سلسله سلحشوران و جنگاوران
دکتر انوشیروان آریانا :
این روزها بحث بر سر رابطه دوستی و همچنین تاثیرات ارد بزرگ بر روی جهان بینی احمدشاه مسعود رهبر نیرهای جهادی افغانستان و گردش فکری آن مرد بزرگ به سوی آرمانهای ملی و میهنی آنقدر زیاد شده که دیگر ماهیت اصلی افکار ارد بزرگ را تحت شعاع قرار داده است.
این خود مظلومیتی دو چندان است که اندیشه های یک متفکر و ایده آلیست در درون کش قوس های خبری گم می شود .
امروز تصمیم دارم به یکی از زیباترین و در عین حال مهمترین نظریات ارد بزرگ بپردازم . ارد بزرگ بیست پنج درس و راهکار دارد در تبین شخصیت یک جنگاور و سلحشور .
تا کنون بجز همین بیست و پنج سخن ارد بزرگ که در مورد نوع و شیوه حرکتی یک اسطوره است جای دیگری به این بحث برخورد نکرده ام . اینجا یک نکته جالب آشکار می شود و آن اینکه ارد بزرگ همیشه از جایی سخن می گوید و از اسراری پرده بر می دارد که پیش از او کسی از آن سخن نگفته است . همانند وقتی که از کذب بودن عنوان جاده ابریشم سخن می گوید و آن را واژه ایی استعماری توسط چینی ها می داند و یا از این که آسیا و اروپا حوزه فرهنگی ایران که از کشمیر تا مدیترانه (قاره کهن )است را بلعیده اند و راز قتل ایرج بدست سلم و تور را می گشاید که همان آسیایی ها و اروپایی ها هستند و یا وقتی پرده از دروغ بودن دهکده کوچک جهانی برداشت و نظریه کهکشان بزرگ اندیشه را مطرح نمود و این که دهکده کوچک جهانی حتی در درون یک دهکده حقیقی هم اتفاق نخواهد افتاد .اندیشه ها در حال انتشار و تنوع هستند .
همه و همه گویای اندیشمندیست که در حال حاضر یگانه است .
و اما مسیر جنگاوری و سلحشوری :
او از شروع گامهای نخستین یک سلحشور یاد می کند تا لحظه ایی که موجب زایش و شروع فصلی دیگر در حیات بشری می گردد .
او معتقد به ریشه و تبار پاک و منزه است و آن را یکی از پایه های اصلی سلحشور شدن می داند . او جنگاور را انسان خود ساخته ی می داند که رو به سوی آرمان دارد ، و این همان بحث اساسی است که بسیاری از فلاسفه به هزار زبان سعی دارند به مخاطبین خویش القا نمایند ، اما میل تنوع گرای انسانی او را از این جاده مستقیم دور می گرداند . با این وجود منظور ارد بزرگ همان سلحشور و جنگاور است که یکتاست .
برای یک اسطوره تنها یک نقطه طلایی وجود دارد ، و آن هدف اوست ! ارد بزرگ با پافشاری بر این نکته می آموزاند که جنگاور حتی برای لحظه ایی نمی تواند مسیر خود را تغییر دهد .
او معتقد است که سلحشور پیش از آن که پای در مسیر بگذارد انسانی است که به شناخت رسیده است .
با این سخن به ما می گوید جنگاور دارای اندیشه ایی فربه و کامل است او از جنگاوری سخن می گوید که به هدف خویش اشراف دارد و آن را خوب می شناسد . و از آن پس است که به سوی هدفش می تازد و ...
ارد بزرگ معتقد است هنگامی که جنگاور به هدف نهایی خویش رسید زایشی نو رخ میدهد .
اینجا به یک نکته اساسی بر می خوریم و آن اینکه اسطوره حامل اندیشه ایی نو است و آنگاه که این اندیشه به مرحله برتری خویش می رسد زایش و شروع فصلی نوین در حیات بشری رخ می دهد
پس هر اوجی خود دامنه اوجی بزرگتر است این سیر تکوین و رشد آدمی است که ارد بزرگ در قالب سلحشور پاک باخته به ما می آموزاند .
با این گفتار می آموزیم که هیچ آرمانی کامل نیست و هر کمالی نقطه شروع کمالی بزرگتر است .
بسیاری از فلاسفه غرب هر از چند گاهی بر طبل رسیدن به کمال اندیشه اجتماعی خود می کوبند و پس از چندی شاهد زوال و ریزش این ادعاهای باطل هستیم
تازه این کمال بشر هم نیست . و اگر هم روزی چنین مرحله ایی رخ دهد خود دوران کودکی مرحله دیگری است .
ذات انسان در همین جا مفهوم می یابد هیچ آهنگی برای همیشه دل پذیر نیست و انسان همواره به دنبال کشف قله های دست نیافته پیش روست .
هر شناختی سرآغاز رسیدن به شناختی والاتر است . و این سیر را سلسله وار در درون اندیشه سلحشوران و جنگاوران عرصه اندیشه می بینیم .
شخصا فکر می کنم سرآمدان عرصه فکر همان جنگاورانی هستند که بدنبال خلق مسیر های بهتر زیستن ابنای بشر هستند . سلحشورانی که پیشتر پشت به پشت آمده اند و پس از این نیز خواهند آمد دیاکو و یا آستیاگ ، کوروش و یا داریوش ، مهرداد و یا شاپور ، رودکی و یا فردوسی ، ملک شاه و یا خواجه نظام الملک ، پور سینا و یا خیام ، سعدی یا سهرودی ، خواجه نصیرالدین توسی و یا نادرشاه افشار ، محمد مصدق و یا محمود حسابی و اخوان ثالث و یا ارد بزرگ همه و همه دودمان و نسلی از بزرگان و فرهیختگان این سرزمین هستند که زنجیره وار به هم متصلند و این زنجیره نسلها را به دنبال خویش به سر منزلی بهتر هدایت می کند .
ایستادگی در برابر چنین پیوستگی تنها ما را در برابر افکار شیطانی و اهریمنی سرزمینهای تشنه خون ما بی پناه می سازد .
سلحشوران عرصه اندیشه پیشاپیش فرمانروان اهریمنی سرزمینهای متجاوز را به خاک می افکنند و ما را به جاده ایی روشن به سوی خورشید همراهی می کنند ...
راهکار ارد بزرگ برای رسیدن به سلحشوری توانی را به مخاطب خویش می بخشد که با این توان می توان ایران را دوباره رکن اصلی تمدن بشری ساخت و ما همواره شاهد آنیم که مبارزات و آفرینش آرمانهای تازه ، بزرگراه ترقی و کمال را در پیش پای ایرانیان نهاده است .
می توان طلیعه پویش و مجد و قدرت بیش از پیش ایرانیان را جشن گرفت که آینده ازآن فرهنگ متعالی ایرانیان است .
