می کرد آنها بدینواسطه دست از کشورمان خواهند شست اما آنها او را به شهادت رسانیدند پس از چند دهه بابک خرمدین به خونخواهی ابومسلم پرچم سرخ در دست گرفت و گفت روح ابومسلم در او حلول یافته اما بابک را نیز عربهای بنی عباس با مکر و حیله به شهادت رسانیدند زمانی نگذشت که از خاور خراسان سلجوقیان پارت برخواستند و بنی عباس را در بغداد همچون واتیکان محدود ساختند و تا مدیترانه پرچم ایران را برافراشتند .

اما مکر بنی عباس همواره ایران را آزار می داد تا در نهایت به تدبیر خراسانی دیگری یعنی خواجه نصیرالدین طوسی دودمان بنی عباس از روی زمین برای همیشه محو و نابود شد.

و بدین ترتیب انتقام خون سردار رشید میهن مان ابومسلم خراسانی برای همیشه گرفته شد . اندیشمند و متفکر کشورمان ارد بزرگ می گوید : ابومسلم خراسانی نماد برافراشته آزادگی ایرانیان است او بندهای دشمنان ایران را پاره کرد و خون گرمی شد در رگهای سرد کشورمان ، خونی که تا ابد در دل این کشور خواهد جوشید و هر زنجیری را پاره خواهد نمود .


منبع :
http://tik-taknet.blogfa.com/post-1128.aspx

 

تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات
و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه
و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت
و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود

پاسخ های حکیم اُرُد بزرگ

به پرسش های عمومی

فروتنی - در مورد افتادگی و خاکی بودن برایم بنویسید
محیط زیست - نظر حکیم در مورد نابودی محیط زیست چیست ؟
عشق - زنی متاهلم 28 ساله هستم ... عاشق پسر همسایه شده ام
عشق در نوجوانی - عشق در دوره ی نوجوانی یعنی چه؟
ادب - ادب در این دوره زمونه
عشق - دختری را می خواهم که به من پایبند نیست
دوست داشتن و علاقه - مردی که 13 سال با احساساتم بازی کرده است
برای ارد - به اندازه عشقم به ایران
دوست پسر - بنظر شما دوسنی با جنس مخالف چیز خوبیه ؟
عذاب وجدان - مردی که زن و بچه دارد مزاحم تلفنی من شده است
احساس پوچی - دیگر حوصله کار کردن ندارم خسته شدم
طلاق - همسرم درخواست طلاق داده است
ازدواج - شش سال است جدا شده ام و اکنون مشکل دارم
زندگی - آیا برای رشد ، باید بد بود ؟
خواستگار - پدرم مخالف خواستگارم است
ازدواج - در شهر دیگری هستم و عاشق دختری شده ام
ازدواج - 10 روز دیگر عقد میکنیم و من تحت فشار روحی ام و می ترسم
ازدواج - متاسفانه تاکنون هیچ خواستگاری نداشته ام !
سرشت آدمی - چرا از زندکی همیشه راضی نیستم؟
دوراهی - چرا ازم فرار میکنه ؟
عشق - کسی را می خواهم و او عکس العمل متقابلی ندارد
عصبانیت - گاهی ناراحتی هایم را سر زنم خالی می کنم و او را می زنم
دعای بستن بخت - بارها با مسئله دعا جهت بستن بخت برخورد میکنم
درگیریهای نامزدم و مادرم - از دست نامزدم و مادرم چه کنم
فرزند - میخواهم بچه دارشوم شوهرم میگه حالا نه
ازدواج - من دوس ندارم ازدواج کنم ومی ترسم
سپاسگذار یا سپاسگزار - کدام درست است ؟
لاغری - چرا من هر کاری می کنم لاغر نمیشم ؟
ناامیدی - خیلی وقته زندگی نمی کنم چکار کنم ؟
ازدواج - خواستگار دارم و اکنون سرگردان شده ام
راه ایران - در مورد راه ایران که آن را به اشتباه جاده ابریشم ...
زندگی زناشویی - خیلی غمگینم با همسرم مشکلی ندارم اما مادرش...
عشق - نظر شما در مورد عشق چیست ؟
پیروزی - برای اینکه در زندگی پیروز بشیم از کجا باید شروع کنیم ؟
روزمرگی - گرفتار روزمرگی شدم همه چیزم بهم ریخته
ازدواج اجباری - مرد زندگیم مرا درک نمی کند
تردید - پسری که دیوانه وار دوستم داره !
کنکور - آرامشم را از دست داده ام و فرصتی برای مطالعه ندارم
ازدواج - خواستگارم 6 سال پیش معتاد بوده است چه کنم؟
کمک به فقیر - .نظر شما درباره کمک به نیازمندان و فقیران چیست؟
آیا انسان بودن آموختنی است؟ - آدمی باید انسان بودنش را بیاموزد؟
عشق - چطور دل عشق پیشینم را به دست آورم
دشمنان فارسی زبانان - دشمنان فارسی زبانان چه کشورهایی هستند
ازدواج - موانع ازدواجم ، پول و سربازی
ازدواج - مخالفت مادر با ازدواج پسر 35 ساله خود
حساسیت شوهر - شوهرم حساس شده و زود عصبانی می شود
مهریه - میزان مهریه و نوع آن و علت کم بودن و یا زیاد بودن
پنجشیر و اندراب - فرزندان پنجشیر و اندراب را فراموش نکنید
قشقایی - آیا واقعا شما از مادری قشقایی متولد شده اید یا نه؟
تنبلی - استعدادهای زیادی دارم اما زمانم را به بطالت می گذرونم
فرزند - مورد هجوم حرف این و آنم برای بچه دار شدن مشکلاتی دارم
حکمت - در مورد حکمت برایم بنویسید
احساس پوچی - دیگه اون ادم سابق نشدم و احساس پوچی میکنم
نظریه قاره کهن - در مورد نظریه قاره کهن کمی برایم توضیخ دهید
شانس - آیا شما به شانس اعتقاد دارید
شک - به شوهرم شک دارم و بی اعتمادم
فرزند - نگران فرزندم هستم
آیین -خوار کردن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید
سوال فلسفی - توجه به اشتراکات
شیروان ٰ خراسان شمالی - اصالت شیروانی
ابومسلم خراسانی - آیا ابومسلم آدم بدی بوده ؟
دوستی - اعتماد به نفسم را از دست داده ام
دوستی - ترس و تردید
دوستی - می خواهم با یک نفر دوست شوم چکار کنم ؟
دوستی - همسر دارم ، می خواهم با پسری مثل خواهر و برادر دوست باشم
شادی ، آزادی و میهن - تازه فهمیدم زندگی چیست و شادی کجاست
کریشنا مورتی و اوشو - نظر شما راجع به عقاید کریشنامورتی چیست ؟
زندگی زناشویی - نمیتوانم همسرم را متقاعد کنم که اشتباه میکند
ازدواج - چگونه ازدواجی موفق داشته باشم ؟
زندگی - هدف از زندگی دنیا چیست؟
میهن پرستی - من میهن پرستی را نوعی خشونت میدانم
تنهایی ، عشق و روحیه - تنهام، درس نمی تونم بخونم از عشقم هم دورم
مذهب - پرسشی در مورد نماز
آینده - از آینده میترسم
درس - اصلا نمی توانم درس بخوانم
نا امید شدم - نمی توانم درست درس بخوانم نامید شده ام
فراموشی - شوک ناگهانی کسی که دوستش داشتم
راه چاره - روی این زمین خاکی تنها و بی یاورم
ازدواج - عاشق کسی شده ام اما خانواده هایمان مخالفند
مذهب - نگرانی
ازدواج - نگران شرایط زندگی و ازدواج دوستم هستم
ازدواج - با پسری که یک سال از من کوچکتره ازدواج کنم ؟
باور - مگر می شود باور دیگران را یک شبه تغییر داد ؟!
امیدواری - چطور به فرد نا امید امید بدهیم؟
شرایط موجود - چرا نباید به این شرایط تن داد ؟
رفیق - چگونه رابطم با رفیقم خوب میشه؟؟؟ چطوری دوسم داشته باشه؟؟؟
صبر - چگونه میشه صبور بود و از سکوت کمک گرفت ؟
ازدواج - احساس می کنم به هدفهایی که می خواستم رسیدم اما !
پول - به دنبال ثروت بسیار باشیم و عمرمان را در این راه بگذاریم ؟
دعا - خیلی نگرانم ، خواهرم فردا پیوند کلیه داره
زن - گناهم از زن بودن چیست؟
ازدواج - ایا با هم خوابی قبل از ازدواج موافقید؟
مهریه - خانواده هایمان سر مهریه با هم مشکل دارند
خواستگار - مادر خواستگار من مخالف ازدواجمان است و مریض شده !
ثروت بسیار - دوست دارم به ثروت زیادی برسم خیلی زیاد باید چه کنم؟
چه کنم؟ - با همکلاسی که به زور می خواهد خواستگاری کند چه کنم ؟
گمشده - گم شده ام کی پیدا میشود؟
دختر شیطون - شادم و شیطون با پسرها راحتم !متنفر - تمام موهام سفید شدن از بس حرص میخورم
درس - اصلا نمی توانم این 15 واحد را تمام کنم
خویشتن - دلم برای خودم بسیار تنگ شده چه کنم؟؟؟
صداقت - صداقت با بدبختی مترادف شده ....نمیدونم گیج شدم
ارتباط با شما - دیدار حضوری حکیم چگونه امکان دارد ؟
ازدواج - زنی مطلقه هستم پسری عاشق من است اما خانواده اش مخالفند
لحظات عمر : حکیم در ایران عمر را در چه راهی صرف کنیم ؟
جبر و قسمت - شما چقدر به جبر و قسمت در زندگی اعتقاد دارید؟
ازدواج - عاشق بسری شدم که 4سال از خودم کوچیکتره
نامیدی در زندگی - من واقعا هنگ کردم!!!
ناامیدی - احساس میکنم به هیچی توزندگیم نمی تونم دل خوش کنم
دوستی - یک ساله با یکی دوستم همه مخالف هستند !
جدایی - چگونه پس از جدایی ، رابطه برقرار کنم ؟
خواستن - راه درست فهمیدن اینکه او مرا دوست دارد
ازدواج : عاشق کسی که ازخودم کوچکتره شدم
خاطرات - چگونه می توانم خاطرات گذشته را فراموش کنم ؟
آهنگ . شما چه نوع موسیقی را می پسندید ؟
ارد بزرگ کیست ؟
رفع افسردگی - چطور از افسردگی ناشی از نرسیدن به معشوق دور شوم؟
ازدواج - چگونه همسری خوب بیابم ؟
ورزش - زحمت زیادی در ورزش کشیده ام اما نتیجه لازم را نگرفته ام
خواب - خوابهایم به یادم نمی آید و روانم پریشان است
لباس سرخ - ارزش عملگرایی مهمتر از پوشیدن لباس سرخ است
حکما - کدام حکیم را بیشتر می پسندید ؟
مصر - آیا مصر هم جزو کشورهای نظریه قاره کهن است ؟
مقایسه - قیاس ایران با کشورهای غربی درست است ؟
ترسیدن - من 7 ماه پیش بصورت خیلی وحشتناک ترسیدم کمکم کنید
پند - 15 سال دارم مرا بجز درس خواندن ، پندی دهید !
فرار - با پسری 4 سال است که دوستتم او خواستگاریم نمی آید !
جشن - حکیم نظر شما در مورد جشن های ملی ایران چیست ؟
شناخت - ازدواجی که دختر و پسر قبلش با هم حرف نزده اند !
امارات متحده ، پرچم و خط - خط و پرچم ایرانی را تغییر دهیم ...
تولید - خط تولید یک سیستم الکترونیکی پیشرفته راه اندازی می کنم
عشق - آیا دوست داشتن شخصیتی که دوستش داریم درسته ؟
اسپانیا - حکیم آیا در صورت دعوت رسمی ما به مادرید می آیید ؟
ازدواج - آیا با پسری که 3 سال از من کوچکتر است ازدواج کنم ؟
انتخاب نام - حکیم نام دختران دوقلوی ما را شما بگذارید
امارات - نظر شما در مورد ادعاهای امارات متحده عربی چیست ؟
بن بست - سالها پشت در دانشگاه ماندم
دوست - با خبرچینی دوست قدیمی ام که حالا دشمنم شده چکار کنم؟
غم - اندوه از دست دادن همسر را چگونه تحمل کنم ؟
ترس - می ترسم نزدیکانم را از دست بدهم
پیدا کردن همسر - آیا معیارهای من برای ازدواج خوب است ؟
مشکلات اخلاقی - مشکلات اخلاقی چگونه حل میشود
عشق - چگونه متوجه بشم دوستم عاشق کیست بجز پرسیدن از او ؟
درد دل - خیلی از فرصتهای زندگی خراب شد نصیحت شما چیه
نماز - نماز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنها هستم - احساس افسرگی و تنهایی می کنم
دوستانه - دو سال است که با پسری دوستم و به خواستگاریم نمی آید
تغییر - چگونه در زندگی سعادتمند و ثروتمند شوم ؟
ازدواج - پس از گذشت دو سال از ازدواج ، هنوز رغبتی به او ندارم
محبوبیت - چطور می تونم مثل شما محبوبیت کسب کنم ؟
شیطان - در فیس بوک عده ایی نوشته اند : ارد بزرگ یا شیطان بزرگ !؟
صدا و سیما - چرا شما درصدا و سیما صحبت نمی کنید؟
ازدواج - آیا با دختری که 7 سال از من بزرگتر است ازدواج کنم ؟
خسته ام - از همه خسته ام چه کنم ؟
فراموشی - چه گونه می توان فردی رو که دوست داشت فراموش کرد ؟
چه باید کرد ؟ - برای وطنمان ایران ، چه کنیم ؟
اینترنت - رابطه با جنس مخالف در دنیای حقیقی و مجازی محدود باشد ؟
عصبانیت - من زود عصبانی میشم و سر خانمم داد میکشم چکار کنم
دلبری - یه جمله بگین تا وقتی با هم قهریم ، بهش بگم
گذشت - وقتی همسرم اشتباهی کرده و قهریم ، من پا پیش بزارم؟
اضطراب : اضطراب دارم و نمی توان در جلوی دیگران صحبت کنم
دو راهی - کسی را که می خواهم شرایط ازدواج ندارد
کورش بزرگ - آیا این همه جمله کوتاه از کورش است ؟
آبادی ایران - آبادانی ایران همانند تاریخ باستان امکان دارد ؟
اندیشه حکیم - لطفا کمکم کنید تا با شما آشناتر بشم
عشق - چگونه بفهمم که دوست ام داره ؟
خودکشی - خودمون خودمونو بازی میدیم !
آرزو - کدام یک مقدم است آرزویم یا ازدواج ؟
رشد - می خواهم رشد کنم اما همسرم هم درکم نمی کند .
شکست - از ادمهای اطرافم بیزار شدم بهم بگید باید چه کنم؟
دگرگونی - آیا تغییر در منش وخوی آدمی امکان دارد ؟
تاثیر گذاری - چگونه اثر گذاریم را روی دیگران بالا ببرم ؟
خودباوری - آنچه می خواهم انجام دهم
آرامش - چطوری تو مشکلات و سختی ها آرامش داشته باشم؟
راز موفقیت - راز موفقیت در چیست؟
سختی ها - کارکرد نهایی سختی و دشواری چیست ؟
غم - من در زندگی احساس غم می کنم و نمی دانم که چه کنم
راز موفقیت - من چطوری میتونم خودمو خوب بشناسم؟
دوستی با جنس مخالف - نظر شما درباره دوستی با جنس مخالف چیست
ماهیت خالق - ماهیت خالق هستی چیست ؟
دوستان - دوستان زیاد خوب است یا بد ؟!
زمان حکیم - چطور فرصت می کنید پاسخ همه را بنویسید ؟
زادگاه حکیم - کجا به دنیا آمدید و در حال حاضر کجا هستید ؟
بحرین و نظریه قاره کهن - ایا شما در مورد بحرین بیانیه ای دارید ؟
دکتر شریعتی - آیا مقایسه اندیشه شما با دکتر شریعتی درست است ؟
اردیسم - کمکم کنید که یک اردیسم بشم.
آرامش - صداقت محبت و آرامش را دوباره به من هدیه کنید
فیس بوک - با فیس بوک ارتباط دارید؟ و اگر دارید به چه نامی است؟
شناخت از حکیم - حکیم ارد بزرگ چهارصد سال سن دارد !
ایران - چرا تا به حال از ایران نرفتید ؟
حسادت - نسبت به شما حسادت می کنم !
تشویش - دچار تشویشم تمرکز ندارم
شرکت سامسونگ - آیا شرکت های خارجی به سراغتان آمده اند ؟
سخن - عاشق نوشتنم سخنی به من هدیه دهید
نصیحت - نصیحتی می خواهم
کار حکیم - آیا مشاور سیاستمداران بزرگ جهان بوده اید ؟
آرامش درونی - راه رسیدن به آرامش درونی
ترس و وسوسه - راه گریز از ترس و وسوسه چیست ؟
اسطوره - آیا اسطوره های خویش را فراموش کرده ایم ؟
واژه باژ : در مورد نام فرگرد 28 یعنی باژ توضیح دهید
پرخاشگر و ناسزا گو - با آدم ناسزا گو و پرخاشگر چه کنم ؟
شادی - شادی نداریم
واژه ارد OROD : معنای واژه ارد چیست ؟
واژه حکمت - واژه پارسی سره ای حکمت و فلسفه چیست ؟
حکمت - معنای حکمت از دیدگاه حکیم چیست ؟
احساس سرگردانی - احساس خلا و سرگردانی دارم
آرامش روحی - آرامش روحی ام دچار مشکل شده است
کتاب سرخ - کتاب های حکیم ارد بزرگ کدامند ؟
فمینیسم و فمینیست - نظر حکیم درباره فمنیست چیست؟
خدا و نیایش با خدا - نظر حکیم درمورد خدا و نیایش با خدا چیست
دکتر علی شریعتی - دیدگاه حکیم در مورد نظریات دکتر شریعتی
سکوت - درباره سکوت 14 ساله حکیم
بی بی سی - درباره یاوه گویی بی بی سی
نویسنده : همایون زارعی ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٧
پيام هاي ديگران () | | لینک ثابت