خانه |برداشت از مقالات آزاد است | مقالات این سایت برای وبلاگ نویسان حرفه ایی گردآوری شده است | آرشیو وبلاگ | آمار وبلاگ | RSS

  فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی

فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی
 
http://persianlanguage.ir/files/cache/723989Ferdowsi02_resizembyMaxw300h300.jpg

 

فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است. اهمیت فردوسی در آن است چه با آفریدن اثر همیشه جاوید خود، نه تنها زبان ، بلکه کل فرهنگ و تاریخ و در یک سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ایرانی را جاودانگی بخشید و خود نیز برآنچه که میکرد و برعظمت آن ، آگاه بود و می دانست که با زنده نگه داشتن زبان ویژه یک ملت ، در واقع آن ملت را زندگی و جاودانگی بخشیده است .

بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کـردم بدیــن پــــارسی

فردوسی در سال 329 هجری برابر با 940 میلادی در روستای باژ از توابع طوس در خانواده ای از طبقه دهقانان دیده به جهان گشود و در جوانی شروع به نظم برخی از داستانهای قهرمانی کرد. در سال 370 هجری برابر با 980 میلادی زیر دید تیز و مستقیم جاسوس های بغداد و غزنین ، تنظیم شاهنامه را آغاز می کند و به تجزیه و تحلیل نیروهای سیاسی بغداد و عناصر ترک داخلی آنها می پردازد. فردوسی ضمن بیان مفاسد آنها، نه تنها با بغداد و غزنین ، بلکه با عناصر داخلی آنها نیز می ستیزد و در واقع ، طرح تئوری نظام جانشین عرب و ترک را می ریزد حداقل آرزوی او این بود که ترکیبی از اقتدار ساسانیان و ویژگیهای مثبت سامانیان را در ایران ببیند. چهار عنصر اساسی برای فردوسی ارزشهای بنیادی و اصلی به شمار می آید و او شاهنامه خود را در مربعی قرار داده که هر ضلع آن بیانگر یکی از این چهار عنصر است آن عناصر عبارتند از: ملیت ایرانی ، خردمندی ، عدالت و دین ورزی او هر موضوع و هر حکایتی را برپایه این چهار عنصر تقسیم می کند. علاوه بر این ، شاهنامه ، شناسنامه فرهنگی ما ایرانیان است که می کوشد تا به تاخت و تاز ترک های متجاوز و امویان و عباسیان ستمگر پاسخ دهد او ایرانی را معادل آزاده می داند و از ایرانیان با تعبیر آزادگان یاد می کند؛ بدان سبب که پاسخی به ستمهای امویان و عباسیان نیز داده باشد؛ چرا که مدت زمان درازی ، ایرانیان ، موالی خوانده می شدند و با آنان همانند انسان های درجه دوم رفتار می شد بنابراین شاهنامه از این منظر، بیش از آن که بیان اندیشه ها و نیات یک فرد باشد، ارتقای نگرشی ملی و انسانی و یا تعالی بخشیدن نوعی جهانبینی است.

سی سال بعد یعنی در سال 400 هجری برابر با 1010 میلادی پس از پایان خلق شاهنامه این اثر گرانبها به سلطان محمود غزنوی نشان داده می شود. به علت های گوناگون که مهمترینشان اختلاف نژاد و مذهب بود اختلاف دستگاه حکومتی با فردوسی باعث برگشتن فردوسی به طوس و تبرستان شد. استاد بزرگ شعر فارسی در سال 411 هجری برابر با 1020 میلادی در زادگاه خود بدرود حیات گفت ولی یاد و خاطره اش برای همه دوران در قلب ایرانیان جاودان مانده است.

زبان ، شرح حال انسان هاست اگر زبان را برداریم ، تقریبا چیزی از شخصیت ، عقاید، خاطرات و افکار نظام یافته ما باقی نخواهد ماند بدون زبان ، موجودیت انسان هم به پایان می رسد زبان ، ذخیره نمادین اندیشه ها، عواطف ، بحران ها، مخالفت ها، نفرت ها، توافق ها، وفاداری ها، افکار قالبی و انگیزه هایی است که در سوق دادن و تجلی هویت فرهنگی انسانها نقش اساسی دارد.همگان بر این باورند که واژه ها در کارگاه اندیشه و جهان بینی اندیشمندان و روشنفکران هر دوره در هم می آمیزند تا زایش مفاهیم عمیق انسانی تا ابد تداوم یابد. با وجود این ، در یک داوری دقیق ، تمایزات غیرقابل کتمان و قوت کلام سخنسرای نام آور ایرانی حکیم ابوالقاسم فردوسی با همتایان همعصر خود آشکارا به چشم می خورد زبان و کلمات برآمده از ذهن فرانگر و تیزبین او، در محدودیت قالبهای شعری ، تن به اسارت نمی سپارد و ناگزیر به گونه شگفت آوری زنده ، ملموس و دورپرواز است فردوسی به علت ضرورت زمانی و جو اختناق حاکم در زمان خود، بالاجبار برای بیان مسائل روز: زبانی کنایه و اسطوره ای انتخاب کرده است ؛ در حالی که محتوای مورد بحث او مسائل جاری زمان است بدین اعتبار، فردوسی از معدود افرادی است که توان به تصویر کشیدن جنایات قدرت سیاسی زمان خویش را داشته است پایان سخن آن که انگیزه فردوسی از آفریدن شاهنامه مبارزه با استعمار و استثمار سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خلفای عباسی و سلطه امیران ترک بود .

آنچه کورش کرد و دارا وانچه زرتشت مهین
زنده گشت از همت فردوسی سحـر آفرین
نام ایــــران رفته بــود از یـاد تا تـازی و تـرک
ترکــتــازی را بــرون راندند لاشـــه از کـمین
ای مبـــارک اوستـــاد‚ ای شاعـــر والا نژاد
ای سخنهایت بســوی راستی حبلی متین
با تـــو بد کـــردند و قــدر خدمتت نشناختند
آزمـــنـــدان بــخیـــل و تاجـــداران ضـنــیــن

 

زندگی نامه

 


 
حکیم فردوسی در "طبران طوس" در سال 329 هجری به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود. از احوال او در عهد کودکی و جوانی اطلاع درستی در دست نیست ولی مشخص است که در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش داشته به کسی محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی گرفتار شده است.

فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید.

همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.

چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه ی اصلیی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد.

او خود می گوبد:

بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب

فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار هم خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می کردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالهایی، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد.

اَلا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی
به پیری مرا خوار بگذاشتی
به جای عنانم عصا داد سال
پراکنده شد مال و برگشت حال

بر خلاف آن چه مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خودش و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاهی بزرگ کند و به گمان اینکه سلطان محمود چنان که باید قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت.

اما سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود تشویق نکرد.

علت این که شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست.

عضی گفته اند که به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بی دینی متهم شد (در واقع اعتقاد فردوسی به شیعه که سلطان محمود آن را قبول نداشت هم به این موضوع اضافه شد) و از این رو سلطان به او بی اعتنائی کرد.

ظاهراً بعضی از شاعران دربار سلطان محمود به فردوسی حسد می بردند و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود پست و ناچیز جلوه داده بودند.

به هر حال سلطان محمود شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت: که "شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست".

گفته اند که فردوسی از این بی اعتنائی سلطان محمود بر آشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات او غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت تا آنکه سرانجام در زادگاه خود، طوس درگذشت.

تاریخ وفاتش را بعضی 411 و برخی 416 هجری قمری نوشته اند.

فردوسی را در شهر طوس، در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند.

 

 

در تاریخ آمده است که چند سال بعد، محمود به مناسبتی فردوسی را به یاد آورد و از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به طوس بفرستند و از او دلجوئی کنند.

اما چنان که نوشته اند، روزی که هدیه سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند.

از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر فوت کرده بود و گفته شده است که دختر فردوسی هم این هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و آن را پس فرستاد.

شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی و غزنوی به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسی است.

فردوسی طبعی لطیف داشته، سخنش از طعنه و هجو و دروغ و تملق خالی بود و تا می توانست الفاظ ناشایست و کلمات دور از اخلاق بکار نمی برد.

او در وطن دوستی سری پر شور داشت. به داستانهای کهن و به تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزید.


ویژگیهای هنری شاهنامه

"شاهنامه"، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند.

اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی، ملتی کهن دارد. ارد بزرگ متفکر شهیر کشورمان می گوید : ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنانه فردوسی می بینند و در هر دودمانی که باشند برآن راه خواهند بود .

ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت ستیز داشته است.

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است.

فردوسی بر منابع بازمانده کهن، چنان کاخ رفیعی از سخن بنیان می نهد که به قول خودش باد و باران نمی تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان بر آن تأثیری ندارد.

در برخورد با قصه های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی توان بسنده کرد.

زبان قصه های اساطیری، زبانی آکنده از رمز و سمبل است و بی توجهی به معانی رمزی اساطیر، شکوه و غنای آنها را تا حد قصه های معمولی تنزل می دهد.

حکیم فردوسی خود توصیه می کند:

تو این را دوغ و فسانه مدان
به یکسان روش در زمانه مدان
از او هر چه اندر خورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی برد

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند.

جنگ کاوه و ضحاک ظالم، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند.

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد.

زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزشهای عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند.

برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است.

پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند.

شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.

آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند.

قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد.

اغلب داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند.

نگاهی به پنج گنج نظامی در مقایسه با شاهنامه، این حقیقت را بر ما نمایان تر می کند. در پنج گنج، شاعر عارف که ذهنیتی تغزلی و زبانی نرم و خیال انگیز دارد، در وادی حماسه چنان غریق تصویرسازی و توصیفات تغزلی شده که جای و مقام زبان حماسه را فراموش کرده است حال آنکه که فردوسی حتی در توصیفات تغزلی در شأن زبان حماسه، از تخیل و تصاویر بهره می گیرد و از ازدحام بیهوده تصاویر در زبان حماسی اش پرهیز می کند.

 

 

تصویرسازی

تصویرسازی در شعر فردوسی جایی بسیار مهم دارد. شاعر با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می برد، گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است.

تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم طوس در چنین نکاتی موجب هماهنگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان ها شده است.

چند بیت زیر در توصیف آفتاب بیان شده است:

چو خورشید از چرخ گردنده سر
برآورد بر سان زرین سپر

***

پدید آمد آن خنجر تابناک
به کردار یاقوت شد روی خاک

***

چو زرین سپر برگرفت آفتاب
سرجنگجویان برآمد ز خواب

و این هم تصویری که شاعر از رسیدن شب دارد:

چو خورشید تابنده شد ناپدید
شب تیره بر چرخ لشگر کشید

موسیقی

موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می شود. انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند.

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفیهای پنهان و آشکار، انواع جناس، سجع و دیگر صنایع لفظی تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد.

اغراقهای استادانه، تشبیهات حسی و نمایش لحظات طبیعت و زندگی از دیگر مشخصات مهم شعر فردوسی است.

برآمد ز هر دو سپه بوق و کوس
هوا نیلگون شد، زمین آبنوس
چو برق درخشنده از تیره میغ
همی آتش افروخت از گرز و تیغ
هوا گشت سرخ و سیاه و بنفش
ز بس نیزه و گونه گونه درفش
از آواز دیوان و از تیره گرد
ز غریدن کوس و اسب نبرد
چکاچاک گرز آمد و تیغ و تیر
ز خون یلان دشت گشت آبگیر
زمین شد به کردار دریای قیر
همه موجش از خنجر و گرز و تیر
دمان بادپایان چو کشتی بر آب
سوی غرق دارند گفتی شتاب

 

منبع داستانهای شاهنامه

نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود.

این کتاب به دلیل آن که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد، به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید.

اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است.

علاوه بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد.

پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی کار به نظم در آوردن داستانهای ملی ایران را شروع کرد.

دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت.

او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد.

دقیقی ظاهراً به دستور نوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.

دقیقی، هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود که کشته شد (حدود 367 یا 369 هـ. ق) و بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود.

فردوسی استاد و هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد.

از این رو می توان شاهنامه دقیقی را منبع اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست.


بخش های اصلی شاهنامه

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست اعراب است و کلاً به سه دوره اساطیری، پهلوی و تاریخی تقسیم می شود.

دوره اساطیری

این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد. کشف آتش، جدا کرن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد.

در این عهد جنگها غالباً جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. (بعضی احتمال داده اند که منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند)

در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر و حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود.

دوره پهلوانی

دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود.

پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، طوس، بیژن، سهراب و امثال آنان ظهور می کنند.

سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، زرتشت پیغمبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود.

مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد.

دوره تاریخی

این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند.

در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند.

پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد.

 

تگ های این مطلب :دانلود مقاله ، دانلود پایان نامه ، بهترین سایت
و تگ های این مطلب :مقاله ، پایان نامه دانلود ، دانلود مقالات
و تگ های این مطلب :کتابخانه مجازی ، بهترین سایتها ،پایان نامه دانلود
و تگ های این مطلب :مقاله، پایان نامه ، معرفی سایت، سایت پایان نامه ها

پاسخ های حکیم اُرُد بزرگ

به پرسش های عمومی

فروتنی - در مورد افتادگی و خاکی بودن برایم بنویسید
محیط زیست - نظر حکیم در مورد نابودی محیط زیست چیست ؟
عشق - زنی متاهلم 28 ساله هستم ... عاشق پسر همسایه شده ام
عشق در نوجوانی - عشق در دوره ی نوجوانی یعنی چه؟
ادب - ادب در این دوره زمونه
عشق - دختری را می خواهم که به من پایبند نیست
دوست داشتن و علاقه - مردی که 13 سال با احساساتم بازی کرده است
برای ارد - به اندازه عشقم به ایران
دوست پسر - بنظر شما دوسنی با جنس مخالف چیز خوبیه ؟
عذاب وجدان - مردی که زن و بچه دارد مزاحم تلفنی من شده است
احساس پوچی - دیگر حوصله کار کردن ندارم خسته شدم
طلاق - همسرم درخواست طلاق داده است
ازدواج - شش سال است جدا شده ام و اکنون مشکل دارم
زندگی - آیا برای رشد ، باید بد بود ؟
خواستگار - پدرم مخالف خواستگارم است
ازدواج - در شهر دیگری هستم و عاشق دختری شده ام
ازدواج - 10 روز دیگر عقد میکنیم و من تحت فشار روحی ام و می ترسم
ازدواج - متاسفانه تاکنون هیچ خواستگاری نداشته ام !
سرشت آدمی - چرا از زندکی همیشه راضی نیستم؟
دوراهی - چرا ازم فرار میکنه ؟
عشق - کسی را می خواهم و او عکس العمل متقابلی ندارد
عصبانیت - گاهی ناراحتی هایم را سر زنم خالی می کنم و او را می زنم
دعای بستن بخت - بارها با مسئله دعا جهت بستن بخت برخورد میکنم
درگیریهای نامزدم و مادرم - از دست نامزدم و مادرم چه کنم
فرزند - میخواهم بچه دارشوم شوهرم میگه حالا نه
ازدواج - من دوس ندارم ازدواج کنم ومی ترسم
سپاسگذار یا سپاسگزار - کدام درست است ؟
لاغری - چرا من هر کاری می کنم لاغر نمیشم ؟
ناامیدی - خیلی وقته زندگی نمی کنم چکار کنم ؟
ازدواج - خواستگار دارم و اکنون سرگردان شده ام
راه ایران - در مورد راه ایران که آن را به اشتباه جاده ابریشم ...
زندگی زناشویی - خیلی غمگینم با همسرم مشکلی ندارم اما مادرش...
عشق - نظر شما در مورد عشق چیست ؟
پیروزی - برای اینکه در زندگی پیروز بشیم از کجا باید شروع کنیم ؟
روزمرگی - گرفتار روزمرگی شدم همه چیزم بهم ریخته
ازدواج اجباری - مرد زندگیم مرا درک نمی کند
تردید - پسری که دیوانه وار دوستم داره !
کنکور - آرامشم را از دست داده ام و فرصتی برای مطالعه ندارم
ازدواج - خواستگارم 6 سال پیش معتاد بوده است چه کنم؟
کمک به فقیر - .نظر شما درباره کمک به نیازمندان و فقیران چیست؟
آیا انسان بودن آموختنی است؟ - آدمی باید انسان بودنش را بیاموزد؟
عشق - چطور دل عشق پیشینم را به دست آورم
دشمنان فارسی زبانان - دشمنان فارسی زبانان چه کشورهایی هستند
ازدواج - موانع ازدواجم ، پول و سربازی
ازدواج - مخالفت مادر با ازدواج پسر 35 ساله خود
حساسیت شوهر - شوهرم حساس شده و زود عصبانی می شود
مهریه - میزان مهریه و نوع آن و علت کم بودن و یا زیاد بودن
پنجشیر و اندراب - فرزندان پنجشیر و اندراب را فراموش نکنید
قشقایی - آیا واقعا شما از مادری قشقایی متولد شده اید یا نه؟
تنبلی - استعدادهای زیادی دارم اما زمانم را به بطالت می گذرونم
فرزند - مورد هجوم حرف این و آنم برای بچه دار شدن مشکلاتی دارم
حکمت - در مورد حکمت برایم بنویسید
احساس پوچی - دیگه اون ادم سابق نشدم و احساس پوچی میکنم
نظریه قاره کهن - در مورد نظریه قاره کهن کمی برایم توضیخ دهید
شانس - آیا شما به شانس اعتقاد دارید
شک - به شوهرم شک دارم و بی اعتمادم
فرزند - نگران فرزندم هستم
آیین -خوار کردن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید
سوال فلسفی - توجه به اشتراکات
شیروان ٰ خراسان شمالی - اصالت شیروانی
ابومسلم خراسانی - آیا ابومسلم آدم بدی بوده ؟
دوستی - اعتماد به نفسم را از دست داده ام
دوستی - ترس و تردید
دوستی - می خواهم با یک نفر دوست شوم چکار کنم ؟
دوستی - همسر دارم ، می خواهم با پسری مثل خواهر و برادر دوست باشم
شادی ، آزادی و میهن - تازه فهمیدم زندگی چیست و شادی کجاست
کریشنا مورتی و اوشو - نظر شما راجع به عقاید کریشنامورتی چیست ؟
زندگی زناشویی - نمیتوانم همسرم را متقاعد کنم که اشتباه میکند
ازدواج - چگونه ازدواجی موفق داشته باشم ؟
زندگی - هدف از زندگی دنیا چیست؟
میهن پرستی - من میهن پرستی را نوعی خشونت میدانم
تنهایی ، عشق و روحیه - تنهام، درس نمی تونم بخونم از عشقم هم دورم
مذهب - پرسشی در مورد نماز
آینده - از آینده میترسم
درس - اصلا نمی توانم درس بخوانم
نا امید شدم - نمی توانم درست درس بخوانم نامید شده ام
فراموشی - شوک ناگهانی کسی که دوستش داشتم
راه چاره - روی این زمین خاکی تنها و بی یاورم
ازدواج - عاشق کسی شده ام اما خانواده هایمان مخالفند
مذهب - نگرانی
ازدواج - نگران شرایط زندگی و ازدواج دوستم هستم
ازدواج - با پسری که یک سال از من کوچکتره ازدواج کنم ؟
باور - مگر می شود باور دیگران را یک شبه تغییر داد ؟!
امیدواری - چطور به فرد نا امید امید بدهیم؟
شرایط موجود - چرا نباید به این شرایط تن داد ؟
رفیق - چگونه رابطم با رفیقم خوب میشه؟؟؟ چطوری دوسم داشته باشه؟؟؟
صبر - چگونه میشه صبور بود و از سکوت کمک گرفت ؟
ازدواج - احساس می کنم به هدفهایی که می خواستم رسیدم اما !
پول - به دنبال ثروت بسیار باشیم و عمرمان را در این راه بگذاریم ؟
دعا - خیلی نگرانم ، خواهرم فردا پیوند کلیه داره
زن - گناهم از زن بودن چیست؟
ازدواج - ایا با هم خوابی قبل از ازدواج موافقید؟
مهریه - خانواده هایمان سر مهریه با هم مشکل دارند
خواستگار - مادر خواستگار من مخالف ازدواجمان است و مریض شده !
ثروت بسیار - دوست دارم به ثروت زیادی برسم خیلی زیاد باید چه کنم؟
چه کنم؟ - با همکلاسی که به زور می خواهد خواستگاری کند چه کنم ؟
گمشده - گم شده ام کی پیدا میشود؟
دختر شیطون - شادم و شیطون با پسرها راحتم !متنفر - تمام موهام سفید شدن از بس حرص میخورم
درس - اصلا نمی توانم این 15 واحد را تمام کنم
خویشتن - دلم برای خودم بسیار تنگ شده چه کنم؟؟؟
صداقت - صداقت با بدبختی مترادف شده ....نمیدونم گیج شدم
ارتباط با شما - دیدار حضوری حکیم چگونه امکان دارد ؟
ازدواج - زنی مطلقه هستم پسری عاشق من است اما خانواده اش مخالفند
لحظات عمر : حکیم در ایران عمر را در چه راهی صرف کنیم ؟
جبر و قسمت - شما چقدر به جبر و قسمت در زندگی اعتقاد دارید؟
ازدواج - عاشق بسری شدم که 4سال از خودم کوچیکتره
نامیدی در زندگی - من واقعا هنگ کردم!!!
ناامیدی - احساس میکنم به هیچی توزندگیم نمی تونم دل خوش کنم
دوستی - یک ساله با یکی دوستم همه مخالف هستند !
جدایی - چگونه پس از جدایی ، رابطه برقرار کنم ؟
خواستن - راه درست فهمیدن اینکه او مرا دوست دارد
ازدواج : عاشق کسی که ازخودم کوچکتره شدم
خاطرات - چگونه می توانم خاطرات گذشته را فراموش کنم ؟
آهنگ . شما چه نوع موسیقی را می پسندید ؟
ارد بزرگ کیست ؟
رفع افسردگی - چطور از افسردگی ناشی از نرسیدن به معشوق دور شوم؟
ازدواج - چگونه همسری خوب بیابم ؟
ورزش - زحمت زیادی در ورزش کشیده ام اما نتیجه لازم را نگرفته ام
خواب - خوابهایم به یادم نمی آید و روانم پریشان است
لباس سرخ - ارزش عملگرایی مهمتر از پوشیدن لباس سرخ است
حکما - کدام حکیم را بیشتر می پسندید ؟
مصر - آیا مصر هم جزو کشورهای نظریه قاره کهن است ؟
مقایسه - قیاس ایران با کشورهای غربی درست است ؟
ترسیدن - من 7 ماه پیش بصورت خیلی وحشتناک ترسیدم کمکم کنید
پند - 15 سال دارم مرا بجز درس خواندن ، پندی دهید !
فرار - با پسری 4 سال است که دوستتم او خواستگاریم نمی آید !
جشن - حکیم نظر شما در مورد جشن های ملی ایران چیست ؟
شناخت - ازدواجی که دختر و پسر قبلش با هم حرف نزده اند !
امارات متحده ، پرچم و خط - خط و پرچم ایرانی را تغییر دهیم ...
تولید - خط تولید یک سیستم الکترونیکی پیشرفته راه اندازی می کنم
عشق - آیا دوست داشتن شخصیتی که دوستش داریم درسته ؟
اسپانیا - حکیم آیا در صورت دعوت رسمی ما به مادرید می آیید ؟
ازدواج - آیا با پسری که 3 سال از من کوچکتر است ازدواج کنم ؟
انتخاب نام - حکیم نام دختران دوقلوی ما را شما بگذارید
امارات - نظر شما در مورد ادعاهای امارات متحده عربی چیست ؟
بن بست - سالها پشت در دانشگاه ماندم
دوست - با خبرچینی دوست قدیمی ام که حالا دشمنم شده چکار کنم؟
غم - اندوه از دست دادن همسر را چگونه تحمل کنم ؟
ترس - می ترسم نزدیکانم را از دست بدهم
پیدا کردن همسر - آیا معیارهای من برای ازدواج خوب است ؟
مشکلات اخلاقی - مشکلات اخلاقی چگونه حل میشود
عشق - چگونه متوجه بشم دوستم عاشق کیست بجز پرسیدن از او ؟
درد دل - خیلی از فرصتهای زندگی خراب شد نصیحت شما چیه
نماز - نماز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنها هستم - احساس افسرگی و تنهایی می کنم
دوستانه - دو سال است که با پسری دوستم و به خواستگاریم نمی آید
تغییر - چگونه در زندگی سعادتمند و ثروتمند شوم ؟
ازدواج - پس از گذشت دو سال از ازدواج ، هنوز رغبتی به او ندارم
محبوبیت - چطور می تونم مثل شما محبوبیت کسب کنم ؟
شیطان - در فیس بوک عده ایی نوشته اند : ارد بزرگ یا شیطان بزرگ !؟
صدا و سیما - چرا شما درصدا و سیما صحبت نمی کنید؟
ازدواج - آیا با دختری که 7 سال از من بزرگتر است ازدواج کنم ؟
خسته ام - از همه خسته ام چه کنم ؟
فراموشی - چه گونه می توان فردی رو که دوست داشت فراموش کرد ؟
چه باید کرد ؟ - برای وطنمان ایران ، چه کنیم ؟
اینترنت - رابطه با جنس مخالف در دنیای حقیقی و مجازی محدود باشد ؟
عصبانیت - من زود عصبانی میشم و سر خانمم داد میکشم چکار کنم
دلبری - یه جمله بگین تا وقتی با هم قهریم ، بهش بگم
گذشت - وقتی همسرم اشتباهی کرده و قهریم ، من پا پیش بزارم؟
اضطراب : اضطراب دارم و نمی توان در جلوی دیگران صحبت کنم
دو راهی - کسی را که می خواهم شرایط ازدواج ندارد
کورش بزرگ - آیا این همه جمله کوتاه از کورش است ؟
آبادی ایران - آبادانی ایران همانند تاریخ باستان امکان دارد ؟
اندیشه حکیم - لطفا کمکم کنید تا با شما آشناتر بشم
عشق - چگونه بفهمم که دوست ام داره ؟
خودکشی - خودمون خودمونو بازی میدیم !
آرزو - کدام یک مقدم است آرزویم یا ازدواج ؟
رشد - می خواهم رشد کنم اما همسرم هم درکم نمی کند .
شکست - از ادمهای اطرافم بیزار شدم بهم بگید باید چه کنم؟
دگرگونی - آیا تغییر در منش وخوی آدمی امکان دارد ؟
تاثیر گذاری - چگونه اثر گذاریم را روی دیگران بالا ببرم ؟
خودباوری - آنچه می خواهم انجام دهم
آرامش - چطوری تو مشکلات و سختی ها آرامش داشته باشم؟
راز موفقیت - راز موفقیت در چیست؟
سختی ها - کارکرد نهایی سختی و دشواری چیست ؟
غم - من در زندگی احساس غم می کنم و نمی دانم که چه کنم
راز موفقیت - من چطوری میتونم خودمو خوب بشناسم؟
دوستی با جنس مخالف - نظر شما درباره دوستی با جنس مخالف چیست
ماهیت خالق - ماهیت خالق هستی چیست ؟
دوستان - دوستان زیاد خوب است یا بد ؟!
زمان حکیم - چطور فرصت می کنید پاسخ همه را بنویسید ؟
زادگاه حکیم - کجا به دنیا آمدید و در حال حاضر کجا هستید ؟
بحرین و نظریه قاره کهن - ایا شما در مورد بحرین بیانیه ای دارید ؟
دکتر شریعتی - آیا مقایسه اندیشه شما با دکتر شریعتی درست است ؟
اردیسم - کمکم کنید که یک اردیسم بشم.
آرامش - صداقت محبت و آرامش را دوباره به من هدیه کنید
فیس بوک - با فیس بوک ارتباط دارید؟ و اگر دارید به چه نامی است؟
شناخت از حکیم - حکیم ارد بزرگ چهارصد سال سن دارد !
ایران - چرا تا به حال از ایران نرفتید ؟
حسادت - نسبت به شما حسادت می کنم !
تشویش - دچار تشویشم تمرکز ندارم
شرکت سامسونگ - آیا شرکت های خارجی به سراغتان آمده اند ؟
سخن - عاشق نوشتنم سخنی به من هدیه دهید
نصیحت - نصیحتی می خواهم
کار حکیم - آیا مشاور سیاستمداران بزرگ جهان بوده اید ؟
آرامش درونی - راه رسیدن به آرامش درونی
ترس و وسوسه - راه گریز از ترس و وسوسه چیست ؟
اسطوره - آیا اسطوره های خویش را فراموش کرده ایم ؟
واژه باژ : در مورد نام فرگرد 28 یعنی باژ توضیح دهید
پرخاشگر و ناسزا گو - با آدم ناسزا گو و پرخاشگر چه کنم ؟
شادی - شادی نداریم
واژه ارد OROD : معنای واژه ارد چیست ؟
واژه حکمت - واژه پارسی سره ای حکمت و فلسفه چیست ؟
حکمت - معنای حکمت از دیدگاه حکیم چیست ؟
احساس سرگردانی - احساس خلا و سرگردانی دارم
آرامش روحی - آرامش روحی ام دچار مشکل شده است
کتاب سرخ - کتاب های حکیم ارد بزرگ کدامند ؟
فمینیسم و فمینیست - نظر حکیم درباره فمنیست چیست؟
خدا و نیایش با خدا - نظر حکیم درمورد خدا و نیایش با خدا چیست
دکتر علی شریعتی - دیدگاه حکیم در مورد نظریات دکتر شریعتی
سکوت - درباره سکوت 14 ساله حکیم
بی بی سی - درباره یاوه گویی بی بی سی
نویسنده : همایون زارعی ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
پيام هاي ديگران () | | لینک ثابت