خانه |برداشت از مقالات آزاد است | مقالات این سایت برای وبلاگ نویسان حرفه ایی گردآوری شده است | آرشیو وبلاگ | آمار وبلاگ | RSS

  میرزا تقی خان امیر کبیر

 http://www.ido.ir/%5Cmyhtml%5Carticle%5C1384%5Cm10%5C13841026011.jpg

میرزاتقی‌خان امیرکبیر صدراعظم ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود.


میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار.نام اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته می‌‌شد و عناوین و القابی که به دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقی خان- مستوفی نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر- امیر اتابک اعظم(شوهر خواهر ناصر الدین شاه نیز شد).

محمد تقی پسر کربلایی قربان، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که در خانه قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول به خدمت مشغول گشت و مورد عنایت رجل سیاسی دانشمند قرار گرفت و بعداٌ در دستگاه قائم مقام دوم نیز مورد توجه واقع شد تا جایی که وی را همراه هیاتی سیاسی به روسیه فرستاد و در نامه‌ای در مورد هوش و نبوغ میرزا تقی خان چنین نوشته:

خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می‌‌گذارد. باش تا صبح دولتش بدمد.

در این ماموریت که برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف که در ایران رخ داده بود، انجام می‌‌شد، از تزار روسیه معذرت خواست و طوری عمل نمود که مورد تائید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه به مؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آنجا توجه نمود و به این فکر بود که راه ترقی ایران نیز داشتن دانشگاه و تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است.

دومین ماموریت وی رئیس هیات سیاسی ایران به ارزنة‌الروم برای حل اختلاف مرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دو سال طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیری خاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمره و اراضی وسیع طرف چپ شط العرب را که مورد ادعای عثمانی‌ها بود به ایران ملحق کرد. این اقدام و پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسی قرار گرفت.

چون محمد شاه مرد، ناصرالدین میرزا که قصد حرکت به تهران و نشستن بر تخت سلطنت را داشت نمی‌توانست حتی هزینه سفر خود و همراهان را به تهران تهیه کند در این هنگام که امیرکبیر در تبریز و ملقب به امیر نظام بود با ضمانت شخصی پول فراهم کرد و ناصرالدین شاه را به تهران آورد اما درباریان حتی مهد علیا مادر ناصرالدین شاه که در زد و بندهای سیاسی خارجی دست داشت مخالف امیر بودند، ولی ناصرالدین شاه هر روز بر مرتبه و مقامش می‌‌افزود تا جایی که ملقب به امیرکبیر و صدراعظم گردید. در مدت کوتاهی که امیرکبیر صدراعظم بود(در حالی که ناصرالدین شاه در آغاز سلطنت فقط 16 سال داشت) با نبوغ خاص و احساسات پر شور میهن پرستی خود، اقداماتی بس ارزنده کرد.

نخست به امنیت داخلی پرداخت. سالار را که در خراسان گردنکشی می‌‌کرد و از جانب روس‌ها و انگلیسی‌ها حمایت می‌‌شد سرکوب کرد. در نامه‌هایی که به نمایندگان سیاسی و نظامی روس می‌‌نوشت و در جواب‌هایی که می‌‌داد، دلیری و ثبات رای و میهن پرستی موج می‌‌زند.

پس از برانداختن سالار از خراسان، فارس و بلوچستان را آرام ساخت و در همه مناطق عشیره نشین و هر جا که ممکن بود آشوبی برخیزد قراول خانه ایجاد نمود و در سراسر مملکت امنیت برقرار گشت.

در دوره صدارت امیرکبیر ترکمانان که همواره از مدتها پیش به نقاط دور و نزدیک مناطق اطراف خود حمله می‌‌کردند به هیچ اقدام خلافی دست نزدند.

امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود:

ایجاد امنیت و استقرار دولت.

تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی.

ایجاد کارخانه‌های اسلحه سازی.

اصلاح امور قضایی.

جرح و تعدیل محاضر شرع.

تأسیس چاپارخانه.

تأسیس دارالفنون.


روزنامه وقایع اتفاقیه

بنای روزنامه وقایع اتفاقیه به سال 1267 از ارزنده ترین تأسیسات اجتماعی امیر است.

بنیانگزار روزنامه در ایران میرزا صالح شیرازی است. از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا برای تحصیل علوم جدید به انگلستان رفت. ضمناً به ذوق خود فن چاپ را آموخت، و از جمله کسانی است که در ایران مطبعه سنگی را تأسیس نمود. به علاوه او را پیشرو اندیشه های سیاسی جدید مغرب زمین در ایران می شناسیم. میرزا صالح نخستین روزنامه ایران را در زمان محمد شاه به سال 1252 در تهران بر پا کرد. روزنامه ای بود که ماهی یکبار با چاپ سنگی منتشر می شد، و بیش از چند سالی دوام نکرد.  

ذهن امیر درباره روزنامه و ارزش سیاسی و مدنی آن خوب روشن بود، و از روزنامه های فرنگستان آگاهی داشت. حتی خوانده بود که: در شهر فرانکفورت آلمان (امیر اساساً به دولتهای آلمانی توجه خاص داشت) باسمه کردن کاغذ اخبار که از تاریخ 1651 مسیحی.. بنا شده، الی حال مطلقاً بسته نشده، و همیشه در کار باسمه اخبار است. توجه میرزا تقی خان معطوف به دو معنی بود: یکی اطلاع یافتن دولت از اوضاع جهان، و دیگر پرورش عقلانی مردم و آشنا کردن آنها به دانش جدید و احوال دیگر کشورها.

شماره اول روزنامه وقایع اتفاقیه روز جمعه پنجم ربیع الثانی 1267 (هفتم فوریه 1851) انتشار یافت. در صفحه اول علامت شیر و خورشید ایران و عبارت "یا اسدالله الغالب" نگاشته شده بود. این شماره به عنوان "روزنامچه اخبار دارالخلافه تهران" منتشر گردید. از شمارهً دوم به نام "وقایع اتفاقیه" خوانده شد. و تا ده سال بعد (1277 ه.ق.) به همین اسم نشر می شد. در این سال هنگام تصدی میرزا ابوالحسن خان غفاری کاشانی صنیع الملک، نام آن تغییر کرد و از شماره 474 به روزنامه "دولت علیه ایران" مبدل شد؛ و ضمناً به شکل روزنامه مصور درآمد. این نخستین روزنامه مصوری است که در ایران انتشار یافت. دیری نگذشت که دوباره اسم آن تغییر کرد و به روزنامه "دولتی" بدل شد. پس از آن به نام "روزنامه ایران" منتشر گردید و تا انقلاب مشروط همین اسم را حفظ کرد.

وقایع اتفاقیه روزنامه هفتگی بود، با چاپ سنگی بطبع می رسید. شیوه نگارش آن ساده و روشن و بکلی خالی از تقلید و تکلف بود. تا شماره هفدهم آن روزهای جمعه پیش از ظهر انتشار می یافت، از شماره هجدهم به بعد انتشارش به روزهای پنجشنبه موکول گردید. تا شماره 656 انتشار هفتگی آن مرتب بود، از آن پس گرفتار بی نظمی شد. بهای تک شماره آن در سرتاسر ایران ده شاهی، و اشتراک سالیانه اش 24 ریال بود. چون به گوش دولت رسید که کارکنان ولایات سوای بهای روزنامه چیزی از مردم به نام"خدمتانه" گرفته اند؛ اعلام شد که قیمت آن "در کل شهرهای ممالک محروسه بدون اخراجات دیگر" همان ده شاهی است، و مطالبه کردن چیزی بیش از آن "بسیار خلاف رأی امنای دولت" است.

مدیر روزنامه، حاجی میرزا جبار ناظم المهام کنسول سابق ایران در بغداد بود. "مباشر" روزنامه "ادوارد برجیس" انگلیسی، و نویسنده آن "عبدالله ترجمه نویس" بود.  روزنامه در مطبعه حاجی عبدالمحمد استاد مطبعه چی چاپ می گردید. حیف که میرزا صالح دوست دیرین امیر درگذشته بود، وگرنه هیچ کس شایسته تر از او برای کار روزنامه نبود.  

نشر علوم جدید.

فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات وتدریس در ایران.

استخدام استادان خارجی و تصمیم به جایگزینی آنها با ایرانیان.

ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی.

ایجاد روزنامه و انتشار کتب.

ترویج ساده نویسی و لغو القاب.

بنای بیمارستان و رواج تلقیح عمومی آبله.

مرمت ابنیه تاریخی.

مبارزه با فساد و ارتشاء(که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود).

تقویت بنیه اقتصادی کشور.

ترویج صنایع جدید.

فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط دست توانای استاد کاران اصفهانی.

استخراج معادن.

بسط فلاحت و آبیاری.

توسعه تجارت داخلی و خارجی.

کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور.

تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی.

اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه.

اقدامات مذکور در واقع شامل همه شئون کشوری می‌‌شد. با لغو یا کسر مقرری‌ها و مستمری ها، عده‌ای با وی دشمن شدند اما چون همین مستمری‌ها که قبلاٌ دیر به دست صاحبان آن می‌‌رسید در روزگار امیر مرتباً بدانها داده می‌شد، تا حدی آنها را راضی کرد. وضع بودجه مملکتی سر و صورتی یافت تا جایی که امیرکبیر حقوق ناصرالدین شاه را نیز محدود کرد.

جلو بذل و بخشش‌های او را گرفت و اگر حواله‌ای از شاه می‌‌رسید جواب می‌‌نوشت که اگر این پول پرداخت شود از بودجه بسیار کم می‌شود. در برقراری مستمری برای اشخاص دولتهای خارجی اعمال نفوذ می‌‌کردند تا به موقع بتوانند از وجود آنها در بروز شورش و آشوب و اخلال استفاده کنند.

در این نامه که ملاحظه می‌شود: گاهی به خاک پای همایونی معلوم می‌شود فدوی در وجوه مخارج التفاتی قبله عالم مضایقه و خودداری می‌کند این قدر بر رای همایون آشکار باشد که به خدا من جمیع عالم را برای راحتی وجود مبارک همایونی می‌‌خواهم اگر گاهی جسارتی شود از این راه است. می‌‌خواهد که خدمت شما از جهت پول مخارج لازمه معطل نماند... خود فدوی دیناری به احدی نخواهد داد. آن وجه را که باید به مردم بدهید به مخارج لازمه قشون پادشاهی می‌‌دهد. قبله عالم انشاء الله عیدی مرحمت می‌‌فرمائید ... زیاده جسارت نمی‌ورزد.

دانش و فرهنگ جدید دارالفنون

اندیشه امیر در بنای دارالفنون از یک سرچشمه الهام نگرفته بود، بلکه حاصل مجموع آموخته های او بود. آکادمی و مدرسه های مختلف روسیه را دیده بود؛ در کتاب جهان نمای جدید که به ابتکار و زیر نظر خودش ترجمه و تدوین شد، شرح دارالعلمهای همه کشورهای غربی را در رشته های گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان آنها خوانده بود؛ و از بنیادهای فرهنگی دنیای جدید خبر داشت.  

وجهه نظر امیر را در ایجاد دارالفنون باید بدرستی بشناسیم. ذهن امیر در اینجا در درجه اول معطوف به دانش و فن جدید بود، و بعد به علوم نظامی توجه داشت. این معنی از مطالعه تطبیقی برنامه درسهای دارالفنون، و نامه های امیر راجع به رشته تدریس استادانی که استخدام شدند، روشن می گردد.  رشته های اصلی تعلیمات دارالفنون بنحوی که او در نظر گرفته بود عبارت بودند از: پیاده نظام و فرماندهی، توپخانه، سواره نظام، مهندسی، ریاضیات، نقشه کشی، معدن شناسی، فیزیک و کیمیای فرنگی و داروسازی، طب و تشریح و جراحی، تاریخ و جغرافیا، و زبان های خارجی. مدرسه هفت شعبه داشت، و پاره ای مواد مزبور مشترک بود.  در ضمن باید دانسته شود که برای فنون نظامی دستگاه تعلیماتی جداگانه ای در خود تشکیلات لشکری تعبیه نهاد، و شعبه علوم جنگی دارالفنون مکمل آن بشمار می رفت. 

سنگ بنای دارالفنون در اوائل 1266 در زمین واقع در شمال شرقی ارک سلطنتی که پیش از آن سربازخانه بود نهاده شد. نقشه آن را میرزا رضای مهندس که از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا برای تحصیل به انگلستان رفته بود کشید؛ و محمدتقی خان معمارباشی دولت آن را ساخت. و شاهزاده بهرام میرزا به کار بنائی آن رسیدگی می کرد. ساختمان قسمت شرقی دارالفنون تا اواخر 1267 به انجام رسید و مورد استفاده قرار گرفت. بـقـیـه آن تا اوایــل سـال 1269 پایان یافت. چهار طرف مدرسه را پنجاه اطاق "منقش مذهب" هر کدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته جلو آنها را ایوانهای وسیع بنا نمودند. در گوشه شمال شرقی تالار تئاتر احداث شد. در پشت دارالفنون کارخانه شمع کافوری و آزمایشگاه فیزیک و شیمی و دواسازی برپا نمودند. چاپخانه ای هم ضمیمه آن گردید، به علاوه کتابخانه و سفره خانه ای ساختند. در ورودی دارالفنون به طرف خیابان ارک "باب همایون" باز می شد؛ در کنونی آن در خیابان ناصریه به سال 1292 ساخته شد.  

امیرکبیر علاوه بر وصول مالیات معوقه و افزودن به درآمد دولت بر توسعه کشاورزی و تجارت نیز افزود، از اسراف و تبذیرها جلوگیری می‌‌کرد.

در گماشتن افراد صالح و صدیق بر سر کارها و طرد اشخاص نالایق اهتمام بسیار می‌‌نمود. با متحداشکل کردن سپاه ایران – کارخانه اسلحه سازی در ایران تأسیس کرد که روزانه 1000 تفنگ می‌‌ساخت.

در بسط فرهنگ و استخدام استادان خارجی دقت بسیار می‌‌کرد و برای استخدام استادان شرایط خاصی وضع نمود. در چاپ و انتشار کتب و تأسیس روزنامه وقایع اتفاقیه کوشش بسیار نمود.

اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر سبب شد که گروهی استفاده جو، بنای تحریک نسبت به وی بگذارند تا جایی که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه گرفتند او را در حمام فین کاشان در ربیع الاوّل سال 1268 توسّط حاجی علی خان حاجب الدوله کشتند اما باید دانست بقول اندیشمند فرهیخته کشورمان ارد بزرگ  : برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است. و امیر کبیر هیچگاه برای انجام امور درست مملکتی پیش اجنبی سر خم نکرد و آبادی و پیشرفت کشور انگیزه واقعیش بود .

18 دی مصادف است با شهادت میرزا تقی خان امیرکبیر، ستاره بی نظیر تاریخ ایران زمین که صد و پنجاه و اندی سال پیش به عنوان صدراعظم ایران درخشید و در کمتر از سه سال و دو ماه بعد از شروع صدارتش خاموش شد. آشپززاده ای که به دلیل استعدادش مورد توجه قرار گرفت و توسط قائم مقام، والامقامی آگاه و وطن پرست شد.

میرزا تقی ‌خان فراهانی از نوادر تاریخ کشور ماست. روحیه اصلاح طلب و عشق عمیق وی به استقلال و آزادی و اقتدار ملت مسلمان ایران، زمانی به فریاد دادخواهی ملت مظلوم لبیک گفت، که می‌رفت تمامی ثروت و عزت کشور برای همیشه در کام جهنمی استعمار و استکبار جهانی بلعیده شود. زمانی که دربار فاسد پادشاهی و رجال سیاسی سر سپرده، مزدورانه و مزورانه علناً سنگ بندگی طاغوت‌های شرق و غرب را به سینه می‌زدند و بی‌شرمی و گستاخیشان به حدی رسیده بود که حتی کوششی در اختفای بندهای اسارت و یوغ بندگی و بردگی خویش نمی ‌نمودند. امیرکبیر در برابر دشمنان دین و مجریان سیاست استعماری، یک تنه قیام کرد و پوزه استکبار و عمّال داخلیش را به خاک مالید.
طی حدود یک قرن و نیم که از شهادت امیر به دست جیره‌خواران و سر سپردگان طاغوت می‌گذرد، دوست و دشمن در ستایش از این روح آزاده و شخصیت مقتدر سخن گفته‌اند. همه متفق ‌القول اعتراف کرده‌اند که �مصلحی� چنین تشنه اصلاح، �سیاستمداری� چنان شیفته استقلال و �زمامداری� چنین خیرخواه ملت، نه تنها در تاریخ دو هزار و چند ساله ایران بلکه در تاریخ جهان، کم نظیر و کمیاب است. اصلاحات داخلی در زمینه اعتلای فرهنگ، تنظیم اقتصاد و تطهیر عرصه سیاست کشور، اقدام در جهت احیای دین و بسط عدالت در سطح جامعه، مبارزاتش در جهت قطع نفوذ اجانب و استعمارگران، و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور که طی سه سال و اندی صدارت میرزا تقی‌خان امیر کبیر انجام گرفت، همه شایسته تحسین است.

 سرگذشت امیرکبیر و اهداف اصلاحی و ضد استکباری این مرد سیاسی لایق، این مسلمان متدیّن و وظیفه شناس و ... و مصلح بزرگ دینی و اجتماعی و نقش استکبار جهانی در سرکوبی، عزل، تبعید و سرانجام شهادت وی از آن رو شایسته مطالعه و بررسی است که پرده از خیانت‌ها و جنایت‌های استعمارگران شرق و غرب در کشورهای عقب نگاه داشته شده برداشته و ما را وامی‌دارد که هر چه مصمم‌تر و با آگاهی هرچه بیشتر به دسیسه‌های استکبار جهانی پی‌ ببریم.

میرزا تقی خان امیرکبیر یا میرزا محمدتقی خان امیرکبیر، پسر مشهدی قربان هزاوه‌یی فراهانی نوه تهماسب بیک است. (مشهدی قربان طباخ اشراف آن زمان که بعدها به طور اختصاصی طباخ آشپزخانه میرزا عیسی معروف به میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی شد). میرزا تقی خان امیرکبیر در خانواده‌ای از طبقات پایینی ملت ایران در روستای هزاوه به دنیا آمد و با حفظ این امتیاز در دامان یکی از بهترین‌ و اصیل‌ترین خاندان‌های آن روز ایران تربیت یافت و رشد کرد.

  هزاوه در دو فرسخی شمال غربی شهرستان اراک و در مجاورت فراهان زادگاه خانواده بزرگ قائم مقام قرار داشت. کربلایی محمد قربان در سلک نوکران میرزا عیسی قائم مقام بزرگ درآمد و به مقام آشپزی رسید و در زمان میرزا ابوالقاسم قائم مقام دوم و صدر اعظم محمدشاه مقام نظارت در آشپزخانه را احراز کرد و در اواخر عمر �قاپوچی� قائم مقام شد. حشر و نشر میرزا تقی خان با فرزندان خانواده قائم مقام از سویی و استعداد و دقت نظر امیرکبیر از سوی دیگر از او شخصیتی می‌سازد که نظیر آن در عصر قاجار کمتر دیده می‌شود. راه یافتن امیر کبیر به کلاس درس فرزندان قائم مقام در حالی که امثال او حق تعلیم و تعلم نداشته‌اند و تعبیراتی که قائم مقام در خصوص او به کار می‌برد، عظمت شخصیت امیرکبیر را در همان دوران طفولیت نشان می‌دهد.
امیر چون به سن رشد رسید در دستگاه قائم مقام و دستگاه محمدخان زنگنه امیر نظام، وارد خدمات دولتی شد. تحریر و نویسندگی در محضر این دو شخصیت، آغاز کار امیرکبیر است. بعد از مدتی لشکر نویسی در سال 1251 هجری قمری به شغل و لقب مستوفی نظام در لشکر آذربایجان منسوب و ملقب گردید. بعد از سمت استیفا به وزیر نظامی فرمانده کل قوا می‌رسد و بعد از مدتی با جلوس ناصرالدین شاه بر تخت، محمدتقی خان، به لقب امیرکبیری، اتابکی و نائبی درآمد. در حالی که منصب صدارت و امیر نظامی را داشت. حسادت امثال میرزا آقاخان نوری و دسایس او همراه با مهدعلیا در این هنگام علیه امیرکبیر در شاه اثری نکرد و ازدواج امیر کبیر با خواهر تنی ناصرالدین شاه یعنی عزت الدوله اوضاع را کمی به نفع امیرکبیر آرام کرد. امیرکبیر سرگرم اصلاحات کلی شد در حالی که مملکت سخت گرفتار طغیان ناشی از هرج و مرج اواخر دوران محمدشاه بود.
  از مهمترین اقدامات وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: رسیدگی به وضعیت مشوش ارتش، اصلاح امور مالیاتی، ختم غائله خراسان و قلع و قمع کردن حسین خان سالار و پیروان میرزا علی محمد شیرازی، ختم قائله مازندران که سنگر و پناهگاه با بیان به سرکردگی ملاحسین شیرویه‌یی و ملاحمدعلی قدوسی بود. برافراشتن بیرق ایران در ممالک خارجه، تأسیس مدرسه دارالفنون، ایجاد روزنامه وقایع اتفاقیه در پنجم ربیع‌الثانی 1267 هـ.ق که بعدها با عناوین روزنامه دولتی ایران و روزنامه دولت علیه ایران و روزنامه ایران منتشر می‌شد، ایجاد چاپارخانه منظم، ساختن محلی برای توپ توپچیان به نام میدان توپخانه، منع رشوه و تأسیس کارخانه‌های مختلفی چون بلورسازی، چلواربافی، ماهوت بافی، اسلحه سازی، توپ ریزی و غیره.
  آنچه همواره نام امیر کبیر را در نهضت علم و دانش ماندگار خواهد کرد، همانا تأسیس مدرسه دارالفنون به سبک جدید و استخدام معلمین و استادان خارجی است که در کنار آنها اساتید برجسته ایران هم بودند و تدریس می‌کردند. گرچه بعد از تأسیس این مدرسه آنچه امیرکبیر در زمان حیاتش در نظر داشت متحقق نشد و حسودان امیرکبیر چون میرزا آقاخان نوری سلطه و نفوذ یافتند و اغراض و امیالشان را در این امر مهم دخالت دادند، از جمله بردن صد نفر شاگرد از شاهزادگان به نزد ناصرالدین شاه تا در این مدرسه تعلیم یابند. افسوس که یک روز پس از عزل امیرکبیر، معلمان فرنگی وارد تهران می‌شوند و گویی او را در حال توقیف ملاقات می‌کنند. میرزا آقاخان نوری با وجود آمدن معلمان از فرنگ، هنوز سعی در تعطیلی دارالفنون دارد که ناصرالدین شاه مخالفت می‌کند.
  سرانجام دشمنی امثال آقاخان نوری و مهدعلیا و... و نادانی ناصرالدین شاه باعث شد تا در 20 محرم 1268 هجری قمری، امیرکبیر از صدارت معزول شود و در 25 محرم از امارت نظام و از تمام مشاغل دولتی برکنار و چند روز بعد به کاشان تبعید شود. سرانجام به فرمان نامرد روزگار ناصرالدین شاه به دست نالایقی چون حاج علیخان مراغه‌یی معروف به حاجب‌الدوله به طرز فیجعی در حمام فین کاشان به لقاء حق برسد. روحش شاد.



"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


روزى که امیرکبیر به شدت گریست
 سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان مى‌شود.

هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند.

روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مى‌شود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌اى باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.

چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاى‌هاى مى‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچه‌ى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند.

امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.


مأموریت های سیاسی ، مأموریت روسیه و ایروان
میرزا تقی خان از زمانی که منشی دستگاه قائم مقام بود تا وقتی که به صدارت رسید، به سه مأموریت سیاسی رفت. به روسیه، ایروان و به عثمانی. این سفرها از نظر ماهیت و مقام و مسئولیت او بکلی متفاوت بودند. در سفر روسیه که همراه خسرو میرزا رفت (45-1244) جوان بیست و دو ساله و در زمره دبیران بود. نه سال بعد که با ناصرالدین میرزای ولیعهد، برای ملاقات تزار روس روانه ایروان شد (1253) وزارت نظام آذربایجان را برعهده داشت. پس از شش سال که به سفارت فوق العاده ارزنةالروم برگزیده شد، با مقام وزارت، به نمایندگی مختار دولت در آن کنفرانس (63-1259) شرکت جست. 
 
 
تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات
و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت
و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود
و تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود رایگان پایان نامه

پاسخ های حکیم اُرُد بزرگ

به پرسش های عمومی

فروتنی - در مورد افتادگی و خاکی بودن برایم بنویسید
محیط زیست - نظر حکیم در مورد نابودی محیط زیست چیست ؟
عشق - زنی متاهلم 28 ساله هستم ... عاشق پسر همسایه شده ام
عشق در نوجوانی - عشق در دوره ی نوجوانی یعنی چه؟
ادب - ادب در این دوره زمونه
عشق - دختری را می خواهم که به من پایبند نیست
دوست داشتن و علاقه - مردی که 13 سال با احساساتم بازی کرده است
برای ارد - به اندازه عشقم به ایران
دوست پسر - بنظر شما دوسنی با جنس مخالف چیز خوبیه ؟
عذاب وجدان - مردی که زن و بچه دارد مزاحم تلفنی من شده است
احساس پوچی - دیگر حوصله کار کردن ندارم خسته شدم
طلاق - همسرم درخواست طلاق داده است
ازدواج - شش سال است جدا شده ام و اکنون مشکل دارم
زندگی - آیا برای رشد ، باید بد بود ؟
خواستگار - پدرم مخالف خواستگارم است
ازدواج - در شهر دیگری هستم و عاشق دختری شده ام
ازدواج - 10 روز دیگر عقد میکنیم و من تحت فشار روحی ام و می ترسم
ازدواج - متاسفانه تاکنون هیچ خواستگاری نداشته ام !
سرشت آدمی - چرا از زندکی همیشه راضی نیستم؟
دوراهی - چرا ازم فرار میکنه ؟
عشق - کسی را می خواهم و او عکس العمل متقابلی ندارد
عصبانیت - گاهی ناراحتی هایم را سر زنم خالی می کنم و او را می زنم
دعای بستن بخت - بارها با مسئله دعا جهت بستن بخت برخورد میکنم
درگیریهای نامزدم و مادرم - از دست نامزدم و مادرم چه کنم
فرزند - میخواهم بچه دارشوم شوهرم میگه حالا نه
ازدواج - من دوس ندارم ازدواج کنم ومی ترسم
سپاسگذار یا سپاسگزار - کدام درست است ؟
لاغری - چرا من هر کاری می کنم لاغر نمیشم ؟
ناامیدی - خیلی وقته زندگی نمی کنم چکار کنم ؟
ازدواج - خواستگار دارم و اکنون سرگردان شده ام
راه ایران - در مورد راه ایران که آن را به اشتباه جاده ابریشم ...
زندگی زناشویی - خیلی غمگینم با همسرم مشکلی ندارم اما مادرش...
عشق - نظر شما در مورد عشق چیست ؟
پیروزی - برای اینکه در زندگی پیروز بشیم از کجا باید شروع کنیم ؟
روزمرگی - گرفتار روزمرگی شدم همه چیزم بهم ریخته
ازدواج اجباری - مرد زندگیم مرا درک نمی کند
تردید - پسری که دیوانه وار دوستم داره !
کنکور - آرامشم را از دست داده ام و فرصتی برای مطالعه ندارم
ازدواج - خواستگارم 6 سال پیش معتاد بوده است چه کنم؟
کمک به فقیر - .نظر شما درباره کمک به نیازمندان و فقیران چیست؟
آیا انسان بودن آموختنی است؟ - آدمی باید انسان بودنش را بیاموزد؟
عشق - چطور دل عشق پیشینم را به دست آورم
دشمنان فارسی زبانان - دشمنان فارسی زبانان چه کشورهایی هستند
ازدواج - موانع ازدواجم ، پول و سربازی
ازدواج - مخالفت مادر با ازدواج پسر 35 ساله خود
حساسیت شوهر - شوهرم حساس شده و زود عصبانی می شود
مهریه - میزان مهریه و نوع آن و علت کم بودن و یا زیاد بودن
پنجشیر و اندراب - فرزندان پنجشیر و اندراب را فراموش نکنید
قشقایی - آیا واقعا شما از مادری قشقایی متولد شده اید یا نه؟
تنبلی - استعدادهای زیادی دارم اما زمانم را به بطالت می گذرونم
فرزند - مورد هجوم حرف این و آنم برای بچه دار شدن مشکلاتی دارم
حکمت - در مورد حکمت برایم بنویسید
احساس پوچی - دیگه اون ادم سابق نشدم و احساس پوچی میکنم
نظریه قاره کهن - در مورد نظریه قاره کهن کمی برایم توضیخ دهید
شانس - آیا شما به شانس اعتقاد دارید
شک - به شوهرم شک دارم و بی اعتمادم
فرزند - نگران فرزندم هستم
آیین -خوار کردن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید
سوال فلسفی - توجه به اشتراکات
شیروان ٰ خراسان شمالی - اصالت شیروانی
ابومسلم خراسانی - آیا ابومسلم آدم بدی بوده ؟
دوستی - اعتماد به نفسم را از دست داده ام
دوستی - ترس و تردید
دوستی - می خواهم با یک نفر دوست شوم چکار کنم ؟
دوستی - همسر دارم ، می خواهم با پسری مثل خواهر و برادر دوست باشم
شادی ، آزادی و میهن - تازه فهمیدم زندگی چیست و شادی کجاست
کریشنا مورتی و اوشو - نظر شما راجع به عقاید کریشنامورتی چیست ؟
زندگی زناشویی - نمیتوانم همسرم را متقاعد کنم که اشتباه میکند
ازدواج - چگونه ازدواجی موفق داشته باشم ؟
زندگی - هدف از زندگی دنیا چیست؟
میهن پرستی - من میهن پرستی را نوعی خشونت میدانم
تنهایی ، عشق و روحیه - تنهام، درس نمی تونم بخونم از عشقم هم دورم
مذهب - پرسشی در مورد نماز
آینده - از آینده میترسم
درس - اصلا نمی توانم درس بخوانم
نا امید شدم - نمی توانم درست درس بخوانم نامید شده ام
فراموشی - شوک ناگهانی کسی که دوستش داشتم
راه چاره - روی این زمین خاکی تنها و بی یاورم
ازدواج - عاشق کسی شده ام اما خانواده هایمان مخالفند
مذهب - نگرانی
ازدواج - نگران شرایط زندگی و ازدواج دوستم هستم
ازدواج - با پسری که یک سال از من کوچکتره ازدواج کنم ؟
باور - مگر می شود باور دیگران را یک شبه تغییر داد ؟!
امیدواری - چطور به فرد نا امید امید بدهیم؟
شرایط موجود - چرا نباید به این شرایط تن داد ؟
رفیق - چگونه رابطم با رفیقم خوب میشه؟؟؟ چطوری دوسم داشته باشه؟؟؟
صبر - چگونه میشه صبور بود و از سکوت کمک گرفت ؟
ازدواج - احساس می کنم به هدفهایی که می خواستم رسیدم اما !
پول - به دنبال ثروت بسیار باشیم و عمرمان را در این راه بگذاریم ؟
دعا - خیلی نگرانم ، خواهرم فردا پیوند کلیه داره
زن - گناهم از زن بودن چیست؟
ازدواج - ایا با هم خوابی قبل از ازدواج موافقید؟
مهریه - خانواده هایمان سر مهریه با هم مشکل دارند
خواستگار - مادر خواستگار من مخالف ازدواجمان است و مریض شده !
ثروت بسیار - دوست دارم به ثروت زیادی برسم خیلی زیاد باید چه کنم؟
چه کنم؟ - با همکلاسی که به زور می خواهد خواستگاری کند چه کنم ؟
گمشده - گم شده ام کی پیدا میشود؟
دختر شیطون - شادم و شیطون با پسرها راحتم !متنفر - تمام موهام سفید شدن از بس حرص میخورم
درس - اصلا نمی توانم این 15 واحد را تمام کنم
خویشتن - دلم برای خودم بسیار تنگ شده چه کنم؟؟؟
صداقت - صداقت با بدبختی مترادف شده ....نمیدونم گیج شدم
ارتباط با شما - دیدار حضوری حکیم چگونه امکان دارد ؟
ازدواج - زنی مطلقه هستم پسری عاشق من است اما خانواده اش مخالفند
لحظات عمر : حکیم در ایران عمر را در چه راهی صرف کنیم ؟
جبر و قسمت - شما چقدر به جبر و قسمت در زندگی اعتقاد دارید؟
ازدواج - عاشق بسری شدم که 4سال از خودم کوچیکتره
نامیدی در زندگی - من واقعا هنگ کردم!!!
ناامیدی - احساس میکنم به هیچی توزندگیم نمی تونم دل خوش کنم
دوستی - یک ساله با یکی دوستم همه مخالف هستند !
جدایی - چگونه پس از جدایی ، رابطه برقرار کنم ؟
خواستن - راه درست فهمیدن اینکه او مرا دوست دارد
ازدواج : عاشق کسی که ازخودم کوچکتره شدم
خاطرات - چگونه می توانم خاطرات گذشته را فراموش کنم ؟
آهنگ . شما چه نوع موسیقی را می پسندید ؟
ارد بزرگ کیست ؟
رفع افسردگی - چطور از افسردگی ناشی از نرسیدن به معشوق دور شوم؟
ازدواج - چگونه همسری خوب بیابم ؟
ورزش - زحمت زیادی در ورزش کشیده ام اما نتیجه لازم را نگرفته ام
خواب - خوابهایم به یادم نمی آید و روانم پریشان است
لباس سرخ - ارزش عملگرایی مهمتر از پوشیدن لباس سرخ است
حکما - کدام حکیم را بیشتر می پسندید ؟
مصر - آیا مصر هم جزو کشورهای نظریه قاره کهن است ؟
مقایسه - قیاس ایران با کشورهای غربی درست است ؟
ترسیدن - من 7 ماه پیش بصورت خیلی وحشتناک ترسیدم کمکم کنید
پند - 15 سال دارم مرا بجز درس خواندن ، پندی دهید !
فرار - با پسری 4 سال است که دوستتم او خواستگاریم نمی آید !
جشن - حکیم نظر شما در مورد جشن های ملی ایران چیست ؟
شناخت - ازدواجی که دختر و پسر قبلش با هم حرف نزده اند !
امارات متحده ، پرچم و خط - خط و پرچم ایرانی را تغییر دهیم ...
تولید - خط تولید یک سیستم الکترونیکی پیشرفته راه اندازی می کنم
عشق - آیا دوست داشتن شخصیتی که دوستش داریم درسته ؟
اسپانیا - حکیم آیا در صورت دعوت رسمی ما به مادرید می آیید ؟
ازدواج - آیا با پسری که 3 سال از من کوچکتر است ازدواج کنم ؟
انتخاب نام - حکیم نام دختران دوقلوی ما را شما بگذارید
امارات - نظر شما در مورد ادعاهای امارات متحده عربی چیست ؟
بن بست - سالها پشت در دانشگاه ماندم
دوست - با خبرچینی دوست قدیمی ام که حالا دشمنم شده چکار کنم؟
غم - اندوه از دست دادن همسر را چگونه تحمل کنم ؟
ترس - می ترسم نزدیکانم را از دست بدهم
پیدا کردن همسر - آیا معیارهای من برای ازدواج خوب است ؟
مشکلات اخلاقی - مشکلات اخلاقی چگونه حل میشود
عشق - چگونه متوجه بشم دوستم عاشق کیست بجز پرسیدن از او ؟
درد دل - خیلی از فرصتهای زندگی خراب شد نصیحت شما چیه
نماز - نماز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنها هستم - احساس افسرگی و تنهایی می کنم
دوستانه - دو سال است که با پسری دوستم و به خواستگاریم نمی آید
تغییر - چگونه در زندگی سعادتمند و ثروتمند شوم ؟
ازدواج - پس از گذشت دو سال از ازدواج ، هنوز رغبتی به او ندارم
محبوبیت - چطور می تونم مثل شما محبوبیت کسب کنم ؟
شیطان - در فیس بوک عده ایی نوشته اند : ارد بزرگ یا شیطان بزرگ !؟
صدا و سیما - چرا شما درصدا و سیما صحبت نمی کنید؟
ازدواج - آیا با دختری که 7 سال از من بزرگتر است ازدواج کنم ؟
خسته ام - از همه خسته ام چه کنم ؟
فراموشی - چه گونه می توان فردی رو که دوست داشت فراموش کرد ؟
چه باید کرد ؟ - برای وطنمان ایران ، چه کنیم ؟
اینترنت - رابطه با جنس مخالف در دنیای حقیقی و مجازی محدود باشد ؟
عصبانیت - من زود عصبانی میشم و سر خانمم داد میکشم چکار کنم
دلبری - یه جمله بگین تا وقتی با هم قهریم ، بهش بگم
گذشت - وقتی همسرم اشتباهی کرده و قهریم ، من پا پیش بزارم؟
اضطراب : اضطراب دارم و نمی توان در جلوی دیگران صحبت کنم
دو راهی - کسی را که می خواهم شرایط ازدواج ندارد
کورش بزرگ - آیا این همه جمله کوتاه از کورش است ؟
آبادی ایران - آبادانی ایران همانند تاریخ باستان امکان دارد ؟
اندیشه حکیم - لطفا کمکم کنید تا با شما آشناتر بشم
عشق - چگونه بفهمم که دوست ام داره ؟
خودکشی - خودمون خودمونو بازی میدیم !
آرزو - کدام یک مقدم است آرزویم یا ازدواج ؟
رشد - می خواهم رشد کنم اما همسرم هم درکم نمی کند .
شکست - از ادمهای اطرافم بیزار شدم بهم بگید باید چه کنم؟
دگرگونی - آیا تغییر در منش وخوی آدمی امکان دارد ؟
تاثیر گذاری - چگونه اثر گذاریم را روی دیگران بالا ببرم ؟
خودباوری - آنچه می خواهم انجام دهم
آرامش - چطوری تو مشکلات و سختی ها آرامش داشته باشم؟
راز موفقیت - راز موفقیت در چیست؟
سختی ها - کارکرد نهایی سختی و دشواری چیست ؟
غم - من در زندگی احساس غم می کنم و نمی دانم که چه کنم
راز موفقیت - من چطوری میتونم خودمو خوب بشناسم؟
دوستی با جنس مخالف - نظر شما درباره دوستی با جنس مخالف چیست
ماهیت خالق - ماهیت خالق هستی چیست ؟
دوستان - دوستان زیاد خوب است یا بد ؟!
زمان حکیم - چطور فرصت می کنید پاسخ همه را بنویسید ؟
زادگاه حکیم - کجا به دنیا آمدید و در حال حاضر کجا هستید ؟
بحرین و نظریه قاره کهن - ایا شما در مورد بحرین بیانیه ای دارید ؟
دکتر شریعتی - آیا مقایسه اندیشه شما با دکتر شریعتی درست است ؟
اردیسم - کمکم کنید که یک اردیسم بشم.
آرامش - صداقت محبت و آرامش را دوباره به من هدیه کنید
فیس بوک - با فیس بوک ارتباط دارید؟ و اگر دارید به چه نامی است؟
شناخت از حکیم - حکیم ارد بزرگ چهارصد سال سن دارد !
ایران - چرا تا به حال از ایران نرفتید ؟
حسادت - نسبت به شما حسادت می کنم !
تشویش - دچار تشویشم تمرکز ندارم
شرکت سامسونگ - آیا شرکت های خارجی به سراغتان آمده اند ؟
سخن - عاشق نوشتنم سخنی به من هدیه دهید
نصیحت - نصیحتی می خواهم
کار حکیم - آیا مشاور سیاستمداران بزرگ جهان بوده اید ؟
آرامش درونی - راه رسیدن به آرامش درونی
ترس و وسوسه - راه گریز از ترس و وسوسه چیست ؟
اسطوره - آیا اسطوره های خویش را فراموش کرده ایم ؟
واژه باژ : در مورد نام فرگرد 28 یعنی باژ توضیح دهید
پرخاشگر و ناسزا گو - با آدم ناسزا گو و پرخاشگر چه کنم ؟
شادی - شادی نداریم
واژه ارد OROD : معنای واژه ارد چیست ؟
واژه حکمت - واژه پارسی سره ای حکمت و فلسفه چیست ؟
حکمت - معنای حکمت از دیدگاه حکیم چیست ؟
احساس سرگردانی - احساس خلا و سرگردانی دارم
آرامش روحی - آرامش روحی ام دچار مشکل شده است
کتاب سرخ - کتاب های حکیم ارد بزرگ کدامند ؟
فمینیسم و فمینیست - نظر حکیم درباره فمنیست چیست؟
خدا و نیایش با خدا - نظر حکیم درمورد خدا و نیایش با خدا چیست
دکتر علی شریعتی - دیدگاه حکیم در مورد نظریات دکتر شریعتی
سکوت - درباره سکوت 14 ساله حکیم
بی بی سی - درباره یاوه گویی بی بی سی
نویسنده : همایون زارعی ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
پيام هاي ديگران () | | لینک ثابت