خانه |برداشت از مقالات آزاد است | مقالات این سایت برای وبلاگ نویسان حرفه ایی گردآوری شده است | آرشیو وبلاگ | آمار وبلاگ | RSS

  موسیقی ،نوروز و رسالت های ملی و میهنی

موسیقی

 

محقق موسیقی کهن هندوستان «باهاراتا» (قرن اول پیش از میلاد) در کتاب «گیتالان کارا»ی خود (کاری درباره زیبایی‌های موسیقی) اهمیت آن را اینچنین بیان می‌کند: «آدمی فراتر از هر چیزی سعادت می‌خواهد. موسیقی همانند انرژی زندگی سرچشمه سعادت و بهروزی است.

موسیقی را یکی از راههای رسیدن به چهار هدف مهم زندگی، تقوا، دارایی، کامیابی و آزادی‌خواهی بی‌پایان به حساب آورده‌اند. پس باید صادقانه برای ترانه‌خوانی و گوش سپردن به نوای دلنشین موسیقی به تلاش‌برخاست.

محقق دیگر هند «نارادا» (قرن هشتم) در ارتباط با جایگاه موسیقی در رساله موسوم به «سانگیتا ماکاران» چنین می‌گوید: «به ترانه و صدای موزون آن، رقص موسیقی می‌گویند». و همچنین: به محض شنیدن صدای آهنگین، نوزاد درون گهواره آرام می‌گیرد، او که هنوز شرینی زندگی را تجربه نکرده با مزه شربت موسیقی شادمانه در پوست خود نمی‌گنجد. بچه آهویی که در جنگل آسوده به چرا مشغول است و با شنیدن آواز شکارچی، طلسم شده و بار رضای خاطر به پیشواز مرگ می‌رود. نوای آن نیز سبب شادی مارِ سیاه می‌شود. پس چه کسی می‌تواند اینگونه عظمت ترانه و موسیقی را ترسیم کند.

اندیشه نیروی سحرآمیز موسیقی در اسطوره «اُورفه» در زیبایی‌شناسی یونان قدیم کاملاً به شکلی روشن نمود یافته است. در منابع یونان باستان «اوُرفه» با ساز خود توانسته همسر مرده‌اش «اوریدکا» را دوباره زنده کند. در برخی اسطوره‌های دیگر نیز رفابت آهنگسازان دیده می‌شود. در این رقابت‌ها خدایان یونان باستان نیز شرکت داشته‌اند. ضمن یادآوری ارزش و اعتبار موسیقی در آن دوره. ارتقای شأن آدمی به درجات خدایان آشکار می‌شود.

ریشه اصلى این هنر زیبا را باید در نهاد و طبیعت جست وجو کرد.

آهنگ مرغان خوش آوا، وزش بادها بر درختان پر برگ، آهنگ جویباران، صداى آبشارها، نخستین آموزگار بشر در آموختن هنر موسیقى بوده اند.

انسان همیشه کنجکاو و جست وجوگر درصدد برآمد از آواى خوش پرندگان و نغمه هاى زیباى بلبلان تقلید کند تا نه فقط در فصل بهار بلکه در تمام مقاطع و فصول سال از این صداها بهره مند گردد. بشر پیش از این که آلات موسیقى را اختراع کند، از حنجره خویش که ابزار طبیعى موس یقى است، استفاده مى کرد. به تدریج با عبور بادى که از میان چوب مجوّف و میان خالى مى گذشت، آهنگ گوش نوازى شنید و سازى شبیه نى ساخت که اهل هنر آن را «قدیمى ترین آلت موسیقى دانسته اند». و هم چنین از وزیدن بادها بر تارهاى تنیده عنکبوت بر درختان، سازهاى زهى را سا خت و به تدریج با پیش رفت علم و اختراع سایر آلات موسیقى را اختراع نمود.

همان‌سان که سخن افکار و تجربیات انسان‌ها را انتقال می‌دهد و برای اتحاد و همبستگی افراد و تجربیات انسان‌ها را انتقال می‌دهد و برای اتحاد و همبستگی افراد وسیله‌ای به‌شمار می‌رود، هنر نیز چنین کاری را انجام می‌دهد. صفت ویژه این وسیله ارتباط که آن را از وسیله دیگر، یعنی سخن، متمایز می‌سازد، این است که انسان به یاری «کلام» افکار خویش و توسط هنر احساسات خود را به دیگری انتقال می‌دهد. زیبایی‌شناسی تحلیلی مربوط به زیبایی اصوات و نوای سازهاست و موج برخاسته از پیانو و ناله و افغان ویولن و … همه واژه‌های زیبایی هستند برای گفتن سخنی زیبا، ولی بعد ترکیبی موسیقی برمی‌گردد به «نظم» و «آهنگی» که هنرمند با کنار هم چیدن نت‌ها و آواها می‌آفریند.در جنبه‌ی ترکیبی است که هنرمند معنا پیدا می‌کند و موسیقی سخن می‌گوید و جمله‌ای زیبا می‌شود از واژه‌های زیبا…  موسیقی رنگ زندگی ونغمه آزادگی است ! شادی نهفته در زیر و بمی دارد که گاه روح به نغمه آن به وجد می آید و گاه دیگر رنج را می چشد و نهانی بدان گریستن آغاز می کند.

 امروز روانشناسان , این راز را درک کرده و بدین ابزار سعی در علاج جسم و روان بیماران گرفته اند.بیمار با شنیدن اصوات موسیقی درمانگر بر دامان امواج آن سوار می شود و ذره ذره وجود خویش را با آن هماهنگ می سازد تا گره از بیماری نهفته در اعماق وجودش باز گشته و بیماری به تدریج از ضمیر وی ناپدید شود ! این محو گشتن با ریتم درونی یی حاصل می شود که آهنگساز آن را بر اساس روابط علم موسیقی و تلفیق آن با زوایای روانشناسی پیشرفته که با اعماق انسانها سر و کار دارد ، آفریده است. در حقیقت معنایی که انسان از درون خویش و با همنوایی موسیقایی از بستر پنهان به عرصه وجود خویش عیان می کند، آنی است که در نهانی بدان در آویخته و عوارض جسمانی از آن روان پریشی حاصل آمده که موسیقی سعی در گشایش آن گره دارد.

 موسیقی درمانی امروز چنان مورد توجه قرار گرفته است که در مراکز درمانی جهان در طول مدت مداوا و درمان و در بحرانهای حاصل آمده از بیماری ها , در موارد اضطراری قلبی و مغزی مورد استفاده قرار می گیرد تا تنش و اضطراب چنین بیماریهای طاقت فرسا و تکاندهنده را تخفیف دهند ! از دیدگاه روانشناسی برتر که با سطوح روانی انسان سر و کار دارد , موسیقی ابزار مطلوبی است که هزینه ای نه چندان زیاد می طلبد و در ساختار نادیدنی بیماریها تاثیر شگرفی از خود نشان می دهد که این خود نشانه تاییدی بر هارمونی درونی انسان و موسیقی طبیعت می باشد. 

موسیقی حسی شور انگیز که تخیل آدمی را می پرورد و خلاقیت را وا میدارد تا هنرمند در ابعاد گوناگون هنر بیافریند . موسیقی ارتباطی تنگاتنگ با وجود آدمی دارد و از آن جهت که مرز نمیشناسد هر شنونده ای را با هر سلیقه ای به سوی خود جذب می کند . هر کس بسته به حسی که به او دست می دهد از شنیدن آن لذت می برد و مسحور اصوات سحر انگیز آن می شود . موسیقی حس همدردی و درد مشترک انسانی را فریاد می کند .

آیا واقعا موسیقی ملودی تکنواخت و نوای سازهای مختلف است، که طنینی به صدای خواننده بدهد و دنگ و دونگی باشد برای پوشاندن صدای ناهنجارش؟ ولی نه، موسیقی فراتر از تعریف در الفاظ است و شگفتی آن نیز در همین است. موسیقی جبران ناکامی‌های زبان است و شیوه‌ای برای بیان احساسات ناملموس. احساساتی که نمی‌دانیم چه هستند… آنجا که زبان از گفتن باز می‌ماند، موسیقی مأمنی می‌شود برای روح، و زبانی می‌شود برای بیان احساسات و ناگفته‌های ناشناخته…  روح پویا و احساسات متغیر که ارتباطی مستقیم با شرایط سنی، حوادث گوناگون و … دارد چه می‌گوید و چه می‌خواهد؟ شاید نداند «چه می‌خواهد» ولی آنچه را که می‌خواهد می‌شناسد. در هر لحظه به موسیقی گوش می‌دهیم، از آن لذت می‌بریم و همین کافیست…

نوروز

 

نوروز زمانی است که تاریکی ، سردی و خشونت زمستان جای خود را به روشنایی و گرمی و مهربانی بهار می دهد و آفرینش از نو بیدار می شود و جان می گیرد گیاهان جامه ی سبز بهاری بر تن می کنند و درختان با شکوفه خود آرایی می کنند .  نوروز نشانه ی کشمکش خوبی و بدی ، سازندگی و ویرانی و سرانجام  پیام آور امید به پیروزی نیکی بر بدی است . نوروز نشانه ی زنده ای از دانش گسترده و فرهنگ فروغمند نیاکان ماست .

گزینش نوروز ( نخستین روز بهار که در آن شب و روز همسرند ) بازگو کننده خرد و دانش است  گذ شتگان ما تنها مردمی بودند که گاه " اعتدال ربیعی " را بعنوان آغاز سال جشن می گیرفتند . آنها از چرخش دگرگونی ها و پدیده های وابسته  به چگونگی قرار گرفتن زمین ، خورشید و ماه در برابر هم آگاه بودند و آیین هایی همراه با برگزاری جشن نوروز مانند خانه تکانی ، جامه نو پوشیدن ، دید و بازدیدها ، سفره هفت سین چیدن ، رویاندن سبزه و گلکاری و ... همه بازتابهایی از فرهنگ پر فروغ ما است . نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندرکارند.

نوروز که قرن‌های دراز است بر همه جشن‌های جهان فخر می‌فروشد، از آن رو "هست" که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب، و جوشِ شکفتن‌ها و شور زدن‌ها و سرشار از هیجانِ هرآغاز. جشن‌های دیگر، غالباً انسان‌ها را از کارگاه‌ها، مزرعه‌ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ‌ها و کشتزارها، در میان اطاق‌ها و زیر سقف‌ها و پشت درهای بسته جمع می‌کند: رستورانها ، کاباره‌ها، زیرزمینی‌ها، سالوون‌ها، خانه‌ها ...

در فضایی گرم از برق، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل‌های کاغذی، پلاستکی، مومی، بوی مصنوعی عطر و ... اما نوروز دست مردم را می‌گیرد و از زیر سقف‌ها، درهای بسته، فضاهای خفه، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه‌ها،‌ به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می‌کشاند.

در آن هنگام که مراسم نوروز را بر پا می‌داریم، گویی خود را در همه‌ نوروزهایی که هر ساله در سرزمین ما برپا می‌کرده‌اند، حاضر می‌یابیم و در این حال، صحنه‌های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می‌خورد، رژه می‌رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله بر پا می‌داشته است، این اندیشه‌های پرهیجان را در مغزما بیدار می‌کند که:

آری، هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر ، چنگیز، طالبان بی فرهنگ و متجاوزین بیگانه درقرنهای نوزده ، بیست وبیست ویک - چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله‌های مهیبی که زبانه می‌کشید، همانجا، همان وقت، مردم مصیبت‌زده ما نوروز را جدی‌تر و با ایمان بیشتری برپا می‌کردند.  نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ همه نوروز را عزیز شمرده‌اند و با زبان خویش، از آن سخن گفته‌اند. چه افسانة زیبایی؛ زیباتر از واقعیت! راستی مگر هر کس احساس نمی‌کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل و حمل نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است.

مسلما اولین روز بهار، سبزه‌ها روییدن آغاز کرده‌اند و رودها رفتن و شکوفه‌ها سرزدن و جوانه‌ها شکفتن، یعنی نوروز. بی‌شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. نوروز- این پیری که غبار قرن‌های بسیار بر چهره‌اش نشسته است- در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری صدای نیک اندیشان  و مهرپرستان را خطاب به خویش می‌شنیده است.

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست... امتحان ریشه هاست... ریشه هم هرگز اسیر باد نیست ... زندگی چون پیچکی است انتهایش به جاودانه بودنش میرسد

باران بهانه است ، آسمان را هوس بوسه زدن بر خاک است.

رسانه های تصویری ورسالتهای وطنی

 

احترام به آزادی بیان، نخستین قدمی است که غالبا در جهت دموکراسی برداشته می شود. آزادی بیان از مطالبات مشترک لیبرالیسم سیاسی بوده و از شالوده های آزادی وجدان است که رودررو با جزمیت و دگم قرار می گیرد. این دگم می تواند پادشاهی مطلقه (اهانت به مقام شامخ سلطنت) یا مذهب (گناه تکفیر و بی حرمتی) باشد.

بو مارشه [نویسنده بنام قرن هیجدهم فرانسه.] به طنز از زبان فیگارو می گوید « تا زمانی که من در نوشته هایم نه از اقتدار، نه از کیش، نه از سیاست، نه از اخلاق، نه از صاحب منصبان، نه از صاحبان مال، نه از اپرا، نه از هرنمایش دیگر، نه از فردی که به چیزی احساس تعلق کند، صحبت نکنم. ،می توانم هر چه می خواهم آزادانه منتشر کنم، البته با اعمال دو یا سه سانسور.

آزادی بزرگترین ودیعهَ طبیعی انسان است، انسان های متفکر و دانشمند می گویند:

«انسان آزاد خلق شده وباید از قیود آزاد باشد.»

عده یی به این عقیده اند، که انسان موجود اجتماعیست ومجبوربه رعایت یک سلسله قواعد و قوانین است که خود برای بهتر زیستن در طول زمانه ها مطرح ساخته است.

آزادی و کرامت انسان از تعرض مصوون است.

دولت ها به احترام و حمایت آزادی و کرامت انسان مکلف می باشد.

و آزادیخواهی را فرد آزادی طلب دوستدار آزادی، و طرفدار آزادی فردی می توان خواند. آزادی بیان یا آزادی مطبوعات هم از حقوق مسلم شناخته شده بشر است. تمام اجتماعات انسان های پیشرو در سراسر جهان، از آ‍زادی بیان پیوسته حمایت وپشتبانی کرده اند ومی کنند.عده یی تصور داشته ویا دارند که آزادی اندیشه همیشه وجود دارد، این ودیعه خداوندی را کسی نمی تواند از دیگری برباید، هرگاه به این عمل مبادرت بکنند، شاید برای مدتی آن را سلب کرده بتوانند و آن هم برای غصب کننده گان بسیار گران تمام می شود.

آزادی بیان، کمکی در راه تغییر اوضاع به شمار می رود، و هرقدر مطبوعات کشوری آزاد باشد به همان اندازه نیز آن کشور در محو دیکتاتوری های که همه نوع اشکال بیان در آن سرکوب می شود، سهم ارزنده را بازی میکند. اصل آزادی مطبوعات بیش از دو قرن، پس از اختراع چاپ و حدود یک قرن بعد از انتشار نخستین روزناهمه های چاپی جهان در غرب، به دنبال مبارزات طولانی بورژوازی آزادی جوی اروپا و امریکا، ابتدا با لغو « قانون مربوط به اجازه چاپ و سانسور مطبوعات» در انگلستان در سال 1695 م و سپس به طور وسیع تر و کامل تر در فرانسه و ایالات متحده امریکا به رسمیت شناخته شد و در طول قرن های نزدهم و بیستم، به تدریج در اکثر کشور های دنیا پذیرفته گردید ، در قوانین اساسی کشورها نیز موضوع آزادی مطبوعات مانند سایر مظاهر آزادی عقیده و بیان پیش بینی شد.لازم به یاد آوریست که در بسیاری از قوانین اساسی دنیا، تنها به اعلام کردن و به رسمیت شناختن آزادی مطبوعات اکتفا نگردیده است،‌ بلکه برای جلوگیری از هرگونه تهدید و تجاوز علیه این آزادی ضرورت تامین وتضمین آن نیز تصریح شده است.

درینجا مروری داریم  بریکی دورسانه تصویری وقبل ازهمه چند جمله ارزشمند ی ازبزرگان را درمورد تلاش ، خوشبختی  همت بلند وکارارزشمند مرورمینمایم تا بیشترمسوولیت پذیرو تلاشگری بخرچ بدهیم تا هم لعل بدست آیدوهم دل یارنرنجد یعنی اینکه هم خدمات پربارفرهنگی وادبی به میهن ومردم انجام بدهیم وهم رضای خدای لایزال را کسب نمایم : خوشبخت کسی است که قادر است به علل چیزها پی ببرد...  بهترین چیز این است که خودت باشی شکوهمند ساده و صادق.  تجربه نامی است که انسان برروی اشتباهات خود میگذارد.

رویا و سایه . هر سعادتی نا چیز است زیرا  زندگی خود رویای ناچیز بیش نیست .

زندگی فصل پر از رویاست  

زندگی دشتی پر از غوغاست

زندگی پرواز افکار نگاه ما به دلهاست

زندگی رفتن به اوج دیدنی هاست

شیوه رقص پرستو هاست

 زندگی روییدن گلها در تن صحراست

آری زندگی زیباست.

جان درایدن میگوید:

خوشبخت تنها و تنها کسی است که امروز را از آن خود داند،آنکه با اطمینان خاطر میتواند بگوید:

ای فردا ، بدترین آزارت را برسان ، زیرا من امروز را زندگی کرده ام در زیبایی و در زشتی ، در باران و در آفتاب ، لذتهای من ، با وجود سرنوشتم ، همگی از آن منند. حتی آسمان نیز بر آنچه که گذشت قدرتی ندارد ، چون آنچه که شده شده است ، و من در زمان خود زیسته ام .

بلی مادرروزهای نوروزوآغازفصل بهارشاهد برنامه های گوناگونی هنری،فرهنگی وتفریحی ازطریق وسایل اطلاعات جمعی وبخصوص تلویزیونهای وطنی ازداخل وخارج کشوربودیم که هرکدام به اساس دیدگاه وتوانمندی خویش تلاشهای انجام دادند .

یک روز صبح بودا در میان مریدانش نشسته بود که مردی به آن ها نزدیک شد.

پرسید: خدا وجود دارد؟ بودا پاسخ داد : بله ، خدا وجود دارد. پس از ظهر ، مرد دیگری ظاهر شد. پرسید خدا وجود دارد؟ بودا پاسخ داد : نه ، خدا وجود  ندارد. عصر همان روز ، مرد سومی همین پرسش را از بودا کرد،و پاسخ بودا این بود: باید خودت تصمیم بگیری. یکی از مریدان گفت : استاد ، این که نابخردانه است. چگونه ممکن است به یک پرسش سه پاسخ متفاوت بدهید؟ بودا پاسخ داد:چون اشخاص متفاوت بودند. هرکس به شیوه خود به خداوند نزدیک می شود : برخی با قاطعیت ، برخی با انکار و برخی با تردید. ازیادداشت های (پائولو کوئلیو (.

رسانه های افغانستان ضمن برخورداری از حقوق و آزادی هایی که دارند باید اندکی مسئولیت پذیر هم باشند و رسالت رسانه های خود را در پای منافع اقتصادی تاجران و کمپنی های پول دهنده، و یا به خاطر ارضای خواسته های آنی و زود گذر یک عده قلیل، قربانی نکنند.

اینها اگر واقعاً دنبال خدمات بهترمی گردند باید در عرصه های صلح، تربیت، بازسازی، امنیت، ورزش، فرهنگ و ادب ،  تعلیم وتربیه . . . تتوجه جدی خویش را معطوف بدارند . امروز از برکت همین رسانه ها،  موسیقی، هنر و سینمای کشور در زیر فشارهای سنگین موسیقی و فیلم ها وسریالهای مبتذل و غیر مبتذل هندی در حال نزع و جان کندن است.

 چه می شود اگر به جای برنامه های بی محتوا ، باعرضه برنامه های در عرصه فرهنگی ، هنری ، ادبی ، تعلیم وتربیه ، سیاسی که به صلح وثبات کشورکمک نماید  ، تهیه و پخش شود. به نظر می رسد اکثر رسانه های چاپی، صوتی و تصویری  کشوربه یک تجدید نظر جدی مسوولیت پذیری ووطن خواهی نیاز دارد تا پیش از این در گرداب رسوایی وبی مسوولیتی  و بیهوده گویی  غرق نشوند .

رادیو و تلویریون در افغانستان پیوسته در زیر نظارت شدید دولت ها قرار داشته است. حتی در دورهء دموکراسی نیز مجال آن نبود تا انتقادی و دیدگاه مخالفی بر ضد نظام شاهی به وسیلهء رادیو به نشر برسد. تنها موارد استثنایی که در این وجود دارد جریان رای دهی نماینده گان پارلمان به حکومت های دههء دمو کراسی است که مستقیماً از رادیو افغانستان پخش می شد و شماری از نماینده گان شدیداً حکومت را مورد انتقاد قرار می دادند.  می توان گفت که رادیو و تلویزیون در افغانستان همیشه حنجرهء رسمی دولت بوده است.هم اکنون نیز با وجود انفاذ قانون تازهء مطبوعات و بوق کرنای کرکنندهء دموکراسی، آزادی بیان، حقوق بشر و جامعهء مدنی کماکان رادیو و تلویزیون به وسیلهء حکومت شدیداً کنترو ل می شود که این امر انتقاد گستردهء روشنفگر ان ودیگراندیشان کشور را بر انگیخته است.

رسانه، اعم از مطبوعات، رادیو، تلویزیون و ماهواره یکی از پدیده هایی است که پس از سقوط طالبان در افغانستان به شدت گسترش یافته است. درحدود هفت سال گذشته صدها نشریه و بیش از چهل ایستگاه رادیویی دولتی و غیردولتی فعالیت خود را آغاز کرده اند و در کنار تلویزیون دولتی، بیش ازچهارده تلویزیون خصوصی نیز اجاره فعالیت دارند.

همچنین درحال حاضر افغانها به برنامه های تلویزیونی خارجی نیز، که عمدتاً از طریق کیبل یا ماهواره پخش می شوند دسترسی دارند.  اما باوجود این تراکم رسانه ای، کارشناسان  معتقدند: اگرچه فعالیتهای رسانه ای امری مثبت و لازم است اما در حال حاضر محتوای برنامه ها غالباً در سطح پائین و باکیفیت غیرمطلوب است و آنچه به نشر می رسد موسیقی، آهنگ و فیلمهای هندی و غربی می باشد.

مطلب دیگر این که در میان این حجم انبوه رسانه های غیردولتی، تاکنون هیچ رادیو و تلویزیونی باهدف بزرگ ، وکارخستگی ناپذیر، تلاش همه جانبه ، کاردلسوزانه وتوجه همیشگی وبخصوص رسانه های دولتی تبلیغ و تقویت فرهنگ ملی و اسلامی راه اندازی نشده است، زیرا عمده این رسانه ها از منابع غربی تمویل می شوند و به اعتقاد اکثر صاحبنظران آنها از این طریق به دنبال ترویج فرهنگ غرب در افغانستان هستند که در همین رابطه شخصیت ها و کارشناسان افغان بارها نسبت به عواقب آن هشدار داده اند و خواستار تغییر در فعالیت این رسانه ها شده اند. پخش گسترده آهنگها و فیلم های مبتذل همچنان ادامه دارد به طوری که رادیوها و تلویزیون ها در این زمینه رقابت شدیدی با هم دارند و هر رسانه تلاش می نماید جدیدترین آهنگ ها و فیلم های هندی و خارجی را پخش کند.وآوازخوانان تازه کارنیزباارایه یی کارهای خام وهوسگرانه تیشه به ریشه فرهنگ وهنراصیل این مرزوبوم میزنند.  رشد رسانه‌ای افغانستان ازنظر کمی و کیفی قابل بررسی است، ازنظر کمیت، رسانه‌ها در افغانستان طی سال های اخیر یک مسیر رشد یابنده، کثرت گراو تکاملی را طی کرده‌اند.

هفت سال پبیش در افغانستان، تنها یک نشریه وجود داشت به نام شریعت و فقط یک رادیو فعالیت می‌کرد به نام صدای شریعت، جامعه، جامعه‌ای یک صدایی خفته در بستر سنت‌های سخت‌گیرانه بود اما امروز، تنوع و تکثر کمی رسانه‌ها در افغانستان در سطح منطقه بی‌نظیر است، نگاهی کوتاه به شماره و عناوین رسانه‌های چاپی، شنیداری و دیداری این تنوع و تکثر رابه خوبی می نمایاند.

ثبت رسمی بیش از پنجصد عنوان رسانه چاپی، بیش از 55 رادیوی خصوصی وچهارده تلویزیون شخصی و خصوصی که حداقل هفت تلویزیون باالفعل فعال‌اند، تأسیس بیش از صد مرکز تولیدات هنری سینمایی، بیش از یک صد و پنجاه مطبعه شخصی و خصوصی و تأسیس دهها نهاد تولید کننده مواد نشراتی از دستاوردهای مهم فضای جدید سیاسی در افغانستان است. از لحاظ توسعه سیستم ارتباطی نیز پیشرفت‌های زیادی صورت گرفته، حدودهفت سال پیش افغانستان تنها از طریق چند دستگاه تلفون سیتلایت با دنیای بیرون ارتباط داشت اما امروز، با انکشاف شبکه مخابرات در کشور، حتی  شماری از قریه‌های دور افتاده افغانستان نیز امکان برقراری ارتباط با داخل و خارج کشور را بدست آورده‌اند.

افغانستان بعد از فروپاشی رژیم طالبان تحولات چشمگیری را تجربه کرده است. حضور رسانه های خصوصی و به ویژه تلویزیون های خصوصی نمونه ای از این دست می باشد. اکنون در افغانستان بیش ازده شبکه تلویزیون خصوصی در کنار یک شبکه ی تلویزیون دولتی فعالیت می کند.

نگاهی به برنامه های تلویزیون های خصوصی در افغانستان متوجه می شویم که این تلویزیون ها در امر برنامه سازی دچار کاستی های بسیار هستند. بیشتر برنامه ها بصورت مستقیم از ماهواره و دیگر کانال های خارجی ثپت می شوند و پخش می شوند. در این میان تلویزیون طلوع کمی جلوتر از بقیه قرار دارد و تعداد برنامه های تولیدی در داخل آن بیشتر است. با گذشت هفت سال از حیات سیاسی جدید در افغانستان، آزادی بیان و مطبوعات مانند سایر عرصه ها پیشرفت های قابل ملاحظه داشته است.  همین اکنون ده ها نهاد غیر حکومتی در راستای آزادی بیان و مطبوعات و حقوق بشر فعالیت می نمایند.  در بخش رسانه ها و مطبوعات، پیشرفت های قابل ملاحظه صورت گرفته است. بیش از ده تلویزیون خصوصی،‌ ده ها رادیوی محلی، سرویسهای خبر رسانی و صد ها نشریه آزاد فعالیت دارند. 

اما با وجود این دست آورد ها، خبرنگاران بدون مرز کمیته دفاع از خبرنگاران در نیویارک و موسسات مدافع حقوق ژورنالیستان افغانستان، نگرانی خویشرا در مورد مشکلات روز افزون ژورنالستان ابراز نموده اند.  

این نهاد ها سال ۲۰۰۷ را یکی از سالهای اندوهناک در شش سال اخیر در افغانستان عنوان نموده اند. در طی سال ۲۰۰۷ پنج تن بشمول دو خبرنگار زن، جان های شانرا از دست دادند.  هر چند اجمل نقشبندی در اسارت طالبان جان خود را از دست داد، اما دو خانم در مناطق تحت کنترول دولت به هلاکت رسیدند، که تا کنون پولیس موفق به گرفتاری قاتلین آنها نگردیده است.  در سال جاری، از جمع سه خبر نگار که فعلا در زندان های افغانستان بسر میبرند یکی هم پرویز کامبخش روزنامه نگار جوانی  است که از سوی ادارات که درچنگال خونین بنیادگریان قراردارد  به اتهام تکثیر بعضی نوشته های مغایر اسلام، بازداشت و علیه او حکم اعدام، از سوی یک محکمه ابتداییه ، صادر گردید.

 چندی پیش ولسی جرگه قانون رسانه هارا تصویب نمود و آ نرا جهت توشیح به ریاست جمهوری فرستاد، اما رییس جمهور به خاطریکه در این قانون بعضی معیار ها در نظرگرفته شده است، خواهان بازنگری در این قانون گردیده است. به گفته بعضی از منابع، در حال حاضر شمار رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری از مرز 500 گذشته است.  با وجود آنکه مقامات  از موجودیت آزادی بیان حرف می زنند، اما شماری از روزنامه نگاران و قلم بدستان از محدود بودن وضعیت مطبوعاتی شکایت نموده و آزادی بیان را در یک حالت سردرگم عنوان کرده، آنرا نگران کننده می خوانند. هرچند روزنامه نگاران و قلم بدستان پس از چند دهه جنگ و ویرانی برای نخستین بار در عمل آزادی بیان را تجربه می کنند، اما با وجود آنهم موجودیت قدرت حاکمان محلی سابق ظاهراً آزادی بیان و اندیشه را در گلو خفه نموده و دروازه های فکر و بیان همانند گذشته بسته به نظر می رسد. البته در بعضی موارد خبرنگاران در جریان کارو یا پس از آن به تهدید، اختطاف و شکنجه از سوی منابع قدرت رو به رو شده اند.

درایام نوروزیکی ازشبکه های تصویری حرفهای نامعقولی درباره نوروزبیان داشته وحتا به آدرس زردشت وزردشتیا ن نیزسخنان کج اندیشانه ونیشداری را برزبان آورد ونوروزرا ازدیدخویش خیلی نامناسب وبی مورد تشریح نمود ،  میگویند:

نیش گژدم نه ازپی کین است

مقتضای طبعیتش همین است .

سیمون میگوید: انسان وقتی در کار سیاست آسان فریب می خورد که تصور میکند دیگران را فریب داده است .

یکی دیگرازین رسانه ها دریک برنامه نوروزی تعدادی ازکارمندان اناث خویش را خلاف سنتها ، فرهنگ ، کلتوروعنعنات پسندیده افغانی واسلامی نیمه برهنه به ستیژدعوت ودرمقابل صفحه جادوی تلویزیون قرارداد ، گویی مقررشده است که این شبکه درهمه امورراه افراط را بپیماید . آنان باید بدانند که آزادی ، دموکراسی وتمدن برهنه شدن ویا دشنام دادن نیست .دموکراسی وتمدن اگربرهنه شدن است پس حیوانات متمدن ترند .

بااندوه ودرد  چند سالی است که تعدادی ازنشریه های اینترنیتی ، اخباروجراید ورادیوتلویزیون مصروف دشنام دادن وغیبت گویی به نامهای مستعارواصلی اند  که این عمل زشت آنان را میتوان ترورشخصیت های فرهنگی ، ادبی ، هنری وسیاسی نامید . این نشریه هاکه ازجانب گروپهای عقده مند ونوکیسه های سیاسی هدایت ومدیریت میشود وبی رحمانه وگستاخانه براین وآن تاخته وازینطریق امرارحیات ننگین مینمایند وغلام حلقه بگوش افرادواشخاص خاصی اند . درین بازارپرآشوب مقام ومرجع نیزوجودندارد تا این بیماران تازه به دوران رسیده را مورد سرزنش وبازخواست قراردهد وبه آنان بگوید که توبااین شیوه نامردانه ات صادقترین شخصیتهای سیاسی وفرهنگی وطن را موردسرزنش واتهامات قرارمیدهی چه نفع میخواهی ازین غلامی ات نصیب گردی ؟ واین پیشه ناصوابت تاچه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد. ؟

جای شکر باقی است که تعدادازرسانه ها با پخش ونشرپروگرامهای جالب وزیبا تصمیم گرفته اند تابه این ملت ستمدیده ووطن ویرانه خدمات مفید وقابل قبولی را انجام بدهند .

جبران خلیل میفرماید : کامل ترین پاداش برای انسان ، بخششی است که بتواند امیال هستی اش را تغییر دهد و خواستهای دو لب خشکیده از عطش او را دگرگون سازد و تمام زندگی اش را به چشمه های همیشه جوشان و ابدی تبدیل کند  .

درین میان برنامه های نوروزی تلویزیون آریانا افغانستان که ازکابل پخش ونشرمیگردد واقعآجالب ودیدنی بود این تلویزیون باتلاش وپشتکاردست اندرکاران وبامساعد تهای بی دریغانه انجنیراحسان الله ( بیات ) یکی ازبهترین شبکه های تصویری درسطح کشوربوده وباگذشت هرروزازکیفیت بهتری برخوردارمیگردد . این تلویزیون درسراسردنیا ، دروازه های هنرمندان وفرهنگیان را که دردسترس شان قرارگرفت دق الباب ودردهای ناگفته وناشنیده آنان را به تصویرکشید ودرپهلوی این کارخوب ودلنشین ، یکی دیگرازبرنامه های دیدنی تلویزیون آریانا کنسرت هنرمندان کشوربود ،این برنامه جالب ودیدنی ازیکطرف طرفداران خیلی زیادی داشته وخدمت ارزشمندی است برای هنر،هنرمند و معرفی موسیقی کشوربه جهانیان وازجانب دیگربرای دست اندرکاران تازه کارهنرموسیقی نهایت مفید وآموزنده است . امید که این سلسله ادامه پیدانماید. تلویزیون آریانا باپیشکش نمودن برنامه های خاص نوروزی وجریان مستقیم  مراسم برافراشتن جنده شاه ولایتمآب ازمزارشریف واقعآ کارارزشمند ی را انجام داد .

این شبکه جهانی باتقدیم ویژه برنامه های بهاری ونوروزی ازشهرکابل ،بلخ ، ننگرهار، فاریاب ،جوزجان و...ثابت ساخت که انسانهای باتفکرواندیشمندان زیادی درین کلکتیف گردآمده اند تا درراه خدمت به فرهنگ وهنراین مرزوبوم صادقانه تلاش نمایند . وآریانا باداشتن شخصیتهای ادبی وفرهنگی  چون نصیرفیاض وقدیرمیرزایی تحلیل ها وتفاسیرباارزشی را پیشکش مینماید.  ژورنالیستان فوق الذکرباتلاشهای مثمروباارایه یی برنامه های چون سرویسهای خبری ، حقیقت ودید

البته نباید فراموش کنیم که گاهی سرگرم شدن به کارهای روزمره و به خصوص غرق شدن در ظاهر زندگی و کامیابی های مادی ، انسان را از توجه به این مساله اساسی باز می دارد . چه بسا افرادی سالهای در این دنیا زندگی می کنند اما هرگز به این اساس ترین مساله خود فکر نمی کنند یا نسبت به آن بی اعتنا هستند . تجربه نشان داده است که این مساله هر جا به طور جدی برای شخص مطرح شده ، تحول و تحرک عمیقی به دنبال داشته است و چه بسا بیداری و دگرگونی ارزشمندی در او ایجاد شده است . تعدادی به علت سرگرم شده به لذتهای مادی و انس گرفتن با ظواهر زندگی ، به هدفی والاتر از آن نمی اندیشند . اینان به تعبیری، کسانی هستند که به زندگی دنیا راضی شده و به آن آرام گرفته اند و این آرامش دروغین سبب شده است که آن ها به طور جدی درباره «هدف از زندگی» نیندیشند.

شبکه های افغانی که ازآمریکا نشرات دارند یکی هم تلویزیون جهانی نوراست . این تلویزیون دراثرسعی وتلاش جوان برومند ( یما یوسفزی) ، برنامه سازان ومتصدیان برنامه ها یکی ازبهترینهای شبکه های  تصویری درخارج ازکشوربه شمارمیرود .نورباگذشت هرروزوباارایه یی خدمات زیباودیدنی به خانواده ها وفرهنگیان کشورمسوولیت های وطنی اش را باوجه حسن انجام میدهد ودرقلب وطندارانش راه بازنموده  وموقعیت ماندگاربودنش را تثبیت نموده است .

تلویزیون نورباهدایت های رهنمود دهنده حاجی صاحب نوریوسفزی وبی بی حاجی راضیه یوسفزی خانم نجیب وپربرکت شان باگذشت هرلحظه به شهرت ومحبوبیتش افزوده میگردد. جناب حاجی نورشخصیت است بزرگ ومرداست سترگ چنان روف ومهربان است که همه دست اندرکاران تلویزیون نور مشتاقانه وفرزندانه تحت هدایت وحمایت وی فرق شب وروزرا نمی نمایند وتلاش دارند که کاری با ارزشی را به کلبه هموطنانش بفرستند .

روزی آقای فنادریکی ازبرنامه هایش میگفت :

(( حاجی صاحب نورشخصیت است که جوره ومانندی ندارد . زمانیکه من باوی روبرومیشوم احترام ودست بوسی ویرا فرض خود میدانم . وی صمیمانه وبزرگوارانه شب وروزدرپهلوی ما نشسته عرق میرزد وصادقانه میگوید که درراه خدمت به مردم کوتاهی نکنید زیرا رضای خداوند درررضای خلق الله نهفته است وخداوند به کسی لطف دارد که وی به مردم شفقت ومهربانی داشته باشد . )) جناب نورحتازیادشبهایش رابخاطرعرضه خدمات منظم وبهتردرستدیومیگذراند ودرکارهای هنری وفرهنگی مشتاقانه عشق میورزد.  آقای نورباایجادفضایی دوستی ویکرنگی درکلکتیف تلویزیون نوراین اداره را به خانه دوم کارمندان ومتصدیان تبدیل نموده است .

بدون مبالغه همه برنامه های نورقابل دیدن وتحسین است وامیدمیرودکه بایک مسوولیت پذیری وکارمشترک وسازنده به تثبیت موقعیتش بی افراید. نوربادرک رسالتهای ملی ومیهنی خویش باقامت برافراشته وبااهداف استوارمندانه وبلند اندیشانه به پیش میرود وپابپای هم وطنانش درراه خدمتگذاری به کشورش سعی وتلاش شباروزی مینماید.

چهره های ممتازاین شبکه عبارتند از:

درانه – رحیمی ، گلثوم - عزیز، فوزیه  - ارال ، رونار- شید، فریما - واصل . حارث - رحیمی ، فیاض - رحیمی ، تمیم - رحیمی ، داکتریونس ، داکتررحمانی ، فرید متصدی برنامه رامشگران ...

ارد بزرگ مینویسد:هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد .

بااین اصل خانواده نورباتربیه وپروریش فرزندان صادق ،راستکار، زحمتکش ، هدفمند ،خدمتگزار، تحصیل یافته ونیک اندیش ، آنان بهترین ایام زندگی خود را درراه خدمت به وطن ، فرهنگ وادبیات ومردم کشورسپری مینمایند این جوانان رشید وبرومند بجای اینکه درپارتیها و خوشگذرانیها بروند ، برعکس باتلاشهای پیگیرومثمرمیخواهند خدمات ارزنده به مردم رنجکشیده وطن عرضه وپیشکش نمایند . به اساس پیام که درایام عیدازطریق شبکه جهانی نوربه نشررسید ،بیننده یی میگفت که این جوانان شب وروزخویش را درستدیوواطاق کنترول میگذرانند تا تصویری با کیفیت عالی وبرنامه های جالب ودیدنی رابه نمایش بگذارند .  تلویزیون جهانی نوروشبکه سراسری آریانا ( بیات) باپخش ونشربرنامه های باکیفیت بالا وتصویرهای پررنگ وروغن ( دیجتال ) چون جاذبه مقناطیسی هربیننده را بسوی خویش میکشاند . روزی برنامه سازموفق وگوینده بی همتا ی تلویزیون نورعاشق لونگین ( فنا ) دریکی ازبرنامه هایش میگفت : « نور به کمیت نه بلکه به کیفیت وعرضه خدمات ارزشمند وعام پسند به مردمش می اندیشد زیراشبکه جهانی نورازمردم ورسانه یی مردمی است . »

من به مثابه یک افغان این حق را بخود میدهم تا پیرامون خوبی ها وکاستی های رسانه های چاپی ، صوتی وتصویری وطنم ابرازنظرنمایم .این ابرازعقیده به هیچ عنوان کارگروپی ، سیاسی وتخریبی نبوده وفقط وفقط برداشت وداوری های شخصی خودم است  وآرزودارم که توجیه های غیرحقیقی ازآن صورت نگیرد . اگرمن خوبیها وزیبایی های یکی دورسانه تصویری را به بررسی گرفته ام کارناثواب وناپسندیده یی نیست ویا به قول معروف نمیشود آفتاب را به دوانگشت پنهان نمود . نورکه ازآمریکا وآریانا ازکابل پخش میشود ، کارهای بزرگ فرهنگی وهنری را انجام میدهند واهداف سترگ شان خدمت به افغانستان عزیزبوده واندیشه های مزدورمنشانه یی چون :

ایجادتفرقه ، خدمت به بیگانه ها، مردم فریبی ، آب به آسیاب بیگانه ریختن ، کج فکری ، دشنام وتوهین، گلوپاره کردنهای عوام فریبانه ، شخصیت تراشیهای مغرضانه وکاذب ، پنهان نمودن حقایق و... به اساس فرموده مسوولین آنان درین رسانه ها نه تنها راه ندارد بلکه مردودنیز پنداشته میشود. پس جای دارد تاکارهای خوب ، وطنی وافغانی این رسانه هارا مورد تقدیروتمجید قرارداد.

همانگونه که دربالا تذکردادم یکباردیگرمیگویم که باکلکتیف کنونی شبکه جهانی نورنیزکوچکترین قرابت نداشته وتازمانیکه نیک بی اندیشندوخوب پیش بروند گل سرسبد خانه هرافغان خواهدبود ومردم این حق را دارند که شوررا شوروبی نمک را بی نمک بگویند.

روانشناسان با بررسی افراد ی که عمر طولانی تری دارند ، دریافته اند یکی از موارد مشترک در میان همه آنها روحیه قدردانی و تشکر است.افراد مثبت بین و قدردان نتایج اکثر کارها را موفقیت آمیز دیده و همین امر انگیزه آنها را برای پیگیری اهداف تقویت کرده و با موفقیت ها و دستاوردهای مطلوب احساس بهتری پیدا کرده و زندگی را بهتر در می یابند.

درروزهای نوروزتلویزیون نورباعرضه برنامه های جالب ودیدنی که به سبک کاملآ وطنی وافغانی تهیه گردیده بود ساعتها وحتاروزها هموطنانش را خوشحال وسرگرم نگهداشت . باوجودیکه برنامه های نوروزی کمی وکاستی های داشت وعدم هم آهنگی ومن منم ها مقداری به کیفیت برنامه ها صدمه وارد مینمود اما باآنهم جالبترین وپربیننده ترین پروگرام  هارا تهیه وبه نمایش گذاشت.

یکی ازبرنامه های خیلی جالب وتماشایی کنسرتهای پی درپی درشب وروزهای نوروزازطریق شبکه جهانی نوربود،برنامه سازان ودست اندرکاران نورباتمام توان تلاش مینودند تا برنامه های زیبا ودل انگیزی را به بینندگانش تقدیم نماید . برنامه نوروزی به گردانندگی فوزیه ارال وهمایون جلالی ، رامشگران به مدیریت جوان خوش ذوق وخوش سلیقه فرید جان که با لهجه های شیرین هراتی اش هرقلبی را نوازش وهربیننده را به تحسین وتمجید خویش وادارمیگرداند ، درشب نوروزبرنامه فوق العاده را با همکاری شخصیت بلند همت ، گوینده بی مانند ، ادیب ارزشمند ومرد خردمند عاشق لونگین ( فنا) که باآوازمردانه وباتم صدای دل نشینش هواخواهان فراوانی دارد ودرجریان پخش برنامه ، دوست نازنینی ازهالند تلفون کشید ومشتاقانه گفت: { که چهره مردانه وصدای جادوگرانه فنا را بدون درنگ میتوانم بگویم که تحفه یی است خداداد وارمغان است نایاب که خداوند طول عمروزندگی باسعادتی را به وی نصیب گرداند . ومن ازین تمجید این دوستم که کوچکترین شناختی هم بافنا ندارد وصرف برنامه را ازطریق اینترنیت دیده است وچنین داوری عالمانه مینماید وباخود گفتم که واقعآ اگرآقای فنا درگویندگی اش کمی عجله بخرچ ندهد ، یکی ازبهترینهای این هنراست . وتلویزیون نورباید افتخارنماید که چنین ادیب اندیشمند، مرد انسان دوست ، فرهنگی بی همتا وگوینده بی جوره یی را درکلکتیف خویش گنجانیده است.

درشب بیست وسه مارچ 2008 یکباردیگرشاهد کنسرت جذاب ، جالب ودیدنی ازطریق تلویزیون نوربه گردانندگی  جناب عاشق لونگین « فنا » بودیم .این بارآقای فنا با لباس سنتی وطن ، دستاروشمله یی افغانی درمقابل بینندگانش ظاهروباتوصیف وتمجید فروان اززوج موفق هنری حمید گلستانی ، هنرمند رادیوتلویزیون کشوروخانمش حبیبه حمید، بینندگان را باآوازهای دلنشین حمید گلستانی ونواهای دل انگیزفلوت ، گیتاروطبله به دنیای شادی وطرب کشاند.

آقای فنا این برنامه را طوری تهیه وتنظیم نموده بود که حق مشروع هرقوم وزبانی را آگاهانه درنظرگرفته بود وباتفاهم دوستانه باگلستانی آهنگهای پشتو، دری ، ازبیکی وهزارگی را بکی ازپی دیگری پیشکش بینندگان مینمود . آقای فنا دریکی ازبرنامه های ادبی وفرهنگی اش بنام ( دادب غوتی ) میگفت که همه افغانان برادروبرابراند وتفرقه هاو تبعیض های زبانی و نژادی جزی ازبرنامه های خصمانه دشمنان وطن است که میخواهند با این کاراهداف رذیلانه وخصمانه خودرا ماهرانه گسترش داده وملت را بجان هم انداخته وخودازآن نفع ببرند .

برنامه آقای فنا وکنسرت گلستانی بادریغ ودرد مشکلات معین تخنیکی داشت باآنهم گردانندگی هوشیارانه وبی مانند وی وهنروالای گلستانی خرابی تخنیکی را تحت پوشش قرارداد ه بود . من ازین طریق به آقای فنا میگویم :

وقت، در حقیقت همان عمر انسانی است که لحظات و دقایق آن به صورتهای مختلف سپری می شود. بدیهی است عمر وبهتر بهره گرفتن از آن ، تنها سرمایه ای است که در اختیار انسان قرار گرفته و آنچه ارزش واقعی یک انسان کامل را تعیین می کند ، صرف کردن به موقع این سرمایه ی مهم است . و همین لحظات و دقایق زودگذرو ارزشمند است که سرنوشت انسان را تعیین می سازند. وقت همان عمر انسان است که نه برگشت پذیر است و نه چیزی جانشین آن می شود. انتخاب امور مهم زندگی و برنامه ریزی برای آنها غالباً کار مشکلی است . این کارها نیاز به فکر و اندیشه دقیق وقدرت تصمیم گیری دارد و هم چنین نیازمندآگاهی به این امر است که چه معیار ومحکی رابرای انتخاب کارهای مقدم تر خود در نظر می گیریم .دانشمندی معتقد است:

از اشتباه کردن نترسید . اشتباه و شکست جزء امور طبیعی و عادی انسانهاست.به این فکر کنید که هر اشتباه شما را به توفیق نهایی نزدیکتر می سازد .

روابط انسانی برای حرکت در مسیر پر پیچ و خمی که در پیش روی دارد به مقداری انگیزه نیازمند است. همکاری در زندگی مشترک ارزش والایی دارد. به آن توجه کنید و حس مشارکت، همدردی و همکاری را پرورش دهید.

فرصت ها همیشه به سراغ انسان های با لیاقت می روند. موفقیت ها میخواهند به دست افرادی برسند که واقعاً برای رسیدن به آن تلاش کرده اند. دنیا سکوهای افتخار و بهترین صفحات تاریخ را برای کسانی نگه می دارد که از همه بیشتر توانایی تحمل سختی ها و مشکلات را داشته باشند.

تلویزیون نوربااندک مدتی که ازفعالیت نشراتی اش میگذرد با اقدامات بی سابقه وتاریخی ابتکارات جاودانه وماندگاری را درعمل تحقق بخشیده است که تااکنون دربین رسانه های چاپی ، صوتی وتصویری سابقه نداشته است. یکی ازین ابتکارات ماندگارکه به همت اداره هنروادبیات وبه اثرسعی وتلاشی یما (یوسفزی )  ریس وموسس وعاشق لونگین (فنا ) گوینده ، برنامه ساز، متصدی ومسوول اداره هنروادبیات وپروگرام دادب غوتی تلویزیون نور- توزیع وتقدیرازفرهنگیان وهنرمندان با نشان طلایی { دادب غوتی}  است . طوریکه درشب نوروزآقای فنا گفتند که این نشان ازمردم وبرای مردم است ومامیخواهیم که درحیات فرهنگیان ازآنان تقدیربه عمل بی آوریم ودرآینده نیزتصمیم داریم که باتوزیع نشانها ومدالهای چراغ معرفت که باخود جوایزهای نقدی نیزخواهد داشت ازفرهنگ وادبیات وازفرهنگیان وادیبان وطن قدردانی نمایم واین راه را مصمیمانه وصادقانه ادامه خواهیم داد وبااین اقدام میخواهیم ازتاریخ پرباروفرهنگ ماندگارخویش حراست وحفاظت نمایم .

یکی دیگرازکارهای باارزش تلویزیون جهانی نورسمپوزیم بزرگ بین المللی فرهنگی، ادبی وهنری درایالات متحده آمریکا است که ازشخصیتهای فرهنگی ، ادبی وهنری باتوزیع جوایزوبا قدردانی وستایش ازآنان،  میخواهند این کارخلاق وبیادماندنی را ثپت صفحات زرین تاریخ کشور، بنام خویش درج نمایند.

این گردهمآیی بزرگ وبی سابقه فرهنگی وهنری باکنسرت هنرمندان  وبا اشتراک شخصیتهای ملی وبین المللی درشب چهارم اپریل برگزارمیگردد. (درین مورد دراینده گزارش مفصلی خواهم داشت ). قضاوت درمورداین برنامه هنوززودخواهد بود. ولی ازفضایی ایجادشده چنین استنباط میشود که اقدام است نیکووکاراست باابرو . وآرزوداریم که شبکه جهانی نوربااینگونه تلاشهای وطنپرستانه وابتکارات مبتکرانه فضایی دوستی وتفاهم وطنی را بوجودآورد.

تلویزیون نور درتشکیلات خود بهترین وموفقترین چهره های ادبی ، اجتماعی وفرهنگی را گردآوری نموده است تارضایت هموطنانش را باتقدیم نمودن برنامه هاوکارهای باارزش فرهنگی وهنری کسب نماید .

 

ماهنامه سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مشعل

 

http://www.mashal.org/home/main/honari.php?id=00058

 


موسیقی

 

محقق موسیقی کهن هندوستان «باهاراتا» (قرن اول پیش از میلاد) در کتاب «گیتالان کارا»ی خود (کاری درباره زیبایی‌های موسیقی) اهمیت آن را اینچنین بیان می‌کند: «آدمی فراتر از هر چیزی سعادت می‌خواهد. موسیقی همانند انرژی زندگی سرچشمه سعادت و بهروزی است.

موسیقی را یکی از راههای رسیدن به چهار هدف مهم زندگی، تقوا، دارایی، کامیابی و آزادی‌خواهی بی‌پایان به حساب آورده‌اند. پس باید صادقانه برای ترانه‌خوانی و گوش سپردن به نوای دلنشین موسیقی به تلاش‌برخاست.

محقق دیگر هند «نارادا» (قرن هشتم) در ارتباط با جایگاه موسیقی در رساله موسوم به «سانگیتا ماکاران» چنین می‌گوید: «به ترانه و صدای موزون آن، رقص موسیقی می‌گویند». و همچنین: به محض شنیدن صدای آهنگین، نوزاد درون گهواره آرام می‌گیرد، او که هنوز شرینی زندگی را تجربه نکرده با مزه شربت موسیقی شادمانه در پوست خود نمی‌گنجد. بچه آهویی که در جنگل آسوده به چرا مشغول است و با شنیدن آواز شکارچی، طلسم شده و بار رضای خاطر به پیشواز مرگ می‌رود. نوای آن نیز سبب شادی مارِ سیاه می‌شود. پس چه کسی می‌تواند اینگونه عظمت ترانه و موسیقی را ترسیم کند.

اندیشه نیروی سحرآمیز موسیقی در اسطوره «اُورفه» در زیبایی‌شناسی یونان قدیم کاملاً به شکلی روشن نمود یافته است. در منابع یونان باستان «اوُرفه» با ساز خود توانسته همسر مرده‌اش «اوریدکا» را دوباره زنده کند. در برخی اسطوره‌های دیگر نیز رفابت آهنگسازان دیده می‌شود. در این رقابت‌ها خدایان یونان باستان نیز شرکت داشته‌اند. ضمن یادآوری ارزش و اعتبار موسیقی در آن دوره. ارتقای شأن آدمی به درجات خدایان آشکار می‌شود.

ریشه اصلى این هنر زیبا را باید در نهاد و طبیعت جست وجو کرد.

آهنگ مرغان خوش آوا، وزش بادها بر درختان پر برگ، آهنگ جویباران، صداى آبشارها، نخستین آموزگار بشر در آموختن هنر موسیقى بوده اند.

انسان همیشه کنجکاو و جست وجوگر درصدد برآمد از آواى خوش پرندگان و نغمه هاى زیباى بلبلان تقلید کند تا نه فقط در فصل بهار بلکه در تمام مقاطع و فصول سال از این صداها بهره مند گردد. بشر پیش از این که آلات موسیقى را اختراع کند، از حنجره خویش که ابزار طبیعى موس یقى است، استفاده مى کرد. به تدریج با عبور بادى که از میان چوب مجوّف و میان خالى مى گذشت، آهنگ گوش نوازى شنید و سازى شبیه نى ساخت که اهل هنر آن را «قدیمى ترین آلت موسیقى دانسته اند». و هم چنین از وزیدن بادها بر تارهاى تنیده عنکبوت بر درختان، سازهاى زهى را سا خت و به تدریج با پیش رفت علم و اختراع سایر آلات موسیقى را اختراع نمود.

همان‌سان که سخن افکار و تجربیات انسان‌ها را انتقال می‌دهد و برای اتحاد و همبستگی افراد و تجربیات انسان‌ها را انتقال می‌دهد و برای اتحاد و همبستگی افراد وسیله‌ای به‌شمار می‌رود، هنر نیز چنین کاری را انجام می‌دهد. صفت ویژه این وسیله ارتباط که آن را از وسیله دیگر، یعنی سخن، متمایز می‌سازد، این است که انسان به یاری «کلام» افکار خویش و توسط هنر احساسات خود را به دیگری انتقال می‌دهد. زیبایی‌شناسی تحلیلی مربوط به زیبایی اصوات و نوای سازهاست و موج برخاسته از پیانو و ناله و افغان ویولن و … همه واژه‌های زیبایی هستند برای گفتن سخنی زیبا، ولی بعد ترکیبی موسیقی برمی‌گردد به «نظم» و «آهنگی» که هنرمند با کنار هم چیدن نت‌ها و آواها می‌آفریند.در جنبه‌ی ترکیبی است که هنرمند معنا پیدا می‌کند و موسیقی سخن می‌گوید و جمله‌ای زیبا می‌شود از واژه‌های زیبا…  موسیقی رنگ زندگی ونغمه آزادگی است ! شادی نهفته در زیر و بمی دارد که گاه روح به نغمه آن به وجد می آید و گاه دیگر رنج را می چشد و نهانی بدان گریستن آغاز می کند.

 امروز روانشناسان , این راز را درک کرده و بدین ابزار سعی در علاج جسم و روان بیماران گرفته اند.بیمار با شنیدن اصوات موسیقی درمانگر بر دامان امواج آن سوار می شود و ذره ذره وجود خویش را با آن هماهنگ می سازد تا گره از بیماری نهفته در اعماق وجودش باز گشته و بیماری به تدریج از ضمیر وی ناپدید شود ! این محو گشتن با ریتم درونی یی حاصل می شود که آهنگساز آن را بر اساس روابط علم موسیقی و تلفیق آن با زوایای روانشناسی پیشرفته که با اعماق انسانها سر و کار دارد ، آفریده است. در حقیقت معنایی که انسان از درون خویش و با همنوایی موسیقایی از بستر پنهان به عرصه وجود خویش عیان می کند، آنی است که در نهانی بدان در آویخته و عوارض جسمانی از آن روان پریشی حاصل آمده که موسیقی سعی در گشایش آن گره دارد.

 موسیقی درمانی امروز چنان مورد توجه قرار گرفته است که در مراکز درمانی جهان در طول مدت مداوا و درمان و در بحرانهای حاصل آمده از بیماری ها , در موارد اضطراری قلبی و مغزی مورد استفاده قرار می گیرد تا تنش و اضطراب چنین بیماریهای طاقت فرسا و تکاندهنده را تخفیف دهند ! از دیدگاه روانشناسی برتر که با سطوح روانی انسان سر و کار دارد , موسیقی ابزار مطلوبی است که هزینه ای نه چندان زیاد می طلبد و در ساختار نادیدنی بیماریها تاثیر شگرفی از خود نشان می دهد که این خود نشانه تاییدی بر هارمونی درونی انسان و موسیقی طبیعت می باشد. 

موسیقی حسی شور انگیز که تخیل آدمی را می پرورد و خلاقیت را وا میدارد تا هنرمند در ابعاد گوناگون هنر بیافریند . موسیقی ارتباطی تنگاتنگ با وجود آدمی دارد و از آن جهت که مرز نمیشناسد هر شنونده ای را با هر سلیقه ای به سوی خود جذب می کند . هر کس بسته به حسی که به او دست می دهد از شنیدن آن لذت می برد و مسحور اصوات سحر انگیز آن می شود . موسیقی حس همدردی و درد مشترک انسانی را فریاد می کند .

آیا واقعا موسیقی ملودی تکنواخت و نوای سازهای مختلف است، که طنینی به صدای خواننده بدهد و دنگ و دونگی باشد برای پوشاندن صدای ناهنجارش؟ ولی نه، موسیقی فراتر از تعریف در الفاظ است و شگفتی آن نیز در همین است. موسیقی جبران ناکامی‌های زبان است و شیوه‌ای برای بیان احساسات ناملموس. احساساتی که نمی‌دانیم چه هستند… آنجا که زبان از گفتن باز می‌ماند، موسیقی مأمنی می‌شود برای روح، و زبانی می‌شود برای بیان احساسات و ناگفته‌های ناشناخته…  روح پویا و احساسات متغیر که ارتباطی مستقیم با شرایط سنی، حوادث گوناگون و … دارد چه می‌گوید و چه می‌خواهد؟ شاید نداند «چه می‌خواهد» ولی آنچه را که می‌خواهد می‌شناسد. در هر لحظه به موسیقی گوش می‌دهیم، از آن لذت می‌بریم و همین کافیست…

نوروز

 

نوروز زمانی است که تاریکی ، سردی و خشونت زمستان جای خود را به روشنایی و گرمی و مهربانی بهار می دهد و آفرینش از نو بیدار می شود و جان می گیرد گیاهان جامه ی سبز بهاری بر تن می کنند و درختان با شکوفه خود آرایی می کنند .  نوروز نشانه ی کشمکش خوبی و بدی ، سازندگی و ویرانی و سرانجام  پیام آور امید به پیروزی نیکی بر بدی است . نوروز نشانه ی زنده ای از دانش گسترده و فرهنگ فروغمند نیاکان ماست .

گزینش نوروز ( نخستین روز بهار که در آن شب و روز همسرند ) بازگو کننده خرد و دانش است  گذ شتگان ما تنها مردمی بودند که گاه " اعتدال ربیعی " را بعنوان آغاز سال جشن می گیرفتند . آنها از چرخش دگرگونی ها و پدیده های وابسته  به چگونگی قرار گرفتن زمین ، خورشید و ماه در برابر هم آگاه بودند و آیین هایی همراه با برگزاری جشن نوروز مانند خانه تکانی ، جامه نو پوشیدن ، دید و بازدیدها ، سفره هفت سین چیدن ، رویاندن سبزه و گلکاری و ... همه بازتابهایی از فرهنگ پر فروغ ما است . نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندرکارند.

نوروز که قرن‌های دراز است بر همه جشن‌های جهان فخر می‌فروشد، از آن رو "هست" که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب، و جوشِ شکفتن‌ها و شور زدن‌ها و سرشار از هیجانِ هرآغاز. جشن‌های دیگر، غالباً انسان‌ها را از کارگاه‌ها، مزرعه‌ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ‌ها و کشتزارها، در میان اطاق‌ها و زیر سقف‌ها و پشت درهای بسته جمع می‌کند: رستورانها ، کاباره‌ها، زیرزمینی‌ها، سالوون‌ها، خانه‌ها ...

در فضایی گرم از برق، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل‌های کاغذی، پلاستکی، مومی، بوی مصنوعی عطر و ... اما نوروز دست مردم را می‌گیرد و از زیر سقف‌ها، درهای بسته، فضاهای خفه، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه‌ها،‌ به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می‌کشاند.

در آن هنگام که مراسم نوروز را بر پا می‌داریم، گویی خود را در همه‌ نوروزهایی که هر ساله در سرزمین ما برپا می‌کرده‌اند، حاضر می‌یابیم و در این حال، صحنه‌های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می‌خورد، رژه می‌رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله بر پا می‌داشته است، این اندیشه‌های پرهیجان را در مغزما بیدار می‌کند که:

آری، هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر ، چنگیز، طالبان بی فرهنگ و متجاوزین بیگانه درقرنهای نوزده ، بیست وبیست ویک - چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله‌های مهیبی که زبانه می‌کشید، همانجا، همان وقت، مردم مصیبت‌زده ما نوروز را جدی‌تر و با ایمان بیشتری برپا می‌کردند.  نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ همه نوروز را عزیز شمرده‌اند و با زبان خویش، از آن سخن گفته‌اند. چه افسانة زیبایی؛ زیباتر از واقعیت! راستی مگر هر کس احساس نمی‌کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل و حمل نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است.

مسلما اولین روز بهار، سبزه‌ها روییدن آغاز کرده‌اند و رودها رفتن و شکوفه‌ها سرزدن و جوانه‌ها شکفتن، یعنی نوروز. بی‌شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. نوروز- این پیری که غبار قرن‌های بسیار بر چهره‌اش نشسته است- در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری صدای نیک اندیشان  و مهرپرستان را خطاب به خویش می‌شنیده است.

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست... امتحان ریشه هاست... ریشه هم هرگز اسیر باد نیست ... زندگی چون پیچکی است انتهایش به جاودانه بودنش میرسد

باران بهانه است ، آسمان را هوس بوسه زدن بر خاک است.

رسانه های تصویری ورسالتهای وطنی

 

احترام به آزادی بیان، نخستین قدمی است که غالبا در جهت دموکراسی برداشته می شود. آزادی بیان از مطالبات مشترک لیبرالیسم سیاسی بوده و از شالوده های آزادی وجدان است که رودررو با جزمیت و دگم قرار می گیرد. این دگم می تواند پادشاهی مطلقه (اهانت به مقام شامخ سلطنت) یا مذهب (گناه تکفیر و بی حرمتی) باشد.

بو مارشه [نویسنده بنام قرن هیجدهم فرانسه.] به طنز از زبان فیگارو می گوید « تا زمانی که من در نوشته هایم نه از اقتدار، نه از کیش، نه از سیاست، نه از اخلاق، نه از صاحب منصبان، نه از صاحبان مال، نه از اپرا، نه از هرنمایش دیگر، نه از فردی که به چیزی احساس تعلق کند، صحبت نکنم. ،می توانم هر چه می خواهم آزادانه منتشر کنم، البته با اعمال دو یا سه سانسور.

آزادی بزرگترین ودیعهَ طبیعی انسان است، انسان های متفکر و دانشمند می گویند:

«انسان آزاد خلق شده وباید از قیود آزاد باشد.»

عده یی به این عقیده اند، که انسان موجود اجتماعیست ومجبوربه رعایت یک سلسله قواعد و قوانین است که خود برای بهتر زیستن در طول زمانه ها مطرح ساخته است.

آزادی و کرامت انسان از تعرض مصوون است.

دولت ها به احترام و حمایت آزادی و کرامت انسان مکلف می باشد.

و آزادیخواهی را فرد آزادی طلب دوستدار آزادی، و طرفدار آزادی فردی می توان خواند. آزادی بیان یا آزادی مطبوعات هم از حقوق مسلم شناخته شده بشر است. تمام اجتماعات انسان های پیشرو در سراسر جهان، از آ‍زادی بیان پیوسته حمایت وپشتبانی کرده اند ومی کنند.عده یی تصور داشته ویا دارند که آزادی اندیشه همیشه وجود دارد، این ودیعه خداوندی را کسی نمی تواند از دیگری برباید، هرگاه به این عمل مبادرت بکنند، شاید برای مدتی آن را سلب کرده بتوانند و آن هم برای غصب کننده گان بسیار گران تمام می شود.

آزادی بیان، کمکی در راه تغییر اوضاع به شمار می رود، و هرقدر مطبوعات کشوری آزاد باشد به همان اندازه نیز آن کشور در محو دیکتاتوری های که همه نوع اشکال بیان در آن سرکوب می شود، سهم ارزنده را بازی میکند. اصل آزادی مطبوعات بیش از دو قرن، پس از اختراع چاپ و حدود یک قرن بعد از انتشار نخستین روزناهمه های چاپی جهان در غرب، به دنبال مبارزات طولانی بورژوازی آزادی جوی اروپا و امریکا، ابتدا با لغو « قانون مربوط به اجازه چاپ و سانسور مطبوعات» در انگلستان در سال 1695 م و سپس به طور وسیع تر و کامل تر در فرانسه و ایالات متحده امریکا به رسمیت شناخته شد و در طول قرن های نزدهم و بیستم، به تدریج در اکثر کشور های دنیا پذیرفته گردید ، در قوانین اساسی کشورها نیز موضوع آزادی مطبوعات مانند سایر مظاهر آزادی عقیده و بیان پیش بینی شد.لازم به یاد آوریست که در بسیاری از قوانین اساسی دنیا، تنها به اعلام کردن و به رسمیت شناختن آزادی مطبوعات اکتفا نگردیده است،‌ بلکه برای جلوگیری از هرگونه تهدید و تجاوز علیه این آزادی ضرورت تامین وتضمین آن نیز تصریح شده است.

درینجا مروری داریم  بریکی دورسانه تصویری وقبل ازهمه چند جمله ارزشمند ی ازبزرگان را درمورد تلاش ، خوشبختی  همت بلند وکارارزشمند مرورمینمایم تا بیشترمسوولیت پذیرو تلاشگری بخرچ بدهیم تا هم لعل بدست آیدوهم دل یارنرنجد یعنی اینکه هم خدمات پربارفرهنگی وادبی به میهن ومردم انجام بدهیم وهم رضای خدای لایزال را کسب نمایم : خوشبخت کسی است که قادر است به علل چیزها پی ببرد...  بهترین چیز این است که خودت باشی شکوهمند ساده و صادق.  تجربه نامی است که انسان برروی اشتباهات خود میگذارد.

رویا و سایه . هر سعادتی نا چیز است زیرا  زندگی خود رویای ناچیز بیش نیست .

زندگی فصل پر از رویاست  

زندگی دشتی پر از غوغاست

زندگی پرواز افکار نگاه ما به دلهاست

زندگی رفتن به اوج دیدنی هاست

شیوه رقص پرستو هاست

 زندگی روییدن گلها در تن صحراست

آری زندگی زیباست.

جان درایدن میگوید:

خوشبخت تنها و تنها کسی است که امروز را از آن خود داند،آنکه با اطمینان خاطر میتواند بگوید:

ای فردا ، بدترین آزارت را برسان ، زیرا من امروز را زندگی کرده ام در زیبایی و در زشتی ، در باران و در آفتاب ، لذتهای من ، با وجود سرنوشتم ، همگی از آن منند. حتی آسمان نیز بر آنچه که گذشت قدرتی ندارد ، چون آنچه که شده شده است ، و من در زمان خود زیسته ام .

بلی مادرروزهای نوروزوآغازفصل بهارشاهد برنامه های گوناگونی هنری،فرهنگی وتفریحی ازطریق وسایل اطلاعات جمعی وبخصوص تلویزیونهای وطنی ازداخل وخارج کشوربودیم که هرکدام به اساس دیدگاه وتوانمندی خویش تلاشهای انجام دادند .

یک روز صبح بودا در میان مریدانش نشسته بود که مردی به آن ها نزدیک شد.

پرسید: خدا وجود دارد؟ بودا پاسخ داد : بله ، خدا وجود دارد. پس از ظهر ، مرد دیگری ظاهر شد. پرسید خدا وجود دارد؟ بودا پاسخ داد : نه ، خدا وجود  ندارد. عصر همان روز ، مرد سومی همین پرسش را از بودا کرد،و پاسخ بودا این بود: باید خودت تصمیم بگیری. یکی از مریدان گفت : استاد ، این که نابخردانه است. چگونه ممکن است به یک پرسش سه پاسخ متفاوت بدهید؟ بودا پاسخ داد:چون اشخاص متفاوت بودند. هرکس به شیوه خود به خداوند نزدیک می شود : برخی با قاطعیت ، برخی با انکار و برخی با تردید. ازیادداشت های (پائولو کوئلیو (.

رسانه های افغانستان ضمن برخورداری از حقوق و آزادی هایی که دارند باید اندکی مسئولیت پذیر هم باشند و رسالت رسانه های خود را در پای منافع اقتصادی تاجران و کمپنی های پول دهنده، و یا به خاطر ارضای خواسته های آنی و زود گذر یک عده قلیل، قربانی نکنند.

اینها اگر واقعاً دنبال خدمات بهترمی گردند باید در عرصه های صلح، تربیت، بازسازی، امنیت، ورزش، فرهنگ و ادب ،  تعلیم وتربیه . . . تتوجه جدی خویش را معطوف بدارند . امروز از برکت همین رسانه ها،  موسیقی، هنر و سینمای کشور در زیر فشارهای سنگین موسیقی و فیلم ها وسریالهای مبتذل و غیر مبتذل هندی در حال نزع و جان کندن است.

 چه می شود اگر به جای برنامه های بی محتوا ، باعرضه برنامه های در عرصه فرهنگی ، هنری ، ادبی ، تعلیم وتربیه ، سیاسی که به صلح وثبات کشورکمک نماید  ، تهیه و پخش شود. به نظر می رسد اکثر رسانه های چاپی، صوتی و تصویری  کشوربه یک تجدید نظر جدی مسوولیت پذیری ووطن خواهی نیاز دارد تا پیش از این در گرداب رسوایی وبی مسوولیتی  و بیهوده گویی  غرق نشوند .

رادیو و تلویریون در افغانستان پیوسته در زیر نظارت شدید دولت ها قرار داشته است. حتی در دورهء دموکراسی نیز مجال آن نبود تا انتقادی و دیدگاه مخالفی بر ضد نظام شاهی به وسیلهء رادیو به نشر برسد. تنها موارد استثنایی که در این وجود دارد جریان رای دهی نماینده گان پارلمان به حکومت های دههء دمو کراسی است که مستقیماً از رادیو افغانستان پخش می شد و شماری از نماینده گان شدیداً حکومت را مورد انتقاد قرار می دادند.  می توان گفت که رادیو و تلویزیون در افغانستان همیشه حنجرهء رسمی دولت بوده است.هم اکنون نیز با وجود انفاذ قانون تازهء مطبوعات و بوق کرنای کرکنندهء دموکراسی، آزادی بیان، حقوق بشر و جامعهء مدنی کماکان رادیو و تلویزیون به وسیلهء حکومت شدیداً کنترو ل می شود که این امر انتقاد گستردهء روشنفگر ان ودیگراندیشان کشور را بر انگیخته است.

رسانه، اعم از مطبوعات، رادیو، تلویزیون و ماهواره یکی از پدیده هایی است که پس از سقوط طالبان در افغانستان به شدت گسترش یافته است. درحدود هفت سال گذشته صدها نشریه و بیش از چهل ایستگاه رادیویی دولتی و غیردولتی فعالیت خود را آغاز کرده اند و در کنار تلویزیون دولتی، بیش ازچهارده تلویزیون خصوصی نیز اجاره فعالیت دارند.

همچنین درحال حاضر افغانها به برنامه های تلویزیونی خارجی نیز، که عمدتاً از طریق کیبل یا ماهواره پخش می شوند دسترسی دارند.  اما باوجود این تراکم رسانه ای، کارشناسان  معتقدند: اگرچه فعالیتهای رسانه ای امری مثبت و لازم است اما در حال حاضر محتوای برنامه ها غالباً در سطح پائین و باکیفیت غیرمطلوب است و آنچه به نشر می رسد موسیقی، آهنگ و فیلمهای هندی و غربی می باشد.

مطلب دیگر این که در میان این حجم انبوه رسانه های غیردولتی، تاکنون هیچ رادیو و تلویزیونی باهدف بزرگ ، وکارخستگی ناپذیر، تلاش همه جانبه ، کاردلسوزانه وتوجه همیشگی وبخصوص رسانه های دولتی تبلیغ و تقویت فرهنگ ملی و اسلامی راه اندازی نشده است، زیرا عمده این رسانه ها از منابع غربی تمویل می شوند و به اعتقاد اکثر صاحبنظران آنها از این طریق به دنبال ترویج فرهنگ غرب در افغانستان هستند که در همین رابطه شخصیت ها و کارشناسان افغان بارها نسبت به عواقب آن هشدار داده اند و خواستار تغییر در فعالیت این رسانه ها شده اند. پخش گسترده آهنگها و فیلم های مبتذل همچنان ادامه دارد به طوری که رادیوها و تلویزیون ها در این زمینه رقابت شدیدی با هم دارند و هر رسانه تلاش می نماید جدیدترین آهنگ ها و فیلم های هندی و خارجی را پخش کند.وآوازخوانان تازه کارنیزباارایه یی کارهای خام وهوسگرانه تیشه به ریشه فرهنگ وهنراصیل این مرزوبوم میزنند.  رشد رسانه‌ای افغانستان ازنظر کمی و کیفی قابل بررسی است، ازنظر کمیت، رسانه‌ها در افغانستان طی سال های اخیر یک مسیر رشد یابنده، کثرت گراو تکاملی را طی کرده‌اند.

هفت سال پبیش در افغانستان، تنها یک نشریه وجود داشت به نام شریعت و فقط یک رادیو فعالیت می‌کرد به نام صدای شریعت، جامعه، جامعه‌ای یک صدایی خفته در بستر سنت‌های سخت‌گیرانه بود اما امروز، تنوع و تکثر کمی رسانه‌ها در افغانستان در سطح منطقه بی‌نظیر است، نگاهی کوتاه به شماره و عناوین رسانه‌های چاپی، شنیداری و دیداری این تنوع و تکثر رابه خوبی می نمایاند.

ثبت رسمی بیش از پنجصد عنوان رسانه چاپی، بیش از 55 رادیوی خصوصی وچهارده تلویزیون شخصی و خصوصی که حداقل هفت تلویزیون باالفعل فعال‌اند، تأسیس بیش از صد مرکز تولیدات هنری سینمایی، بیش از یک صد و پنجاه مطبعه شخصی و خصوصی و تأسیس دهها نهاد تولید کننده مواد نشراتی از دستاوردهای مهم فضای جدید سیاسی در افغانستان است. از لحاظ توسعه سیستم ارتباطی نیز پیشرفت‌های زیادی صورت گرفته، حدودهفت سال پیش افغانستان تنها از طریق چند دستگاه تلفون سیتلایت با دنیای بیرون ارتباط داشت اما امروز، با انکشاف شبکه مخابرات در کشور، حتی  شماری از قریه‌های دور افتاده افغانستان نیز امکان برقراری ارتباط با داخل و خارج کشور را بدست آورده‌اند.

افغانستان بعد از فروپاشی رژیم طالبان تحولات چشمگیری را تجربه کرده است. حضور رسانه های خصوصی و به ویژه تلویزیون های خصوصی نمونه ای از این دست می باشد. اکنون در افغانستان بیش ازده شبکه تلویزیون خصوصی در کنار یک شبکه ی تلویزیون دولتی فعالیت می کند.

نگاهی به برنامه های تلویزیون های خصوصی در افغانستان متوجه می شویم که این تلویزیون ها در امر برنامه سازی دچار کاستی های بسیار هستند. بیشتر برنامه ها بصورت مستقیم از ماهواره و دیگر کانال های خارجی ثپت می شوند و پخش می شوند. در این میان تلویزیون طلوع کمی جلوتر از بقیه قرار دارد و تعداد برنامه های تولیدی در داخل آن بیشتر است. با گذشت هفت سال از حیات سیاسی جدید در افغانستان، آزادی بیان و مطبوعات مانند سایر عرصه ها پیشرفت های قابل ملاحظه داشته است.  همین اکنون ده ها نهاد غیر حکومتی در راستای آزادی بیان و مطبوعات و حقوق بشر فعالیت می نمایند.  در بخش رسانه ها و مطبوعات، پیشرفت های قابل ملاحظه صورت گرفته است. بیش از ده تلویزیون خصوصی،‌ ده ها رادیوی محلی، سرویسهای خبر رسانی و صد ها نشریه آزاد فعالیت دارند. 

اما با وجود این دست آورد ها، خبرنگاران بدون مرز کمیته دفاع از خبرنگاران در نیویارک و موسسات مدافع حقوق ژورنالیستان افغانستان، نگرانی خویشرا در مورد مشکلات روز افزون ژورنالستان ابراز نموده اند.  

این نهاد ها سال ۲۰۰۷ را یکی از سالهای اندوهناک در شش سال اخیر در افغانستان عنوان نموده اند. در طی سال ۲۰۰۷ پنج تن بشمول دو خبرنگار زن، جان های شانرا از دست دادند.  هر چند اجمل نقشبندی در اسارت طالبان جان خود را از دست داد، اما دو خانم در مناطق تحت کنترول دولت به هلاکت رسیدند، که تا کنون پولیس موفق به گرفتاری قاتلین آنها نگردیده است.  در سال جاری، از جمع سه خبر نگار که فعلا در زندان های افغانستان بسر میبرند یکی هم پرویز کامبخش روزنامه نگار جوانی  است که از سوی ادارات که درچنگال خونین بنیادگریان قراردارد  به اتهام تکثیر بعضی نوشته های مغایر اسلام، بازداشت و علیه او حکم اعدام، از سوی یک محکمه ابتداییه ، صادر گردید.

 چندی پیش ولسی جرگه قانون رسانه هارا تصویب نمود و آ نرا جهت توشیح به ریاست جمهوری فرستاد، اما رییس جمهور به خاطریکه در این قانون بعضی معیار ها در نظرگرفته شده است، خواهان بازنگری در این قانون گردیده است. به گفته بعضی از منابع، در حال حاضر شمار رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری از مرز 500 گذشته است.  با وجود آنکه مقامات  از موجودیت آزادی بیان حرف می زنند، اما شماری از روزنامه نگاران و قلم بدستان از محدود بودن وضعیت مطبوعاتی شکایت نموده و آزادی بیان را در یک حالت سردرگم عنوان کرده، آنرا نگران کننده می خوانند. هرچند روزنامه نگاران و قلم بدستان پس از چند دهه جنگ و ویرانی برای نخستین بار در عمل آزادی بیان را تجربه می کنند، اما با وجود آنهم موجودیت قدرت حاکمان محلی سابق ظاهراً آزادی بیان و اندیشه را در گلو خفه نموده و دروازه های فکر و بیان همانند گذشته بسته به نظر می رسد. البته در بعضی موارد خبرنگاران در جریان کارو یا پس از آن به تهدید، اختطاف و شکنجه از سوی منابع قدرت رو به رو شده اند.

درایام نوروزیکی ازشبکه های تصویری حرفهای نامعقولی درباره نوروزبیان داشته وحتا به آدرس زردشت وزردشتیا ن نیزسخنان کج اندیشانه ونیشداری را برزبان آورد ونوروزرا ازدیدخویش خیلی نامناسب وبی مورد تشریح نمود ،  میگویند:

نیش گژدم نه ازپی کین است

مقتضای طبعیتش همین است .

سیمون میگوید: انسان وقتی در کار سیاست آسان فریب می خورد که تصور میکند دیگران را فریب داده است .

یکی دیگرازین رسانه ها دریک برنامه نوروزی تعدادی ازکارمندان اناث خویش را خلاف سنتها ، فرهنگ ، کلتوروعنعنات پسندیده افغانی واسلامی نیمه برهنه به ستیژدعوت ودرمقابل صفحه جادوی تلویزیون قرارداد ، گویی مقررشده است که این شبکه درهمه امورراه افراط را بپیماید . آنان باید بدانند که آزادی ، دموکراسی وتمدن برهنه شدن ویا دشنام دادن نیست .دموکراسی وتمدن اگربرهنه شدن است پس حیوانات متمدن ترند .

بااندوه ودرد  چند سالی است که تعدادی ازنشریه های اینترنیتی ، اخباروجراید ورادیوتلویزیون مصروف دشنام دادن وغیبت گویی به نامهای مستعارواصلی اند  که این عمل زشت آنان را میتوان ترورشخصیت های فرهنگی ، ادبی ، هنری وسیاسی نامید . این نشریه هاکه ازجانب گروپهای عقده مند ونوکیسه های سیاسی هدایت ومدیریت میشود وبی رحمانه وگستاخانه براین وآن تاخته وازینطریق امرارحیات ننگین مینمایند وغلام حلقه بگوش افرادواشخاص خاصی اند . درین بازارپرآشوب مقام ومرجع نیزوجودندارد تا این بیماران تازه به دوران رسیده را مورد سرزنش وبازخواست قراردهد وبه آنان بگوید که توبااین شیوه نامردانه ات صادقترین شخصیتهای سیاسی وفرهنگی وطن را موردسرزنش واتهامات قرارمیدهی چه نفع میخواهی ازین غلامی ات نصیب گردی ؟ واین پیشه ناصوابت تاچه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد. ؟

جای شکر باقی است که تعدادازرسانه ها با پخش ونشرپروگرامهای جالب وزیبا تصمیم گرفته اند تابه این ملت ستمدیده ووطن ویرانه خدمات مفید وقابل قبولی را انجام بدهند .

جبران خلیل میفرماید : کامل ترین پاداش برای انسان ، بخششی است که بتواند امیال هستی اش را تغییر دهد و خواستهای دو لب خشکیده از عطش او را دگرگون سازد و تمام زندگی اش را به چشمه های همیشه جوشان و ابدی تبدیل کند  .

درین میان برنامه های نوروزی تلویزیون آریانا افغانستان که ازکابل پخش ونشرمیگردد واقعآجالب ودیدنی بود این تلویزیون باتلاش وپشتکاردست اندرکاران وبامساعد تهای بی دریغانه انجنیراحسان الله ( بیات ) یکی ازبهترین شبکه های تصویری درسطح کشوربوده وباگذشت هرروزازکیفیت بهتری برخوردارمیگردد . این تلویزیون درسراسردنیا ، دروازه های هنرمندان وفرهنگیان را که دردسترس شان قرارگرفت دق الباب ودردهای ناگفته وناشنیده آنان را به تصویرکشید ودرپهلوی این کارخوب ودلنشین ، یکی دیگرازبرنامه های دیدنی تلویزیون آریانا کنسرت هنرمندان کشوربود ،این برنامه جالب ودیدنی ازیکطرف طرفداران خیلی زیادی داشته وخدمت ارزشمندی است برای هنر،هنرمند و معرفی موسیقی کشوربه جهانیان وازجانب دیگربرای دست اندرکاران تازه کارهنرموسیقی نهایت مفید وآموزنده است . امید که این سلسله ادامه پیدانماید. تلویزیون آریانا باپیشکش نمودن برنامه های خاص نوروزی وجریان مستقیم  مراسم برافراشتن جنده شاه ولایتمآب ازمزارشریف واقعآ کارارزشمند ی را انجام داد .

این شبکه جهانی باتقدیم ویژه برنامه های بهاری ونوروزی ازشهرکابل ،بلخ ، ننگرهار، فاریاب ،جوزجان و...ثابت ساخت که انسانهای باتفکرواندیشمندان زیادی درین کلکتیف گردآمده اند تا درراه خدمت به فرهنگ وهنراین مرزوبوم صادقانه تلاش نمایند . وآریانا باداشتن شخصیتهای ادبی وفرهنگی  چون نصیرفیاض وقدیرمیرزایی تحلیل ها وتفاسیرباارزشی را پیشکش مینماید.  ژورنالیستان فوق الذکرباتلاشهای مثمروباارایه یی برنامه های چون سرویسهای خبری ، حقیقت ودید

البته نباید فراموش کنیم که گاهی سرگرم شدن به کارهای روزمره و به خصوص غرق شدن در ظاهر زندگی و کامیابی های مادی ، انسان را از توجه به این مساله اساسی باز می دارد . چه بسا افرادی سالهای در این دنیا زندگی می کنند اما هرگز به این اساس ترین مساله خود فکر نمی کنند یا نسبت به آن بی اعتنا هستند . تجربه نشان داده است که این مساله هر جا به طور جدی برای شخص مطرح شده ، تحول و تحرک عمیقی به دنبال داشته است و چه بسا بیداری و دگرگونی ارزشمندی در او ایجاد شده است . تعدادی به علت سرگرم شده به لذتهای مادی و انس گرفتن با ظواهر زندگی ، به هدفی والاتر از آن نمی اندیشند . اینان به تعبیری، کسانی هستند که به زندگی دنیا راضی شده و به آن آرام گرفته اند و این آرامش دروغین سبب شده است که آن ها به طور جدی درباره «هدف از زندگی» نیندیشند.

شبکه های افغانی که ازآمریکا نشرات دارند یکی هم تلویزیون جهانی نوراست . این تلویزیون دراثرسعی وتلاش جوان برومند ( یما یوسفزی) ، برنامه سازان ومتصدیان برنامه ها یکی ازبهترینهای شبکه های  تصویری درخارج ازکشوربه شمارمیرود .نورباگذشت هرروزوباارایه یی خدمات زیباودیدنی به خانواده ها وفرهنگیان کشورمسوولیت های وطنی اش را باوجه حسن انجام میدهد ودرقلب وطندارانش راه بازنموده  وموقعیت ماندگاربودنش را تثبیت نموده است .

تلویزیون نورباهدایت های رهنمود دهنده حاجی صاحب نوریوسفزی وبی بی حاجی راضیه یوسفزی خانم نجیب وپربرکت شان باگذشت هرلحظه به شهرت ومحبوبیتش افزوده میگردد. جناب حاجی نورشخصیت است بزرگ ومرداست سترگ چنان روف ومهربان است که همه دست اندرکاران تلویزیون نور مشتاقانه وفرزندانه تحت هدایت وحمایت وی فرق شب وروزرا نمی نمایند وتلاش دارند که کاری با ارزشی را به کلبه هموطنانش بفرستند .

روزی آقای فنادریکی ازبرنامه هایش میگفت :

(( حاجی صاحب نورشخصیت است که جوره ومانندی ندارد . زمانیکه من باوی روبرومیشوم احترام ودست بوسی ویرا فرض خود میدانم . وی صمیمانه وبزرگوارانه شب وروزدرپهلوی ما نشسته عرق میرزد وصادقانه میگوید که درراه خدمت به مردم کوتاهی نکنید زیرا رضای خداوند درررضای خلق الله نهفته است وخداوند به کسی لطف دارد که وی به مردم شفقت ومهربانی داشته باشد . )) جناب نورحتازیادشبهایش رابخاطرعرضه خدمات منظم وبهتردرستدیومیگذراند ودرکارهای هنری وفرهنگی مشتاقانه عشق میورزد.  آقای نورباایجادفضایی دوستی ویکرنگی درکلکتیف تلویزیون نوراین اداره را به خانه دوم کارمندان ومتصدیان تبدیل نموده است .

بدون مبالغه همه برنامه های نورقابل دیدن وتحسین است وامیدمیرودکه بایک مسوولیت پذیری وکارمشترک وسازنده به تثبیت موقعیتش بی افراید. نوربادرک رسالتهای ملی ومیهنی خویش باقامت برافراشته وبااهداف استوارمندانه وبلند اندیشانه به پیش میرود وپابپای هم وطنانش درراه خدمتگذاری به کشورش سعی وتلاش شباروزی مینماید.

چهره های ممتازاین شبکه عبارتند از:

درانه – رحیمی ، گلثوم - عزیز، فوزیه  - ارال ، رونار- شید، فریما - واصل . حارث - رحیمی ، فیاض - رحیمی ، تمیم - رحیمی ، داکتریونس ، داکتررحمانی ، فرید متصدی برنامه رامشگران ...

ارد بزرگ مینویسد:هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد .

بااین اصل خانواده نورباتربیه وپروریش فرزندان صادق ،راستکار، زحمتکش ، هدفمند ،خدمتگزار، تحصیل یافته ونیک اندیش ، آنان بهترین ایام زندگی خود را درراه خدمت به وطن ، فرهنگ وادبیات ومردم کشورسپری مینمایند این جوانان رشید وبرومند بجای اینکه درپارتیها و خوشگذرانیها بروند ، برعکس باتلاشهای پیگیرومثمرمیخواهند خدمات ارزنده به مردم رنجکشیده وطن عرضه وپیشکش نمایند . به اساس پیام که درایام عیدازطریق شبکه جهانی نوربه نشررسید ،بیننده یی میگفت که این جوانان شب وروزخویش را درستدیوواطاق کنترول میگذرانند تا تصویری با کیفیت عالی وبرنامه های جالب ودیدنی رابه نمایش بگذارند .  تلویزیون جهانی نوروشبکه سراسری آریانا ( بیات) باپخش ونشربرنامه های باکیفیت بالا وتصویرهای پررنگ وروغن ( دیجتال ) چون جاذبه مقناطیسی هربیننده را بسوی خویش میکشاند . روزی برنامه سازموفق وگوینده بی همتا ی تلویزیون نورعاشق لونگین ( فنا ) دریکی ازبرنامه هایش میگفت : « نور به کمیت نه بلکه به کیفیت وعرضه خدمات ارزشمند وعام پسند به مردمش می اندیشد زیراشبکه جهانی نورازمردم ورسانه یی مردمی است . »

من به مثابه یک افغان این حق را بخود میدهم تا پیرامون خوبی ها وکاستی های رسانه های چاپی ، صوتی وتصویری وطنم ابرازنظرنمایم .این ابرازعقیده به هیچ عنوان کارگروپی ، سیاسی وتخریبی نبوده وفقط وفقط برداشت وداوری های شخصی خودم است  وآرزودارم که توجیه های غیرحقیقی ازآن صورت نگیرد . اگرمن خوبیها وزیبایی های یکی دورسانه تصویری را به بررسی گرفته ام کارناثواب وناپسندیده یی نیست ویا به قول معروف نمیشود آفتاب را به دوانگشت پنهان نمود . نورکه ازآمریکا وآریانا ازکابل پخش میشود ، کارهای بزرگ فرهنگی وهنری را انجام میدهند واهداف سترگ شان خدمت به افغانستان عزیزبوده واندیشه های مزدورمنشانه یی چون :

ایجادتفرقه ، خدمت به بیگانه ها، مردم فریبی ، آب به آسیاب بیگانه ریختن ، کج فکری ، دشنام وتوهین، گلوپاره کردنهای عوام فریبانه ، شخصیت تراشیهای مغرضانه وکاذب ، پنهان نمودن حقایق و... به اساس فرموده مسوولین آنان درین رسانه ها نه تنها راه ندارد بلکه مردودنیز پنداشته میشود. پس جای دارد تاکارهای خوب ، وطنی وافغانی این رسانه هارا مورد تقدیروتمجید قرارداد.

همانگونه که دربالا تذکردادم یکباردیگرمیگویم که باکلکتیف کنونی شبکه جهانی نورنیزکوچکترین قرابت نداشته وتازمانیکه نیک بی اندیشندوخوب پیش بروند گل سرسبد خانه هرافغان خواهدبود ومردم این حق را دارند که شوررا شوروبی نمک را بی نمک بگویند.

روانشناسان با بررسی افراد ی که عمر طولانی تری دارند ، دریافته اند یکی از موارد مشترک در میان همه آنها روحیه قدردانی و تشکر است.افراد مثبت بین و قدردان نتایج اکثر کارها را موفقیت آمیز دیده و همین امر انگیزه آنها را برای پیگیری اهداف تقویت کرده و با موفقیت ها و دستاوردهای مطلوب احساس بهتری پیدا کرده و زندگی را بهتر در می یابند.

درروزهای نوروزتلویزیون نورباعرضه برنامه های جالب ودیدنی که به سبک کاملآ وطنی وافغانی تهیه گردیده بود ساعتها وحتاروزها هموطنانش را خوشحال وسرگرم نگهداشت . باوجودیکه برنامه های نوروزی کمی وکاستی های داشت وعدم هم آهنگی ومن منم ها مقداری به کیفیت برنامه ها صدمه وارد مینمود اما باآنهم جالبترین وپربیننده ترین پروگرام  هارا تهیه وبه نمایش گذاشت.

یکی ازبرنامه های خیلی جالب وتماشایی کنسرتهای پی درپی درشب وروزهای نوروزازطریق شبکه جهانی نوربود،برنامه سازان ودست اندرکاران نورباتمام توان تلاش مینودند تا برنامه های زیبا ودل انگیزی را به بینندگانش تقدیم نماید . برنامه نوروزی به گردانندگی فوزیه ارال وهمایون جلالی ، رامشگران به مدیریت جوان خوش ذوق وخوش سلیقه فرید جان که با لهجه های شیرین هراتی اش هرقلبی را نوازش وهربیننده را به تحسین وتمجید خویش وادارمیگرداند ، درشب نوروزبرنامه فوق العاده را با همکاری شخصیت بلند همت ، گوینده بی مانند ، ادیب ارزشمند ومرد خردمند عاشق لونگین ( فنا) که باآوازمردانه وباتم صدای دل نشینش هواخواهان فراوانی دارد ودرجریان پخش برنامه ، دوست نازنینی ازهالند تلفون کشید ومشتاقانه گفت: { که چهره مردانه وصدای جادوگرانه فنا را بدون درنگ میتوانم بگویم که تحفه یی است خداداد وارمغان است نایاب که خداوند طول عمروزندگی باسعادتی را به وی نصیب گرداند . ومن ازین تمجید این دوستم که کوچکترین شناختی هم بافنا ندارد وصرف برنامه را ازطریق اینترنیت دیده است وچنین داوری عالمانه مینماید وباخود گفتم که واقعآ اگرآقای فنا درگویندگی اش کمی عجله بخرچ ندهد ، یکی ازبهترینهای این هنراست . وتلویزیون نورباید افتخارنماید که چنین ادیب اندیشمند، مرد انسان دوست ، فرهنگی بی همتا وگوینده بی جوره یی را درکلکتیف خویش گنجانیده است.

درشب بیست وسه مارچ 2008 یکباردیگرشاهد کنسرت جذاب ، جالب ودیدنی ازطریق تلویزیون نوربه گردانندگی  جناب عاشق لونگین « فنا » بودیم .این بارآقای فنا با لباس سنتی وطن ، دستاروشمله یی افغانی درمقابل بینندگانش ظاهروباتوصیف وتمجید فروان اززوج موفق هنری حمید گلستانی ، هنرمند رادیوتلویزیون کشوروخانمش حبیبه حمید، بینندگان را باآوازهای دلنشین حمید گلستانی ونواهای دل انگیزفلوت ، گیتاروطبله به دنیای شادی وطرب کشاند.

آقای فنا این برنامه را طوری تهیه وتنظیم نموده بود که حق مشروع هرقوم وزبانی را آگاهانه درنظرگرفته بود وباتفاهم دوستانه باگلستانی آهنگهای پشتو، دری ، ازبیکی وهزارگی را بکی ازپی دیگری پیشکش بینندگان مینمود . آقای فنا دریکی ازبرنامه های ادبی وفرهنگی اش بنام ( دادب غوتی ) میگفت که همه افغانان برادروبرابراند وتفرقه هاو تبعیض های زبانی و نژادی جزی ازبرنامه های خصمانه دشمنان وطن است که میخواهند با این کاراهداف رذیلانه وخصمانه خودرا ماهرانه گسترش داده وملت را بجان هم انداخته وخودازآن نفع ببرند .

برنامه آقای فنا وکنسرت گلستانی بادریغ ودرد مشکلات معین تخنیکی داشت باآنهم گردانندگی هوشیارانه وبی مانند وی وهنروالای گلستانی خرابی تخنیکی را تحت پوشش قرارداد ه بود . من ازین طریق به آقای فنا میگویم :

وقت، در حقیقت همان عمر انسانی است که لحظات و دقایق آن به صورتهای مختلف سپری می شود. بدیهی است عمر وبهتر بهره گرفتن از آن ، تنها سرمایه ای است که در اختیار انسان قرار گرفته و آنچه ارزش واقعی یک انسان کامل را تعیین می کند ، صرف کردن به موقع این سرمایه ی مهم است . و همین لحظات و دقایق زودگذرو ارزشمند است که سرنوشت انسان را تعیین می سازند. وقت همان عمر انسان است که نه برگشت پذیر است و نه چیزی جانشین آن می شود. انتخاب امور مهم زندگی و برنامه ریزی برای آنها غالباً کار مشکلی است . این کارها نیاز به فکر و اندیشه دقیق وقدرت تصمیم گیری دارد و هم چنین نیازمندآگاهی به این امر است که چه معیار ومحکی رابرای انتخاب کارهای مقدم تر خود در نظر می گیریم .دانشمندی معتقد است:

از اشتباه کردن نترسید . اشتباه و شکست جزء امور طبیعی و عادی انسانهاست.به این فکر کنید که هر اشتباه شما را به توفیق نهایی نزدیکتر می سازد .

روابط انسانی برای حرکت در مسیر پر پیچ و خمی که در پیش روی دارد به مقداری انگیزه نیازمند است. همکاری در زندگی مشترک ارزش والایی دارد. به آن توجه کنید و حس مشارکت، همدردی و همکاری را پرورش دهید.

فرصت ها همیشه به سراغ انسان های با لیاقت می روند. موفقیت ها میخواهند به دست افرادی برسند که واقعاً برای رسیدن به آن تلاش کرده اند. دنیا سکوهای افتخار و بهترین صفحات تاریخ را برای کسانی نگه می دارد که از همه بیشتر توانایی تحمل سختی ها و مشکلات را داشته باشند.

تلویزیون نوربااندک مدتی که ازفعالیت نشراتی اش میگذرد با اقدامات بی سابقه وتاریخی ابتکارات جاودانه وماندگاری را درعمل تحقق بخشیده است که تااکنون دربین رسانه های چاپی ، صوتی وتصویری سابقه نداشته است. یکی ازین ابتکارات ماندگارکه به همت اداره هنروادبیات وبه اثرسعی وتلاشی یما (یوسفزی )  ریس وموسس وعاشق لونگین (فنا ) گوینده ، برنامه ساز، متصدی ومسوول اداره هنروادبیات وپروگرام دادب غوتی تلویزیون نور- توزیع وتقدیرازفرهنگیان وهنرمندان با نشان طلایی { دادب غوتی}  است . طوریکه درشب نوروزآقای فنا گفتند که این نشان ازمردم وبرای مردم است ومامیخواهیم که درحیات فرهنگیان ازآنان تقدیربه عمل بی آوریم ودرآینده نیزتصمیم داریم که باتوزیع نشانها ومدالهای چراغ معرفت که باخود جوایزهای نقدی نیزخواهد داشت ازفرهنگ وادبیات وازفرهنگیان وادیبان وطن قدردانی نمایم واین راه را مصمیمانه وصادقانه ادامه خواهیم داد وبااین اقدام میخواهیم ازتاریخ پرباروفرهنگ ماندگارخویش حراست وحفاظت نمایم .

یکی دیگرازکارهای باارزش تلویزیون جهانی نورسمپوزیم بزرگ بین المللی فرهنگی، ادبی وهنری درایالات متحده آمریکا است که ازشخصیتهای فرهنگی ، ادبی وهنری باتوزیع جوایزوبا قدردانی وستایش ازآنان،  میخواهند این کارخلاق وبیادماندنی را ثپت صفحات زرین تاریخ کشور، بنام خویش درج نمایند.

این گردهمآیی بزرگ وبی سابقه فرهنگی وهنری باکنسرت هنرمندان  وبا اشتراک شخصیتهای ملی وبین المللی درشب چهارم اپریل برگزارمیگردد. (درین مورد دراینده گزارش مفصلی خواهم داشت ). قضاوت درمورداین برنامه هنوززودخواهد بود. ولی ازفضایی ایجادشده چنین استنباط میشود که اقدام است نیکووکاراست باابرو . وآرزوداریم که شبکه جهانی نوربااینگونه تلاشهای وطنپرستانه وابتکارات مبتکرانه فضایی دوستی وتفاهم وطنی را بوجودآورد.

تلویزیون نور درتشکیلات خود بهترین وموفقترین چهره های ادبی ، اجتماعی وفرهنگی را گردآوری نموده است تارضایت هموطنانش را باتقدیم نمودن برنامه هاوکارهای باارزش فرهنگی وهنری کسب نماید .

 

ماهنامه سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مشعل

 

http://www.mashal.org/home/main/honari.php?id=00058


تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات
و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود
و تگ های این مطلب :مقاله، پایان نامه ، معرفی سایت، سایت پایان نامه ها
و تگ های این مطلب :دانلود مقاله رایگان ، پایان نامه رایگان

پاسخ های حکیم اُرُد بزرگ

به پرسش های عمومی

فروتنی - در مورد افتادگی و خاکی بودن برایم بنویسید
محیط زیست - نظر حکیم در مورد نابودی محیط زیست چیست ؟
عشق - زنی متاهلم 28 ساله هستم ... عاشق پسر همسایه شده ام
عشق در نوجوانی - عشق در دوره ی نوجوانی یعنی چه؟
ادب - ادب در این دوره زمونه
عشق - دختری را می خواهم که به من پایبند نیست
دوست داشتن و علاقه - مردی که 13 سال با احساساتم بازی کرده است
برای ارد - به اندازه عشقم به ایران
دوست پسر - بنظر شما دوسنی با جنس مخالف چیز خوبیه ؟
عذاب وجدان - مردی که زن و بچه دارد مزاحم تلفنی من شده است
احساس پوچی - دیگر حوصله کار کردن ندارم خسته شدم
طلاق - همسرم درخواست طلاق داده است
ازدواج - شش سال است جدا شده ام و اکنون مشکل دارم
زندگی - آیا برای رشد ، باید بد بود ؟
خواستگار - پدرم مخالف خواستگارم است
ازدواج - در شهر دیگری هستم و عاشق دختری شده ام
ازدواج - 10 روز دیگر عقد میکنیم و من تحت فشار روحی ام و می ترسم
ازدواج - متاسفانه تاکنون هیچ خواستگاری نداشته ام !
سرشت آدمی - چرا از زندکی همیشه راضی نیستم؟
دوراهی - چرا ازم فرار میکنه ؟
عشق - کسی را می خواهم و او عکس العمل متقابلی ندارد
عصبانیت - گاهی ناراحتی هایم را سر زنم خالی می کنم و او را می زنم
دعای بستن بخت - بارها با مسئله دعا جهت بستن بخت برخورد میکنم
درگیریهای نامزدم و مادرم - از دست نامزدم و مادرم چه کنم
فرزند - میخواهم بچه دارشوم شوهرم میگه حالا نه
ازدواج - من دوس ندارم ازدواج کنم ومی ترسم
سپاسگذار یا سپاسگزار - کدام درست است ؟
لاغری - چرا من هر کاری می کنم لاغر نمیشم ؟
ناامیدی - خیلی وقته زندگی نمی کنم چکار کنم ؟
ازدواج - خواستگار دارم و اکنون سرگردان شده ام
راه ایران - در مورد راه ایران که آن را به اشتباه جاده ابریشم ...
زندگی زناشویی - خیلی غمگینم با همسرم مشکلی ندارم اما مادرش...
عشق - نظر شما در مورد عشق چیست ؟
پیروزی - برای اینکه در زندگی پیروز بشیم از کجا باید شروع کنیم ؟
روزمرگی - گرفتار روزمرگی شدم همه چیزم بهم ریخته
ازدواج اجباری - مرد زندگیم مرا درک نمی کند
تردید - پسری که دیوانه وار دوستم داره !
کنکور - آرامشم را از دست داده ام و فرصتی برای مطالعه ندارم
ازدواج - خواستگارم 6 سال پیش معتاد بوده است چه کنم؟
کمک به فقیر - .نظر شما درباره کمک به نیازمندان و فقیران چیست؟
آیا انسان بودن آموختنی است؟ - آدمی باید انسان بودنش را بیاموزد؟
عشق - چطور دل عشق پیشینم را به دست آورم
دشمنان فارسی زبانان - دشمنان فارسی زبانان چه کشورهایی هستند
ازدواج - موانع ازدواجم ، پول و سربازی
ازدواج - مخالفت مادر با ازدواج پسر 35 ساله خود
حساسیت شوهر - شوهرم حساس شده و زود عصبانی می شود
مهریه - میزان مهریه و نوع آن و علت کم بودن و یا زیاد بودن
پنجشیر و اندراب - فرزندان پنجشیر و اندراب را فراموش نکنید
قشقایی - آیا واقعا شما از مادری قشقایی متولد شده اید یا نه؟
تنبلی - استعدادهای زیادی دارم اما زمانم را به بطالت می گذرونم
فرزند - مورد هجوم حرف این و آنم برای بچه دار شدن مشکلاتی دارم
حکمت - در مورد حکمت برایم بنویسید
احساس پوچی - دیگه اون ادم سابق نشدم و احساس پوچی میکنم
نظریه قاره کهن - در مورد نظریه قاره کهن کمی برایم توضیخ دهید
شانس - آیا شما به شانس اعتقاد دارید
شک - به شوهرم شک دارم و بی اعتمادم
فرزند - نگران فرزندم هستم
آیین -خوار کردن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید
سوال فلسفی - توجه به اشتراکات
شیروان ٰ خراسان شمالی - اصالت شیروانی
ابومسلم خراسانی - آیا ابومسلم آدم بدی بوده ؟
دوستی - اعتماد به نفسم را از دست داده ام
دوستی - ترس و تردید
دوستی - می خواهم با یک نفر دوست شوم چکار کنم ؟
دوستی - همسر دارم ، می خواهم با پسری مثل خواهر و برادر دوست باشم
شادی ، آزادی و میهن - تازه فهمیدم زندگی چیست و شادی کجاست
کریشنا مورتی و اوشو - نظر شما راجع به عقاید کریشنامورتی چیست ؟
زندگی زناشویی - نمیتوانم همسرم را متقاعد کنم که اشتباه میکند
ازدواج - چگونه ازدواجی موفق داشته باشم ؟
زندگی - هدف از زندگی دنیا چیست؟
میهن پرستی - من میهن پرستی را نوعی خشونت میدانم
تنهایی ، عشق و روحیه - تنهام، درس نمی تونم بخونم از عشقم هم دورم
مذهب - پرسشی در مورد نماز
آینده - از آینده میترسم
درس - اصلا نمی توانم درس بخوانم
نا امید شدم - نمی توانم درست درس بخوانم نامید شده ام
فراموشی - شوک ناگهانی کسی که دوستش داشتم
راه چاره - روی این زمین خاکی تنها و بی یاورم
ازدواج - عاشق کسی شده ام اما خانواده هایمان مخالفند
مذهب - نگرانی
ازدواج - نگران شرایط زندگی و ازدواج دوستم هستم
ازدواج - با پسری که یک سال از من کوچکتره ازدواج کنم ؟
باور - مگر می شود باور دیگران را یک شبه تغییر داد ؟!
امیدواری - چطور به فرد نا امید امید بدهیم؟
شرایط موجود - چرا نباید به این شرایط تن داد ؟
رفیق - چگونه رابطم با رفیقم خوب میشه؟؟؟ چطوری دوسم داشته باشه؟؟؟
صبر - چگونه میشه صبور بود و از سکوت کمک گرفت ؟
ازدواج - احساس می کنم به هدفهایی که می خواستم رسیدم اما !
پول - به دنبال ثروت بسیار باشیم و عمرمان را در این راه بگذاریم ؟
دعا - خیلی نگرانم ، خواهرم فردا پیوند کلیه داره
زن - گناهم از زن بودن چیست؟
ازدواج - ایا با هم خوابی قبل از ازدواج موافقید؟
مهریه - خانواده هایمان سر مهریه با هم مشکل دارند
خواستگار - مادر خواستگار من مخالف ازدواجمان است و مریض شده !
ثروت بسیار - دوست دارم به ثروت زیادی برسم خیلی زیاد باید چه کنم؟
چه کنم؟ - با همکلاسی که به زور می خواهد خواستگاری کند چه کنم ؟
گمشده - گم شده ام کی پیدا میشود؟
دختر شیطون - شادم و شیطون با پسرها راحتم !متنفر - تمام موهام سفید شدن از بس حرص میخورم
درس - اصلا نمی توانم این 15 واحد را تمام کنم
خویشتن - دلم برای خودم بسیار تنگ شده چه کنم؟؟؟
صداقت - صداقت با بدبختی مترادف شده ....نمیدونم گیج شدم
ارتباط با شما - دیدار حضوری حکیم چگونه امکان دارد ؟
ازدواج - زنی مطلقه هستم پسری عاشق من است اما خانواده اش مخالفند
لحظات عمر : حکیم در ایران عمر را در چه راهی صرف کنیم ؟
جبر و قسمت - شما چقدر به جبر و قسمت در زندگی اعتقاد دارید؟
ازدواج - عاشق بسری شدم که 4سال از خودم کوچیکتره
نامیدی در زندگی - من واقعا هنگ کردم!!!
ناامیدی - احساس میکنم به هیچی توزندگیم نمی تونم دل خوش کنم
دوستی - یک ساله با یکی دوستم همه مخالف هستند !
جدایی - چگونه پس از جدایی ، رابطه برقرار کنم ؟
خواستن - راه درست فهمیدن اینکه او مرا دوست دارد
ازدواج : عاشق کسی که ازخودم کوچکتره شدم
خاطرات - چگونه می توانم خاطرات گذشته را فراموش کنم ؟
آهنگ . شما چه نوع موسیقی را می پسندید ؟
ارد بزرگ کیست ؟
رفع افسردگی - چطور از افسردگی ناشی از نرسیدن به معشوق دور شوم؟
ازدواج - چگونه همسری خوب بیابم ؟
ورزش - زحمت زیادی در ورزش کشیده ام اما نتیجه لازم را نگرفته ام
خواب - خوابهایم به یادم نمی آید و روانم پریشان است
لباس سرخ - ارزش عملگرایی مهمتر از پوشیدن لباس سرخ است
حکما - کدام حکیم را بیشتر می پسندید ؟
مصر - آیا مصر هم جزو کشورهای نظریه قاره کهن است ؟
مقایسه - قیاس ایران با کشورهای غربی درست است ؟
ترسیدن - من 7 ماه پیش بصورت خیلی وحشتناک ترسیدم کمکم کنید
پند - 15 سال دارم مرا بجز درس خواندن ، پندی دهید !
فرار - با پسری 4 سال است که دوستتم او خواستگاریم نمی آید !
جشن - حکیم نظر شما در مورد جشن های ملی ایران چیست ؟
شناخت - ازدواجی که دختر و پسر قبلش با هم حرف نزده اند !
امارات متحده ، پرچم و خط - خط و پرچم ایرانی را تغییر دهیم ...
تولید - خط تولید یک سیستم الکترونیکی پیشرفته راه اندازی می کنم
عشق - آیا دوست داشتن شخصیتی که دوستش داریم درسته ؟
اسپانیا - حکیم آیا در صورت دعوت رسمی ما به مادرید می آیید ؟
ازدواج - آیا با پسری که 3 سال از من کوچکتر است ازدواج کنم ؟
انتخاب نام - حکیم نام دختران دوقلوی ما را شما بگذارید
امارات - نظر شما در مورد ادعاهای امارات متحده عربی چیست ؟
بن بست - سالها پشت در دانشگاه ماندم
دوست - با خبرچینی دوست قدیمی ام که حالا دشمنم شده چکار کنم؟
غم - اندوه از دست دادن همسر را چگونه تحمل کنم ؟
ترس - می ترسم نزدیکانم را از دست بدهم
پیدا کردن همسر - آیا معیارهای من برای ازدواج خوب است ؟
مشکلات اخلاقی - مشکلات اخلاقی چگونه حل میشود
عشق - چگونه متوجه بشم دوستم عاشق کیست بجز پرسیدن از او ؟
درد دل - خیلی از فرصتهای زندگی خراب شد نصیحت شما چیه
نماز - نماز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنها هستم - احساس افسرگی و تنهایی می کنم
دوستانه - دو سال است که با پسری دوستم و به خواستگاریم نمی آید
تغییر - چگونه در زندگی سعادتمند و ثروتمند شوم ؟
ازدواج - پس از گذشت دو سال از ازدواج ، هنوز رغبتی به او ندارم
محبوبیت - چطور می تونم مثل شما محبوبیت کسب کنم ؟
شیطان - در فیس بوک عده ایی نوشته اند : ارد بزرگ یا شیطان بزرگ !؟
صدا و سیما - چرا شما درصدا و سیما صحبت نمی کنید؟
ازدواج - آیا با دختری که 7 سال از من بزرگتر است ازدواج کنم ؟
خسته ام - از همه خسته ام چه کنم ؟
فراموشی - چه گونه می توان فردی رو که دوست داشت فراموش کرد ؟
چه باید کرد ؟ - برای وطنمان ایران ، چه کنیم ؟
اینترنت - رابطه با جنس مخالف در دنیای حقیقی و مجازی محدود باشد ؟
عصبانیت - من زود عصبانی میشم و سر خانمم داد میکشم چکار کنم
دلبری - یه جمله بگین تا وقتی با هم قهریم ، بهش بگم
گذشت - وقتی همسرم اشتباهی کرده و قهریم ، من پا پیش بزارم؟
اضطراب : اضطراب دارم و نمی توان در جلوی دیگران صحبت کنم
دو راهی - کسی را که می خواهم شرایط ازدواج ندارد
کورش بزرگ - آیا این همه جمله کوتاه از کورش است ؟
آبادی ایران - آبادانی ایران همانند تاریخ باستان امکان دارد ؟
اندیشه حکیم - لطفا کمکم کنید تا با شما آشناتر بشم
عشق - چگونه بفهمم که دوست ام داره ؟
خودکشی - خودمون خودمونو بازی میدیم !
آرزو - کدام یک مقدم است آرزویم یا ازدواج ؟
رشد - می خواهم رشد کنم اما همسرم هم درکم نمی کند .
شکست - از ادمهای اطرافم بیزار شدم بهم بگید باید چه کنم؟
دگرگونی - آیا تغییر در منش وخوی آدمی امکان دارد ؟
تاثیر گذاری - چگونه اثر گذاریم را روی دیگران بالا ببرم ؟
خودباوری - آنچه می خواهم انجام دهم
آرامش - چطوری تو مشکلات و سختی ها آرامش داشته باشم؟
راز موفقیت - راز موفقیت در چیست؟
سختی ها - کارکرد نهایی سختی و دشواری چیست ؟
غم - من در زندگی احساس غم می کنم و نمی دانم که چه کنم
راز موفقیت - من چطوری میتونم خودمو خوب بشناسم؟
دوستی با جنس مخالف - نظر شما درباره دوستی با جنس مخالف چیست
ماهیت خالق - ماهیت خالق هستی چیست ؟
دوستان - دوستان زیاد خوب است یا بد ؟!
زمان حکیم - چطور فرصت می کنید پاسخ همه را بنویسید ؟
زادگاه حکیم - کجا به دنیا آمدید و در حال حاضر کجا هستید ؟
بحرین و نظریه قاره کهن - ایا شما در مورد بحرین بیانیه ای دارید ؟
دکتر شریعتی - آیا مقایسه اندیشه شما با دکتر شریعتی درست است ؟
اردیسم - کمکم کنید که یک اردیسم بشم.
آرامش - صداقت محبت و آرامش را دوباره به من هدیه کنید
فیس بوک - با فیس بوک ارتباط دارید؟ و اگر دارید به چه نامی است؟
شناخت از حکیم - حکیم ارد بزرگ چهارصد سال سن دارد !
ایران - چرا تا به حال از ایران نرفتید ؟
حسادت - نسبت به شما حسادت می کنم !
تشویش - دچار تشویشم تمرکز ندارم
شرکت سامسونگ - آیا شرکت های خارجی به سراغتان آمده اند ؟
سخن - عاشق نوشتنم سخنی به من هدیه دهید
نصیحت - نصیحتی می خواهم
کار حکیم - آیا مشاور سیاستمداران بزرگ جهان بوده اید ؟
آرامش درونی - راه رسیدن به آرامش درونی
ترس و وسوسه - راه گریز از ترس و وسوسه چیست ؟
اسطوره - آیا اسطوره های خویش را فراموش کرده ایم ؟
واژه باژ : در مورد نام فرگرد 28 یعنی باژ توضیح دهید
پرخاشگر و ناسزا گو - با آدم ناسزا گو و پرخاشگر چه کنم ؟
شادی - شادی نداریم
واژه ارد OROD : معنای واژه ارد چیست ؟
واژه حکمت - واژه پارسی سره ای حکمت و فلسفه چیست ؟
حکمت - معنای حکمت از دیدگاه حکیم چیست ؟
احساس سرگردانی - احساس خلا و سرگردانی دارم
آرامش روحی - آرامش روحی ام دچار مشکل شده است
کتاب سرخ - کتاب های حکیم ارد بزرگ کدامند ؟
فمینیسم و فمینیست - نظر حکیم درباره فمنیست چیست؟
خدا و نیایش با خدا - نظر حکیم درمورد خدا و نیایش با خدا چیست
دکتر علی شریعتی - دیدگاه حکیم در مورد نظریات دکتر شریعتی
سکوت - درباره سکوت 14 ساله حکیم
بی بی سی - درباره یاوه گویی بی بی سی
نویسنده : همایون زارعی ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
پيام هاي ديگران () | | لینک ثابت