مقاله علمی ، نوشته های ارزشمند ، پایان نامه ، مقاله و انشاء

جهش 5 پله‌ای ایران در تولید علم جهان

تولید علم خوشبختانه چند سالی است که در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی و فناوری ایران نهادینه شده و در واقع تلاش برای انتشار مقالات در نشریات معتبر علمی از حاشیه به کانون فعالیت‌های علمی تحقیقاتی و موسسات علمی رانده شده است.

در واقع رشد فزاینده تولید علم در کشور از طریق ارائه مقالات استادان و پژوهشگران کشور در مجلات معتبر بین‌المللیISI، ارائه سمینارهای مختلف در خارج از کشور و نیز انجام تحقیقات و پژوهش‌های بنیادین در زمینه علوم گوناگون طی سال‌های اخیر موجبات ارتقای رتبه ایران در زمینه تولید علم را فراهم کرده است، اگرچه هنوز براساس رتبه‌بندی‌های جهانی دانشگاه‌های کشور ما و نیز دانشگاه‌های جهان اسلام از رتبه قابل ملاحظه‌ای در بین دانشگاه‌های جهان برخوردار نیستند، اما این موضوع با صعود از پله‌های علمی جهان بتدریج تحقق می‌پذیرد.

هر چند تازه‌ترین رده بندی تولید علم بیانگر اخبار خوشایندی در این زمینه است و حکایت از صعود ایران به رتبه 37 جهان طی یک دوره 10 ساله دارد.

براساس آخرین آمار پایگاه (ESI (Essential Science Indicators‌، طی دوره تقریبی 10 ساله اول یعنی از ژانویه 1999 تا 28 فوریه 2009، ایران در بین 145 کشوری که رتبه‌بندی برای آنها صورت گرفته ‌است، در رده 37 جهان قرار گرفته و بر این اساس هم‌اکنون کشورمان با یک پله صعود نسبت به دوره قبل، در مقایسه با دیگر کشورهای اسلامی پس از ترکیه جای گرفته است.

پایگاهESI در کنارWOS و JCR از پایگاه‌های سه‌گانه موسسه اطلاعات علمی (ISI) است که در بازه‌های زمانی مشخص به رتبه‌بندی کشورها می‌پردازد.

توجه به ارزیابی‌های این پایگاه‌ها از آنجا اهمیت می‌یابد که به اعتقاد کارشناسان در اعلام رتبه علمی کشور نباید تنها براساس تغییرات فوری که طی یک سال یا 6 ماه صورت می‌پذیرد را ملاک قرار داد؛ چرا که تغییرات تدریجی و سابقه گذشته یک کشور همراه با آخرین تغییرات در وضعیت مدارک علمی آن می‌تواند بیشتر درخصوص رتبه آن کشور با واقعیت منطبق باشد.

از این‌رو پایگاه ESI که رتبه‌بندی آن براساس بازه‌های تقریبی 10 ساله صورت می‌گیرد می‌تواند از بهترین ملاک‌ها برای مقایسه وضعیت علمی کشورها باشد.

بویژه این‌ که این پایگاه بر مبنای زمان به ارائه آمار در قالب شاخص‌های تعیین شده تولید علم از جمله رتبه علمی کشورها براساس تعداد تولیدات علمی، تعداد کل استنادها و نسبت استناد به تولیدات علمی می‌پردازد.

+ همایون زارعی ; ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٧
comment نظرات ()

بیست مکتب فلسفی

 

http://www.kanoonandisheh.com/UserFiles/Image/artificial-intelligence.jpg

 

تعریفی کوتاه از بیست مکتب فلسفی


    * هرمنوتیک
    * پراگماتیسم
    * تجربه‌گرایی
    * فمینیسم
    * رواقی گری
    * سوسیالیسم
    * آرمان‌گرایی
    * رئالیسم
    * اثبات‌گرایی
    * پدیده‌شناسی
    * اردیسم
    * نسبی‌گرایی اخلاقی
    * اگزیستانسیالیسم
    * ماتریالیسم
    * تحلیلی
    * جبرگرایی
    * ساختارگرایی
    * پساساختارگرایی
    * اومانیسم
    * مکتب فرانکفورت


    * هرمنوتیک
هرمنوتیک (Herméneutique) به معنای خبردادن و ترجمه کردن و تعبیر کردن، علم یا نظریهٔ تأویل است. علمی که مسئلهٔ فهم متون و چگونگی ادراک و فهم و روند آن را بررسی می‌­کند. این عنوان از قرنِ هفدهم کاربرد یافته‌است، اما تازه در آغازِ قرنِ نوزدهم است که با تلاشِ فکری فردریک شلایرماخر رواجِ عمومی می‌یابد. یکی از منتقدان سرسخت هرمنوتیک، هانس آلبرت، خردگرای انتقادی آلمانی است.


    * پراگماتیسم
پراگماتیسم یا عمل‌گرائی (pragmatism)، به معنی فلسفه اصالت عمل است؛ ولی در سیاست بیشتر واقع‌گرایی و مصلحت‌گرایی معنی می­دهد.
پراگماتیسم روشی در فلسفه مدرن است که با اعتراف به غیرممکن بودن اثبات بعضی مسائل، آن‌ها را با توجّه به کاربردشان در زندگی انسان می‌پذیرد. طرفداران این شیوه، خود را عمل‌گرا و متسامح می‌دانند. مخالفان، این گروه را میانه‌رو (یا محافظه‌کار) و منفعت‌طلب می‌خوانند. از دیدگاه پراگماتیسم، کلیه تصورات، مفاهیم، قضاوت‌ها و نظرات ما قواعدی برای «رفتار» (پراگمای) ما هستند، اما «حقیقت» آن‌ها تنها در سودمندی عملی آن‌ها برای زندگی ما نهفته است. از دیدگاه پراگماتیسم، معیار حقیقت، عبارت است از سودمندی، فایده، نتیجه و نه انطباق با واقعیت عینی. در واقع حقیقت هر چیز بوسیله نتیجه نهائی آن اثبات می‌شود.
دولت­مردان و سیاست­مداران «پراگماتیست» به کسانی اطلاق می­شود که امکانات عملی و مصلحت روز را بر معتقدات خود مقدم می­شمارند و به عبارت دیگر برای پیش­رفت مقاصد خود یا ماندن بر مسند قدرت، انعطاف نشان می­دهند.


    * تجربه‌گرایی
تجربه‌گرایی یکی از گرایش‌های اصلی در شناخت‌شناسی و نقطهٔ مقابل عقل‌گرایی است. بر اساس این دیدگاه همهٔ معرفت‌های بشری مستقیم یا غیرمستقیم برآمده از تجربه است. تجربه از منظر این دیگاه نه فقط ادراک حسی بلکه دریافتهایی مانند حافظه یا گواهی دیگران را هم در بر میگیرد.
برمبنای نظریهٔ مبناگرایی همهٔ باورهای ما با واسطهٔ استدلال نهایتاً از منبعی به دست آمده اند که آن منبع نیاز به توجیه یا استدلال ندارد. تجربه‌گرایی - که یکی از زیرمجموعه‌های مبناگرایی است - تنها تجربه را به عنوان چنین منبعی بی نیاز از توجیه می‌دانند. تجربه‌گرایی با استفاده از حسیات در مقابل عقل‌گرایی می‌باشد.تجربیات عقلی از علم حصولی است و روش اثبات غیر حسی دارد.طبق نظر دکارت اگر همه حواس چند گانه ما از کار بیافتند ولی مغز هنوز بتواند فکر کند حتماً ما وجود داریم پس تجربهٔ این که ما می دانیم که هستیم از حواس چند گانه نیست و علم حصولی است.
تجربه‌گرایی در فلسفه علم بر مبنای آزمایش است. عقل‌گرایی گزاره( 2*2=4 )را یک قانون فلسفی می‌داند و بدیهی.اما تجربه گرایی آن را با آزمایش اثبات می‌کند: 2 تا سبد داریم هر یک با 2 تا سیب... با شمردن حس بینایی به ما می‌گوید که 4 تا سیب داریم! این دیدگاه بعد از رنسانس به صورت جدی طرح شد. بارکلی، جان لاک و دیوید هیوم از فیلسوفان تجربه‌گرا هستند. ابوریحان بیرونی در آزمایش عدم سمی بودن الماس؛ تجربه گرایی را بعنوان روش اثبات بکار برد.این کار او را در ردیف اولین فیلسوفان تجربی قرار می‌دهد.


    * فمینیسم
فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگون تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه می‌کند.
واژهٔ فمینیسم را نخستین بار شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهمی برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار برد.
فمینیسم مجموعهٔ گسترده‌ای از نظریات اجتماعی، جنبش‌های سیاسی، و بینش‌های فلسفی است که عمدتاً به وسیلهٔ زنان برانگیخته شده‌اند یا از آنان الهام گرفته‌اند، مخصوصا در زمینه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن‌ها. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ترین تمرکز خود را معطوف به تحدید نابرابری‌های جنسیتی و پیشبرد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است.


    * رواقی گری
رواقی (رَ) یا Stoicism مذهبی فلسفی که بوسیله زنون کیتسیونی (Zeno of Citium) تاسیس شد. نام این فلسفه در زبانهای اروپایی و نیز عنوان رواقی برای آن بدین مناسبت است که حوزه ایشان در یکی از رواقهای آتن منعقد میشد. مذهب رواقی در قرن 2 میلادی در روم نفوذ یافت و حکمایی مانند سنکا(Seneca)، اپیکتتوس (Epictetus) و مارکوس آورلیوس (Marcus Aurelius) به آن گرویدن. پیروان این فلسفه رواقیون یا رواقیان خوانده می شوند. زنون فلسفه را منقسم به طبیعیات، منطق و اخلاق می دانست. منطق وی مبتنی بر ارغنون (Organon) ارسطو (Aristotle) اما می گفت که هر معرفتی بالمآل به ادراکات حواس باز می گردد. نظریه رواقیون در طبیعیات اساساً مادی بود، درنظر آنها هرچه حقیقت دارد مادی است. توده و ماده یا جسم و جان، حقیقت واحد و بایکدیگر مزج کلی دارند. وجود یکی در تمامی وجود دیگری ساری است. در اخلاق رواقیان فضیلت را مقصود بالذات می دانستند و معتقد بودند که زندگی باید سازگار با طبیعت و قوانین آن باشد و می گفتند آزادی واقعی وقتی حاصل می‌شود که انسان شهوات و افکار ناحق را به یکسو نهد و در وارستگی و آزادگی اهتمام ورزد. رواقیان بسبب پیروی از این اصول نزد عامه مردم به لاقیدی معروف بودند.


    * سوسیالیسم
سوسیالیسم (Socialism) اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند.
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و اداره صنایع توسط شوراهای کارگری، یا غیر مستقیم باشد، از طریق مالکیت و اداره دولتی صنایع.


    * آرمان‌گرایی
ایده یعنی تصورات ذهنی (اعم از حسی، خیالی یا عقلی) و آرمانگرایی یعنی مسلک کسانی که تنها ایده و تصورات ذهنی را واقعی می‌دانند و به وجود خارجی جهان خارج و یا به عبارت دیگر به وجود جهان مستقل از ادراک قائل نیستند.
آرمانگرایان به واقعیتهای خارجی مانند آسمان، زمین، حیوان، اشخاص دیگر و به طور کلی آن چه با حواس درک شود، اعتقاد وجود خارجی ندارند و همهٔ جهان را خیال و پندار می‌دانندو می‌گویند: ما جز واقعیت وجود خود و یک رشته پندارهای ذهنی به وجود چیز دیگری در جهان اعتقاد نداریم؛ زیرا آنچه را که جهان خارج از خود می‌نامیم، به هیچ وجه نمی‌توانیم درک کنیم مگر با قوه ادراک حواسی خود، و قوه ادراک چیزی بیش از تصورات مختلف در اختیارمان قرار نمی‌دهد.
به عبارت دیگر آنها وجود عالم خارج یا این پندارها را صرفاً تولید ذهن خود می‌دانند و نظرشان این است که ما فکر می‌کنیم که واقعیتی به نام درخت وجود دارد، ولی هرگز نمی‌دانیم که آیا در خارج از ذهن چنین واقعیتی هست یا خیر؟


    * رئالیسم
واژه رئالیسم از رئل(Real) که به معنای واقع است، مشتق شده و در واقع به معنای مکتب اصالت واقع است.
مکتب رئالیسم نقطه مقابل مکتب ایده آلیسم است؛ یعنی مکتبی که وجود جهان خارجی را نفی کرده و همه چیز را تصورات و خیالات ذهنی می‌داند.
رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. این مکتب به وجود جهان خارج و مستقل از ادراک انسان، قائل است. ایده آلیست‌ها همه موجودات و آنچه را که در این جهان درک می‌کنیم، تصورات ذهنی و وابسته به ذهن شخص می‌دانند و معتقدند که اگر من که همه چیز را ادراک می‌کنم نباشم، دیگر نمی‌توانم بگویم که چیزی هست. در حالی که بنابر نظر و عقیده رئالیستی، اگر ما انسان‌ها از بین برویم، باز هم جهان خارج وجود خواهد داشت. به طور کلی یک رئالیست، موجودات جهان خارج را واقعی و دارای وجود مستقل از ذهن خود می‌داند.می داند.
باید گفت در واقع همه انسانها رئالیست هستند، زیرا همه به وجود دنیای خارج اعتقاد دارند. حتی ایده آلیست‌ها نیز در زندگی و رفتار، رئالیست هستند، زیرا باید جهان خارج را موجود دانست تا بتوان کاری کرد و یا حتی سخنی گفت.
کلمه رئالیسم در طول تاریخ به معانی مختلفی غیر از معنایی که گفته شد، استعمال شده‌است. مهمترین این استعمال‌ها و کاربردها، معنایی است که در فلسفه مدرسی یا اسکولاستیک(Scholastic) رواج داشته‌است.
بعدها در رشته‌های مختلف هنر مانند ادبیات نیز سبک‌های رئالیستی و ایده آلیسمی به وجود آمد و سبک رئالیسم در مقابل سبک ایده آلیسم است. سبک رئالیسم یعنی سبک گفتن و نوشتن متکی بر نمودهای واقعی و اجتماعی. اما سبک ایده آلیسم عبارت است از سبک متکی به تخیلات شاعرانه گوینده یا نویسنده.
رئالیسم نوعی«واقع گرایی» است در رمان و نمایشنامه که خیال پردازی و فردگرایی رومانتیسم را از بین می‌برد و به مشاهدهٔ واقعیت‌های زندگی و تشخیص درست علل و عوامل و بیان تشریح و تجسم آنها می‌پردازد.
هدف حقیقی رئالیسم تشخیص تأثیر محیط و اجتماع در واقعیت‌های زندگی و تحلیل و شناساندن دقیق "تیپهاً یی است که در اجتماع معینی به وجود آمده‌است.


    * اثبات‌گرایی
اثبات‌گرایی (یا پوزیتیویسم یا تحصل‌گرایی) به هر گونه نگرش ِ فلسفی که تنها شکلِ معتبر از اندیشه را متعلق به روش علمی بداند اطلاق می‌گردد.
اثبات‌گرایی اصطلاحی فلسفی است که حداقل به دو معنیِ متفاوت به کار رفته‌است. این اصطلاح در قرنِ هجدهم توسطِ فیلسوف و جامعه‌شناسِ فرانسوی آگوست کنت (Auguste Comte) ساخته و به کار رفته شد. کنت بر این باور بود که جبری تاریخی بشریت را به سمتی خواهد برد که نگرشِ دینی و فلسفی از بین رفته و تنها شکل از اندیشه که باقی می‌ماند متعلق به اندیشهٔ قطعی (positive) و تجربی علم است. در این عصرِ جدیدِ تاریخ نهادهایِ اجتماعیِ مربوط به دین و فلسفه از بین خواهد رفت.


    * پدیده‌شناسی
پدیده ­شناسی یا فنومنولوژی (به انگلیسی: Phenomenology) مکتب و روشی است که توسط ادموند هوسرل به هدف نظام‌بخشیدن به فلسفه و علوم انسانی پایه‌گذاری شده‌است. این مکتب به دنبال پژوهش و آگاهی مستقیم نسبت به تجربیات و مشاهدات، یا به عبارت دیگر نسبت به پدیدارهایی است که بی واسطه در تجربه ما ظاهر می‌شوند.
پدیده‌شناسی یکی از دو سنت بزرگ فلسفی سده بیستم است که با پیروان چون ماکس شلر، مارتین هیدگر، مرلوپونتی، سارتر، گادامر و پل ریکور فراسوی فلسفه در حوزه‌هایی چون جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و دیگر علوم انسانی کاربرد دارد.


    * اردیسم
اردیسم (Orodism) به معنای ارزشمندی شادی است. این مکتب در مقابل غم دوستی و اندوه پرستی مطرح شد. این فلسفه می گوید شادی یک آرزو نیست جهان هدیه ایی است برای شاد زیستن است. اردیسم بر اساس افکار ارد بزرگ (Great Orod) در کتاب سرخ بنیان‌گذاری شده است .
اردیسم با تکیه بر شرایط و تجربه اجتماعی به تقدم شادی بر هر کُنش ساختاری اشاره دارد و شاد بودن را لازمه و پیش شرط هر رستاخیز و رشد اجتماعی می داند در این مکتب تامین آزادیهای فردی یک اصل می باشد و میهن دوستی یکی از سه شعار اصلی آن است . شعار اردیست ها ارزش گذاری بر سه مورد است : شادی ، آزادی و میهن . آنها این سه اصل را لازم و ملزوم هم برای رشد و ترقی جوامع می دانند .


    * نسبی‌گرایی اخلاقی
نسبی‌گرایی اخلاقی نظریه مخالف خردگرایی اخلاقی است. نسبی‌گرایان اخلاقی معتقدند که انسان با استنتاج و استدلال نمی‌تواند اعتقادهای اخلاقی و سیاسی درست را کشف کند. نسبی‌گرایی اخلاقی اصولاً وجود هرگونه اعتقاد اخلاقی و سیاسی درست را رد می‌کند.
بنابر نسبی‌گرایی اخلاقی، چنین نیست که چیزی صرفاً درست یا نادرست باشد؛ بلکه ممکن است چیزی مطابق با جامعه‌ای درست و مطابق با جامعه‌ای دیگر نادرست باشد. نسبی‌گرایان معتقدند که قضاوت انسان درباره درستی و نادرستی به زمان و مکان و شرط‌های دیگری بستگی دارد. پیشوای نسبی‌گرایی اخلاقی در یونان باستان، پروتاگوراس بود.


    * اگزیستانسیالیسم
اگزیستانسیالیسم (Existentialism) جریانی فلسفی و ادبی است که پایه آن بر آزادی فردی، مسوولیت و نیز نسبیت‌گرایی است. از دیدگاه اگزیستانسیالیستی، هر انسان، وجودی یگانه‌است که خودش روشن کننده سرنوشت خویش است.
اگزیستانسیالیسم از واژه اگزیستانس به معنای وجود بر گرفته می‌شود. سورن کی‌یرکگارد را نخستین اگزیستانسیالیست می‌نامند، میان «اگزیستانسیالیسم بی‌خدایی» و «اگزیستانسیالیسم مسیحی» تفاوت هست. از میان شناخته شده‌ترین اگزیستانسیالیست‌های مسیحی می‌توان از سورن کی‌یرکگارد ، گابریل مارسل، و کارل یاسپرس نام برد.
پس از جنگ جهانی دوم جریان تازه‌ای به راه افتاد که می‌توان آن را اگزیستانسیالیسم ادبی نام نهاد. از نمایندگان این جریان تازه می‌توان سیمون دوبووآر، ژان پل سارتر، آلبر کامو و بوری ویان را نام برد.


    * ماتریالیسم
ماتریالیسم به معنای ماده‌گرایی فلسفی است. شاخه‌های مهم آن ماتریالیسم مکانیکی و ماتریالیسم دیالکتیک می‌باشد. ماتریالیسم مکانیک را فویرباخ بنیان‌گذاری کرد و ماتریالیسم دیالکتیک را مارکس.
ماتریالیسم با تکیه بر علوم و تجربه اجتماعی به تقدم ماده بر شعور باور دارد و ماده را واقعیت موجود خارج از ذهن انسان و مستقل از شعور بی نیاز از آفرینش و جاودانی می‌داند.


    * تحلیلی
فلسفهٔ تحلیلی(Analytic philosophy) فلسفهٔ آکادمیک حاکم بر دانشگاه‌های کشورهای انگلیسی زبان (آنگلو-ساکسون) است. فلسفه تحلیلی را در مقابل فلسفه قاره‌ای یا فلسفه اروپایی قرار می‌دهند. بنیان‌گزاران اصلی فلسفه تحلیلی فیلسوفان کمبریج برتراند راسل و جرج ادوارد مور بودند. این دو از ریاضیدان و فیلسوف آلمانی گوتلوب فرگه تأثیر پذیرفته بودند. این گونه فلسفه بر روشن بودن، بامعنی بودن و ریاضی‌وار بودن جستارهای فلسفی تاکید فراوان دارد. و به تفکر مابعدالطبیعی سازنده به دیدهٔ شک یا دشمنی می‌نگرند.  معتقدند که روش تحلیل خاصی وجود دارد که فلسفه فقط از آن طریق می‌تواند به نتایج مطمئن دست یابد تا حد زیادی از حل و فصل تدریجی مسائل فلسفی جانبداری می‌کنند. فیلسوفان تحلیلی قرن ۲۰ توجه خود را در اصل نه بر تصورات موجود در ذهن بلکه بر زبانی که اندیشیدن ذهنی از طریق آن بیان می‌شود معطوف داشته‌اند. برتراند راسل و جورج ادوارد مور فلسفهٔ تحلیلی را با به کار انداختن منطق جدید -که راسل سهم زیادی در آن داشته است- به عنوان ابزار تحلیل بنیاد نهادند. منطق و فلسفه زبان از همان ابتدا از بحثهای محوری فلسفه تحلیلی بودند. چند تفکر از بحثهای مربوط به زبان و منطق در فلسفه تحلیلی پدید آمد مانند پوزیتویسم منطقی، تجربه گرایی منطقی، اتمیسم منطقی، منطق‌گرایی و فلسفه زبان متعارف. فلسفه تحلیلی بعدها بحثهای وسیعی را در حوزه‌های زیر مطرح ساخت: فلسفه اخلاق (هر و مکی)، فلسفه سیاسی (جان رالز)، زیبایی شناسی (ریاچارد ولهایم)، فلسفه دین (الوین پلانتینگا)، فلسفه زبان (ساول کریپکی، هیلری پاتنم، کواین)، فلسفه ذهن (جیگون کیم، دیوید چالمرز، هیلری پاتنم). متافیزیک تحلیلی نیز اخیراً در کارهای فیلسوفانی همچون دیوید لوئیس و پیتر استراوسن شکل گرفته‌است.


    * جبرگرایی
جبرگرایی، تعین‌گرایی یا دترمینیسم (determinism) یک موضوع فلسفی ست که بر طبق آن هر رویدادی از جمله شناخت، رفتار، تصمیمات و کنش‌های آدمی به صورت علی توسط یک زنجیرهٔ پیوسته‌ای از رخدادهای پیشین تعیین شده‌است. جبرگرایی را به شکل دیگری نیز می‌توان تعریف نمود: فرضیه‌ای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیندهٔ فیزیکی ممکن و شدنی وجود دارد. در نتیجهٔ جدال‌های تاریخی بیشماری که بر سر مساله جبرگرایی صورت گرفته‌است دیدگاه‌های فلسفی گوناگونی در این باره وجود دارد.


    * ساختارگرایی
ساختارگرایی (Structuralism) یکی از اندیش راه‌های رایج در علوم اجتماعی است. بر پایه این طرز فکر تعدادی ساختار باطنی و ناملموس، چارچوب اصلی در پشت پدیده‌های ظاهری اجتماع را تشکیل می‌دهند. روش ساختارگرایی در نیمه دوم سدهٔ بیستم از سوی تحلیلگران زبان، فرهنگ، فلسفهٔ ریاضی و جامعه به گونه‌ای گسترده بکار برده می‌شد. اندیشه‌های فردینان دو سوسور را می‌توان آغازگاه این مکتب دانست. هرچند پس از وی ساختارگرایی تنها به زبان‌شناسی محدود نشد و در راه‌های گوناگونی بکار گرفته شد و مانند دیگر جنبش‌های فرهنگی، اثرگذاری و بالندگی آن بسیار پیچیده است.
ساختارگرایی به دنبال راهی است برای شرح و گزارش پیوند درونی‌ای که از طریق آن معنایی در یک فرهنگ ساخته می‌شود. کاربرد دوم آن که به تازگی دیده شده است در فلسفهٔ ریاضی می‌باشد. بر پایهٔ اندیشهٔ ساختارگرا معنا در یک فرهنگ از راه پدیده‌ها و کارکردهای گوناگونی که سامانه معنایی را می‌سازند، بارها پدیدار می‌شود. ساختارگرایی می‌تواند به پژوهش در ساختارهای نشانه‌مندی مانند آیین‌های پرستش، بازیها، نوشتارهای ادبی و غیر ادبی، رسانه‌ها و هر چه که در آن معنایی از درون فرهنگی بدست آید، بپردازد و ساختار آن را بررسی نماید.


    * پساساختارگرایی
پساساختارگرایی به مجموعه‌ای از افکار روشنفکرانه فیلسوفان اروپای غربی و جامعه‌شناسانی گفته می‌شود که با گرایشات فرانسوی، مطلب نوشته‌اند. تعریف دقیق این حرکت و تلخیص آن کار دشواری است ولی به شکل عمومی می‌توان گفت که افکار این دانشمندان، توسعه و پاسخ به ساختارگرایی بوده‌است و به همین دلیل پیشوند «پسا» را به آن اضافه کرده‌اند. پساساختارگرایی و پسامدرنیسم بعضاً به جای یکدیگر به‌کار می‌روند.
افرادی مانند ژاک دریدا و میشل فوکو از پیشگامان این مکتب فکری هستند که به نظر عده‌ای به شکل تنگاتنگی با پسامدرنیسم و پدیدارشناسی مرتبط است. این ارتباط تا حدی است که بعضی متفکران مدعی شده‌اند که پساساختارگرایی را می‌توان به شکلی صحیح پسا پدیدارشناسی نامید.


    * اومانیسم
انسان‌گرایی (اومانیسم) (Humanism) مکتبی‌ست فکری که بر پایة آن انسان قادر به انجام هر کاری است و اصل و ریشه هر چیزی به انسان بر می‌گردد. واژه Humanism نهضت فرهنگی فکری است که در خلال دوران تجدید حیات فرهنگی (رنسانس) به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجسته یونانی و رومی پدید آمده است. این واژه از واژه لاتینی Humus به معنی خاک یا زمین اخذ شده و از آغاز در مقابل دو امر قرار داشته است: الف)موجودات خاکی و مادی دیگر غیر از انسان، مانند حیوانات. deus Ldivus ب) مرتبه دیگر از هستی; یعنی مجردات در انتهای دوران باستان و در قرون وسطا، محققان و روحانیون، میان divinitas به معنی حوزه هایی از معرفت و فعالیت که از کتاب مقدس نشات می گرفت و ;humanitas یعنی حوزه هایی که به قضایای عملی زندگی دنیوی مربوط می شده است، فرق گذاشتند. و از آنجا که حوزه دوم، بخش اعظم الهام و مواد خام خود را از نوشته‌های رومی و به طور فزاینده یونان باستان می گرفت، مترجمان و آموزگاران این آثار که معمولاً ایتالیایی بودند خود را umanisti یا humanists نامیدند. انسان‌گرایی انسان را مالک همه هستی می‌داند و خاستگاه و فرجام همه‌چیز معرفی می‌کند.


    * مکتب فرانکفورت
در تاریخ ۲۲٫۰۶٫۱۹۲۴ در شهر فرانکفورت آلمان (کنار رودخانه ماین)، انستیتوی تحقیقات اجتماعی - فرهنگی مستقل از دانشگاه گشایش یافت. این مؤسسه تحقیقاتی، اشتهار خود را مدیون جنبش اعتراضی دانشجوئی دهه ۱۹۶۰ میلادی می‌باشد که غیر مستقیم از نظرات مارکس و نگرش انتقادی این مؤسسه (مکتب فرانکفورت) نشأت می‌گرفت. این مؤسسه تحقیقات خود را بر پایه بینش مارکس و فروید از منظر اجتماعی- فلسفی در جوامع سرمایه داری، آغاز و گسترش آن را نقد و بررسی می‌نمود. یکی از معروفترین تألیفات آن به نام «دیالکتیک روشنگری» اثر ماکس هورکهایمر که سالها مدیریت مکتب را به عهده داشت و همکارش تئودور آدورنو، می‌باشد.
پس از گذشت نه سال از تأسیس، مکتب فرانکفورت به دلیل داشتن عقاید مارکسیستی و اعضای یهودی مذهب آن، مجبور به مهاجرت به ژنو (۱۹۳۳/۱۹۳۴) و سپس به آمریکا شد. در سال ۱۹۵۰ میلادی مجددأ به فرانکفورت نقل مکان کرد. طرفداران نسل اول این مکتب عبارت‌اند از: هورکهایمر- آدورنو- اریک فروم- هربرت مارکوزه- فرانس نویمان - بنیامین.
نسل جوانتر مکتب فرانکفورت یورگن هابرماس و آلفرد شمیت هستند. این مکتب از آغاز سال‌های دهه ۶۰ میلادی نقش مهمی در زمینه بررسی و نگرش منقدانه به فرضیه‌های علمی و آموزش و پرورش در چهارچوب نئومارکسیسم داشته‌است.


+ همایون زارعی ; ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۳
comment نظرات ()

آمایش سرزمین


در بررسی ریشه لغت آمایش با توجه به مفهوم علمی آن و در جهت سازماندهی فضا ، مجموعه فعالیت هایی صورت خواهد گرفت که به نوعی در معانی مختلف مصدر "‌آمودن " مستتر است . آمودن همانطور که در لغت نامه ها آمده است ، معنای مستعد کردن ،‌آمیختن و ... را می دهد. اما در حیطه برنامه ریزی ، آمایش سرزمین دلالت بر اقدام هایی دارد که به طور گسترده توسط بخش عمومی بکار گرفته می شود تا آینده توزیع فعالیت ها و سکونتگاه ها را در فضا تحت تاثیر قرار دهد .

http://www.aftab.ir/articles/social/other/images/d596d56d04ee679ce50a0866e508d482.jpg



هرچند بررسی تحولات آمایش سرزمین در سال‌های گذشته مبین تکوین و تکامل جایگاه این مهم در نظام برنامه‌ریزی کشور است و در حقیقت می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که مقوله آمایش سرزمین به رغم فراز و نشیب‌های فراوان از پشتوانه‌های قانونی بسیار مستحکمی در نظام برنامه‌ریزی کشور برخوردار است اما برنامه‌های آمایش سرزمین هیچگاه به مرحله اجرا گذاشته نشده‌اند.

براساس این، اتخاذ تدابیر و ایجاد سازوکارهای مناسب برای رفع این موانع در کانون توجه نظام برنامه‌ریزی کشور قرار دارد. علاوه بر این اعمال قوانین یا اجرای مصوبات متناقض با اهداف و سیاست‌های آمایش سرزمین بخشی از عوامل نتیجه‌بخش نبودن برنامه‌های آمایش سرزمین در ایران به شمار می‌آید. اجرای طرح‌ها و پروژه‌های فاقد توجیه آمایش در وضعیتی که سازوکارهای ایجاد هماهنگی‌های بخشی – منطقه‌ای یا هماهنگی‌های عمودی و افقی در سیاستگذاری توسعه در سطوح مختلف ملی، منطقه‌ای و محلی از کارآمدی مناسبی برخوردار نبوده‌اند نیز از دیگر عوامل نقض جهت‌گیری‌های آمایش سرزمین محسوب می‌شوند.

براساس شناخت ضرورت‌های یادشده نظام برنامه‌ریزی کشور با تشکیل کمیسیون برنامه‌ریزی فضایی و توسعه منطقه‌ای در ساختار نظام برنامه‌ریزی برنامه پنجم تلاش گسترده‌ای را در قالب کمیسیون‌های تخصصی آمایش سرزمین، توسعه منطقه‌ای و پایداری محیطی برای ریشه‌یابی و رفع تنگناهای فراروی توسعه فضایی کشور و ایجاد عدالت سرزمینی سامان داد و با شناسایی تنگناهای موجود در قالب هر یک از نظام‌های برنامه‌ریزی، اجرایی و نظارت و ارزیابی به سازوکارهای عملی مشخصی برای کاهش معضلات پیش‌گفته نایل شد. از مهم‌ترین این موارد در بحث آمایش سرزمین ایجاد شورای آمایش سرزمین به عنوان نهادی بین وزارتخانه‌ای با هدف نهادسازی و ایجاد سازوکارهای اعمال هماهنگی‌های عمودی و افقی در سطوح مختلف برنامه‌ریزی آمایشی و اجرای نظام یکپارچه برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه سرزمین (از طریق اعمال هماهنگی در برنامه‌ریزی‌های آمایشی و کالبدی) است.

همچنین تلاش گسترده‌ای در قالب بسته اجرایی توسعه متعادل و متوازن منطقه‌ای برای ایجاد تعادل‌های منطقه‌ای از طریق اعمال سیاست‌های فضایی، تمرکززدایی و افزایش اختیارات استان‌ها، کارآمدسازی نظام درآمد – هزینه استان‌ها و.... صورت پذیرفته است که می‌تواند منشأ خدمات بزرگی در زمینه توسعه فضایی قلمرو ملی باشد.

براساس این، ایجاد سازوکارهای هماهنگ‌سازی سیاست‌های فضایی بین‌بخشی، اتخاذ سیاست‌های توازن بخشی به اقتصاد مناطق و دستیابی به الگویی بهینه از تقسیم کار تخصصی بین مناطق، اصلاح نظام سکونتگاهی، و ایجاد سازوکارهای ارزیابی و نظارت بر تحولات توسعه فضایی کشور از جمله مهم‌ترین مواردی هستند که شایسته است، در سیاست‌ها و اقدام‌های آمایش سرزمین در دستور کار قرار گیرند.

روند شتابان رشد جمعیت به ویژه در دهه 50 و 60 شمسی، دولتمردان و برنامه‌ریزان کشور را در مقابل انبوهی از نیازهای اساسی، خدماتی و زیربنایی قرارداد که به نفع آن سیاست‌ها و برنامه‌های متعددی در قالب طرح‌های عمرانی در کشور برای پاسخگویی به این نیازها به اجرا درآمد که بازخوردهای آن به صورت فعالیت‌ها و سکونت‌گاه‌های متعدد در پهنه سرزمین نمایان شده است.

به این ترتیب چشم‌اندازهای توسعه کشور در خلال چند دهه اخیر و تحت تأثیر این تحولات کمی و کیفی، دگرگونی‌های عمیقی را تجربه کرده است.

حاصل این تحولات باعث توزیع ناموزون فعالیت‌ها و سکونتگاه‌ها در کشور شده است که تحلیل آنها در برنامه‌ریزی‌های آمایشی بسیار حائز اهمیت است. البته در تحلیل ساختار فضایی کشور نمی‌توان فقط سیاست‌ها و برنامه‌های گذشته را مقصد قلمداد کرد زیرا بخشی از این نبود تعادل‌های فضایی ناشی از شرایط طبیعی حاکم بر کشور (شرایط اقلیمی و توپوگرافیک کشور) نیز هست در واقع عوامل اصلی شکل‌دهی به ساختار فضایی کشور را دو گروه عوامل غیرارادی و ارادی می‌توان طبقه‌بندی کرد.

عوامل منبعث از تحولات فراملی طبقه‌بندی می‌شوند. براساس این، توزیع جمعیت و فعالیت‌ها در کشور تحت تاثیر مجموعه‌ای از عوامل ارادی و غیرارادی قابل توجیه است.

توزیع ناموزون فعالیت‌ها در پهنه سرزمین که گاه ناشی از نبود قابلیت‌های طبیعی یا به دلیل سیاست‌های ارادی چند دهه گذشته دولت بوده است، موجب نبود تعادل در توزیع فضایی جمعیت در بین مناطق و درون مناطق در کشور شده است.

به تبعیت از تحولات یادشده توزیع و پراکنش جمعیت در پهنه کشور، دوگانگی زیادی را نمایان می‌سازد. حدود 90 درصد آن در دامنه‌های دو سلسله جبال البرز و زاگرس در منطقه‌ای حدود 45 درصد سرزمین ساکن هستند و 10 درصد بقیه در 55 درصد از نواحی خشک مرکزی، جنوبی و شرقی سکونت دارند. در سطح ملی حدود 5/17 درصد کل جمعیت شهرنشین کشور در شهر تهران ساکن هستند و قریب به 40 درصد جمعیت شهری کشور نیز در 9شهر بزرگ، حدود 40 درصد در شهرهای متوسط و 20 درصد جمعیت نیز در شهرهای کوچک کمتر از 50 هزار نفر سکونت دارند.

اتخاذ سیاست‌های توسعه قطب‌های رشد در برنامه‌های گذشته موجب قطبی شدن فضای کشور و تمرکز صنایع در بخش‌های خاصی شده است. با استقرار صنایع و تمرکز قطب‌های صنعتی در جوار مراکز بزرگ جمعیتی و مناطق توسعه‌یافته‌تر کشور برای نزدیکی به بازارهای مصرف و استفاده از زیربناهای به نسبت آماده این مناطق، روند جذب جمعیت در این مناطق تشدید شده و به نبود تعادل‌های جمعیتی در سرزمین دامن زده است.

بررسی ساختار فضایی کشور حکایت از آن دارد که هرچند موضوع بهره‌برداری بهینه از سرزمین، استفاده از قابلیت‌های مناطق مختلف کشور در چارچوب تقسیم کار ملی و تمرکززدایی از مناطق پرتراکم کشور در قالب برنامه‌ریزی آمایش سرزمین همواره یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های برنامه‌ریزان کشور بوده است، اما این برنامه‌ها نتوانسته است در چارچوب برنامه‌های میان مدت توسعه کشور عملیاتی شود .

نبود تعادل‌هایی که به معنای توسعه‌یافتگی بخش بزرگی از پهنه کشور در برابر فشار بیش از حد به عرصه‌های محدودی از سرزمین است. هرچند بخشی از این کاستی‌ها ناشی از شرایط طبیعی کشور است که امکان توسعه و توزیع عادلانه امکانات را در کشور محدود می‌سازد اما بخش زیادی از آنها را می‌توان به سیاست‌ها و برنامه‌های گذشته و حال و ناسازگاری آنها نسبت داد. عدم نگاه بلند مدت به طرح ها و پروژها و نداشتن درک درستی از ضرورت ها بر مشکلات ما طی دهها سال گذشته افزوده است باید از روزمرگی و قدمهای کوچک و ناسازگار با اقلیم هر منطقه دست برداشت . خیلی وقت ها شعارها موجب ریزش سرمایه ها به شوره زار ها شده است . باید فقر را برچید اما با ایده هایی کارآمد و دقیق ، ارد بزرگ می گوید آرمان را نباید فراموش ساخت اما می توان هر دم ، به روشی بهتر برای رسیدن به آن اندیشید . ما نیز می توانیم با نگاهی علمی و دقیق به مقوله آمایش سرزمین از پرت انرژیهای خویش جلوگیری نماییم .

در مجموع می‌توان علل اصلی (عوامل ارادی) نقاط ضعف و نارسایی‌های موجود در سازمان فضایی موجود کشور را به رغم تلاش‌های بسیار گسترده در زمینه تدوین برنامه‌های آمایش سرزمین در عوامل زیر خلاصه کرد:

- فقدان تفکر نظام‌مند و نهادینه برای مدیریت سرزمین در سطوح مدیریتی و برنامه‌ریزی کشور.

- فقدان طرح و برنامه مصوب برای سازماندهی فضایی سرزمین.

- نبود نهاد قانونی مشخص و مسئول برای مدیریت سرزمین و پی‌گیری و نظارت بر اجرای طرح‌های آمایشی.

http://asico.ir/wp-content/uploads/2009/05/Home.jpg

هرچند ضرورت اتخاذ رویکرد برنامه‌ریزی آمایشی با مختصات پیش‌گفته فقط منحصر به چالش‌های یادشده نیست و ضرورت‌هایی نظیر ایجاد هماهنگی‌های لازم بین بخش‌های اقتصادی در سطح سرزمین، توجه به شرایط اجتماعی، قومی و فرهنگی مناطق در برنامه‌ریزی‌ها و توجه به سازگاری محیط زیستی سرمایه گذاری‌ها و بهره‌برداری بهینه از منابع طبیـعی را می طلبد و لزوم ساماندهی نظام اسکان جمعیت و سطح‌بندی مراکز شهری و نواحی روستایی براساس توزیع فعالیت‌ها و امکانات در پهنه سرزمین و در نهایت لزوم توجه به مناسبات و تعاملات جهانی و منطقه‌ای و ضرورت توجه به اینگونه مباحث در برنامه‌ریزی‌های استراتژیک و درازمدت به لحاظ اهمیت روزافزون مسایل ژئواکونومیک و ژئوپلتیک رویکرد برنامه‌ریزی آمایش سرزمین را مد نظر قرار می دهد.

به طور کلی آمایش سرزمین به عنوان یک سند مدیریت توسعه تصویر سازمان فضایی در مرحله توسعه یافتگی سرزمین بوده که تجسم سند چشم انداز دراز مدت توسعه ملی بر فضای کشور است و چشم انداز کلی توزیع جغرافیایی جمعیت و ترکیب مناسب فعالیت های ناظر بر بهره برداری از سرزمین و تامین نیاز های جمعیت و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را در قلمروی سرزمین مشخص می کند.
آمایش سرزمین از منظر برنامه ریزی ، در ماهیت از سنخ برنامه ریزی فضایی است ، اما هر برنامه ریزی فضایی که یک یا مجموعه ای ویژگی های زیر را نداشته باشد ، آمایشی نخواهد بود .
ویژگی هایی که این برنامه باید دارا باشد از جمله مشارکت جویانه ،جامع نگر ،کل گرا ، هدفمند ،دور نگر ، انعطاف پذیر ، دارای نگرش کیفی و استنتاج فضایی یا جغرافیایی و... می باشد.

+ همایون زارعی ; ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٥
comment نظرات ()

ثروت در سرمای 34درجه سانتیگراد زیر صفر !

سرما برای اغلب مردم جهان حکم خانه نشینی و عدم خروج از خانه را دارد اما کشورهایی از همین موضوع استفاده کرده و میلیاردها دلار ثروت را به کشور خویش سرازیر می کنند  . بطور مثال در روسیه و شهر مسکو هر سال جشنواره بزرگی بدین منظور برگزار می گردد : حرکت برروی رودخانه یخ‌زده‏ ! .

جهانگردان در مسکو می‌توانند با استفاده از کشتی یخ‌شکن از روی رودخانه‌های یخ‌زده شهر مسکو عبور کنند. هر سال پنج کشتی یخ‌شکن برای جابه‌جایی جهانگردان از روی رودخانه‌های یخ‌زده مسکو فعال می شوند.این یخ‌شکن‌ها دارای شکاف‌های فولادی و با قابلیت سرعت 20 کیلومتر در ساعت هستند.این کشتی‌های یخ‌شکن می‌تواند یخ‌هایی به ضخامت تا 10 سانتیمتر را بشکافند. در حالی که دمای هوا در خارج از کشتی به 15 تا 20درجه سانتیگراد زیر صفر می‌رسد. کرایه این کشتی‌های یخ‌شکن برای هر جهانگرد بین 33 تا50 دلار است. این کشتی‌ها ظرفیت 200 مسافر را داردو قادر است با نور خاص در شب نیز مسیر را طی کند.

http://blogs.ctsnet.org/rreplogle/ship%20in%20pack%20ice%20cropped.jpg

چنانچه دیدید مسکو از بزرگترین دشمن طبیعی خویش یعنی سرما ، تولید ثروت می کند . و حالا نگاهی به جشنواره زمستانی یخ و برف چین داشته باشیم :  جشنواره بین المللی معروف "یخ‌ و برف" در شهر هاربین مرکز استان هیلونگکیاگ چین تا کنون 26 بار برگزار شده این در حالیست که سرمای طاقت فرسا در این شهر مردم را خانه نشین کرده است.
از سال 1985هرسال این جشنواره در شهرهاربین با شرکت هنرمندان برگزار می‌شود و تا اوائل فوریه ادامه دارد.
این جشنواره جهانگردان زیادی را هرسال از سراسر جهان به این شهر می‌کشاند اما به دلیل آنکه برودت هوا اغلب در این شهر 34درجه سانتیگراد زیر صفر است همه گمان می‌ برند که جهانگردان رغبتی برای رفتن به این شهر نشان ندهند.

با این وجود در هر جشنواره یخ و برف بیش از  50 هزار هنرمند از سراسر جهان وچین راهی شهرهاربین می شوند. و در مدت برپایی جشنواره هنرمندان هنر خود را باساخت مجسمه‌های مختلف از برف و یخ به نمایش می‌گذارند.

 

 
 


آری نگاه کارشناسی همراه با نبوغ می تواند از بدترین شرایط هم بهترین وضعیت را خلق کند  همانگونه که فیلسوف برجسته ایی نظیر ارد بزرگ می گوید : برآزندگان بدنبال دگرگونی و رستاخیزند ، رشد در کمینگاه راه های نارفته است .


جشنواره های یخ و برف بزرگ دیگری هم برگزار می شوند بطور مثال کلاسهای یخ نوردی و صعود دیواره یخی و آبشار یخی فرانسه ، فستیوال یخ نوردی kong و یا آبشار زیبا و یخ نوردی به در دره Rjukan نروژ و ....

همه اینها جاذبه های طبیعی زمستان است که اغلب به آن توجه نمی کنیم . هر سرزمینی بخشی از جاذبه های طبیعی را در اختیار دارد . تنها لازم است دوباره نگاهی به اطراف خویش بنماییم.

 

+ همایون زارعی ; ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٥
comment نظرات ()

نوشیدن و آشامیدن درست

http://itnevesht.files.wordpress.com/2007/09/549uwjo.jpg


برای حفظ سلامتی باید رژیم مناسب غذایی داشته باشیم ارد بزرگ اندیشمند معاصر می گوید تندرستی پیش نیاز هر آرمان باشکوهی ست . در اینجا شش مورد مهمی که باید در یک رژیم غذایی رعایت شود را یادآوری می نمایم :
1- خوردن غذاهای چرب، شور، خیلی شیرین و گوشت قرمز به شدت کاهش یابد.‌
2‌- در هر سه وعده غذایی از انواع میوه و سبزی میل شود، در هر وعده غذایی روزانه بیش از نیم کیلوگرم میوه و سبزی در برنامه غذایی شما باشد. (الیاف طبیعی میوه و سبزی سبب می‌شود که مواد سرطان زا و زیان‌آور به راحتی از بدن دفع شود و کارکرد دستگاه گوارش به گونه‌ای مطلوب باشد، همچنین از ابتلا به سرطان و سکته قلبی جلوگیری شود.)
3- از افزایش وزن خود جلوگیری کنید. برای کاهش وزن آنچه مهمتر از نخوردن است، فعالیت بدنی و ورزش مناسب و مداوم است.
4- به جای ترشی و خیارشور، سعی شود و بهتر است که از سالاد استفاده شود.
5- مصرف چربی را به حداقل برسانید. روغن حیوانی نخورید و به جای آن از روغنهای نباتی مایع استفاده کنید.
6- گوشت قرمز کمتر مصرف شود و حبوبات، ماهی (حداقل دو بار در هفته) و گوشت مرغ را جایگزین آن کنید (البته کودکان برای تامین آهن بدن و افزایش خون خود باید گوشت قرمز استفاده کنند).

+ همایون زارعی ; ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٢
comment نظرات ()

نگاهی گذرا به زندگی خالق داستان تام سایر

http://www.iranak.info/Download/DIRPublic/ketabak1/633608411648906250_124031_twin1.jpg


مارک تواین را می‌شناسیم. ما ایرانی‌ها بعضی اوقات اگر هم بنابر آمار نه چندان دقیق، کتاب‌خوان نباشیم، حداقل با کارتون یا همان پویانمایی با آثار بزرگان جهان آشنا هستیم. مارک تواین را می‌شناسیم، چون هکل بری‌فین را در کارتون‌های تلویزیونی ملاقات کرده‌ایم.

شاید کتاب آرزوهای بزرگ دیکنز و یا کتاب سُتُرگ بینوایان ویکتور هوگو را هرگز در دستان خود لمس نکرده باشیم، ولی انواع و اقسام کارتون‌های آنها، ما را مغرورانه در موضعی قرار می‌دهد که گویا حتی ویکتورهوگو و چارلز دیکنز و یا مارک تواین را می‌شناسیم!


مارک توآین یا لنگهورن کلمنس‌

ولی مارک تواین حقیقی نویسنده‌ای بود که فقط برای مجلات چیز می‌نوشت و از قضا ناخدا هم بود.

در واقع ساموئل لنگهورن کلمنس، نام مارک تواین را از ناخدای یک کشتی که با این نام در مجلات می‌نوشت ادای دین کرد و در تمام کارهای طنزش از این اسم استفاده کرد.


طنزنویسی به نام توآین‌

<اگر آنچه را که می‌پوشانید، چیزی جز یک وجود پاک نیست، زیاد در بند چند و چون جامه خود نباشد.>‌

ساموئل لنگهورن کلمنس در 30 نوامبر 1835 در مرز میسوری در روستای فلوریدا به دنیا آمد.

نخستین طنز زندگی توآین یا همان کلمنس، این بود که پدرش ظاهراً مردی لاابالی بود و مادرش زنی مذهبی و متعصب!

لوکیشن آثار بزرگسالی او قریه هانیبال یعنی جایی بود که در آن زندگی کرد.‌

در 12 سالگی پدرش فوت کرد و ساموئل کوچک مجبور شد در چاپخانه‌های محلی پادویی کند و سپس در روزنامه‌‌ای که برادرش دایر کرده بود، ابتدا حروفچین و بعدها چاپچی شد.

اینجا بود که توآین نوجوان دست به قلم می‌برد و در برخی از صفحات روزنامه مطالب طنزآمیز می‌نوشت.


خبرنگار یا ملوانی نامحدود

او سپس به نیویورک رفت و مطالبش با امضاهای عجیب و غریب ادامه یافت و در 18 سالگی سفرهای خود را آغاز کرد. از 1857 تا 1864 سوار بر کشتی بخار بر روی رودخانه میسی‌سیپی،‌ از اینجا به آنجا سفر کرد.

در 1859 مجوز ناخدایی گرفت و البته در همین اثنا با امضاهای مختلف برای مجلات مقاله‌های طنز می‌نوشت. او در سال 1866 با آلتا کالیفرنیا برجسته‌ترین روزنامه غرب آمریکا، قراردادی به این مضمون امضا کرد: خبرنگار سیار بدون محدودیت مکان و زمان و سمت که به دور کره زمین می‌گردد و ضمن سفر گزارش می‌نویسد!>


جوینده طلا

این نویسنده زبردست مدتی در بین جویندگان طلا بود، ولی حاصل این جستجوی نافرجام البته سرانجام خوبی داشت، طلاهای مورد نظرش این روزها در کتاب‌هایش ته‌نشین شده است.
مارک توآین با کتابی به نام عجیب؛ وزغ جهنده معروف ناحیه کالاوراس یا‌‌ ‌‌"celebrated Jumping Frog of Calareras County" در نیویورک دچار شهرتی ناگهانی شد. او با این داستان سراسر طنز زبانزد خاص و عام شد.
سفرنامه‌ای از او با نام‌‌ ‌‌"The innocents abroad" یا <ساده‌دلان عرشه کشتی> در واقع سفر دریایی او بین ایتالیا و بیت‌المقدس را بیان می‌کند.‌
کلمنس در این اثر به توصیف موزه‌ها، ابنیه و میراث فرهنگی کرانه مدیترانه می‌نگرد. زبان طنز او این اثر را خواندنی‌تر می‌کند.‌


سرکوب استعداد نویسنده‌

کلمنس ما یا همان مارک توآین در 1870 ازدواجی افسانه‌ای انجام می‌دهد. همسر او دختر یکی از صاحبان صنایع ثروتمند نیویورک بود. هر چند به راحتی از این پس آثارش را نوشت و منتشر کرد، ولی درباره نفوذ این ازدواج بر شخص مارک توآین و آثارش گفتگوی بسیاری به وجود آمد. گفته می‌شود که از آن پس بر استعدادهای طبیعی مارک توآین سدی بسته شد، زیرا عقاید تعصب‌آمیز و محافظه‌کارانه همسرش او را از انتشار برخی از آثارش منع می‌کرد.

با وجود این مارک توآین در این زمان کتاب سخت‌گذرانی را منتشر کرد. این داستان حوادث سفر او به غرب دور است. او که برای بدست آوردن ثروت از هیچ تلاشی دریغ نداشت، خود را به کار استخراج طلا و نقره مشغول می‌کرد تا شغل مناسب‌تری که با استعداد طبیعی‌اش سازگار باشد به دست آورد. زمینه این زندگی‌نامه ماجراهای این سفرها است که با لحن طنز‌آمیزی به صورت یک قصه خیال‌انگیزی درآمده است.


تولد تام سایر

ماجراهای تام سایر با نام‌

‌‌‌‌"The Adren tures of Tham Sawyer" به دوران کودکی مارک‌توآین نقب می‌زند. قهرمانان داستان همگی از دوستان دوران تحصیل او هستند.
نویسنده در این داستان خصوصیت‌های اخلاقی و عقاید خرافی جوانان غرب آمریکا و روی هم رفته خصایص توده ملت را به‌طور گویا و زنده‌ای نمودار می‌کند.

تام سایر از مهمترین آثار مارک توآین به شمار می‌آید و دنباله ماجراهای آن در اثر دیگر توآین؛ <ماجراهای هکل بری فین یا‌‌ ‌‌"The Adren tures of Huckleberry Finn" در سال 1885 منتشر شد و بدون شک شاهکار ادبیات آمریکا شناخته می‌شود.
مارک توآین در اواخر عمر دچار مرگ یک دختر، دیوانگی دختر دیگر، بیماری و مرگ همسر شد و این تلخی‌ها بر نگاه او در آثارش تاثیر فراوانی گذاشت.

اوج این نگاه در اثر‌‌ ‌‌"whatis man" یا بشر چیست؟ منعکس شده است. حتی خود گفته است، برای شناختن مار توآین باید این کتاب را بخوانید.‌
ارنست همینگوی درباره هکل بری‌فین گفته است؛ همه ادبیات جدید آمریکا از یک کتاب مارک توآین سرچشمه گرفته و آن هکل بری فین است... و بهترین کتابی است که ما در دست داریم.


مارک توآین و هلن کلر

شخصی که نتواند خود را مهار کند، به احتمال زیاد قادر به مهار دیگران هم نخواهد بود. مارک توآین نویسنده دوست داشتنی و شوخ‌طبع آمریکایی در یکی از آثارش آورده است: جالب‌ترین شخصیت‌های قرن نوزدهم، به نظر من دو نفر بودند؛ ناپلئون بناپارت و هلن کلر.

و جالب است که بدانیم ، مارک توآین وقتی این جملات را عنوان کرد که هلن کلر فقط پانزده سال داشت و هنوز معروف نشده بود و به عبارت دیگر، مارک توآین با تیزهوشی فهمیده بودکه این خانم، سرانجام یکی از جالب‌ترین و اعجاب‌انگیزترین زنان قرن بیستم خواهد شد. ولی چون این زن در اواخر قرن 19 به دنیا آمده بود، توآین او را با لحن طنزآمیز از شخصیت‌های قرن نوزدهم به حساب آورده بود، شاید به این دلیل که او را همردیف ناپلئون قرار بدهد. در واقع با این کار خواست که در مقابل ناپلئون که مردی اهل جنگ و کشتار بود، زنی را قرار بدهد که به جز صلح و زیبایی، هدفی را دنبال نمی‌کرد.

هلن کلر نابینا بود. اما در طول زندگی خود بیشتر از صد برابر یک آدم معمولی در زمینه‌های مختلف کتاب خوانده بود، در اوایل قرن بیستم درگذشت .

جالب‌تر این است که 11 جلد کتاب نیز نوشته که معروف‌ترین آنها بیوگرافی خودش است.

او به خاطر اینکه کرولال بود، صحنه زندگی و مبارزه را ترک نکرد و زمانی که قرار شد از زندگی‌اش فیلمی ساخته شود، نقش خود را بازی کرد.

او ناشنوا بود، ولی بیش از خیلی از افراد سالم، موسیقی فاخر گوش کرد و در زندگی نامه‌اش می‌خوانیم که در تمام ایالات متحده آمریکا و سراسر قاره اروپا سخنرانی کرد.‌ هلن کلر و مارک تواین برای رسیدن به هدف همواره در تلاش بودند . ارد بزرگ می گوید : مردان و زنان کهن در راه رسیدن به هدف ، یک آن هم نمی ایستند .
مارک توآین نیز می‌گوید: بکوشید دوست داشتنی‌ها را به دست آورید و گرنه مجبورید آنچه را به دست آورده‌اید، دوست بدارید.

مارک توآین اول اردیبهشت پا به عرصه گیتی گذاشته بود.

 

+ همایون زارعی ; ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٧
comment نظرات ()

ارزش سلا‌مت روان

http://www.magiran.com/ppic/2825/3926/8-1.jpg


هر چقدر پس انداز خود را انباشته کنید، به همان میزان از حساب ذهنتان برداشت‌ ‌خواهید کرد. همه ما پیش از به اجرا در آوردن برنامه‌های زندگیمان مدت‌ها آن را در‌ ‌ذهنمان پرورش می‌دهیم و حتی چه بسا سال‌ها تصویرکاری را در ذهنمان نگه می‌داریم تا‌ ‌شرایط موافق پیش آید و آن را عملی سازیم.‌‌ ‌

اغلب افراد می‌پرسند: <بعد از آنکه درباره آرزو و هدف مورد نظرم فکر کردم، دیگر‌ ‌چه کار باید بکنم> پاسخ بسیار ساده است. شما باید تمام کارهایی را که برای تحقق‌‌ ‌آرمان خود لازم می‌دانید انجام دهید. این را بدانید اعمال ما پاسخ و واکنش اتوماتیک‌ ‌تحرکات عمیق روح و احساس و اعتقادات باطنی ما می‌باشد.‌‌

‌ ‌برای دور کردن ترس و هراس از خود، حواستان را خوب جمع‌ ‌کنید و فکر خود را بر روی مشکلتان خوب متمرکز نمایید و سعی کنید با شعور روشن خود‌ ‌مشکلتان را حل کنید و چنین تصور کنید که مشکلتان حل شده و از این بابت احساس شادی و‌‌ ‌شعف می‌کنید‌.‌

اما برای داشتن یک تصویر ذهنی خوب چندین شرط لازم است که در زیر به آنها اشاره‌‌ ‌مختصری خواهیم داشت‌.

‌تلقین: تمام اعمال و رفتار ما نتیجه افکارمان می‌باشد، به عبارتی <فکر> پیش از <‌‌رفتار> به حرکت در می‌آید. البته اگر هدف مشخص باشد، راه‌های رسیدن به آن نیز مشخص‌ ‌خواهد بود.

ایمان به هدف و سپردن آن به ذهن باعث می‌شود که ضمیر ناخودآگاه به راه‌‌‌ ‌ها و وسائل نیل به آن هدف توجه بیشتری نشان بدهد. با شناسایی عملکرد روح و ذهن خود‌ ‌به این نتیجه می‌رسید که خود تنها منجی خویش هستید و سرنوشتتان بستگی به طرز فکر و‌ ‌احساستان دارد و سلامتی، تندرستی را برایتان به ارمغان خواهد آورد. فکر بی‌نیازی،‌ ‌غنا و ثروت، تلقینات و افکار بد، شادابی و تحرک را از شما می‌گیرد و با‌‌ افسردگی ‌‌و خمودگی مبادله می‌کند. یک تلقین منفی (مثلاً فقر) به خودی خود قدرت ندارد، اما قدرت واقعی در فکر و‌ ‌احساس شخص قرار دارد. باید ذهن را از باورهای نادرست،‌‌ ترس ‌‌و‌ ‌اضطراب ‌‌، شک و‌‌ وسواس ‌‌پاک کرد و شادمانی‌ ‌و‌‌ موفقیت ‌‌و‌‌ امید ‌‌و‌‌ آرامش ‌‌را به سر راه داد.‌‌



گذشته را به دست فراموشی بسپارید

همه ما در زندگی شکست‌هایی داشته‌ایم و چه بسا‌ ‌سختی‌ها و ناکامی‌های زندگی چنان به ما فشار آورده‌اند که ما را به طور کلی از‌ ‌زندگی ناامید کرده‌اند. به قول ارد بزرگ : کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند .

گاهی اوقات صبر بهترین درمان است. به خاطر داشته باشید که‌ ‌بیشتر کارها به زمان احتیاج دارد. گذشت زمان تلخ ترین شکست‌ها را به یک پیروزی‌ ‌شیرین تبدیل کرده است. اگر به وجود یک عقل کل که تمام کائنات را می‌گرداند، باور‌ ‌داشته باشیم، این حقیقت بزرگ را از یاد نخواهیم برد که قانون هستی تمام افراد بشر‌ ‌را به نحوی مورد حمایت و پشتیبانی قرار می‌دهد و بنابراین نباید هیچ هراسی از بابت‌ ‌شکست، ورشکستگی، بیماری و غیره داشته باشیم. ما برای‌‌ حل مشکلات ‌‌و مسائل زندگی‌ ‌خود باید کار خود را به قدرت روحی و عقل خویش بسپاریم.

بنابراین هر روزی که به‌ ‌مشکلی برخوردید، این جمله را پیش از خواب با خود تکرار کنید و آن را به ضمیر باطن‌ ‌خویش بسپارید: <من در نهایت آرامش به خواب می روم. من این کار را به عقل و خردم می‌ ‌سپارم و خود او جواب را پیدا خواهد کرد.> پس از آن‌‌‌ راحت ‌‌بخوابید. هیچگاه با‌ ‌پیدا شدن کوچکترین مشکلی در زندگی ناامید نشوید. فراموش نکنید که خورشید از پس‌ ‌ابرهای تیره سر از افق بر خواهد آورد و همه جا را تابناک خواهد کرد.



‌‌در ضمیر خود شادی و امید را جای دهید

‌همیشه این نکته را به خاطر داشته باشید که بانک ضمیر باطن ما سود کلانی بابت‌ ‌سرمایه‌گذاری به شما خواهد داد. اما‌‌ شاد‌‌ی،‌‌ عشق‌‌،‌‌ آرامش‌‌، مهربانی، راستگویی و‌ ‌صفات پسندیده سرمایه های شما در این بانک هستند. هرگاه خواستید برای مشکلتان راه‌ ‌حلی بیابید، درباره آن خوب فکر کنید و البته سعی کنید افکارتان مثبت باشد نه منفی. بیشتر ترس و هراس ما در زندگی ناشی از برداشت غیر اصولی و ناصحیح ما از مسائل زندگی‌ ‌است.‌‌

بنابراین برای دور کردن ترس و هراس از خود، حواستان را خوب جمع کنید و فکر خود‌ ‌را بر روی مشکلتان خوب متمرکز نمایید و سعی کنید با شعور روشن خود مشکلتان را حل‌ ‌کنید و چنین تصور کنید که مشکلتان حل شده و از این بابت احساس شادی و شعف می‌کنید.‌‌



ایده‌های نو و مثبتی در زندگی داشته باشید‌ ‌

ضمیر باطن انسان پر از طرح‌ها و نقشه‌هایی است که آماده است تا به درخواست شخص‌ ‌آن را از اعماق ذهن او به سطح شعور بیاورد. در این فرآیند با وجود هرگونه دگرگونی و‌ ‌تغییرات خارجی، ضمیر باطن به فعالیت خود ادامه می‌دهد. بنابراین اگر در ضمیر باطن‌ ‌خود ایده‌‌ ثروت ‌‌را جای‌ ‌دهید، یقین داشته باشید هرگز محتاج پول نخواهید شد. اگر فکر می‌کنید که پول ندارید‌ ‌و یا گرفتاری مالی پیدا کرده‌اید، زمین و زمان را محکوم نکنید و بدانید که تنها‌ ‌خودتان مانع عبور آزادانه افکار و ایده‌های مثبت در ذهن و ضمیر خود شده‌اید. باید‌ ‌بدانید که می‌توانید این موانع ذهنی را از سر راه بردارید و به جنگ مشکلات زندگی‌ ‌بروید.‌‌

 

 

+ همایون زارعی ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٧
comment نظرات ()

مهارت برقراری ارتباط‌

http://i19.tinypic.com/538dvfn.jpg


ما باید یاد بگیریم که هر کسی را با هر توانایی و شرایطی بپذیریم. یعنی زمانی که با او صحبت می‌کنیم به جز موضوع بحث و یا مشکل به چیز دیگری توجه نکنیم و سوگیری نداشته باشیم. این یعنی پذیرش بی‌قید و شرط. ‌


‌* صداقت و همرنگی ‌

باید رابطه‌ای را ایجاد کنیم که صداقت و همرنگی جزء ارکان اصلی آن باشد. باید این اطمینان را به فرد بدهیم که همه حرفهایی که زده می‌شود، همه با صداقت است و دروغی وجود ندارد. باید جوی به وجود آوریم که اعتماد و اطمینان در آن حاکم باشد و فرد بداند که این حرفها از ته دل گفته می‌شود و همچنین این اطمینان را به مخاطب بدهیم که این حرفها به گونه راز هیچ گاه بر ملاء نمی‌شود و اگر جایی هم بازگو شود با اجازه خود شماست. ما باید آن قدر در این کار تمرین کنیم و این جو اطمینان و اعتماد را به وجود بیاوریم که شکی باقی نماند. ‌


‌* همدلی، همدردی ‌

سعی کنیم با او همدردی کنیم، خودمان را جای او بگذاریم و احساسش را درک کنیم با توجه به این که احساس انتقال دادنی نیست ولی با اندکی سعی می‌توانیم در جایگاه فرد قرار بگیریم. این بدان معنا نیست که اگر فرد به اندازه‌ای ناراحت است که گریه می‌کند ما هم با او گریه کنیم، بلکه با حالت غمگینی خود می‌توانیم حالت غم‌انگیز او را درک کنیم. بعضی اوقات می‌توانیم با سر تکان دادن، حرفهای او را تأیید کنیم و حتی با تکرار حرف او می‌توانیم به او بفهمانیم که به حرفهایش گوش می‌دهیم. ‌ارد بزرگ نظری کامل در این مورد بیان می دارد : تنها راه ماندگاری هر مراوده دوستانه ایی ، رسیدن به ساختاری مشترک است .
در پایان این ارکان چیزی که خیلی مهم است دوری از پیش داوری است. نباید قبل از صحبت با مخاطب، درباره او نظر دهیم و همچنین نباید در نتیجه‌گیری بحث، سوگیری داشته باشیم. یعنی نظر خودمان را القاء کنیم و جمع‌بندی بحث را فقط از آن جنبه که خودمان می‌بینیم انجام دهیم. علاوه بر مسائلی که ذکر شد عواملی دیگر در یک ارتباط مؤثر وجود دارد.از جمله اینکه ما باید یک ارتباط غیرکلامی با مخاطب به وجود آوریم. خود این ارتباط به 3 دسته تقسیم می‌شود: ‌

‌1) وضع بدنی ‌
‌2) ارتباط چشمی ‌
‌3) لبخند ‌
الف) وضع بدنی ‌

هنگامی که افراد از لحاظ هیجانی آرمیده‌اند، گرایش به آن دارند که در وضعیت راحت و آرامی ایستاده یا بنشینند. دستها به حالت باز هستند. یعنی، در هم گره نشده‌اند. هنگامی که از لحاظ هیجانی عصبی و ناراحت‌اند، در حالتی ناآرام، با دستانی به هم فشرده و گره خورده گویی که در برابر باد مقاومت می‌کنند، می‌ایستند یا می‌نشینند. وضعیت آرام یا هیجانی احتمالا از سوی دیگران به عنوان علامتی دال بر علاقه یا بی‌علاقگی نسبت به آنها تلقی می‌شود، خم شدن به سمت جلو با حالتی که زاویه ملایمی دارد، شاید علاقه‌مندی یا توجه است. تکیه به عقب و زاویه باز نسبت به جلو علامت بی‌علاقگی یا علاقه کم است. خم شدن به سمت جلو و همراه با حالت خودمانی و گشوده به طرف مقابل این علامت را می‌دهد که به صحبت خود ادامه دهد. ‌


ب) ارتباط چشمی ‌

هنگامی که کسی مشغول شنیدن است، نسبت به زمانی که مشغول صحبت است، تماس چشمی بیشتری برقرار ساخته و آن را حفظ می‌کند. همین طور زمانی که کسی طرف مقابل را دوست دارد، ارتباط چشمی بیشتری برقرار می‌شود. افزایش تماس چشمی (اما نه خیره شدن، که ممکن است علامت مخالفت و عناد تفسیر شود) می‌تواند علامتی برای تشویق دیگری باشد. دوختن چشمها به کف اتاق می‌تواند علامتی باشدبرای آن که دیگری حرف خود را قطع کند. افزایش تماس چشمی نیز می‌تواند نشانه صمیمیت باشد. اما، خیرگی دائمی ممکن است باعث ناراحت کردن طرف مقابل شود. ‌

ج) لبخند ‌

افرادی که لبخند می‌زنند، معمولا جذاب‌تر از افراد دیگر درجه بندی می‌شوند، حتی زمانی که به افراد درجه‌بندی‌ کننده بگوییم مواظب تأثیر لبخند بر ارزیابی خود باشند. ‌


‌* استفاده از علائم غیرکلامی برای بهبود ارتباط ‌

به یک معنا، مهارت‌های خوب گوش فرا دادن را می‌توان مهارت‌های خوب تماشا کردن دانست. اگر به علائم غیرکلامی طرف مقابل توجه کرده و آن را درست تفسیر کنید، می‌توانید پیام کلی آن فرد را کاملتر درک نمایید. به عنوان یک شنونده، زبان بدنی شما پیام‌هایی به گوینده ارسال می‌دارد. شما می‌توانید مقداری اعتماد ارائه کرده و فضایی فراهم آورید که نشان می‌دهد خواهان شنیدن آن چیزی هستید که او می‌خواهد به شما بگوید. چنین وضعیتی با استفاده از حالت بدنی باز و آرمیده، تمایل به سوی جلو، تماس چشمی خوب و تکان دادن سر در زمانهای مختلف بدست خواهد آمد. ‌

به یک معنای دیگر، مهارت‌های خوب صحبت کردن عبارتند از مهارت‌های خوب رفتار کردن. شاید بخواهید از این موضوع مطمئن شوید که نکند زبان بدنی شما به جای تقویت پیام کلمات‌تان آن را تضعیف می‌کند، اگر شدت آهنگ صدایتان را متوسط کرده و تماس چشمی خوبی برقرار کنید، شاید احتمال جدی گرفتن تقاضای شما بیشتر شود. اما صدای آرام با چشمانی روبه پایین چنین حالتی را ندارد.علائم غیرکلامی می‌توانند مانع ارتباط روشن و صریح شوند. اما این نیز درست است که آنها می‌توانند صراحت یک ارتباط را تسهیل کنند.‌

+ همایون زارعی ; ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱۳
comment نظرات ()

چگونه یک میهمان و یا میزبان خوبی باشیم ؟

http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/27740.jpg


بشر موجودی اجتماعی است و معاشرت برای او یک نیاز به شمار می رود.اما این معاشرت ها دوستی ها ومیهمانی دادن ومیهمانی رفتن خود اصولی داردکه اگر رعایت نشود قطعا دردسر ساز خواهد شد پس یادمان باشد که...
1-در معاشرت ودوستی فردی را انتخاب کنیم که هم سطح خودمان باشد البته از نظر اقتصادی.نه بالا تر نه پایین تر چون معاشرت با بالاتر خود باعث حسرت خوردن می شود ورفت وآمد با پایین تر از خود ممکن است باعث غرور شود.
2-با افرادی معاشرت کنیم که از لحاظ فر هنگی با ما همخوانی داشته باشند.رفت وآمد یک خانواده مذهبی با یک خانواده ای که چندان پایبند اصول وعقاید مذهبی نیستند آزار دهنده است .
3-با کسی معاشرت کنیم که بدانیم واقعا دوست مان دارد.
4-معاشرت ومیهمانی دادن ومیهمانی رفتن نباید وسیله ای برای به رخ کشیدن دکوراسیون منزل مان باشد.
5-در معاشرت نیز مانند هر چیز دیگر باید حد اعتدال را رعایت کنیم.همدیگر را سالی یک بار دیدن خیلی کم است واگر هر هفته هم چند بار همدیگر را ببینیم زیاد است.
6-هیچ گاه بدون هماهنگی و سر زده و بی موقع به دیدن دیگران نرویم.
7-هیچ گاه خودمان را به دیگران تحمیل نکنیم .اگر چند بار به کسی سر زدیم وجواب نگرفتیم شاید طرف مقابل تمایلی به رفت وآمد با ما راندارد.
8-در میهمانی اگر فرزند خردسال مان را بردیم حواسمان باشد که آسیبی به وسایل میز بان نزند.
9- وقتی بیماری حتی مختصری هم داریم و نمی توانیم میهمان یا میزبان خوبی باشیم قبل از هر دیداری ابتدا آن را با تلفن به طرف مقابلمان اطلاع دهیم چرا که بیماری مجالی برای برخورد شیرین بجا نمی گذارد و بقول ارد بزرگ : شادی و بهروزیمان را با ارزش بدانیم ، تن رنجور نیرویی برای ادب و برخورد درست برجایی نمی گذارد .
10-هرگز اجازه ندهیم میزبان با هر زبانی به ما بفهماند که موقع رفتن است قبل از آن خودمان خداحافظی کنیم وبرویم.
11-بعضی ها دیر رفتن به میهمانی را نوعی کلاس می دانند وجالب این که زودتر از بقیه نیز میهمانی را ترک می کنند اما بر عکس این نوع رفتار به نحوی توهین آمیز است.

+ همایون زارعی ; ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱۳
comment نظرات ()

پول سرزنش نکنیم

وقتی زندگینامه و تجربه‌های صاحبان اندیشة توانگر را می‌خوانید، می‌بینید که آنها نسبت به پول گرایشی دوستانه دارند. حال آن که گرایش عمومی نیست به پول به گونه‌ای است که انگار پول ایرادی دارد و توانگر بودن کار درستی نیست‌. اگر با دقت به صحبت اطرافیان گوش کنید می‌بینید که بیشتر مردم گرایشی بسیار غلط نسبت به پول داشتن دارند، آن را چیزی بیهوده می‌دانند. از یک طرف می‌گویند پول برایشان اهمیتی ندارد و از طرف دیگر می‌گویند برای پول در آوردن باید از صبح تا شام تلاش کنند و زحمت بکشند. آنها نمی‌دانند که این عدم هماهنگی در اندیشه‌، تلاشهایشان را خنثی و بی‌ثمر می‌کند. چنین تفکر ناهماهنگی دربارة پول‌، آنها را وا می‌دارد که برای هدفهایی متضاد بکوشند در نتیجه ثمره‌اش نیز ناهماهنگ و متضاد خواهد بود. اگر از پول درست استفاده شود عالی و اعجاب‌انگیز است زیرا دارای جوهر الهی است‌. پول نعمت آسمانی است زیرا تجلی برکت خدا در زمین است‌. همة ما به چنین تفکر عمیقی نیاز داریم تا دیگر پول را چیز بدی ندانیم‌. یکی از اصول معنوی و ذهنی توانگر شدن این است که ما به حقیقت نیک خدا پی ببریم و بدانیم که توانگری نعمت خدادادی است‌، برای نجات دادن همة مردم از فقر و شکست و همة گناهان ناشی از فقر باید قدر این نعمت الهی را بدانیم‌.
بیشتر مردم نسبت به گنجایش خود دربارة پول در آوردن حساس هستند. در بیشتر موارد اگر شخص بتواند نسبت به پول گرایشی مثبت و دوستانه داشته باشد، گنجایش پول در آوردنش بیشتر می‌شود. فقر یک تصور و قالب فکری است‌. ما همواره باید به خودمان یادآوری کنیم که خدا منشأ روزی آدمی است و به این باور عمیق ایمان قلبی داشته باشیم که «توکل ما به خداست‌». پس یکبار دیگر این مسئله را روشن کنیم که پول یا خواستن پول کوچکترین ایرادی ندارد. پول وسیله‌ای برای مبادله و معاوضه خدمات است و هیچ چیز پلیدی در آن نیست‌. به محض این که آرمانهای اشتباهی را که از سالها پیش به ما آموخته‌اند رها کنیم عقایدی از این دست که «پول پلید و کثیف است و...» بی‌درنگ متوجه می‌شویم که پول چقدر آسان‌تر و رضایت بخش‌تر در امور مالی‌مان به گردش در می‌آید. پس‌، پول در برابر گرایشهایی که نسبت به آن داریم واکنش نشان می‌دهد. زیرا این قانون ذهن است که هر چه را مورد قدردانی قرار بدهید به سوی خود جذب می‌کنید و هر آنچه را مورد قدردانی قرار ندهید، دفع می‌کنید. پس اگر به طرز دلپذیری دربارة پول بیندیشید، آن را چندین برابر می‌کنید. حال آن که اگر به هر شکل‌، پول خودتان یا دیگری را مورد انتقاد و ملامت قرار دهید، آن را متلاشی و دفع می‌کنید.
شاید در ارتباط با حالات خودتان متوجه کارکرد این قانون شده باشید، وقتی حالتان خوب است چقدر قدرت خرید پولتان بالا می‌رود. اما اگر موقعی که عجله دارید یا حالتان بد است خرید کنید، انگار همه چیز به راه غلط می‌رود و خراب از کار در می‌آید، از جمله قدرت خرید پولتان‌.
چون اندیشه هایتان جهان را می‌سازند، اندیشه‌هایتان دربارة پول باید سرشار از حق‌شناسی باشد تا پول نیز قدرتان را بداند و به سویتان کشیده شود. بسیاری از مردم هر گاه پول کافی برای تأمین مخارجشان ندارند به این دلیل بوده است که در امور مالی خودشان یا دیگران پول را مورد سرزنش و یا تحقیر قرار داده‌اند.

+ همایون زارعی ; ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٧
comment نظرات ()

بهترین راهکارهای پیشرفت در کار



برای پیشروی در اجتماع در حال تغییر ، تنها در صورتی امکان دارد که ظرائف کار را بهتر بشناسیم . مردم منتظر نمی‌مانند تا شما آنان را بشناسید، بعد از تصرف بخشی از بازارتان شما وجودشان را به خوبی درک می‌کنید و تازه اگر نجنبید حذف می‌شوید حتی اگر اولین و سردمدار باشید، مجبور به تغییر هستید.

http://persian-star.net/1388/1/30/5.jpg

مشتریان شما با ارزیابی چهار عامل به سراغ شما می‌آیند و یا از شما دور می‌شوند، قیمت، کیفیت، زمان و نوآوری بهتر در محصولات و خدمات.
هرچه توان شما در ارائه مطلوب هر یک از آنها بیشتر باشد، به همان میزان بازار بیشتری در دست شماست و تولید شما برای مشتریانتان زیباتر و جذاب تر خواهد بود، برای رسیدن به یک استاندارد قابل قبول برای هر عامل، یک تلاش وسیع و تصمیم‌گیری اساسی در همه فرآیندهای روزانه لازم دارد.
نقطه شروع این بنا درک صحیح نیاز بازار و مشتریان است و نقطه پایان آن تامین خواسته‌ها و برآوردن این نیازها و روند رو به رشد آن است . ارد بزرگ می گوید : در دوی زندگی ، همیشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و همیشه با خود بگو تنها یک گام پیشترم ، تنها یک گام .
سختی رقابت و غلبه بر پیچیدگی‌های بازار با جلب همدلی و رضایت مشتریانتان بسیار ساده خواهد شد و این یعنی موقعیتی که همه ارائه دهندگان کالا و خدمات به دنبال آن هستند و این یعنی سهم بازار بیشتر و حاصل اقتصادی بالاتر!
با وجود عرضه کنندگان متعددی که محصولاتی با کیفیت نسبتا یکسان عرضه می‌کنند، اغلب مشتریان هنگام خرید کالا و خدمات مورد نیاز، از امکان انتخاب گزینه‌های متعددی برخوردار هستند. به همین دلیل آنان ورای مشخصات ظاهری و ویژگی‌های فیزیکی یک محصول، سایر شاخص‌های کیفی را مدنظر قرار می‌دهند.
مشتریان در جست‌وجوی سرنخ‌هایی هستند که آنان را برای شناسایی بهترین تامین‌کننده یاری نماید.
اندازه‌گیری رضایت مشتری از جمله اقداماتی محسوب می‌شود که نشان‌دهنده جهت‌گیری ما به سمت کیفیت می‌باشد.
همه ما هر روز صبح برای کسب سود بیشتر شروع به کار می‌کنیم، پس قرار نیست که ما یک بنگاه یا سازمان اقتصادی بزرگ باشیم تا به سراغ بحث رضایت مشتری برویم چرا که هر فروشگاه، رستوران و حتی یک پزشک می‌تواند به جایگاهی بهتر از آنچه امروز در آن قرار دارد، دست یابد.
حالا اگر شما هم علاقه‌مند به پیشرفت هستید از همین امروز شروع کنید:
- برای پرداختن به این موضوع زمان خاصی را در محل کار مشخص کنید.
- مشخص کنید که مشتری از چه بخشی از رفتار مالی با شما می‌تواند رضایت داشته باشد.
- بین خود و همکارانتان مشخص کنید که چرا میزان رضایتمندی مشتریان از شما برایتان مهم است؟
- برای هر روز یا هفته تصمیم‌های کوچک ولی عملیاتی بگیرید.
- در پایان هر دوره تصمیمات گذشته را بررسی و آنها را تصحیح کنید.
- پس از چند دوره کوتاه شما آن‌قدر تجربه دارید که می‌توانید برای افزایش رضایت مشتریان خود تصمیمات اساسی تری بگیرید.
-  گرچه بیشتر ما با مطالعه میانه خوبی نداریم اما اگر این مطلب را تا انتها مطالعه کرده‌اید، به شما پیشنهاد می‌کنم که از مطالعه کتاب‌ها و جزوه‌های کوچکی که در این مورد منتظر شده غافل نشوید.
- مشاوره گرفتن از افراد با تجربه و متخصصین اصلا اشکالی ندارد!! در این رشته هم مثل بقیه رشته‌ها آدم‌هایی وجود دارند که از من و شما بیشتر می‌دانند .
مشتریان و مصرف کنندگان، همواره در جست‌وجوی عرضه کنندگانی هستند که کالا یا خدماتی به مراتب بهتر ارائه می‌کنند. در فرایند امروزی برخلاف گذشته، در گزینش کالا یا خدمات بسیاری از مشتریان به دنبال پرداخت بهای بیشتر برای دریافت کالا یا خدمات بهتر هستند.
همیشه همه تغییرات از ما شروع می‌شود و هیچ سودی بدون زحمت به دست نمی‌آید. اما چه بهتر که این تغییر با کم‌ترین هزینه و زمان صورت بگیرد!

+ همایون زارعی ; ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٦
comment نظرات ()

نام جعلی جاده ابریشم را به کار نبریم !

در خبرها می خوانیم امسال دولت چین برای مدارس این کشور مطالبی در مورد جاده ابریشم ارایه می دهد. این سئوال مهم مطرح می شود که اگر جاده ابریشم واقعا تاریخی بود چرا در کتابهای مدارس و دانشگاهای چین تا به امروز نبود ؟! آیا غیر از این است که چینی ها به ناگهان تصمیم به فرهنگ سازی یک امر غیر واقعی گرفته اند ؟

باید بدانیم که در هیچ کتاب قدیمی تر از 50 سال پیش ایران ، نام جاده ابریشم نیست !!! صدها جلد سفرنامه نوشته شده هیچ یک نامی از جاده ابریشم در خود ندارند حتی سفرنامه مارکوپولو هم که نگاهی ویژه به کشور چین دارد نیز فاقد این نام جعلی است . نکته مهم این داستان در این است که چینی ها خود هم تازه به جاده ابریشم رسیده اند !
طبق نظریه قاره کهن ارد بزرگ فراگیری نام جاده ابریشم ریشه در خوی استعمارگری کشور چین دارد از دیدگاه او این واژه برای جاده ایی که بانی آن ایرانیان باستان بوده اند و چینی ها فرهنگ و خرد خود را مدیون فرهنگ غنی و عظیم ایران هستند تعجب آور است . او می گوید خدمات فرهنگی و علمی ایرانیان به هر دو سوی این راه آنقدر بوده که اگر قرار باشد نامی برآن باشد آن را ایرانیان باید طرح کنند . او معتقد است خود چینیان هم از این مسئله شگفت زده شده اند و در طی 30 سال گذشته تمام هم و تلاش خود را گذارده اند تا این مسئله را تعمیق بخشند . ارد بزرگ از مراکز دولتی و فرهنگی می خواهد از گفتن این نام و خواهر خواندگی شهرهای ایران با شهر های چین بر این اساس خودداری کنند . و در نهایت نام این جاده را " راه فرهنگها " می نامد که در برگیرنده آرمانهای همه سرزمینهای این مسیر می باشد .

کتاب جاده ابریشم ، واژه ای استعماری نویسنده سیمین کوثری

ارد بزرگ به یک نکته جالب دیگر نیز اشاره می کند و آن اینکه در کشور چین کتاب شاهنامه ما را 400 سال بعد از نگارشش بدست حکیم توس ، بنا به ادعای مورخین بی طرف چینی به زبان چینی ترجمه و نام های اصلی شخصیت های شاهنامه را عوض می کنند و بر فرض به رستم می گویند تانگ! و امروزه شاهنامه را چینی می خوانند!!! جالب است که صدها فیلم رزمی بر اساس اشعار تانگ می سازند و به همه آنها رنگ و بوی چینی می دهند . همان کاری که امروزه در مورد جاده ابریشم می بینیم !!! .

این خصلت چینی ها در دیگر بخشها نیز دیده می شود همه ما می دانیم چین بزرگترین مهندسین کپی ساز ! را در اختیار دارد و هر چه در دنیا ساخته شود نمونه جعلی و ضعیف آن را فردایش ارایه می کنند اما ارزانتر از همه جا ! .

چینی ها این روزها شدیدا مشغول سریال سازی و برگزاری نمایشگاه در این کشور و آن کشور بنام جاده ابریشم هستند . آنها می خواهند ظهور عصر ابرقدرتی خویش را با تحمیل عنوان جاده ابریشم به رخ جهانیان بکشند . آنها راه تاریخی واردات محصولات ایرانی را وارونه کرده و برایش واژه ابریشم خلق نموده اند ! و حالا افسانه بافی می کنند...

قبول عنوان جاده ابریشم به منزله پذیرش چین به عنوان تمدن برتر آسیاست تمدنی که پنجه هایش تحت نام جاده ابریشم تا اروپا کشیده شده است !

و یک هشدار :

کسانی که در ایران واژه جعلی جاده ابریشم را پذیرفته و مدافع آن هستند در واقع در حال نفی تمدن باستانی کشور عزیزمان ایران می باشند .

 

+ همایون زارعی ; ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٥
comment نظرات ()

رابطه رکود اقتصادی با فروش موی سر زنان !

بحران اقتصادی غرب بر روی زیبایی زنان این قاره نیز تاثیر مستقیم گذاشته است فروش پوشاک مد به شدت کاهش یافته و خرید و فروش زینت آلات کاهش چشمگیری داشته است . بحران به همین جا هم خاتمه نیافته و فروش لوازم آرایش با رکودی بی سابقه مواجه شده است این رکود پس از جنگ جهانی دوم تا کنون سابقه نداشته است . در خبری می خوانیم : زنان اسپانیایی برای مقابله با آثار بحران مالی مجبور به فروش موهای خود شده‌اند. بحران مالی در جهان و آثار مخرب آن همچون افزایش بیکاری بر کشورها به ویژه اسپانیا باعث شده تا زنان در این کشور پیشرفته اروپایی به فروش موهای خود برای کسب درآمد روی بیاورند.

 

http://www.imciran.com/pics/1251199624.jpg

یک صادرکننده موی فرانسوی که ۵۰ سال پیش وارد این حرفه شده، در این خصوص می‌گوید: ابتدای فعالیتم مجبور بودم از این ده به آن ده برای پیدا کردن موی زنان بروم تا اینکه توانستم موی مورد نیاز خود را برای تولید کلاه گیس و اکستنشن از هند و چین وارد کنم. اما طی چند ماه گذشته و با بروز نشانه‌های مخرب بحران مالی در جهان رفته رفته بر تعداد کسانی که برای فروش موهایشان مراجعه می‌کردند افزوده شد.

وی ادامه داد: معمولا موها را بر اساس بلندی، پرپشتی و وزن آنها بین ۵۰ تا ۱۵۰ یورو می‌خریم و هستند خانم‌هایی که موهای بسیار پرپشتی دارند و ازاین راه پول خوبی کسب می‌کنند. وی در خصوص ویژگی‌های موهای خریداری شده گفت: موها باید بیش از ۴۰ سانتی‌ متر طول داشته و هرگز رنگ نشده باشند.
مسلما بسیاری از زنانی که موی خویش را می فروشند در تنگنای شدید اقتصادی قرار گرفته اند . و با فروش موهای خویش به اقتصاد خانواده کمک می کنند هر چند مو ، همه زیبایی نیست اما برای زنان ارزشی خاص دارد . ارد بزرگ می گوید "زیبارویی که می داند زیبایی ماندنی نیست پرستیدنی ست " و از این جهت است که می بینیم فشار رکود اقتصادی جهان غرب موجب از خود گذشتگی بانوان نیز شده است ، بانوانی که همیشه برای زیبایی هزینه می کردند امروز کار به جایی رسیده که بخشی از آنان اینگونه برای خانواده خود کسب درآمد می کنند . در این ارتباط بیشترین ضربه را کشور "فرانسه" خورده است چرا که فرانسه بزرگترین تولید کننده محصولات آرایشی و بهداشتی در اتحادیه اروپا است در این حال تقلب برند و مارک کمپانی های مشهور آرایشی بهداشتی نیز روندی تصاعدی به خود گرفته است .

 

+ همایون زارعی ; ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٤
comment نظرات ()

ابزارهای مشکوک تعلیق تاریخ نگاری

نقدی بر یادداشت سوسن شریعتی
 


 

منبع: روزنامه - اعتماد

 

 

   ● نویسنده: محمد منصور - هاشمی

مترجم: فاطمه - اروجلو

 
 
 

 

«نسل ایشان هنوز خیلی چیزها نمی داند و بهتر آن است که برای صدور احکام تاریخی طمانینه به خرج دهد.» اینها عبارات پایانی نوشته یی است از خانم سوسن شریعتی در روزنامه «اعتماد» با نام «ابزارهای نامعلوم تاریخ ورزی». مشی من معمولاً ورود به مباحث روزمره نیست و حتی وقتی همین روزنامه محترم «اعتماد» ویژه نامه یی علیه کتاب دین اندیشان متجدد درآورد، پاسخی ننوشتم. فکر می کنم همه آزادند حرف شان را بزنند ولو اینکه حرف شان توام با طعنه به من بوده باشد. اما چون مخاطب یادداشت ایشان نسلی است که به آن تعلق دارم و توصیه های مطرح شده در نوشته شان را به دلایلی که مطرح خواهم کرد نادرست می دانم، تصور می کنم بی وجه نباشد اگر چند نکته انتقادی را یادآوری کنم.
آنچه در آن نوشته پراحساس مساله ایجاد می کند، روشی است که نویسنده برای طرح نظرشان در پیش گرفته اند. پیشتر در نقدی موردی با عنوان «ارزش ها و روش ها» اشاره کرده ام که تصور می کنم ارزش هایی که به آنها باور داریم، فرع بر روشی است که برای دفاع از آنها در پیش می گیریم. به عبارت دیگر ارزش های درست، روش غلط را توجیه نمی کند. برای من که همه تلاشم را کرده ام و می کنم تا تاریخ اندیشه در ایران معاصر را به موضوعی آکادمیک و پژوهشی ورای مجادلات سیاسی و ژورنالیستی روزمره تبدیل کنم، تفاوتی نمی کند که در آن مجادله روشی غلط له دکتر سروش به کار رفته باشد و در این مجادله علیه او. روش نادرست، نادرست است. در این یادداشت می کوشم مستند به نوشته خانم شریعتی روش ایشان را نشان دهم و نقد کنم.
ماجرا به اختصار این بود که کسی (ر. ک. «قحط معنا در میان نام ها»، ضمیمه «اعتماد»، دوشنبه 17 اردیبهشت 1388) مدعیات فلسفی و تاریخی شخص دیگری (ر. ک. «زبان سروش زبان تنفر»، ضمیمه «اعتماد»، پنجشنبه 27 فروردین 1388) را نقد کرده بود تا نشان دهد آن شخص اولاً بضاعت علمی کافی را برای طرح دعاوی فلسفی- کلامی ندارد و ثانیاً از حیث تاریخی چنان نبوده است که اکنون می گوید و به طور خاص در ظرف زمانی که مطرح می کند به روش و منش مرحوم بازرگان بی اعتقاد بوده است. پاسخ به این نقد علی القاعده می توانست متضمن دو نکته باشد؛ نخست اینکه نشان دهد آن فرد چنین بضاعتی دارد و دوم اینکه نشان دهد آن فرد در ظرف زمانی مذکور همان منشی را داشته است که می گوید. حال به سراغ نوشته خانم شریعتی برویم در نقد آن نقد.
ایشان درباره مطلب اول چیزی نگفته اند جز اینکه طرح چنین پرسش هایی «قابل تامل» است و «درخور یک بحث طلبگی». در صورتی که بحث طلبگی میان دو طرفی است که مقدمات موضوع را می دانند و مساله اصلی این بوده است که دوست محترم خانم شریعتی به هر علت اساساً مقدمات را نمی دانند و آنچه در این حوزه ها می گویند طبعاً نسنجیده و نپخته است. ایشان سپس ادامه داده اند که «تا وقتی سخن از مدعیات فلسفی- نظری است، می شود با تکیه بر رفرانس ها بحث را استحکام بخشید. بحث غفلسفیف... که عصبانیت ندارد. عصبانیتی هم داشته باشد، عصبانیتی است نامشروع.» به این ترتیب مقدمه یی فراهم می آید برای بحث توام با عصبانیت درباره تاریخ؛ جایی که چشم اسفندیار نوشته ایشان است. به بحث تاریخ که رسیده اند، نوشته اند؛ «موضوع دیگر نه فلسفیدن که تاریخ است، یعنی انسان ها، یعنی حافظه های زخم خورده، یعنی بغض های فروخورده.» تامل در این عبارات احساس برانگیز این سوال را ایجاد می کند که اولاً مگر فلسفه کار انسان ها نیست؟ انسان هایی که آنها هم در تاریخ هستند و طبعاً از سنخ همین دردها که ذکر شده، دارند. ثانیاً آیا با این عبارات چیزی به شناخت ما از تاریخ اضافه شده است؟ مثلاً اگر کسی بخواهد چیزی بنویسد در نقد رفتار آیت الله کاشانی در نهضت ملی ایران و در برابر این نقد، مدافعان از حافظه های زخم خورده و بغض های فروخورده سخن بگویند و تلویحاً منظورشان ساکت کردن دیگران باشد، چه واکنشی باید نشان داد؟
در ادامه آورده اند؛ «پرداختن به مدعیات تاریخی... نیازمند ابزارهای بی بدیل تاریخ ورزی است. این ابزارها هم باید تعریف می شد تا خواننده بفهمد شرایط اولیه رویکرد علمی به تاریخ و تاریخچه آدم ها و حرف ها چیست.» در واقع ایشان در اینجا مستقیماً متعرض آن مساله تاریخی و وضع فرد مورد نقد در ظرف زمانی خاص خود نمی شوند، بلکه می گویند چون اصولاً از ابزار درستی استفاده نشده است، حکم صادر شده هم نادرست است. پس خواننده منتظر می ماند تا ایشان خود «ابزارهای بی بدیل تاریخ ورزی» را تعریف کنند. می گویند؛ «در بحث تاریخ پای انسان ها در کار است، گوشت و پوست و رگ و پی.» اما تامل در این عبارت احساس برانگیز نیز پرسش هایی را ایجاد می کند؛ نخست اینکه مگر در بحث از دیگر مسائل بشری پای انسان که طبعاً همان گوشت و پوست و... را دارد در میان نیست؟ دوم اینکه آیا باز می توان گفت با این عبارت چیزی به شناخت ما از تاریخ اضافه شده است؟ در همان مثال مذکور اگر کسی در دفاع از آیت الله کاشانی از «گوشت و پوست و رگ و پی» سخن بگوید، آیا مخالف قانع خواهد شد؟ سپس نوشته اند؛ «کی و کجا این فرصت فراهم شده است که تاریخ 30 ساله ما موضوع مکاشفه قرار گیرد. خاطره ها ثبت شوند. حافظه ها فرا خوانده شوند تا امروز بتوان به این راحتی حکمی مشترک بر محکومیت نسلی داد... معیار حداقل علمی در رویکرد به تاریخ یک قوم اتفاقاً همین است که این حب و بغض ها را... داده های اولیه بازسازی امر تاریخی بدانیم... تاریخ اگر قرار است نوشته شود باید به این سو و آن سو نگاه کرد. در غیر این صورت بهتر آن است آن را به وقتی دیگر موکول کرد.» درباره این عبارات هم چند نکته را می توان متذکر شد. صرف نظر از اینکه «مکاشفه» کار اهل عرفان است و منظور ایشان قاعدتاً «تحلیل» بوده است، باید گفت اولاً ایشان دچار خلط تعجب آوری شده اند. ایشان خود تاریخ را که انسان ها در آن نقش می آفرینند با علم تاریخ که بررسی پسینی داده هاست برای درک و دریافت نقش انسان ها در گذشته در هم آمیخته اند مثلاً به راحتی می توان گفت حب و بغض ها هم جزء تاریخ است و داده تاریخی اما همه تلاش ها در تاریخ نگاری روشمند و علمی و غیرایدئولوژیک فراتر رفتن از این حب و بغض ها و بازسازی تاریخی نزدیک به واقعیت است. در واقع علم تاریخ هم مثل دیگر معارف بشری تحلیل روشمند داده هاست. ثانیاً هیچ تاریخ نگاری همه داده های ممکن را درباره هیچ دوره یی در اختیار ندارد. حال اگر کسی بگوید چون همه داده های تاریخی مثلاً درباره آیت الله کاشانی را در اختیار نداری، حق نداری بر اساس همین اطلاعات و داده های موجود هیچ حکمی کنی آیا سخن او را خواهیم پذیرفت؟ تاریخ هم مثل همه دیگر معارف بشر تلاش برای کشف جنبه های مختلف واقعیت است. هر وقت داده های جدید پیدا شد احکام هم تغییر خواهد کرد. بر این اساس نکته سوم را می توان طرح کرد؛ درباره تاریخ همین 30 سال اخیر داده های فراوانی موجود است که می توان آنها را تحلیل کرد. کسانی هم که داده های جدید دارند، برای تغییر آن تحلیل ها می توانند آنها را اعلام کنند. در بحث مورد اشاره صحبت از این بوده است که آیا یکی از طرفداران مرحوم شریعتی مشی «لیبرال» به شیوه بازرگان را قبول داشته است یا نه. گمان نمی کنم پاسخ مثبت به این سوال کمترین دردسر و تبعات منفی برای کسی داشته باشد، در این مورد نیازی به اشاره به مظلومیت نیست. این نکته موردی تاریخی فرع بر مساله مهم تری است و آن اینکه آیا اساساً اندیشه های شریعتی و بازرگان از یک سنخ بوده است و کسانی که الان خود را پیرو هر دو می دانند، پیشتر می توانسته اند با ایدئولوژی شریعتی منش بازرگان را تایید کنند یا نه. گمان می کنم می شود با مستندات کافی آشکار کرد که نگرش و روش و منش این دو متفاوت بوده است. به هر حال مطالبی که در نوشته خانم شریعتی آمده است داده های فعلی را تغییر نمی دهد. حتی عبارات مبهم ایشان که «خشم جوانی که همه آرزوهایش را بی هیچ مماشاتی یک شبه تحقق یافته می خواسته»، «بهایش را به قیمت جوانی خود پرداخته» بیشتر موید داده های فعلی است، چون بحث از این نبود که آیا دوست محترم خانم شریعتی بهای باور به «ایدئولوژی» را پرداخته است یا نه، مساله این بود که آیا مشی غیرخشونت طلبانه بازرگان را تایید می کرده یا «همه آرزوهایش را بی هیچ مماشاتی یک شبه تحقق یافته می خواسته» و «خشمگین» بوده است.
امیدوارم با توضیحات فوق شأن معرفتی نوشته خانم شریعتی که بیشتر مبتنی بر عرضه ابزارهایی مشکوک برای تعلیق تاریخ نگاری است روشن شده باشد. اما اجازه دهید در پایان و به بهانه بحث های اخیر، چند نکته و پرسش کلی تر را هم مطرح کنم.
پرسش اولم این است که آیا طرفداران «ایدئولوژی» مرحوم دکتر شریعتی اصولاً آن ایدئولوژی را قابل نقد می دانند یا نه؟ آن گونه که تا به حال یادداشت های خانم سوسن شریعتی و دیگر هواداران مرحوم پدرشان نشان داده است، این بزرگواران برای مواجهه با عالم و تقسیم بندی آدمیان یک ملاک بیشتر ندارند و آن هم خود مرحوم شریعتی است. هر کس از او تجلیل کند، حرف خوب و درست می زند و هر که او را نقد کند در فهرست «بدها» است؛ فرقی نمی کند که باشد و اهمیتی ندارد چه گفته باشد. هیچ سخنی در نقد شریعتی «علمی» و درخور تامل یا حتی نقد نیست و گوینده آن سخن هم حتماً یا جاهل است یا مغرض. ظاهراً در مورد شریعتی حتی می توان معیارهای چندگانه داشت. مثلاً اگر کسی مستند به آثار شریعتی از قلت بضاعت علمی او به مثابه امر واقع سخن بگوید، باید به او سرمشق «ادب آداب دارد» داد، اما اگر بحث به زبان تند شریعتی در مواجهه با دیگران رسید، می توان در بلاغت دشنام مقاله نوشت و به نیچه و هدایت استناد کرد. واقعیت این است که در تفکر ایدئولوژیک مبتنی بر آثار مرحوم شریعتی آنچه کمترین اهمیت را دارد علم و دانش و تحقیق و استدلال است و آنچه ستایش می شود عاطفه و هیجان (همان قضیه ابوعلی و ابوذر)، و یک بار زندان رفتن به یک عمر ریاضت درس و بحث می ارزد. غافل از اینکه عموم آدمیان کم و بیش از عاطفه و هیجان برخوردارند اما باید بیاموزند که با انضباط عقل و علم آن را تحت کنترل درآورند تا به نتیجه برسند، وگرنه با صرف عاطفه و هیجان به رغم نیت خیر ممکن است از کعبه آمال خویش دور بیفتند. نوشته های سرشار از احساسات و عاری از استدلال ممکن است توده مردم را خوش آید، اما گرهی از کار آنان نمی گشاید. بگذریم از اینکه عادت به این طور عاطفه فروشی ها و مهرطلبی ها نه تنها شیوه اهل اندیشه نیست بلکه ممکن است با آزادگی انسان هم منافات داشته باشد.
نکته دیگر اینکه قدرت ابزارهای گوناگون دارد و محبوبیت اجتماعی هم یکی از ابزارهای قدرت است. مرحوم شریعتی در ایران محبوبیتی اسطوره یی دارد (تا جایی که برای نمونه خود در خیابان انقلاب دستفروشی را دیده ام که دو پوستر می فروخت؛ پوستر «شاه ماهی هنر» و پوستر «دکتر»). این «ستاره» بودن و محبوبیت که حتی شامل خانواده و دوستداران دکتر شریعتی هم می شود، قدرتی است در دست آنها. حکم استفاده نادرست از این ابزار قدرت و مثلاً مواجهه غیرعلمی با مخالفان هم مثل هر سوءاستفاده دیگری از قدرت است و حتی این سوال را به ذهن می آورد که کسانی که همین یک ابزار قدرت را دارند و آن را نادرست به کار می برند، اگر دیگر ابزارهای قدرت را در اختیار داشته باشند آیا آن را منصفانه به کار خواهند برد؟
نکته سوم اینکه نسلی که خانم شریعتی با هیجان از آن دفاع می کنند، با منطق تعهدمحور و تخصص گریزی که به قیمت تخفیف علم، آرمان را می ستود نقش تاریخی خود را بازی کرده است. نسل ما ظاهراً مستعد رویکردی انتقادی نسبت به آن ایدئولوژی و اصولاً ایدئولوژی زدگی است. آیا حق نداریم با این رویکرد تازه، حتی اگر بناست اشتباه هم بکنیم، اشتباه تازه یی بکنیم؟ از تکرار بی حاصل اشتباهات پیش بهتر نیست؟
بالاخره اینکه مرحوم دکتر شریعتی اسطوره علم و آرمان خواهی نوجوانی ما بود. بزرگ تر که شدیم، بخش اول آن اسطوره دست کم در نظر برخی از ما رنگ باخت اما بخش دوم باقی ماند. حقیقت این است که حتی خانواده «دکتر» هم که همه اعضایش را بر اساس آثار شریعتی می شناختیم، قهرمان های اسطوره یی و آرمانی ما بودند. بهتر نیست خانواده آن مرحوم و از جمله خانم سوسن شریعتی که پدرشان به «سادگی و مهربانی و احساساتی» بودن شان اشاره کرده اند (رک. مجموعه آثار، 1382، ج1، ص240)، با ورود بدون «طمانینه» در بحث های فلسفی و علمی و تاریخی تتمه خیالات خوش کودکی بی رنگ ما را مخدوش نکنند؟

 

+ همایون زارعی ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٧
comment نظرات ()

چشم و همچشمی یک مشکل عمده

چشم و همچشمی یک مشکل عمده

 

http://www.napteam.com/wp-content/uploads/2008/05/flip_tumble3.jpg


متاسفانه بسیاری از خانواده ها ما بدون توجه به نیاز های واقعی زندگی خود دچار اشتباهی به نام چشم و هم چشمی می شوند ! آنها احتمالا مسیر واقعی زندگی خود را گم کرده اند به گفته اندیشمند کشورمان : آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است .  در این ارتباط خانم کفایت امیرپور نماینده امور زنان در وزارت اقتصاد و امور دارایی می گوید :بسیاری از مشکلات خانواده‌ها به خاطر چشم و هم چشمی در خرید وسایل و لوازم خانه در طول زندگی است، بعضی از زنان به منظور تعویض وسایل خانه و به دنبال تشریفات و ظواهر زندگی به خصوص در نزدیکی ایام نوروز،‌ همسران خود را به هر زحمت و مشقتی می‌اندازند تا لوام قدیمی خانه را عوض کند. ‌اکثر زنان جامعه ما زنان قانعی هستند و در مقابله با مشکلات و مسائل سخت زندگی با شوهران خود همراهی می‌کنند ولی تعدادی ‌هم هستند که در برابر خواست‌های خود گذشت نمی‌کنند ، طمع و زیاده‌خواهی در زندگی هم برای مرد و هم برای زن در بسیاری از موارد به بحران‌های جدی در زندگی‌های مشترک ختم می‌شود. داشتن تفاهم در برابر اختلافات و مسائل زندگی همچنین همفکری زوجین در موارد خاص به خصوص مشکلات مالی از جمله مهم‌ترین عوامل کاهش تنش‌ها ‌در زندگی‌‌ است.

 

http://www.pouyan.ws/photos/misc/valentine-01.jpg

 

و در پایان امیرپور می گوید : اخلاق نیکو و صمیمیتی که بین زوجین برقرار است، می‌تواند در حل بسیاری از مشکلات خانوادگی کارساز بوده و محیطی امن و تؤام با آرامش را فراهم سازد.

 

+ همایون زارعی ; ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٦
comment نظرات ()

مقاله : سال نو ، دل بی کینه

سال نو ، دل بی کینه


http://www.hickerphoto.com/data/media/24/spring_flower_T2519.jpg


بوی بهار میاد! آره باید همین نزدیکی ها باشه! شما هم حس می کنین؟


  این همه هیاهو در شهر و خیابانها و کوچه ها برای چیه؟ خوب حتما خبریه دیگه! و چه خبری بهتر از آمدن بهار.

شور و شوق بچه ها برای خرید کردن لباسهای نو بسیار زیباست. بچه ها هم دوست دارند با نو شدن طبیعت لباس نو به تن کنن. در خانه ها هم کدبانوهای خانه به شدت در حال نو کردن خانه و وسایل خونه هستند. و خلاصه یه خونه تکانی حسابی.

هر سال باید خونه را تکوند و همه چیز را نو کرد. بهار بهانه است. اما چه بهانه ی خوبی.

چه خوبه که از بهانه خوب استفاده کنیم دل خودمون را هم خونه تکونی بکنیم، کینه ها، حسدها، بدی ها و تمام زشتیها را از دلمان دور بریزیم و با دلی پاک و نو به استقبال بهار و سال نو برویم.

آیا براستی همه چیز را نو کرده ای ؟

آیا سراغ ذهنت رفته ای ؟ سوراخ و سنبه های ذهنت را نیز پاک کرده ای و گرد وغبار  سـال  قبل را از گنجه های ذهنت زدوده ای ؟

آیا برای روح و روانت نیز رختی نو و پاک دوخته ای ؟ حتما که این طور است.سعی کنیـم در سال نـو تمامی کینه ها وخشم و نفرتی را که به هر کس داریم ، دور بریزیم ، و به جای آنها دوستی و محبت مهربانـی بگذاریم .

به قول اون شعر معروف ‌«چشم ها را باید شست.جور دیگر باید دید» باید توی سال جدید برگردیم ببینیم کدوم دیدگاهمون اشتباه بود که باعث شده بود در نادانی باشیم. قبل از سال نو دلاتونو خونه تکونی کنید.

در آستانه نوروز هیچ چیز به اندازه بخشش نمیتونه دلهامونو بهاری کنه به قول ارد بزرگ:بخشنده از دست نمی دهد او همواره در حال بدست آوردن است .

سعی کنیم به این باور برسیم که هر کس بدی میکنه اول به خودش آسیب میرسونه بعد به طرف مقابل  چون خودش باید یه عمر با وجدان ناراحت دست و پنجه نرم کنه. بیایید نه بدی کنیم نه به بدی هایی که دیگران در حق ما کرده اند فکر کنیم . این چند روز زندگی را با پرداختن به حرف ها و کینه های قدیم تلف نکنیم

پس در آستانه نوروز همین جا در همین سال بگذاریم و بگذریم ..............


http://khaneamabrist.googlepages.com/Whiteblossoms2.jpg

 

 


+ همایون زارعی ; ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٦
comment نظرات ()

مقاله : خوب زندگی کردن هنر است

خوب زندگی کردن هنر است

 

 

تغییرات عمیق و سریع فرهنگی و اجتماعی زندگی مدرن، بسیاری از شهروندان ایرانی را در رویارویی با مسایل زندگی دچار مشکل کرده است . به طوری که اکثر آن‌ها فاقد توانایی‌ها و مهارت‌های لازم در مواجهه با زندگی جدید بوده و بسیار آسیب‌پذیرند!

 

http://imagecache2.allposters.com/images/AWI/f963-magritte.jpg


آمار بالای خودکشی، افسردگی، طلاق، اعتیاد، اختلالات روانی، قتل و ... در کنار مهم‌ترین عوامل مرگ و میر یعنی بیماری‌های قلبی- عروقی، سوانح و حوادث، گویای این امر است که زندگی سالم به «زیستن دشوار» تبدیل شده است. پیچیدگی روابط و مناسبات انسانی، نفوذ و گسترش وسایل ارتباط جمعی، تنوع در مصارف زیستی و فرهنگی به همراه افزایش جمعیت و مطالبات آنان و مهم‌تر از همه تغییرات ایده‌آل‌ها و آرمان‌های بشر امروزی، زیستن را از وضعیت همگون و ساده به وضعیتی ناهمگون و پیچیده تبدیل کرده است.

این وضعیت اگر چه از سویی به تحولات پرشتاب و پیچیده ی جامعه ی مدرن ربط دارد ، اما از سویی دیگر و مهم‌تر از آن به ناکارآمدی نهادهای سنتی خانواده، نظام آموزشی و سایر نهادهای فرهنگی‌ ما برمی‌گردد. نظام خانوادگی و آموزشی ما نتوانسته خود را با تحولات ارزشی، فرهنگی و تکنولوژیکی جامعه ی جدید وفق دهد. این امر ضمن این که از شکاف نسل‌ها تأثیر پذیرفته بر عمق این شکاف نیز افزوده است. بخشی از نابسامانی‌های خانوادگی و چالش‌های تربیتی که در درون خانواده‌های ایرانی در رابطه با فرزندانشان وجود دارد به ناآگاهی و نداشتن تجربه و مهارت‌های زیستن در جامعه ی مدرن بر می‌گردد که خود بزرگسالان به آن دچار هستند!

در حقیقت نسل جدید به دلیل فقر آگاهی و اطلاعات نسل پیشین نسبت به تحولات زندگی جدید دچار آسیب می‌شود. نهادهای فرهنگی و مدنی نیز به دلیل همین ضعف نمی‌توانند کمبودها و کاستی‌های نظام خانوادگی را جبران کنند. به عنوان مثال نظام آموزشی ما تنها مبتنی بر پرورش هوش ذهنی استوار است و به هوش اجتماعی و عاطفی توجهی ندارد. چه بسا نخبگان و تیزهوشانی که در رشته ی علمی خود سرآمدند اما در حل مسایل روزمره ی زندگی خود باز می‌مانند . مثلاً با یک شکست عاطفی در هم می‌ریزند و احساس عجز می‌کنند یا در مطالبه ی حقوق اجتماعی خود ناتوانند.
زندگی مدرن، متنوع وپیچیده است و به مهارت‌هایی فراتر از آن چه که خانواده‌ و مدرسه به انسان می‌آموزد نیازمند است.مهارت‌هایی که فراتر از تامین بهداشت روانی و ایمن کردن فرد در برابر آسیب‌های روانی- اجتماعی، به او بیاموزد که چگونه از زندگی لذت هم ببرد. این هدف و توانایی در زندگی پیچیده مدرن امروزی، هنری بس گرانبهاست .

مهارت‌های زندگی Life skills را می‌توان در سه معنی یا شیوه ی زیستن تقسیم کرد:

1- مهارت‌های مربوط به امرار معاش مانند این که چگونه فرد مشغول کار شود.
در این مرحله با افزایش سطح دانش و معلومات شهروندان، آنها را برای کسب یک حرفه ی ویژه در جامعه آماده می‌سازیم. این توانایی نه تنها چرخه ی معیشت افراد را می‌چرخاند بلکه در تأمین سلامت روانی و اجتماعی آنان تأثیر مثبت می‌گذارد.
به هر حال کار و تلاش نماد زنده بودن و زندگی است به قول ارد بزرگ :آنکه زندگی بدون رنج و تلاش را برمی گزیند پیشاپیش مرگ خویش را نیز جشن گرفته است .
2- مهارت‌های مراقبت از خود مانند مصرف‌غذاهای سالم،ورزش و...
این مهارت‌ها به حفظ و نگهداری سلامت جسمانی افراد یاری می‌رساند. به خاطر بسپارید که این مهارت‌ها کم‌ارزش و بی‌اهمیت نیستند. سلامت روان و سلامت اجتماعی بر پایه‌های سلامتی جسمی استوار است. مصداق این سخن همان ضرب‌المثل معروف است که «عقل سالم در بدن سالم است».

3- مهارت‌هایی که برای پرداختن به موقعیت‌های پرخطر زندگی، آموزش داده می‌شوند.
مانند توانایی نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر، توانایی مقابله با افسردگی در موقعیت‌های دشوار زندگی، کنترل خشم و عصبانیت و ... در واقع مهم‌ترین بخش از آموزش مهارت‌های زندگی به این قسمت مربوط می‌شود و منظور ما دراین مقاله نیز اهمیت و ضرورت این بخش از مهارت‌های زندگی است. با این توصیف مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند که برای افزایش توانایی‌های روانی، اجتماعی افراد آموزش داده می‌شوند و فرد را قادر می‌سازند که به طور موثر با مقتضیات و کشمکش‌های زندگی روبه رو شود، به عبارت دیگر هدف از آموزش مهارت‌های زندگی، افزایش توانایی‌های روانی- اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است.

مهارت‌های زندگی، دارای پنج حوزه اصلی است:

1- مقابله با هیجان‌ها و استرس‌ها
2- خودآگاهی همدلانه
3- ارتباطات اجتماعی و ارتباطات بین فردی
4- تفکر خلاق و تفکر نقادانه
5- تصمیم‌گیری و حل مساله

و خلاصه اینکه به قول ارد بزرگ : ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد .

 

http://www.kateb-hazara.net/Maqalat/img_maqalat/foto-12.jpg

 

+ همایون زارعی ; ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٦
comment نظرات ()

سمبولهای سالهای تولد مشاهیر

http://myup.ir/images/apijc7j8yqvwcuk9ooc.jpg


آیا همه آنهایی که در یک سال متولد شده اند خصوصیات اخلاقی مشابه ایی دارند ؟
با هم نگاهی به سالهای تولد افراد سرشناس بنماییم
در این مجموعه سمبولهای دوازده گانه سالها گنجانده شده است و بر اساس آن فهرست افراد متولد آن سال تهیه گردیده است امیدواریم مورد قبول واقع شود .
نکته مهم : ذکر اسامی به معنای تایید و رد هیچ کس نیست هدف از این کار مقایسه هریک از این اشخاص نسبت به متولدین سال خود و همچنین سالهای دیگر می باشد :





متولدین سال سگ :

فروغ فرخزاد ( سراینده ایرانی )

محمدتقی بهار ( سراینده و سیاستمدار ایرانی )

علی نصیریان ( بازیگر ایرانی)

شاپور بختیار ( نخست وزیر ایران )

اکبر هاشمی رفسنجانی ( رییس مجلس خبرگان ایران )

جمشید مشایخی ( بازیگر ایرانی )

محمدرضا لطفی ( نوازنده و موسیقی‌دان ایرانی )

مسعود بهنود ( روزنامه نگار و نویسنده )

محمد محمدی ری‌شهری ( وزیر سابق اطلاعات ایران )

عَوَضعَلی کُردان ( وزیر کشور برکنار شده ایرانی )

جعفر شریف‌امامی ( نخست وزیر ایران )

عبدالحسین زرین‌کوب ( ادیب و پژوهشگر ایرانی )

محمد تقی مصباح یزدی ( روحانی ایرانی )

غزاله علیزاده ( نویسنده ایرانی )

ابراهیم نبوی ( طنز نویس ایرانی )

حسین‌علی منتظری ( جانشین رهبری پیشین ایران )

حمید جبلی ( بازیگر ایرانی)

علی پروین ( بازیکن و مربی فوتبال ایرانی )

هما میرافشار ( ترانه سرایی ایرانی )

بیتا فرهی ( بازیگر ایرانی)

شهره صولتی ( خواننده ایرانی )

امین حیایی ( بازیگر ایرانی )

کر یستینا امان پور ( خبرنگار سی ان ان )

مهدی هاشمی ( بازیگر ایرانی )

مهتاب کرامتی ( بازیگر ایرانی )

پرفسور آنه ماریا شمیل ( استاد تاریخ ادیان و ایران شناس آلمانی )

یوری گاگارین ( نخستین کیهان نورد جهان از شوروی سابق )

لوئئ شانزدهم ( پادشاه پیشین فرانسه )

سقراط ( فیلسوف یونانی )

ولتر ( فیلسوف فرانسوی )

برتولت برشت ( نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی )

لنین ( رهبر انقلاب کمونیستی شوروی سابق )

مولیر ( نویسنده فرانسوی )

راسپوتین ( راهب ماجراجو و سیاستمدار روسی )

مارسل پروست ( شاعر و نویسنده فرانسوی )

جورج دبلیو بوش ( رییس جمهور آمریکا )

مدونا ( خواننده و بازیگر آمریکایی )

چرچیل ( نخست وزیر انگلیسی )

بیل کلینتون ( رییس جمهور آمریکا )

ویکتور هوگو ( نویسنده فرانسوی )

مایکل جکسون ( خواننده آمریکایی )



متولدین سال گراز :

ارد بزرگ ( اندیشمند و متفکر برجسته ایرانی )

محمدعلی فروغی ( سیاستمدار و نخست وزیر ایران )

محمود طالقانی ( از انقلابیون و سیاستمدار ان ایرانی )

ذبیح‌الله صفا ( ادیب و پژوهشگر ایرانی )

اکبر گنجی ( روزنامه‌نگار و فعال سیاسی ایرانی )

محمد یونس قانونی ( رییس مجلس نمایندگان افغانستان )

شیرین عبادی ( وکیل دادگستری )

نیکی کریمی ( بازیگر ایرانی )

گلشیفته فراهانی ( بازیگر ایرانی )

محسن کدیور ( روحانی ایرانی )

ایرج طهماسب ( بازیگر و کارگردان ایرانی )

حبیب‌‏الله آموزگار ( نخست وزیر ایران )

حسنعلی منصور ( نخست وزیر ایران )

گلرخسار صفی‌اوا ( سراینده تاجیکستان )

عبدالعلی مزاری ( رهبر پیشین حزب وحدت افغانستان )

مصطفی پور محمدی ( سیاستمدار ایرانی )

ساموئل خاچیکیان ( کارگردان ایرانی )

مرتضی‌قلی بیات ( نخست وزیر ایران )

مجید مجیدی ( کارگردان ایرانی )

ایرج قادری ( کارگردان ایرانی )

رضا شفیعی‌جم ( بازیگر ایرانی )

جلال آل احمد ( نویسنده ایرانی )

نانسی عجرم ( خواننده لبنانی )

گلبدین حکمتیار ( از جنگ سالاران افغانستان )

رونالد ریگان ( رییس جمهور آمریکا )

بیسمارک ( رایش دوم آلمان )

شیمون پرز ( سیاستمدار اسرائیلی )

آرنولد شوارزنگر ( بازیگر و سیاستمدار اتریشی ، امریکایی )

سانجی دات ( بازیگر هندی )

پائولو کوئلیو ( نویسنده برزیلی )

پاسگال ( دانشمند فرانسوی )

فیلد مارشال مونتگمری ( فرمانده سپاه بریتانیا )

ژرژ پمپیدو ( رئیس جمهور فرانسه )

سر احمد سلمان رشدی ( نویسنده انگلیسی )

هنری هشتم ( پادشاه انگلیس )

مارشال فریدیناند فوخ ( استراتژیست نظامی فرانسوی )

جان فورد ( کارگردان امریکایی )

فذریکو گارسیا لورکا ( سراینده اسپانیایی )

فرانسواویون ( شاعر فرانسوی )

الیورکرامول ( سیاستمدار انگلیسی )

فرانسواز ساگان ( نمایشنامه نویس فرانسوی )



متولدین سال موش :

محمد حسن گنجی ( جغرافی‌دان و هواشناس ایرانی )

عزت‌الله انتظامی ( بازیگر ایرانی )

صادق قطب‌زاده ( از انقلابیون ایران )

اسماعیل‌خان ( از فرماندهان مجاهدین افغانستان )

مسعود رجوی ( رهبر کنونی سازمان مجاهدین خلق ایران )

طاهره صفارزاده ( استاد نمونه و مترجم قرآن )

محمود هاشمی‌ شاهرودی ( رییس قوه قضایه ایران )

سیدمهدی شجاعی ( نویسنده ایرانی )

داوود پیرنیا ( پایه‌گذار و مدیر برنامه رادیویی گل‌ها در رادیو )

مرتضی ممیز ( گرافیست ایرانی )

هدیه تهرانی ( بازیگر ایرانی )

لادن مستوفی ( بازیگر ایرانی )

پگاه آهنگرانی ( بازیگر ایرانی )

حسن حبیبی ( سیاستمدار ایرانی )

سیدحسن خمینى ( نوه رهبر پیشین ایران )

استاد عباس سحاب ( جغرافیا دان ایرانی )

ویشکا آسایش ( بازیگر ایرانی )

لیلا حاتمی ( بازیگر ایرانی )

پارسا پیروزفر ( بازیگر ایرانی )

نادره ( بازیگر ایرانی )

شادمهر عقیلی ( خواننده ایرانی )

شکسپیر (شاعر انگلیسی )

عبدالله اوجالان ( رییس حزب پ پ ک ترکیه)

تولستوی ( نویسنده روسی )



متولدین سال گاو :

محمد فرخی یزدی ( روزنامه نگار و شاعر ایرانی )

پروفسور مجید سمیعی ( پزشک مشهور ایرانی )

پرویز ناتل خانلری ( ادیب و نویسنده ایرانی )

دلکش ( خواننده ایرانی )

شهرام ناظری ( خواننده ایرانی )

هوشنگ گلشیری ( نویسنده ایرانی )

محمود کاوه ( فرمانده ایرانی )

محمد قاضی ( مترجم ایرانی )

حسن تقی زاده ( سیاستمدار ایرانی )

عبدالحسین هژیر ( نخست وزیر ایران )

حاجی‌علی رزم‌آرا ( نخست وزیر ایران )

کیومرث پوراحمد ( کارگردان ایرانی )

محمدباقر قالیباف ( شهردار تهران )

اسماعیل احمدی مقدم ( فرمانده پلیس ایران )

احمدرضا درویش ( کارگردان ایرانی )

مهدی کروبی ( سیاستمدار ایرانی )

بهروز وثوقی ( بازیگر ایرانی )

گوگوش ( خواننده ایرانی )

عبدالله نوری ( روحانی ایرانی )

ابی ( خواننده ایرانی )

پرویز فنی‌زاده ( بازیگر ایرانی )

ناصر حجازی ( بازیکن و مربی فوتبال ایرانی )

فاطمه معتمدآریا ( بازیگر ایرانی )

افسانه بایگان ( بازیگر ایرانی )

ابوالفضل پور عرب ( بازیگر ایرانی )

سوسن تسلیمی ( بازیگر ایرانی )

بهاره رهنما ( بازیگر ایرانی )

باران کوثری ( بازیگر ایرانی )

ابراهیم حاتمی‌کیا ( کارگردان ایرانی )

شهرام جزایری عرب ( تاجر و فعال اقتصادی ایرانی )

جواهر لعل نهرو ( اولین نخست وزیر هند )

ارسطو (فیلسوف یونانی )

مارکیز دوپمپادور ( سیاستمدار معرف قرن هیجدهم فرانسه )

هیتلر ( رایش سوم آلمان )

زاپاتا ( انقلابی مکزیکی )

ناپلئون ( فرمانده فرانسوی )

جو لاندو ( بازیگر آمریکایی )

اوباما ( رییس جمهور فعلی آمریکا )

آیشواریا رای ( بازیگر هندی )

کلارک گیبل ( بازیگر آمریکایی )

مناخیم بگین ( نخست وزیر اسرائیل )

الویس پریسلی ( خواننده راک ان رول امریکایی )

پرنسس دایانا ( همسر شاهزاده انگلیسی )

صدام حسین ( رییس جمهور عراق )



متولدین سال پلنگ :


رضا شاه ( سر دودمان پهلوی )

روح‌الله خمینی ( رهبر پیشین ایران )

صادق خلخالی ( حاکم شرع دادگاههای انقلاب )

عزت‌الله ابراهیم نژاد ( شهید کوی دانشگاه ایران )

میرزا کوچک جنگلی ( روحانی ایرانی )

محمود حسابی ( دانشمند ایرانی )

احمد کسروی تبریزی ( ادیب و تاریخ نویس ایرانی )

صادق هدایت ( نویسنده ایرانی )

محمد ظاهرشاه ( پادشاه افغانستان )

داریوش اقبالی ( خواننده ایرانی )

ابوالحسن صبا ( آهنگ‌ساز و نوازنده ایرانی )

ناصر مکارم شیرازی ( از مراجع مذهبی ایران )

سیروس الوند ( کارگردان ایرانی )

فرح پهلوی ( ملکه پیشین ایران )

مهدی حمیدی شیرازی ( سراینده ایرانی )

فریدون مشیری ( سراینده ایرانی )

ستاره اسکندری ( بازیگر ایرانی )

شهلا ریاحی ( بازیگر ایرانی )

محمد شمس لنگرودی ( سراینده ایرانی )

فریدون فرخزاد ( خواننده ایرانی )

محمد کریم خلیلی ( رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان )

عمادالدین باقی ( فعال سیاسی ایرانی )

منیژه حکمت ( کارگردان ایرانی )

غلامحسین شکوهی ( استاد برجسته دانشگاه )

هیلاری سوانک ( بازیگر آمریکایی )

تام کروز ( بازیگر آمریکایی )

ملکه الیزابت ( ملکه انگلیس )

فیدل کاسترو ( رهبر کوبا )



متولدین سال گربه :

کلنل محمد تقی خان پسیان ( فرمانده ژاندارمری خراسان )

فریدون جنیدی (شاهنامه شناس و پژوهشگر ایرانی )

سیمین بهبهانی ( نویسنده و غزل‌سرای ایرانی )

مجتبی مینوی ( استاد تاریخ‌ و ادیب ایرانی )

محمد حنیف‌نژاد ( چریک و مبارز ایرانی )

علی خامنه ای ( رهبر فعلی ایران )

حسین الهی قمشه‌ای (سخنران، مترجم و نویسنده ایرانی )

استاد شفیعی کدکنی (ادیب ایرانی )

استاد غلامحسین یوسفی (ادیب ایرانی )

داریوش مهرجویی ( کارگردان ایرانی )

هوشنگ ابتهاج ( سراینده ایرانی )

کیانوش عیاری ( کارگردان ایرانی )

کتایون ریاحی ( بازیگر ایرانی )

پوران درخشنده ( کارگردان ایرانی )

احمدرضا رادان (فرمانده ارشد پلیس ایران )

حسن فیروزآبادی ( رییس ستاد کل نیروهای مسلح ایران )

امیر فرشاد ابراهیمی ( از سران بریده گروه شبه نظامی انصار حزب الله )

محمدعلی نجفی ( فعال سیاسی ایران )

مصطفی معین ( فعال سیاسی ایران )

رضا کیانیان ( بازیگر ایرانی )

فاطمه گودرزی ( بازیگر ایرانی )

لاله اسکندری ( بازیگر ایرانی )

آنجلینا جولی ( بازیگر آمریکایی )

عزیز نسین ( نویسنده ترکیه )

آریل شارون ( نخست وزیر اسراییل )

اولاف پالمه ( نخست وزیر سوئد )



متولدین سال اژدها :

مـهـدی اخـوان ثـالـث ( برترین سراینده معاصر ایران )

علی‌اکبر دهخدا ( زبانشناس و ادیب ایرانی )

حسن کسائی ( استاد و نوازنده نِی ایران )

سهراب سپهری ( شاعر ایرانی )

محمدرضا شجریان ( خواننده ایرانی )

علی‌اصغر بدیع‌زادگان ( مبارز و چریک ایرانی )

امامعلی رحمان ( رییس جمهور تاجیکستان )

داریوش فروهر ( مبارز و از انقلابیون ایران )

امام موسی صدر ( مرجع دینی و سیاسی شیعه ایرانی )

برهان‌الدین ربانی ( رییس جمهور روحانی افغانستان )

عباس کیارستمی ( کارگردان ایرانی )

فضل‌الله زاهدی ( نخست وزیر ایران )

ثریا قاسمی ( بازیگر ایرانی )

فریبرزعرب نیا ( بازیگر ایرانی )

خسرو سینایی ( کارگردان ایرانی )

هادی ساعی ( قهرمان تکواندو ایران )

شیخ محمد خیابانی ( عامل ترور ناصرالدین شاه )

ایران تیمورتاش ( استاد فلسفه و سراینده ایرانی )

محمد علی سپانلو ( سراینده ایرانی )

فریماه فرجامی ( بازیگر ایرانی)

پرویز داوودی ( معاون اول رییس جمهور ایران )

کریم سنجابی ( فعال سیاسی ایران )

پروفسور حبیب الله دهمرده ( استاد دانشگاه و سیاستمدار ایرانی )

یورگن کلینزمن ( فوتبالیست و مربی آلمانی )

فردریش ویلهلم نیچه ( فیلسوف آلمانی )

ولادمیر پوتین ( رییس جمهور روسیه )

حسنی مبارک ( رییس جمهور مصر )

چه گوارا ( چریک آرژانتینی )



متولدین سال مار :


میرزاده عشقی ( سراینده ایرانی )

حسین فاطمی ( وزیر امور خارجه ایران در دولت مصدق )

ابوالقاسم کاشانی ( از بازیگران کودتای 28 مرداد ایران )

پروفسور حسین صادقی ( جراح قلب ایرانی )

احمدشاه مسعود ( مبارز میهن پرست افغانستان )

حسین فردوست ( ارتشبد و رئیس دفتر شاه ایران )

قمرالملوک وزیری ( خواننده ایرانی )

محمد‌کاظم شریعتمداری ( مرجع مذهبی ایرانی )

محمد نوری ( خواننده ایرانی )

بهمن فرمان‌آرا ( کارگردان ایرانی )

علی امینی ( نخست وزیر ایران )

فرامرز قریبیان ( بازیگر ایرانی)

فردوس کاویانی ( بازیگر ایرانی)

عسل بدیعی ( بازیگر ایرانی)

میرحسین موسوی خامنه‌ای ( آخرین نخست وزیر ایران )

دکتر محمود متین ( بنیانگذار رشته مامایى در ایران )

یدالله سحابی ( سیاستمدار ایرانی )

نجف دریابندری ( مترجم و نویسنده ایرانی )

مسعود کیمیایی ( کارگردان ایرانی )

حسین علاء ( نخست وزیر ایران )

محمدرضا نقدی ( عراقی که نماینده رهبر ایران در نیروی انتظامی شد )

محمد غرضی ( فعال سیاسی ایران )

احمد صدر حاج سید جوادی ( فعال سیاسی ایران )

دکتر احمد مدنی ( فعال سیاسی ایران )

محمود فرشچیان ( نقاش ایرانی )

عبدالرضا اکبری ( بازیگر ایرانی )

مهتاب نصیرپور ( بازیگر ایرانی )

گلاب آدینه ( بازیگر ایرانی )

امین تارخ ( بازیگر ایرانی )

بی نظیر بوتو ( نخست وزیر پاکستان )

یاسر عرفات ( رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین )

خوزه لوئیس چیلاورت ( فوتبالیست پاراگوئه ای )

ژاکلین کندی اوناسیس ( بیوه میلیاردر آمریکایی )

گوستاوفلوبر ( نویسنده فرانسوی )

پابلو پیکاسو ( نقاش اسپانیایی )

داروین (فیلسوف انگلیسی )

مهاتما گاندی (رهبر انقلاب هندوستان )

کندی ( رییس جمهور سابق آمریکا )

مارتین لوتر کینگ ( رهبر سیاهپوست و مبارز امریکایی )

مائو تسه تونگ ( رهبر انقلاب خلق چین )



متولدین سال اسب :

امیر عباس هویدا ( نخست وزیر پیشین ایران )

محمدحسین شهریار ( سراینده ایرانی )

دکتر محمّد معین ( ادیب ایرانی )

محسن رضایی ( سرلشکر ایرانی )

محمد مصدق ( نخست وزیر میهن پرست ایرانی )

پروین اعتصامی ( سراینده ایرانی )

هایده ( خواننده ایرانی )

جعفر شهیدی ( ادیب و پژوهشگر ایرانی )

غلامرضا تختی ( کشتی‌گیر ایرانی )

حسین رضازاده ( قهرمان وزنه‌برداری ایرانی )

احمدرضا عابدزاده ( بازیکن و مربی فوتبال ایرانی )

عطاالله مهاجرانی ( سیاستمدار ایرانی )

علی کریمی ( بازیکن فوتبال ایران )

فاطمه راکعی ( شاعر و سیاستمدار ایرانی )

فریبا کوثری ( بازیگر ایرانی )

گوهر خیراندیش ( بازیگر ایرانی )

انوشه انصاری ( اولین زن فضانورد ایران )

ناصر ملک‌مطیعی ( بازیگر ایرانی )

ابوالحسن‌خان صدیقی ( مجسمه ساز ایرانی )

رخشان بنی‌اعتماد ( کارگردان ایرانی )

جمیله شیخی ( بازیگر ایرانی )

گوهر خیراندیش ( بازیگر ایرانی )

محمدعلی فردین ( بازیگر ایرانی )

رضا میرکریمی ( کارگردان ایرانی )

شهلا لاهیجی ( نویسنده و ناشر ایرانی )

علی اکبر پرورش ( فعال سیاسی ایران )

عباس دوزدوزانی ( اولین وزیر فرهنگ بعد از انقلاب ایران )

معمر قذافی ( رییس جمهور لیبی )

خاویر سولانا ( سیاستمدار اسپانیایی )

جمال عبدالْناصر ( رییس جمهور مصر )

محمد انور سادات ( رییس جمهور مصر )

هوگو چاوز ( رییس جمهور ونزوئلایی )

لوئیس براون ( نخستین کودک لوله آزمایشی جهان )

رامبراند ( نقاش هلندی )

روزولت ( رییس جمهور آمریکا )

خروشچف ( رییس جمهور شوروی سابق )

ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)

آندره ژید ( نویسنده فرانسوی )

مصطفی عَقـّاد ( کارگردان سوری-امریکایی )

کاندالیزا رایس ( وزیر امورخارجه آمریکا )

محمدعلی کلی ( بوکسور آمریکایی )



متولدین سال بز :

نیما یوشیج ( سراینده ایرانی )

محمدرضا پهلوی ( آخرین پادشاه دودمان پهلوی )

مهدی بازرگان (اولین نخست وزیر ایران بعد از انقلاب )

خسرو گلسرخی ( شاعر و نویسنده ایرانی )

سعید نفیسی ( نویسنده و شاعر ایرانی )

مرتضی مطهری ( روحانی انقلابی ایرانی )

علی تجویدی ( آهنگساز ایرانی )

محسن صدر ( نخست وزیر ایران )

رسول ملاقلی‌پور ( کارگردان ایرانی )

اسدالله علم ( نخست وزیر ایران )

محمد خاتمی ( پنجمین رئیس جمهور ایران )

حمید باکری ( فرمانده ایرانی )

مجتبی نواب صفوی ( بنیانگذار فدائیان اسلام )

محمد محسن سازگارا ( سیاستمدار و روزنامه نگار ایرانی )

هادی خرسندی ( طنز نویس ایرانی )

محمد ابراهیم همت ( فرمانده ایرانی )

پرویز پرستویی ( بازیگر ایرانی)

علی‌اکبر ناطق نوری ( دو دوره ریاست مجلس ایران )

سیامک پورزند ( روزنامه نگار ایرانی )

محمدرضا مهدوی کنی ( روحانی و نخست وزیر موقت ایران )

بهرام رادان ( بازیگر ایرانی)

محمدرضا شریفی‌نیا ( بازیگر ایرانی)

افسانه صفوی ( استاد برجسته علوم پایه ایرانی )

ابراهیم یزدی ( سیاستمدار ایرانی )

سمیرا مخملباف ( کارگردان ایرانی )

مهران مدیری ( کارگردان ایرانی )

هانیه توسلی ( بازیگر ایرانی )

پییر امیدیار ( بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان )

شیلا خداداد ( بازیگر ایرانی )

بیل گیتس ( میلیارد آمریکایی )

سارکوزی ( رییس جمهور فرانسه )

جبران خلیل خبران ( شاعر لبنانی )

میخائیل گورباچف ( آخرین رییس جمهور اتحاد جماهیر شوروی )

نیکول کیدمن (بازیگر آمریکایی )

لورنس اولیویه ( بازیگر انگلیسی )

میکل آنژ ( مجسمه ساز ایتالیایی )

رودلف والنتینو ( بازیگر ایتالیایی )

بنیتو موسولینی ( رهبر پیشین ایتالیا )

مارک تواین ( نویسنده امریکایی )

الکساندر پوشکین ( شاعر و نویسنده روسی )



متولدین سال میمون :

احمدشاه ( آخرین پادشاه دودمان قاجاریه )

عبدالله جاسبی ( رییس دانشگاه )

محمود احمدی نژاد (رییس جمهور ایران )

عباس امیر انتظام ( معاون نخست‌وزیر در دولت موقت ایران )

عباس عبدی ( سیاستمدار ایرانی )

عبدالعظیم رضایی ( مورخ و نویسنده )

دکتر مصطفی چمران ( رزمنده روشنفکر ایرانی )

بهزاد فراهانی ( بازیگر و فیلمنامه نویس ایرانی )

هوشنگ مرادی کرمانی ( نویسنده ایرانی )

حمیرا ( خواننده ایرانی )

غلامرضا رشید یاسمی ( نویسنده و سراینده ایرانی )

عباس اقبال آشتیانی ( ادیب و پژوهشگر ایرانی )

خسرو شکیبایی ( بازیگر ایرانی)

داریوش ارجمند ( بازیگر ایرانی )

فرامرز پایور ( آهنگساز ایرانی )

سعید عسگر (عامل ترور سعید حجاریان )

مصطفی تاج زاده ( سیاستمدار ایرانی )

غلامحسین محسنی اژه‌ای ( وزیر اطلاعات ایران )

فیروز کریمی ( مربی فوتبال )

اکبر گودرزی ( رهبر روحانی گروه فرقان )

علی سهیلی ( نخست وزیر ایران )

شهریار شفیق ( فرزند اشرف پهلوی )

مهرانگیز کار ( وکیل و روزنامه‌نگار ایرانی )

رضا عطاران ( کارگردان ایرانی )

بیژن پاکزاد ( طراح ایرانی )

آتنه فقیه نصیری ( بازیگر ایرانی )

رفیق حریری ( نخست وزیر لبنان )

کارینا کاپور ( بازیگر هندی )

الیزابت تیلور ( بازیگر آمریکایی )

باستر کیتون ( بازیگر آمریکایی )

میشل مورگان ( بازیگر فرانسوی )

لئوناردوداوینچی ( هنرمند ایتالیایی )

الکساندر دوما ( نویسنده فرانسوی )

چالز دیکنز ( نویسنده انگلیسی )

ترومن ( رییس جمهور امریکا )

هانری پوانکاره ( ریاضیدان فرانسوی )

گرهارد شرودر ( صدر اعظم آلمان )



متولدین سال خروس :

علی شریعتی ( اندیشمند و متفکر برجسته ایرانی )

بهاءالدین خرمشاهی ( طنز نویس ایرانی )

رهی معیری ( سراینده ایرانی )

سیمین دانشور ( نویسنده و مترجم ایرانی )

بدیع‌الزمان فروزانفر ( ادبیات فارسی و مولوی‌شناس ایرانی )

پیروز مجتهدزاده ( کارشناس ایرانی روابط بین الملل )

احمد قوام ( سیاستمدار دوران قاجار و پهلوی )

ارتشبد غلامرضا ازهاری ( نخست وزیر ایران )

سعید امامی ( از مأمورین امنیتی و اطلاعاتی )

داود رشیدی ( بازیگر ایرانی )

علی دایی ( بازیکن و مربی فوتبال ایران )

محمد ساعد مراغه‌ای ( نخست وزیر ایران )

منوچهر اقبال ( نخست وزیر ایران )

ایرج بسطامی ( خواننده ایرانی )

سیاوش قمیشی ( خواننده ایرانی )

آزیتا حاجیان ( بازیگر ایرانی )

علی مشکینی ( رییس مجلس خبرگان )

حامد کرزی ( رییس جمهور افغانستان )

علی اردشیر لاریجانی ( رییس مجلس ایران )

شعبان [بی مخ]جعفری ( از بازیگران کودتای ننگین ۲۸ مرداد ایران )

مسعود ده‌نمکی ( از اعضای گروه شبه نظامی انصار حزب الله )

محسن مخملباف ( کارگردان ایرانی )

غلامعلی حدادعادل ( سیاستمدار ایرانی )

محمدعلی رجایی ( رییس جمهور دوم ایران )

عبدالکریم سروش ( روشنفکر دینی )

جمشید آریا ( بازیگر ایرانی )

ایرج راد ( بازیگر ایرانی )

مرتضی حیدری ( مجری و فیزیوتراپ ایرانی )

زهرا امیرابراهیمی ( بازیگر و عکاس ایرانی )

بنی صدر ( نخستین رییس جمهور ایران )

احمد خمینی ( فرزند رهبر پیشین ایران )

محمدجواد باهنر ( روحانی و نخست‌وزیر ایران )

جنیفر لوپز ( خواننده آمریکایی )

رابیندرانات تاگور ( سراینده هندی )

ماری دومدیسی ( ملکه و سیاستمدار قرن هفدهم فرانسه )

اسحاق رابین ( نخست وزیر اسرائیل )

رنه دکارت ( فیلسوف ریاضیدانان فرانسوی )

ارنست همینگوی ( نویسنده امریکایی )


ماخذ : http://www.heerad.com/forum/showthread.php?t=3917


+ همایون زارعی ; ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

سهراب سپهری

شاعر، نقاش
تولد ۱۵ مهر ۱۳۰۷، کاشان.
درگذشت ۳ اردیبهشت ۱۳۵۹، تهران.

اهل کاشانم.
روزگارم بد نیست.
تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.
مادری دارم، بهتر از برگ درخت.
دوستانی، بهتر از آب روان.

سهراب سپهری پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان ( ۱۳۱۹ ) و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان ( خرداد ۱۳۲۲ ) و به پایان رساندن دوره ی دو ساله ی دانشسرای مقدماتی پسران ( خرداد ۱۳۲۴ )، در آذز ۱۳۲۵ به استخدام اداره ی فرهنگ کاشان در آمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره ی دبیرستان خود را دریافت نمود. سپس به تهران آمد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران در آمد که پس از هشت ماه کار استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه ی شعر نیمایی خود را به نام « مرگ رنگ » انتشار داد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه ی اول علمی نیز نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه ی اشعار خود را با عنوان « زندگی خواب ها » منتشر کرد. آنگاه به تاسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در اداره ی کل هنرهای زیبا ( فرهنگ و هنر ) در قسمت موزه ها شروع به کار کرد و در ضمن در هنرستان های هنرهای زیبا نیز به تدریس می پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمه ی اشعار ژاپنی از وی در مجله ی « سخن » به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسه ی هنرهای زیبای پاریس در رشته ی لیتوگرافی نام نویسی نمود. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. وی سفرهای دیگری به کشورهای جهان نمود. از آن جمله است:
- سفر به ایتالیا ( وی از پاریس به ایتالیا می رود )؛
- سفر به ژاپن ( توکیو در مرداد ۱۳۳۹ ) برای آموختن فنون حکاکی روی چوب که موفق به بازدید از شهرها و مراکز هنری ژاپن نیز می شود؛
- سفر به هندوستان ( ۱۳۴۰ )؛
- سفر مجدد به هندوستان ( ۱۳۴۲، بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی، اگره، غارهای آجانتا، کشمیر )؛
- سفر به پاکستان ( ۱۳۴۲، تماشای لاهور و پیشاور )؛
- سفر به افغانستان ( ۱۳۴۲، اقامت در کابل)؛
- سفر به اروپا ( ۱۳۴۴، مونیخ و لندن )؛
- سفر به اروپا ( ۱۳۴۵، فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش )؛
- سفر به امریکا و اقامت در لانگ آیلند ( ۱۳۴۹ و شرکت در یک نمایشگاه گروهی و سپس سفر به نیویورک )؛
- سفر به پاریس و اقامت در « کوی بین المللی هنرها » ( ۱۳۵۲ )؛
- سفر به یونان و مصر ( ۱۳۵۳ ).
سهراب سپری مدتی در اداره ی کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۷۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدرسی هنرکده ی هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیه ی مشاغل دولتی به کلی کناره گیری کرد.
از جمله نمایشگاه های نقاشی که یا سهراب سپهری در آن ها حضور داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- اولین دوسالانه ی تهران ( فروردین ۱۳۳۷ )؛
- دوسالانه ی ونیز ( خرداد ۱۳۳۷ )؛
- دو سالانه ی دوم تهران ( فروردین ۱۳۳۹، برنده ی جایزه ی اول هنرهای زیبا )؛
- نمایشگاه انفرادی در تالار عباسی تهران ( اردیبهشت ۱۳۴۰ )؛
- نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ تهران ( خرداد ۱۳۴۱، دی ۱۳۴۱ )؛
- نمایشگاه گروهی در گالری گیل گمش ( تهران، ۱۳۴۲ )؛
- نمایشگاه انفرادی در استودیو فیلم گلستان ( تهران، تیر ۱۳۴۲ )؛
- دوسالانه ی سان پاولو ( برزیل، ۱۳۴۲ )؛
- نمایشگاه گروهی هنرهای معاصر ایران ( موزه بندر لوهار، فرانسه، ۱۳۴۲ )؛
- نمایشگاه گروهی در گالری نیالا ( تهران، ۱۳۴۲ )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری صبا ( تهران، ۱۳۴۲ )؛
- نمایشگاه گروهی در گالری بورگز ( تهران، ۱۳۴۴ )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری بورگز ( تهران، ۱۳۴۴ )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون ( تهران، بهمن ۱۳۴۶ )؛
- نمایشگاه گروهی در گالری مس تهران (۱۳۴۷ )؛
- نمایشگاه جشنواره ی روایان ( فرانسه، ۱۳۴۷ )؛
- نمایشگاه هنر معاصر ایران در باغ موسسه گوته ( تهران، خرداد ۱۳۴۷ )؛
- نمایشگاه دانشگاه شیراز ( شهریور ۱۳۴۷ )؛
- جشنواره ی بین المللی نقاشی در فرانسه ( اخذ امتیاز مخصوص، ۱۳۴۸ )؛
- نمایشگاه گروهی در بریج همپتن امریکا ( ۱۳۴۹ )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری بنسن نیویورک ( ۱۳۵۰ )؛
- نمایشگاهانفرادی در گالری لیتو ( تهران، ۱۳۵۰ )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیروس ( پاریس، ۱۳۵۱ )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون تهران ( ۱۳۵۱ )؛
- اولین نمایشگاه هنری بین المللی تهران ( دی ۱۳۵۳ )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون تهران ( ۱۳۵۴ )؛
- نمایشگاه هنر معاصر ایران در « بازار هنر » ( بال، سوییس، خرداد ۱۳۵۵ )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون تهران ( ۱۳۵۷ ).
سهراب در آغاز کار شاعری تحت تاثیر شعرهای نیما بود و این تاثیر در « مرگ رنگ » به خوبی مشهود است و در آثار بعدی او کم کم کارش شکل می گیرد و شعرش با دیگر شاعران هم دوره ی خویش متمایز می گردد. از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می توان به این عنوان ها اشاره نمود:
- آوار آفتاب ( ۱۳۴۰ )؛
- شرق اندوه ( ۱۳۴۰ )؛
- حجم سبز ( ۱۳۴۶ )؛
- هشت کتاب ( ۱۳۵۶ ).
برخی از اشعار وی در سال های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ در فصلنامه ی « آرش » به چاپ رسید.

سهراب سپهری در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در بیمارستان پارس تهران به علت مبتلا بودن به بیماری سرطان درگذشت. طبق وصیت خودش، پیکر وی در صحن شرقی امامزاده علیمحمد باقر (ع) در قریه ی مشهد اردهال در کاشان ( این صحن معروف به صحن سردار است. ) به خاک سپرده شد.

منابع:
- سخنوران نامی معاصر ایران، جلد سوم / سید محمد باقر برقعی، ص. ۱۸۲۷ - ۱۸۲۶.
- فرهنگ شاعران زبان پارسی از آغاز تا امروز / عبد الرفیع حقیقت ( رفیع )، ص. ۲۶۸.
- یادمان سهراب سپهری / زیر نظر محمد رضا لاهوتی و به کوشش ناصر بزرگمهر و یاری محمد وجدانی، چاپ اول.
- چشمه ی روشن، دیداری با شاعران / دکتر غلامحسین یوسفی، چاپ سوم، ص. ۵۵۸ - ۵۶۷.
- خلوت انس / مشفق کاشانی ( عباس کی منش )، چاپ اول، ص. ۲۰۵ - ۲۱۳.
- سهراب سپهری، رضا مافی / گردآوری و تنظیم: مرکز هنرهای تجسمی.
- آثار آل قلم، منتخب یازده قرن نظم و نثر فارسی / حمید گروگان، چاپ اول، ص. ۳۱۶.
- مولفین کتب چاپی فارسی و عربی / خانبابا مشار، جلد سوم، ص. ۳۷۱ - ۳۷۲.
- سهراب سپهری و نمایشگاه آثار او / اکبر تجویدی، سخن، دوره ی ۱۳، ش. ۲ ( خرداد ۱۳۴۱ )، ص. ۲۴۳ - ۲۵۰.
- شعر معاصر ایران از بهار تا شهریار، جلد دوم / حسنعلی محمدی، ص. ۵۹۹ - ۶۰۵

اشک سهراب سپهری در فراق خسرو گلسرخی

سهراب سپهری در غم اعدام خسرو گلسرخی

شاید در گیر و دار اعدام خسرو گلسرخی

سهراب سپهری اینچنین سرود :

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

خسرو گلسرخی

کار ما شاید اینست

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

 

و در بند  آخر با کنایه می گوید در افسون گل سرخ ! که احتمالا اشک  است شناور باشیم

 بی اختیار بیاد این جمله ارد بزرگ می افتم که :تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای ( امواج)  گیتی است . و باز همو می گوید :شناور بودن خرد آدم در جهان احساس  به او میدان بروز و رشد هنر را داده است .

تاریخ مفاهیم و رازه های بسیاری را با خود می برد و رازهای جدیدی پیش روی ما می گذارد .

 سهراب نگاه دردمند خود را با کلماتی کوچک اما وسیع بیان می دارد.

او همانند اخوان شمشیر از رو نبسته

مهدی اخوان ثالث

او شمشیرش اشک و احساس لطیف ش است

به یاد او یکی از اشعار زیبایش را می گذارم که با کمی دقت می توان در آن ، راز های را یافت ...

شبی سرد است و من افسرده

راه دوری است و پایی خسته

نیرنگی است و چراغی مرده

می کنم تنها از جاده عبور

دور ماندند زمن آدمها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها سازد پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر،سحر نزدیک است

هر دم این بانگ بر آرم از دل

وای این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

مثل این است که شب نمناک است

دیگران را هم غمی هست به دل

غم من،لیک غمی غمناک است
 
 

+ همایون زارعی ; ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

احمد شاه مسعود - شیر پنجشیر

شهید احمد شاه مسعود

فرزند دلیر ایران بزرگ

ظهور احمد شاه مسعود در منطقه خراسان بزرگ ایران ( که با نام ساختگی استعمار روس و انگلستان امروزه افغانستان نامیده می شود ) موجی از شادی و امیدواری را در میان ملت ایران بزرگ ایجاد نمود . احمد شاه مسعود فرزند دلاور ایران زمین برای نجات اقوام ایرانی منطقه خراسان بزرگ دست به مبارزات مختلف زد و مجاهدت های کم نظیری در تاریخ از خود بجای گذاشت و به درجه رفیع شهادت در راه میهن نائل آمد . به گفته برخی اسناد توسط دولت وهابی عربستان سعودی و نفوذ عوامل واپسگرایش در منطقه آریانا ترور شد و حزن و اندوه سنگینی را بر همه منطقه فلات ایران و ملت آریایی فلات ایران وارد نمود . عربستان نیز به پیروی از قدرتهای استعمارگر همچون انگلستان به آرزوی دیرینه خود که همانا عدم اتحاد مناطق ایران بزرگ بوده است موقتا دست یافت . کشورهایی که در طی سی صد سال گذشته همه تلاش خود را نمودند تا افغانستان را کشوری جدا از ایران بنامند و آنها را در فقر و عقب ماندگی و جنگ و خونریزی نگاه دارند و اینگونه وانمود کنند که مردم این دو منطقه کاملا بیگانه از یکدیگر هستند ، به درستی نمی دانند که منطقه فلات ایران خواستگاه اقوام آریایی ایران بزرگ است و روزی در نهایت این جدایی ها ناخواسته از میان برداشته خواهد شد و ایران بزرگ روی همه فرزندانش را خواهد دید و در سایه اتحاد دست همه بیگانگان را از این منطقه کوتاه خواهند نمود و قدرت از دست رفته را باز خواهیم یافت . یاد و خاطره احمد شاه مسعود و ارد بزرگ ، دو اسطوره ایران دوست و دلاور و هنرمند ، برای همیشه در قلب میلیون های ایرانی و مردم  افغانستان کنونی باقی خواهد ماند . همه ساله هجدهم شهریور ماه یاد و خاطره شهادت احمد شاه مسعود در ایران - افغانستان و تاجیکستان گرامی داشته میشود . روانش شاد و اهورایی باد .

 

احمد شاه مسعود :

"ما برای آزادی می رزمیم، زیرا زیستن در زیر چتر بردگی پست ترین نوع زندگی است. برای حیات مادی همه چیز را میتوان داشت آب نان و  مسکن. ولی اگر آزادی ما برباد رفت اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد واگر استقلال ما نابود گشت در آن صورت این زند گی برما کوچکترین لذت نخواهم داشت"     

 

 به سوگ داستان آریانا

بگریم زآستان آریانا

بود ازسرزمین آریائی

کران اندر کران آریانا

گرفتستند ایران ویح وایران

شمال وخوربران آریانا

سلام ای پهلوان پهلوانان

سپهدار کلان آریانا

سلام ای سرفراز ای گرد ای سام

فسانه پهلوان آریانا

جوان شد داستان پهلوانی

زتو گرد جوان آریانا

شغاد افکند رستم را به نیرنگ

تو را هم میهمان آریانا

نمک خورد وشکست آخر نمکدان

فکند آتش به خوان آریانا

بس آن تازی که کرد این ترکتازی

نمودی مهربان آریانا

به دستی زر به دستی تیغ و برلب

بیامد مدح خوان آریانا

نگر بهرام چوبین و قلون را

همان شد داستان آریانا

فرستاد او کلاغی دو قلون سان

بسوی قهرمان آریانا

به رقص آوردشان همچون عروسک

به رأی طالبان آریانا

کزآنان وعمرشان شد شب وروز

سوی بالا فغان آریانا

عروسک سوی دوزخ رفت ومسعود

سوی حق ز آسمان آریانا

به کوه بی ستون نقراست برسنگ

( تو در آن پارس را خوان آریانا )

که ازخصم ودروغ وخشک سالی

بود زخم وزیان آریانا

کنون این هرسه با این تازی افتاد

به دشت وگلستان آریانا

خزان آورد شهریور به هشتاد

به باغ وبوستان آریانا

که درفقدان احمد شاه مسعود

بسوزد استخوان آریانا

که گیرد پنجشیر وهم بدخشان

پس ازاوچون میان آریانا

تنید القاعده جولاهه سان تار

که سازد ریسمان آریانا

ندانست که او باشد یاد آن شیر

توان بخش یلان آریانا

خدایا بیخ بن لادن برانداز

که سوزاند او نهان آریانا

سلام ای قهرمان آریانا

به خون خفته روان آریانا

جوان رفتی وافزودی تو جان را

جوانمرگا به جان آریانا

****

 کوه دلگیر است

کوه انگاری که دلگیر است

دره (پنجشیر) پنداری که خاموش است

باز سهرابی به خاک افتاد

باز تهمینه سیه پوش است

زخم این سهراب از شمشیر رستم نیست

دشمن این پهلوان دیو است آدم نیست

قصه گوی توس اگر می بود

مویه های میکرد و خون از خامه می بارید

داستان کشتن سهراب را این بار طرح تازه می بخشید

ای بلوط سخت جان، ای قهرمان، ای مرد

من نمیدانم چه صبحی از نشیب دره ها افراختی قامت

ای نمودی از تکاپو ،ای سراپا استقامت

قِصه ها و قُصه هایت را گرچه از نزدیک نشدیدم

لیک دردی را که تو فریادی می کردی من به چشم خویش می دیدم

صبح میلادت به یادم نیست

شام مرگت لیک از یادم نخواهد رفت...

 

خاطره ای از احمد شاه مسعود و ارد بزرگ :

این خاطره حکایت از روابط نزدیک این دو تن دارد که در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان ، که کابل ، هرات و  مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود . هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران  می شدند  و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر ( مسعود ) به زانو در  خواهد آمد،  و اندک نیروی مردم افغانستان هم قربانی سیاستهای آمریکایی دولت پاکستان و عربهای متجاوز امارات واقع شود .ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد  و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار  می گیرد. در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته و آهوی ظریف و  کوچک ، گونه  خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که  از ارد بزرگ ، یک اسطوره  می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ...

احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده  و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم  را می بست تا جراحتم التیام یابد"

 این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.او خود  می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این  و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.او  به هنر ایرانی به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است .

تائو ، فردوسی بزرگ و خیام فیلسوف را بشناسیم او از تائو لطافت و گذرایی و از فردوسی بزرگ هدف و آرمان مقدس و از خیام فیلسوف جهان فانی و بی ارزش را آموخته است.

احمد شاه مسعود به گفته یارانش در سفرها و منزلش در کنار قرآن دیوان حضرت حافظ را هرگز از خود جدای نمی کرد و ارادت خواصی به حافظ گرانمایه داشت .

 





برگرفته از : پایگاه تارخ و فرهنگ ایران
http://www.ariarman.com

 

+ همایون زارعی ; ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

مردان بزرگ تاریخ ایران زمین



قهرمانان معاصر سرزمین ایران کسانی نیستند به جز یک میلیون جوان میهن پرست و با ایمان ایرانی که در راه مقدس میهن جوانمردانه ایستادند و کشته شدند تا پای بیگانگان بر این کشور اهورایی گذاشته نشود . روانشان شاد باد در ادامه نام کسانی آورده می شود که نقش مهمی در زنده ماندن نام ایران داشته اند و برای کسانیکه نامشان در این فهرست هست و هنوز از برکت وجودشان بهره میبریم طول عمر خواهانیم

 

حاصل کشوری که گهواره تمدن بشری است:


آذرباد : یکی از موبدان و دانشمندان ایرانی در زمان اردشیر بابکان

آذربرزین : پسر فرامرز که با بهمن پسر اسفندیار جنگید که یکی از پهلوانان ایرانی میباشد و آتشکده ای هم به همین نام وجود دارد

آذر کیوان : حکیمی و عالمی ایرانی از سرزمین فارس که در قرن یازدهم هجری حیات داشته است

آرتاخه : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس

آرش : ملقب به کمانگیر . پهلوان ایرانی در عهد منوچهر شاه که در تیر اندازی سر آمد زمان خود بوده است که در جنگ میان منوچهر و افراسیاب قرار بر پرتاب کردن تیری میگذارند تا مرز میان ایران و توران را تعین کند آرش از طربستان تیری پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ایران زمین فدا نمود

اسکیلاس : دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات

آریه : سردار معروف و بزرگ ایرانی که به حمایت از پادشاهی کورش صغیر برخواست

استانس : دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموکریتوس

آیین گشسب : سردار بزرگ ایران که در زمان هرمز چهارم فرماندهی لشگر ایران را بر عهده داشت

ابولولو : یا همان فیروز نهاوندی . پس از یورش تازیان به ایران به سرکردگی عمربن خطاب فیروز نهاوندی و تعداد بیشماری از ایرانیان به غلامی اعراب در آمدند . فیروز غلام مغیره بن شعبه شد و با زیرکی و در جهت انتقام خون نیاکانمان عمربن خطاب خلیفه دوم را با ضربه های کارد کشت و این جنایتکار تازی را از صحنه روزگار محو کرد

آریوبرزن : سردار بزرگ ایران که با شهامتی در خور ستایش و ماندگار لشگر ایران را تا آخرین لحظه در برابر ارتش اسکندر نگهداشت و مقاومت نمود و جان سپرد و حماسه ای در تاریخ ایران از خود بر جا گذاشت

استاذسیس : سردار دلیر ایران که در نواحی هرات و بادغیس و سیستان بر ضد منصور خلیفه ستمگر عباسی قیام کرد و عاقبت به فرمان منصور در بغداد به دار آویخته شد و یکی از سمبلهای عرب ستیزی را در ایران به جای گذاشت و درس وطن پرستی در برابر یورش بیگانگان برای جوانان به جای گذاشت

احمدبن محمد نهاوندی : ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) در جندی شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زیج

احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری : سده یازدهم هجری معماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان

ارد بزرگ: میهن پرست ترین اندیشمند حال حاضر ایران است . مجموعه بسیار با ارزش اندیشه های او با عنوان ( آرمان نامه ) گردآوری شده است .

انوشیروان عادل : ملقب به انوشیروان دادگر . پادشاه معروف ساسانی که با بنیان گذاشتن قوانین حکومتی - دادگستری - اجتماعی و کشوری ایران را به مرز باشکوه ترین کشورهای جهان مبدل نمود . او مزدک و مزدکیان را که مدعی پیامبری شده بودند و دین ساختگی را می خواستند رواج دهند ( که قوانین مزدکی همان قوانین زرتشت با کمی تغییر بود ) همگی را نابود کرد و مشهورترین کاخ معماری ایرانی را در عراق پایه گذاشت که تیسپون نام گرفت ولی بعدها توسط سپاه اسلام ویران شد

استخری(اصطخری) : وی را نیزابن ندیم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است از جغرافی دانان نامداری مشرق زمین

ابو سعید ابوالخیر : شاعر و عارف بزرگ پارسی قرن 4 و 5

امیر خسرو دهلوی : شاعر بزرگ پارسی قرن 6 که خاندانش از ایران ترک وطن نمودن و هندوستان رفتند

اوحدی مراغه ای : شاعر و عارف قرن 7 هجری

انوری ابیوردی : شاعر و استاد نامدار قرن 6 هجری - استاد علوم - ریاضیات و نجوم و از پیروان ابن 

سیناسعدی شیرازی : مشرف بن مصلح یکی از  شاعران و استادان زبان و ادب پارسی در قرن 6 هجری

سهل بن بشر ( یا سهل بن حبیب بن هانی ) : در نیمه اول سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم

سیاوش : یکی از اسطوره های ملی ایرانیان . مردم ایران زمان های مدیدی سوگ سیاوش را هر ساله گرامی میداشتند . پسر کیکاوس و پدر کیخسرو . سودابه زن کیکاوس عاشق او شد که سیاوش از او امتناع ورزید . سودابه به همین جهت اورا نزد پدر متهم ساخت و سیاوش بتوران نزد افراسیاب رفت و دختر وی را به زنی گرفت . گرسیو برادر افراسیاب به سیاوش حسد برد و افراسیاب را وادار به کشتن او کرد . که کشته شدن سیاوش باعث جنگهای طولانی و غضب ناکی میان ایرانیان و تورانیان گشت

سیف فرغانی : از شاعران و عارفان قرن 7 هجری

سهل طبری : در اوایل سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشک

صائب تبریزی : استاد غزل سرای پارسی قرن 10 هجری

شهریار : استاد شعر - دانشجوی پزشکی - از مریدان حافظ - که دیوان کاملش را به پارسی و یک مجموعه مشهور آذری به نام حیدر بابا از وی باقی مانده

شیخ بهایی : عالم بزرگ شیعه قرن 10 هجری - از علاقه مندان به تصوف و عرفان پارسی

شمس الدین محمد بن ایوب دینسری : (سده هفتم هجری)- دایره المعارف نویس و نگارنده کتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر که شامل مباحثی از علوم طبیعی است

شاپور ذوالاکتاف : شاپور دوم پادشاه مقتدر ساسانی که پس از خلع آذر نرسی بر تخت پادشاهی ایران جلوس کرد و هفتاد سال پادشاهی کرد . او یکی دیگر از پادشاهان بزرگ ایران است که چندین بار از حمله اعراب به ایران جلوگیری کرد و با اندیشه نیک سرزمین آریایی ما را از هجموم بیگانگان محفوظ داشت . او را به این جهت ذوالاکتاف میخوانند که دارای شانه های پهن و بزرگ بود . در بعضی از کتب تاریخی گفته است به دلیل آنکه پس از اسیر کردن مهاجمین ( اعراب ) از کتف آنان طنابی عبور میداده و همه را به طناب میکشیده ذوالاکتاف نامیده شده ولی این باور با ابهت و منش نیاکان ما در تضاد است .

شیده : دوره ساسانی - سازنده کاخ خورنق

شاهین : یکی از بزرگ سرداران و سپهسالاران ایران در زمام پادشاهی خسرو پرویز ساسانی

شیدرنگ : پزشک و فیلسوف ایرانی در عهد ضحاک که پزشکی را یکی از مشاغل واجب الوجوب میدانسته

قطب الدین شیرازی : (1236-1311م)-ریاضیدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشک، فیلسوف ایرانی

فارابی،ابو نصر : (مرگ در 340/339 هجری یا 951/950م) دانشمند و فیلسوف ، در طبقه بندی علوم و در تبیین قوانین صوت و در تعریف دانش ها نقش عمده ای داشت

فردوسی : حکیم فرزانه ابوالقاسم حسن ابن اسحق . از وی به نام خداوندگار تاریخ و فرهنگ ایرانشهر یاد میکنند . شاعر نامی ایران که ایران را پس از 200 سال از دست زبان اعراب نجات داد و دوباره زبان پارسی را که از ریشه پهلوی و دری گرفته شده است را به کشور هدیه کرد . او در سال 329 در قریه باژ از توابع طوس پا به حیات گذاشت و مدت 35 سال از عمر خود صرف جمع آوری تاریخ ایران به صورت نظم و شعر کرد که منبع گردآوری او از کتاب خدای نامه شاهنشاهی ساسانیان بود . اما حاکم وقت سلطان محمود غزنوی رنج او را ضایع کرد و او را آزرده و رنجیده خاطر نمود . او یکی از سه اثر بزرگ و شاهکار ادبی جهان را بوجود آورد که هم اکنون کشورهای مختلفی یادواره او را گرامی میدارند و او در نهایت اندوه در سال 411 هجری در طوس درگذشت . که بدلیل سروده های جنجالی او علیه اعراب و نکوهش چنیدن باره آنان - مسلمانان بر جشدش نماز نگذاشتند و وی را در گورستان مسلمان خاک نکردند ولی او در تاریخ جاوید ماند شاهنامه بزرگ فردوسی

فضل بن حاتم نیریزی : ( مرگ در 922 م / 310 ه ) ریاضی دان ، هندسه دان و ستاره شناس

فخرالدین عراقی همدانی : عارف و شاعر نامور قرن 7 هجری ایران زمین

فرخی سیستانی : غزل گوی و قصیده سرای نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

فروغی بسطامی : شاعر - غزلسرا - استاد پارسی گوی - عارف و ریاضدان قرن 13 هجری

فرغان : دوره ساسانی- سازنده تاق کسرا

عاملی - بهاالدین : (1031-953هجری) ریاضیدان، معمار، فیلسوف

عبید زاکانی : منتقد اجتماعی قرن 7 هجری که شکایات خود را از دست حکام ظالم وقت به شعر پارسی در آورده است

علی بن سهل بن طبری : ( سده نهم میلادی / سده سوم هجری ) مؤلف فردوس الحکمه در طب و هوا شناسی ، نجوم

عمربن فرخان طبری : ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار

عبدالملک بن محمد شیرازی : ریاضیدان و ستاره شناسی که در نیمه دوم سده دوازدهم میلادی(ششم هجری) برآمد

عطار نیشابوری : شاعر و عارف نامدار قرن 6 هجری ایران زمین

عبدالرحمن بن عمر صوفی رازی : زاده ری(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس

غیاث الدین جمشید محمد طبیب ( الکاشی) : (790-832 هجری قمری) از مردم کاشان، ریاضیدان و محاسب

عمر خیام : فیلسوف - منجم - ریاضیدان و اندیشمند ایران زمین . که نه تنها ایران را دگرگون نمود بلکه تاثیری ژرف در جهان از خود برجای گذاشت . هم اکنون تندیس این بزرگ مرد در دانشگاه فلورنس ایتالیا نصب است و فلسفه و خصوصیات او تدریس میشود . او در زمان جلال الدین ملکشاه سلجوقی زیست کرد و از قوانین اعراب بیابانگرد که سایه در کشور متمدن ما گسترانیده بود به تنگ آمده بود و رباعیات بسیاری در شکایت از آنان به روشنی گفت

کاوه آهنگر : آهنگری که چرم پاره خود را بر سر نیزه زد و ضحاک تازی را از تخت پادشاهی ایران به زیر افکند و بعدها چرم وی به درفش ملی کاویانی مبدل گشت . کاوه با یاری مردم ضحاک تازی را در کوه دماوند حبس کرد و فریدون را به سمت پادشاه ایران نشاند

کمبوجیه : کامبوزیا یا کامبیز . فرزند کورش بزرگ . او با اقتداری ستودنی و باور نکردنی در سال 525 قبل از میلاد سرزمین های مصر را بدلیل عمل نکوهیده مصریان در برابر ایرانیان که تعدای از ایرانیان را در مصر کشتند و به تمسخر پرداختند فتح کرد و کل مصر به زیر چتر پادشاهی ایران در آورد . او پیرو مزدیسنا زرتشت بود و همواره دین بهی را دنبال میکرد وی در راه بازگشت خبر دار شد که فردی به نام بردیه یا گئومات ادعای پادشاهی ایران نموده است و به نام برادر او کل پادشاهی را از آن خود کرده و دست به جنایات و کشتار مردم ایران زده که در نهایت از اندوه این کار جان داد . هرودوت چون او به خدای مصر ( یک گاو ) بی احترامی کرده بود و او را با ضرب چاقو کشته بود به او لقب دیوانه داد ولی این یکی دیگر از برگهای زرین خداپرستی در ایرانیان آن روزگار بود

کورش بزرگ : کورش بنیانگذار دودمان هخامنشیان بود. او و مهرداد اشکانی و نادرشاه افشار را سه پادشاه بزرگ تاریخ ایران می دانند . او در رفومی آرام پدر بزرگ خویش را از قدرت برکنار نمود و خود پادشاهی ایرانزمین را بر عهده گرفت .

کیخسرو : سومین پادشاه مقتدر کیانی به خونخواهی کشتن سیاوش برخواست و مدتهای زیادی با تورانیان جنگید و در نهایت آنان را مغلوب ساخت و افراسیاب را به دلیل کشتن سیاوش که نه تنها پدر وی بود بلکه یکی از قهرمانان نامی ایران بود کشت . پدرش سیاوش و مادرش فرنگیس بود

کیومرث : نخستین پادشاه و بنیانگذار سلسله پیشدادی در پیش از ظهور هخامنشیان . نام وی در اوستا گیومرتا آمده است و ذکر شده است که زرتشتیان او را نخستین انسان میدانند . در زمان او مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حیوانات می پوشاندند

گشتاسب : پنجمین پادشاه از سلسله کیانی . پسر لهراسب و پدر اسفتدیار روئین تن گفته شده که زرتشت در زمان وی ظهور نموده است و گشتاسب شاه اولین کسی است که به زرتشت گرویده است و از مبلغان اصلی دین بهی میبشاد که در گسترش آن نقش مهمی ایفا کرده است

وحشی بافقی : غزلسرای و عارف قرن 9 هجری ایران زمین

مازیار : یکی دیگر از قیام کنندگان بر علیه حکومت اعراب در ایران . وی در طبرستان بنایی عظیم ساخت و در جهت بازگرداندن عظمت ایران به قبل از یورش تازیان تلاش کرد . وی در زمان معتصم عباسی قیام خود را آغاز کرد و در صدد بر آمد همگام با بابک خرمیدن هویت ملی ایرانی را زنده کنند که در نهایت با جنگهای معتصم دستگیر و در بغداد کشته شد . او نیز یکی دیگر از تندیس های ملی گرایی ایرانیان در برابر تهاجم دیگر کشورها است

مرداویج : پسر زیار . سردار بزرگ ایرانی که او نیز در جهت متلاشی کردن حکومت اعراب در ایران کوشید و جان داد . وی فرمانده لشگر اسفار پسر شیرویه عامل نصر بن احمد ساسانی بود طبرستان را برای اسفار فتح کرد . پس از کشته شدن اسفار- مرداویج قزوین و همدان و اصفهان و اهواز را گرفت و لشگر المقتدر خلیفه جنایتکار عباسی را شکست داد . وی در کمال تاسف در سال 323 هجری قمری در حمام اصفهان به دست غلامان ترک کشته شد

مطهر بن طاهرمقدسی : (356ه 966م) دربست سیستان برآمد- دایره المعارف نویس وبازگوکننده اعداد بزرگ هندی

مهران : یکی دیگر از سرداران بزرگ ایران . وی از سپهسالاران ارتش ایران ( یزدگرد ساسانی ) بود و با اعراب بیابانگرد جنگید و ابوعبیده سردار مشهور عرب را به قتل رسانید

حسین معمار : معمار بقعه هارون در سال 918هجری

مهرداد بزرگ : موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی و لجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیان سلوکی رهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد و به او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند . که به راستی اگر ظهور نمی کرد امروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم

ملک الشعرای بهار : سراینده پارسی گوی قرون معاصر که به ایران باستان علاقه بسیاری داشت . روزنامه نگار و نویسنده نامدار ایران زمین در قرن 13 هجری

محمد ابن اشرف شمس قندی : ریاضیدان و ستاره شناس سده سیزدهم میلادی

محمد بن ابوبکر فارسی : ریاضیدان و ستاره شناس ایرانی نیمه دوم سده سیزدهم میلادی

مسعود سعد سلماس : شاعر قرن 5 هجری - استاد شعر پارسی

مولانا : بزرگترین عارف ایران زمین و پارسی گوی بزرگ قرن 6 هجری

موید الدین طغرانی : (مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شیمیدان ایرانی

ماشاءالله (مناسه) : ( مرگ در 815 یا 820 م ) یهودی ایرانی الاصلی که در پروژه شهر بغداد با نوبخت همکاری میکرد

محتشم کاشانی : شاعر نامدار ایرانی قرن 9 هجری

محمد بن احمد خرقی : (مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافی دان ایرانی که نظریه ای در باب چگونگی حرکت ستارگان نیز ارائه داده است

محمد بن عمربن فرخان طبری : پسر شخص بالا درآغاز سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم

ماهانی - محمد بن عیسی : ( مرگ در 874 تا 884 میلادی / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان کرمان ، ریاضی دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهانی از اوست

المظفر : (سده ششم هجری) اهل توس ،مخترع گونه ای از اسطرلاب خطی

محمد بن لره : اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن ندیم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است

نادر شاه افشار : او را بهمراه کورش هخامنشی و مهرداد اشکانی سه پادشاه بزرگ تاریخ ایران می دانند . او پس از اسلام باشکوهترین و قدرتمندترین پادشاهی ایران را خلق کرد و در زمان خود پادشاه همه پادشاهان بود .

نوبخت : ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ایرانی که تحت سر پرستی خالد بن برمک که وی نیز ایرانی بود طرح بغداد را انجام داد

نصرالدین طوسی : ( 672-598 هجری) اهل توس ، ریاضیدان، ستاره شناس،دانشمند علم مواد

ناصر خسرو : شاعر نامدار قرن 5 هجری . حکیم فاضل و صوفی پارسی زبان

نظامی گنجوی : حکیم ابومحمد الیاس بن زکی بن موئد ملقب به نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران زمین در سال 535 در شهرستان اراک - تفرش روستای تاد متولد شد . بر سر تولد وی اتفاق نظر نمی باشد . عده ای نیز باور بر این دارند که وی در شهر گنجه از آران بالای رود ارس به دنیا آمده است . در هر دو شهر شکی بر ایرانی بودن وی نیست . زیرا همه گنجه در جمهوری آذربایجان شهری ایرانی است و هم تفرش . وی یکی از بزرگترین شاعران ایران زمین است که به گفته پارسی شناسان بعد از فردوسی او قراردارد . وی حماسه خسرو پرویز پادشاه ایران را با شیرین به شاهکاری ادبی تبدیل کرد . مخزن الاسرار - منظومه لیلی و مجنون - هفت پیکر - و اسکندر نامه از دیگر شاهکار های او است . گنجه از شهرهای کوچک ایران بود و امروز متوسط از ایران جدا گشته است و هم اکنون آرامگاه او آنجا قرار دارد

هاتف اصفهانی : شاعر نامدار قرن 12 هجری - استاد پارسی گوی ایران زمین

یحیی بن ابی منصور : ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ایرانی که در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زیج، نوه اش هارون بن علی هم ستاره شناس و مؤلف زیج بود

یعغوب بن طارق : (مرگ در 796 م / 180 ه )از نژاد ایرانی ستاره شناس

یعقوب لیث : یکی دیگر از قیام کنندگان بر علیه حکومت اعراب در ایران که گامهای اساسی در جهت بر اندازی تازیان در ایران برداشت وی نمونه دیگری از وطن پرستی ایرانیان در برابر هجوم بیگانگان به کشور شان بود . او پسر لیث رویگر بود . بواسطه کفایت و جوانمردی و دلیری از رویگری و عیاری به امارت سیستان رسید . سپس هرات و کرمان و شیراز و خراسان را گرفت و در جهت پاکسازی ایران از دست اعراب گام برداشت . وی بر ضد معتمد خلیفه کشتارگر عباسی قیام کرد و برای نابود ساختن حکومت عرب - جوانمردانه جنگید . سپس قصد حمله به بغداد را کرد و در صدد آمد که خلیفه ننگین عرب را بکشد لیکن عمرش کفاف نداد و در اثر بیماری در سال 265 هجری قمری در گندی شاپور یا جندی شاپور امروی خوزستان درگذشت
یقبوب بن محمد رازی : ابن ندیم وی رااز مهندسان و محاسبان دانسته است

بوذرجمهر : بزرگمهر معروف ترین و اندیشمند ترین وزیر دربار انوشیروان دادگر که گفتگوی های خرد ورزانه او در تاریخ ایران ثبت گشته است

بهرام چوبین : سردار دلیر ایران که در زمان پادشاهی هرمز چهارم ایران را از حمله وحشیانه ترک های مغول نجات داد و با لشگر کشی و حمله به آنان ارتش آنان را شکست داد . که بعدها در جنگ با رومیان شکست خورد

برانوش : دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر

پیروزان : یکی از سرداران ایرانی در زمان یزدگرد سوم . که در جنگهای ایرانیان با اعراب رشادتهای از خود بر جای گذاشت

تنسر : پیشوای بزرگ دینی (زرتشتی) ایرانیان در زمان پادشاهی اردشیر بابکان عنوان هیربدان هیربد را داشته است که گامهای بزرگ در راه دین بهی برداشته است

جمشید : پسر طهمورث - چهارمین پادشاه پیشدادی . که جشن نوروز را بنیان نهاد و رسوم و آیین هایی شادی برای ایرانیان بر جا گذاشت که او را جم یا جمشاسب هم گفته اند

ابو موسی جابرین حیان : اهل توس ، شیمیدان و کانی شناس و ستاره شناس بزرگ ایرانی .

جاماسب : مردی دانا - خردمند و فیلسوفی بزرگ که گفته اند داماد زرتشت اسپیتمان بوده و نیز وزیر گشتاسب شاه . وی در آذربایجان زاده شد و خدمات بسیاری به ایران و ایرانی نمود

حافظ شیرازی : حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی شاعر - عارف و ادیب پارسی گوی قرن 7 هجری

حلاج : حسن ابن منصور حلاج . از عرفای مشهور ایرانی - اسلامی قرن سوم هجری که با گفتن عقاید مخالف خود علیه اعراب افراطی به شهرت رسید . او را صاحب کشف و کرامت دانسته اند و چون در زمان المقتدر خلیفه عباسی خلاف موازین و عقاید اسلامیان افراطی آن زمان سخن گفته بود به اصرار فقهای بغداد او را دستگیر و مدت هشت سال در زندان سر کرد و سپس وی را از زندان در آوردند و بعد از زدن هزار ضربه شلاق به وی هر دو دست وی را قطع کردند و سپس هر دو پای وی را بریدند و بعد جسدش را سوزاند واین وحشیگریهای اعراب که به نام اسلام کردند هزاران بار در تاریخ ما به ثبت رسیده است

خاقانی شروانی : بزرگ قصیده گوی پارسی و شاعر نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

ابو جعفر محمد بن موسی خوارزمی : او  صاحب کتاب جبر و مقابله خود را که درباره ریاضیات مقدماتی است و اولین کتاب جبر است که به عربی نوشته شده است. کتابهای او در زمینه*جبر*حساب*نجوم*که به زبان عربی نوشته شد هم در کشورهای اسلامی و هم در کشورهای اروپائی تاثیر بسزایی داشت.کتابهای دیگر او که درباره ارقام هندی است بعد از آنکه در قرن ۱۲ به زبان لاتینی منتشر شد تاثیر خاصی بر روی اروپائیان گذارد و نام خوارزمی مرادف با هر کتابی که درباره حساب جدید بود قرار گرفت و از همین جا اصطلاح الگوریتم به معنای قاعده محاسبه رواج یافت.از جمله کتابهای دیگر او در زمینه ریاضی می توان مختصر من حساب الجبر و المقابله*و کتاب الجمع و التفریق*و زیج را نام برد.وی در سال ۲۳۳(ه.ق)درگذشت...

خواجوی کرمانی : شاعر و عارف قرن 7 هجری ایران زمین

خسرو پرویز : خسرو پرویز سازنده حماسه بزرگ خسرو و شیرین نیز بود که عشق جاودانه اش به شیرین برای همیشه در تاریخ به ثبت رسید . که با اندوه بعدها از فره ایزدی دور میگردد و از آن مقام و ابهت خود میکاهد . فردوسی نیز از آخرین سالهای شاهنشاهی خسرو شکایت می کند ولی وی از شاهنشاهان مقتدر ایران بود

خراسانی - ابوبکر علی بن محمد : شیمیدان ایرانی که بقول ابن ندیم و بگفته کیمیاگران به کیمیا دست یافت

خالد بن عبدالملک مرورودی : اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خلیفه عباسی بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند

خوارزمی - محمد بن احمد کاتب : از دایره المعارف نویسان سده چهارم هجری است.کاتب مفاتیح العلوم وی شامل مباحثی در حساب،هندسه،نجوم،موسیقی،مک انیک و شیمی

خشیارشا : فرزند داریوش بزرگ . او یکی دیگر از جانشیانان بر حق پادشاهی هخامنشیان بود که وی را فاتح سرزمین های آتن اروپا میدانند . او آتن را به کلی تصرف کرد . دلیل لشگر کشی وی عدول کردن یونانیان از قوانین آن روزگار بود زیرا لیدی که جزوی از ایران بود که توسط یونان به آتش کشیده شده بود و خشیارشا در صدد بر آمد این کار زشت را که در آن زمان نزد ایرانیان گناه محسوب میشده است جبران نماید که موفق نیز شد ولی در نبردهای بعدی به ایران عقب نشینی کرد ولی اقتدار ایران را به زیباترین شکل حفظ نمود

خازنی - عبدالرحمن : فیزیک دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتدای سده ششم هجری

جهن برزین : دوره ساسانی - سازنده تخت تاقدیس

عبدالرحمن جامی : شاعر نامدار قرن 8 پیشکوست در ادب - علم - عرفان سیر و سلوک که به تازی و پارسی شعرهای خود را سروده است

جرجانی ابو سعید ضریر (گرگانی ) : مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و ریاضی دان

دقیقی طوسی : شاعر نامدار قرن چهارم هجری - ایرانی زرتشتی - نخستین گردآورنده شاهنامه پیش از فردوسی بزرگ

داریوش بزرگ : وی در سال 521 بر تخت پادشاهی ایران زمین جلوس کرد و بزرگترین و شکوهمند ترین پادشاهی تاریخ ایران را پس از کورش بزرگ از خود به جای گذاشت . او پیرو دین بهی و مزدیسنا زرتشت بود و همواره منش و بزرگی کوروش را دنبال میکرد . او ساخت کاخ پرسپولیس را آغاز نمود و بعد از سه سال بررسی و ساختن ماکت از کاخ پرسپولیس با کمک مهندسی مصری که بعدها به موزه هنر تمام کشورها شناخته شد بنای این کاخ جاودانه را گذاشت و بیش از نیمی از آن را در زمان خود ساخت و ادامه ان توسط جانشینش خشیارشا تکمیل و بعد از وی فرزند او انجام گرفت . داریوش بزرگ هخامنشی کانالی در 2500 سال پیش ساخت که بعدها به کانال سوئز معروف گردید . طول این کانال دریایی به بیش از 161 کیلیومتر میرسیده است و از عرض آن دو کشتی به راحتی عبور میکردند . داریوش بزرگ خطی جدید برای ایرانیان بوجود آورد که بعدها از خطوط رایج دنیا شد . داریوش بزرگ ایران را به بزرگ ترین کشور جهان مبدل کرد ( بیش از 28 کشور ) . داریوش بزرگ آموزش رایگان را برای قشر عوام کشور به صورت اجباری در آورد و طرح سواد آموزی را اجباری نمود و . . . او را از ابرمردان ایران و جهان می دانند

رستم : ملقب به تهمتن . پهلوان بزرگ ایران . فرزند زال و رودابه . نواده سام و مهراب کابلی که در عهد کیقباد و کیکاوس و کیخسرو با تورانیان جنگید و از خود دلاوری ها و رشادتهای شگفت انگیز بر جای گذاشت

رستم فرخزاد : سردار کبیر ایران که در جنگ با اعراب کشته شد . او سپهسالار بزرگ ارتش ایران در زمان شاهنشاهی یزدگرد سوم بود که حماسه ای در جنگ قادسیه بوجود آورد که تاریخ نیاکانمان را زیبا تر از همیشه ساخت در نهایت به دست سپاه اسلام کشته شدرودکی سمرقندی : شاعر بزرگ قرن 4 هجری از ایرانیان سمرقندی و ناظم کلیله و دمنه

روزبه : دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهای بصره و کوفه

رابعه : به احترام بانوان ایران زمین یکی از دهها زن برجسته ایرانی را نیز اینجا می آوریم . نخستین زن ایرانی که پس از حمله وحشیانه اعراب به ایران و تسلط کامل به کشورمان به زبان پارسی اصیل شروع به سرودن شعر کرد . زمانش را برابر با رودکی گفته اند . گفته شده است که حارث برادر رابعه غلامی خوبرو به نام بکتاش داشت که بعدها رابعه عاشق بکتاش میشود که در اثر این عشق حارث فرمان میدهد که رابعه را به حمام ببرند و رگهایش را بزنند و بعد از آن درب حمام را گل بگیرند که بعد از آن رابعه با خون خود شعرهایش را بر دیوار حمام نوشت و به ناکامی از جهان بدرود گفت

زرتشت اسپیتمان : نخستین پیام آور صلح و خرد و اندیشه جهان که تاریخ زیستن او را از حدود قرن هفتم قبل از میلاد تا 1735 قبل از میلاد و برخی دیگر تا 5500 سال پیش تخمین زده اند که هنوز هیچ تاریخ شناسی نتواسته است از زمان او آگاهی پیدا کند . او ایرانیان را به پرستش خدا یگانه دعوت کرد . نام پدرش پورشسب و نام مادرش دغدو بود که گفته اند یکی از دلایل بوجود آمدن بزرگترین امپراتوری تاریخ در زمان شاهنشاهی هخامنشیان گرویدند پادشاهان آن زمان به دین زرتشتی بوده است . خدای واحد در دین زرتشت اهورامزدا می باشد

ثنایی غزنوی : عارف و زاهد و اندیشمند مسلمان و استاد شعر پارسی در قرن 5 هجری

ستاسپ : دوره هخامنشی ( زمان حکومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.) دریا نورد و مکتشف

سنباد : یکی دیگر از قیام کنندگان بر علیه حکوتهای غارتگر اعراب در ایران که به جان و مال و ناموس ایرانیان تجاوز میکردند . او اهل نیشابور بود و پس از اینکه منصور خلیفه عباسی - ابومسلم خراسانی را کشت وی در نیشابور به خونخواهی از ابومسلم که فردی ایرانی و وطن پرست بود برخواست و قیام کرد که در نهایت با شصت هزار نفر از یارانش توسط اعراب بیابانگرد و کشتارگرکشته شد

سورنا : یکی از فرماندهان مشهور اشک سیزدهم (ارد نخست) می باشد . او به دستور پادشاه ایران که خود در حال جنگ با متجاوزین در خاور ایران بود به شمال باختری ایران لشکر کشید و در سال 53 قبل از میلاد کراسوس سردار مشهور روم را با سپاهیان بیشمارش شکست داد .

ابوریحان محود بن احمد بیرونی : زاده خوارزم، ریاضیدان،زمین شناس، جغرافی دان،جهانگرد، فیلسوف،و نظریه پرداز در علوم طبیعی ودانشمند علوم تجربی . یکی از برجسته ترین دانشمندان ایران که به هویت ملی کشورش بسیار پایبند بود .

ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخی :  اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظریه پرداز در نجوم

اصفهانی - محمد حافظ : (نتیجه الدوله) سده دهم هجری ، مولف رساله هایی در انواع دستگاههای مکانیکی

پور سینا (ابو علی حسین بن عبدلله بن سینا ) : از جمله معروف ترین آثار او می توان به دانشنامه علائی که به زبان فارسی است و همچنین مهمترین اثر فلسفی او به نام شفاء که شامل چهار بخش(منطق-طبیعیات-ریاضیات و مابعدالطبیعه)است را نام برد این اثر و کتاب بعدی به نام قانون که دایرهَ المعارف طبی می باشد هر دو به زبان عربی است .

اخوان الصفا : گروه از مهندسان و دانشمندان و فیلسوفان که در سده دهم میلادی( سده چهارم هجری) بر آمدند. بعضی از اعضای این گروه مخفی مثل ابو سلیمان محمد بن بشیر بستی مقدسی، ابو الحسین علی بن هارون زنجانی و محمد بن احمد نهرجوری ایرانی بوده اند آنان دایره المعارفی شامل کلیه شعب معرفت پدید آوردند

ابو جعفر خازن : زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) ریاضی دان و ستاره شناس

ابو الفتح اصفهانی : ریاضیدان سده چهارم هجری

ابو سهل ویجی بن رستم کوهی : (سده چهارم هجری) اهل طبرستان ، ریاضی دان،مهندس، ستاره شناس. وی رهبر ستاره شناسان در رصد خانه ای بود که شرف الدوله دیلمی ساخته بود

ابو سعید احمد سنجری : (415-340ه)(1024-951م) ریاضی دان

ابوبکر حسن بن خصیب : در اواخر سده نهم میلادی ( سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ایرانی بود

ابوبکر زکریای رازی : ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فیزیک دان ، شیمی دان و پزشک و مهندس و فیلسوف - کاشف الکل .

احمد بن داوود دینوری : ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دینور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، ریاضی دان ، گیاه شناس و لغت نویس

ابو نصر محمد فارابی : (340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب ترکستان - فیزیکدان،موسیقی شناس،فیلسوف ایرانی

احمدبن سهل بلخی : (934م/323ه) زاده شاستیان بلخ ،ریاضیدان وجغرافی دان

ابوسهل فضل بن نوبخت : - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختی ستاره شناس و کتابدار هارون الرشید

ابو نصر محمد بن عبدالله(کلو اذانی) : از دودمان اردشیر بابک کلواذانی(تولدش پیش از سال سیصد هجری) از جمله ریاضی دانان

ابو حامد احمد بن محمد صاغانی : (مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، ریاضیدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و دیگر ابزارهای نجومی

ابو الرضا عباس بوزجانی : ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالی نیشابور ، ریاضیدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظری پرداز در نجوم

ابو منصور موفق : (سده چهارم هجری) شیمی دان و دانشمند و علم مواد

ابو نصر اسمعیل بن حماد جوهری : (مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقیم نیشابور. لغت نویس و مبتکراندیشه های پرواز

ابوالعباس احمد بن محمد بن کثیر فرغانی : اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظریه پرداز نجومی

بابا طاهر عریان : شاعر و صوفی نامدار مشرق زمین در قرن 5 هجری . سروده های وی بزرگترین سند در اثبات زبان و ادبیات کوردی ایران است

بوبراندا : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس

برزمهر : پهلوان و دلیر مرد ایران در زمان پادشاهی بهرام گور

برزویه : طبیب و اندیشمند مخصوص انوشیروان عادل که کتاب کلیله و دمنه را از هند به ایران آورد و به زبان پهلوی ترجمه کرد

بدیع اسطرلابی : (مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب

بنو موسی ( محمد ، احمد و حسن ) : سده سوم هجری - خراسانی الاصل ، مهندس مکانیک ، هندسه دان ، و ریاضی دان

بلاش : یکی از پادشاهان اشکانی که به اشک بیست و دوم معروف بود و در سالهای 51 تا 77 میلادی پادشاهی ایران را بر عهده داشت و خدمتی بزرگ به ایران زمین نمود . زیرا کتاب ارزشمند ایرانیان ( اوستا ) که در زمان حمله اسکندر به ایران از میان رفته بود با تلاش و همت او دوباره گردآوری شد

برازه : دوره ساسانی زمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا کننده شهر فیروز آباد یا اردشیر خوره

بابک خرمدین : سردار دلیر و پیشوای نهضت خرمدینیان یا سرخپوشان که بر ضد حکومت عرب قیام کرد و 22 سال دست یورش گران عرب را از کشور ما کوتاه کرد و مبدل به سمبلی از مقاومت ایرانیان در برابر حمله بیگانگان به کشور شد . او همیشه می گفت روح ابومسلم خراسانی در او حلول پیدا نموده و ادامه قیام ابومسلم را بر عهده گرفته است .

 

 

+ همایون زارعی ; ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

کورس قدرت در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در بین پشتونهای افغانستان

کورس قدرت در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در بین پشتونهای افغانستان
 

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری افغانستان جنگ قدرت در این کشور بالا گرفته است . در حالی که سران قبایل پشتون رو به سوی کشور آمریکا گذاشته اند تا بتوانند با سران تازه کاخ سفید به زد و بندی مناسب برسند بزرگان و ریش سفیدان قبایل دیگر بخصوص تاجیک ها به بحث های جدی تری روی آورده اند آنان چهار چوب فعلی قانون اساسی و همچنین تقسیم قدرت در افغانستان را ناعادلانه می دانند . آنان معتقدند دوباره افغانستان در کام اژدهای پشتونهای بدوی در حال فرو رفتن است و این تازه در شرایطی است که قوای طالبان به اعتلافی با دولت این کشور نرسیده اند و اگر این امر رخ دهد شرایط برای اقوامی نظیر تاجیک ، هزاره و ازبک بسیار وحشتناک و تاریک خواهد شد چون از تلفیق حاکمیت فعلی و طالبان که هر دو پشتون هستند دوران سختی بر افغانستان سایه خواهد افکند . از سوی دیگر پشتونها به بازی کثیفی روی آورده اند آنها با ایجاد اختلاف در بین ازبک ها و تاجیک ها سعی بر آن دارند که از این قبل شرایط گروههای مخالف خویش را متزلزل ساخته و خود همچنان بر اریکه قدرت تکیه زنند .
از یاد نبرده ایم روزهای شکوه احمد شاه مسعود را که چه عارفانه دست دوستم شکست خورده را گرفت و دوباره به او نیرو و امکانات مبارزه را داد و چه اندوهناک که در هنگامه پیروزی و داشت در بستر خاک آرامیده بود.
امروز بسیاری از آنانیکه تشنه قدرت بی حد و نصاب هستند از یاد آوری یاد احمد شاه مسعود گریزانند و به یاران او اهانت می کنند .
براستی چرا احمد شاه مسعود این قدر محبوب است و چهره مخالفین او هر روز تیره تر می گردد . عده ایی بر این باورند تاثیرات اندیشه های شخصیتی کاملا ملی همانند ارد بزرگ باعث شد احمد شاه مسعود از قالب یک رهبر جهادی به شخصیتی ملی بدل گردد . و دیدیم که او هیچ گاه به تیره و نژاد و همچنین دین به عنوان اصلی خاص برای وحدت خاک نگاه نکرد و در هر شرایطی برای همه اقوام و مذاهب ارزش ویژه قائل بود .
اما امروز متاسفانه پشتونها از زاویه تنگ قومی و منطقه ایی خود بی شرمانه ترین عناوین را نثار آن مرد شریف می کنند و عده ایی از فریبخوردگان قبایل دیگر بر آن شیر مرد تنگه پنج شیر می تازند .
اما آیا این مسیر به نتیجه خواهد رسید ؟!
یاران واقعی احمد شاه مسعود همچنان زنده و بیدارند و اوضاع را زیر نظر دارند . جامعه کنونی افغانستان آن قدر بیدار هست که دیگر به دوران تاریک ۲۰۰ سال گذشته بر نگردد .

پریسا آغداشلو
بهمن ماه ۱۳۸۷ خورشیدی

 

 

+ همایون زارعی ; ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

فرهنگ نقد و ارزیابی در ایران

http://school.discoveryeducation.com/clipart/images/judge.gif

 

 

آنچه در نوشتن این مطلب مرا مصمم کرد خواندن نقدی بر یکی از کتابهای انتشار شده بود.بدون در نظر گرفتن عنوان کتاب و نویسنده آن ،لحن شخصی بود که بر آن نقد کرده بود

مقوله نقد در هر زمینه ای میتواند خالق  اثر را هم به تکامل سوق دهد هم به نابودی بکشاند راه رفتن بر لبه این تیغ برنده که نقد نام گرفته است توانایی و دانشی میخواهد که در همه وجود ندارد
متاسفانه در جامعه ما این روزها بازار نقد رایج و داغ است تا حدی که افراد بدون داشتن اطلاعات و تخصص به خود اجازه میدهند تا به هر مطلبی اعتراض نمایند حال آنکه این بحث احتیاج به دانش و فهم و درک بالا دارد
آنچه این روزها در مقالات نقادانه زیاد به ان برمیخوریم نقد مغرضانه است که نه تنها سازنده  نیست بلکه بر روان جامعه اثر منفی میگذارد تا کی میخواهیم بغض و حسد خود را در قالب حرف و نقد بیان کنیم
شما جماعت نویسنده نقد آیا نمی توانید بدون غرض ورزی با بیان زیبا و کلام دلنشین معایب را گوشزد نمایید آیا به این نتیجه نرسیده اید که این راهی که در پیش گرفته اید به نیستی فرهنگ می انجامد
 بگفته ارد بزرگ نقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست
 منتقد باید با دید و وجدان علمی و دور از هر نوع نظر شخص و با میزان های منطقی و علمی به کار نقد و نقادی بپردازد و نقد خود را از هر نوع شایبه ی غرض دور نگه دارد که لازمه ی این کار هم آن است که ابتدا آثاری که در خصوص مورد نقد در نزد اکثر مردم به عنوان اصلی و خالص و قابل قبول شناخته شده اند را بکار گیرد.
 کامل ترین نوع نقد آن است که بر کامل ترین شناخت و جامع ترین دیدها مبتنی باشد.
پیش از این که منتقد به نقد داده های مطرح بپردازد، باید به معیارهایی که در بر گیرندهء فرهنگ نقد است توجه داشته باشد. این معیار ها، مشمول این روش ها است:

  پرهیز از حُب و بُغض و یکسو نگری.

  جلوگیری از قطعی انگاری در هنگام بررسی.

  بررسی همه جانبه و مبتنی بر ویژه گی های مثبت و منفی اثر.

  برهم زدن هنجارهای متعارف و سنتی در حین ارزیابی و ارزشیابی و هنجارشکنی های آگاهانه.

  نقد وفتی میتواند سازنده باشد که نتیجه مثبتی در پی داشته باشد به قول اندیشمند معاصر ارد بزرگ
ارزیابی و پژوهش ما بر کار دیگران دو درس در پی دارد : نخست اینکه با دانش او آشنا می شویم و دوم آنکه ما راه های تازه و درست را به او هدیه خواهیم نمود

 

http://mardoman.ir/photo/cs/img_6319.jpg

 

جدی ترین مشکلی که در زمینهء نقد و نقادی درایران وجود دارد، ناشی از تعریف یکجانبهء نقد (یعنی نقد به معنی انتقاد صرف) است؛ زیرا به دلیل عدم درک از مفهوم "نقد"، بسیاری  درجامعهء ما به مسألهء بیان "انتقاد صرف" در حوزهء نقد می پردازند و ارزش ها را همسان با کاستی ها، در فرایند نقد و نقادی مطرح نمی سازند. پس از همین جاست که منتقد بدون توجه به جنبه های معیاری نقد، فقط به برداشت یکسویه از اثر و موضوع مورد نقد می پردازد. با توجه به همین کاستی در قرائت یک جانبه از مفهوم نقد است که از سال ها به این سو، نقد با روش های معیاری و به دور از "غرض های فردی" در کشور ما شکل نگرفته است.

پس برای شکل گیری نقد معیاری و هنجارمند، نخست از همه، باید فرهنگ نقد پذیری را ایجاد کرد و سپس به نقد معیاری در حوزهء مربوط پرداخت.

 

+ همایون زارعی ; ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

مقاله ایی پیرامون عشق و احساس

 

همه ما از نوجوانی و جوانی خاطرات دلبستگی به چیز و یا کسی را در ذهن خود به عنوان خاطره همراه داریم دلبستگی هایی که گاها به اشتباه آن را عشق می نامیدیم

 

http://th01.deviantart.com/fs9/300W/i/2006/034/5/3/because_I_love_you_by_huetink.jpg

 

معمولا دختران و پسران با نزدیک شدن به سن رشد و بلوغ هر کشش عاطفی در وجود خود را به عشق  تشبیه میکنند. از همان عشقهایی که به گفته مادر بزرگها شبها عاشق میشدند و روزها فارغ.کلمه عشق و عاشق دارای مفهوم و معنی والای است که افسوس در زمان حال به بازیچه زبان تبدیل گشته است.ما یا هنوز مفهوم عشق را نمی دانیم یا کلمه ای که بر احساس میان لیلی و مجنون ، شیرین و فرهاد و ....سایر عشاق معروف نام نهاده بودند عشق نبوده است
این روزها میبینیم که هر ذوستی ساده و کوتاه مدت چند روزه را عشق میخوانند . و به بهای آن در سنین نوجوانی و پاکی تمام زندگی و آینده خود را برای چند روز خوش گذرانی تباه میکنند. حال آنکه اگر به واقع دچار عشق واقعی شده باشند  عاشق و معشوق حقیقی هیچگاه مانع شکوفایی و موفقیت یکدیگر نمی شوند. ارد بزرگ در این مورد میگوید :  عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .
از نظر من، عشق از دیرباز بر دوگونه بوده است:  عشق گل و بلبل و عشق شمع و پروانه .. براستی کدام یک برازنده و حقیقی است؟ در عشق پروانه و شمع، شمع معشوقی مغرور است  که با وجود عشق آتشینی که در سینه دارد، عشقی که او را چنان به فغان و ضجه وامیدارد که پروانه- عاشق بیقرارش را از سرزمینها و محیط های دور به سوی خود فرا میخواند، عشقی که هرچند آنرا بروز نمی دهد اما حرارت وشدت آن ، ذره ذره ی وجود نازکش را می سوزاند و آب میکند، زبان در کام نگه میدارد و سکوت را تا سرحد تباهی و نفی مطلق حفظ میکند. اما با این همه خودپسند نیست و خود می سوزد اما روشنایی سوختنش، قلب عاشقش را نور و حرارت و روشنی می بخشد و با او عشق زنده است. زمانی که وجود شمع به عدم انجامید و حرارت سوزانش ، دل نازکش را بلعید، عشق به اتمام می رسد و عاشقش ناپدید.

در آنسوی قضیه، پروانه عاشقی است که فارغ از هیاهوی دنیا، دیوانه وار به شمع که چون سروسهی با سکوت و ابهتی کوه مانند بر قامت رعنایش تکیه کرده عشق می ورزد و شور عشق او را چنان از خود بیخود کرده که تمام موانع و مشکلات و پایان نامعلوم و گنگ عشقش را فراموش کرده، دل به دریا می سپارد و بی باک از توفان حوادث، سر در راه معشوق میگذارد و به سوی او می تازد و این کار را آنقدر دوام میدهد تا از سرچشمه نور و روشنایی که از قلب پاک معشوقش ساطع است سیراب گردد و بعد ...

 

http://haghighat-e-tanhaii.persiangig.ir/image/%d8%b9%d8%b4%d9%821.jpg

 

در عشق گل و بلبل، گل معشوقی است که سرسبد بهار است و مسافری زودرنج و حساس، باید با او چون گل رفتار کرد  چرا که با آمدن خزان که موسم عشق نام گرفته ، گل ما غمین شده  بدن ظریفش رنگ چروکیدگی به خود می گیرد و بلبل، عاشقی بیقرار است که عشق گل و بوی گل او را چنان از خود بیخود می کند و در عالم مستی فرو می برد که بی اختیار ناله سر می دهد و آنقدر می نالد که دیگر نالیدن با خون و پوست و رنگش می آمیزد و حتی اگر از گل دور باشد و در بین اغیار، باز هم به شوق او می خواند.
نکته جالب در عشق گل و بلبل اینست که این دو به ندرت به وصل هم می رسند و اگر هم دست روزگار آنها را قرین یکدیگر گرداند، این نزدیکی اندکی بیش نیست و تا کسی آن دو را و خوشبختی شان را نظاره میکند، بدون درنگ نقشه هولناکی در سر می پروراند: گل را از ماحولش جدا کرده و خودخواهانه او را بخاطر زیبایی و عطرش در دست گرفته و آنقدر این دست و آن دست میکند تا پژمرده شود و یا اگر مهربانتر باشد آنرا در گلدانی روی میز اتاقش یا پشت پنجره اش قرار می دهد و بلبل را با صد حیله و ترفند و فریب به بند میکشد و در قفسی تنگ زندانی.

عشق قرون معاصر هم اگر متهم به پاکی و صداقت و راستی باشد، عشق گل و بلبل است . چرا که دیگر ذهنیت پروانه ای و عملکردی چون شمع در بین آدمهای این دوره یافت نمی شود. عاشق امروزی همچون بلبل است، صمیمانه عشق می ورزد و دلش از شور یار می تپد و منظور و مطلوبش عشق حقیقی است. بسا اوقات این عشق به وصال می انجامد و شوره زار زندگی، دشت پرگل بهاری می شود اما همانطور که گل و بلبل را ما آدمها از هم جدا میکنیم، مردم نابخرد وعاه شهر ما و یا حوادث روزگار با حرف و حدیث و عملکردهای به ظاهر مصلحانه و خیرخواهانه  ، عاشق و معشوق امروز را از هم جدا می سازند.

 

http://tamby.fulgan.com/pictures/siky-tigers/Lovely.jpg

 

اما جدای از تقسیم بندی و تعاریف بسیاری که در زبانها و ملیت های مختلف از عشق شده و بعد از این هم خواهد شد آنچه مسلم است هر گاه پای یک عشق واقعی نه یک احساس زودگذر در میان باشد حتی محکمترین انسانها نیز دست تسلیم در برابرش بالا خواهند برد.همانگونه که ارد بزرگ میگوید :عشق چنان شیفتگی در نهان خود دارد که سخت ترین دلها نیز ، گاهی هوس شنا در آن را می کنند .

 

http://amirpix.persiangig.ir/image/real_love.jpg


+ همایون زارعی ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

نقدی بر افکار بودا

نقدی بر افکار بودا



بودایی ها در تعریف آیین خود می گویند ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده میشویم. این باززایی ما بارها و بارها تکرار می‌شود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ مینامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است رنج است. دوری از آنچه دلخواه است رنج است. خلاصه اینکه دل بستن رنج آور است . هدف باید بریدن از این رنج و چرخه وجود باشد .  درک چهار حقیقت اصیل، هسته اصلی آموزه بودا را تشکیل میدهد. این حقایق عبارتند از: ۱. به رسمیت شناختن وجود رنج. ۲. اینکه دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است. ۳. و اینکه بریدن از رنجها دستیافتنی است. ۴. و درک اینکه راهی برای رسیدن به جایگاه بی رنجی وجود دارد .

برای درک عمق اشتباه آیین بودا چند آموزه از ارد بزرگ در پی می آورم که که تامل بر آنها خود گواه دوری از حقیقت پیروان آیین بودا است :

- زندگی رنج و درد نیست هدیه ایی است برای شاد بودن . مادر گیتی جام زهر بر دهان کودک خویش نمی گذارد چون او می پروراند برای بهروزی و خوشبختی .
- بی پایبندی به نظم در گیتی  ، ویژگی آدمهای گوشه گیر است که عشق و احساس را سپر دیدگاههای نادرست خود می کنند.
- زندگی ، پیشکشی است  برای شاد زیستن .

بودایی ها می گویند : آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را درک آن چهار حقیقت میداند: کار حقیقت نخست از چهار حقیقت اصیل تشخیص این بیماری بعنوان بیماری رنج در انسانهاست. حقیقت دوم دلبستگیها را بعنوان باعث و بانی این بیماری بازمیشناسد. سومین حقیقت شرایط را سنجیده و اعلام می‌کند که بهبود امکانپذیر است. حقیقت چهارم تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است.

می دانیم که آب سرچشمه ، همیشه زلال تر از رودخانه است حال چطور در آیین بودا انسان از آغاز بیمار نامیده می شود ؟! این به معنای نفی نفس پاکی انسان های بی گناه است آیا بودا می گوید گناهان ما با تولد از زندگی های پیشین همراهمان هست و تا به حقیقت رنج نرسیم پاک نمی شویم ؟!  فاصله آموزهای بودای شرقی با ارد بزرگ ایرانی از آسمان تا زمین است ببینید ارد بزرگ چه می گوید  :

- شادی و بهروزیمان را با ارزش بدانیم ، تن رنجور نیرویی برای ادب و برخورد درست برجایی نمی گذارد .
- آنکه نگاه و سخنش لبریز از شادی ست در دوران سختی نیز ماهی های بزرگتری از آب می گیرد .
- بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند .
- صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند می گویند نیاز را باید از بین برد چون نیاز سبب دگرگونی می گردد و دگرگونی از دیدگاه آنان رنج آور است ! حال آنکه هدف آدمی از زیستن پیشرفت و درک زوایای پنهان دانش است .
- بجای گوشه نشینی و خرده گیری باید با ابزار دانش سبب رشد میهن شد و امنیت را برای خود و آیندگان بدست آورد .

بودا خود، آیین خود را مانند قایقی مینامد که برای رسیدن به ساحل رستگاری (موکشا) به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق میرساند. آنجاست که شمع تمامی خواهشها و دلبستگیها خاموش می‌شود. به این روی این پدیده را در سانسکریت نیروانا یعنی خاموشی مینامند.

پس کمال مطلوب آیین بودا رسیدن به خاموشی و در واقع بی نیازی فردیست حال اگر این مسئله تعمیق و گسترش یابد این پرسش ایجاد می شود که آیا این افکار ما را آسیب پذیر در مقابل وحشیگری کشورهای استعمار گر و متجاوز نمی کند ؟! . سرزمینی که مردمش به خاموشی رسیده باشند مانند هندوستان که تا همین چندی پیش طعم تلخ استعمار و بردگی را نیز تجربه می کرد در نکبت و زبونی خواهند بود .  به قول ارد بزرگ :

- مردمی که نگاه ملی و آرزوهای خویش را به فراموشی سپرده اند ، همچون بیماران آسیب پذیرند .

از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخه زاد و مرگ رهایی یابیم باید گرایش‌های نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به یوگا پرداخته به حالات خلسه روحی دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همه موجودات و بوندگان می‌شود و سپس از راه این درکها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری میرسیم و از این دور باطل خارج میشویم .

بزرگترین اشتباه پیروان آیین بودا در این است که آنها سعی دارند افکار تنهایان و ریاضت کشان کوههای هیمالیا را عمومی سازند . باید به آنها گفت ملت ها بی پناه و آسیب پذیرند آنچه آنها را حفظ می کند خموشی و گوشه نشینی و انزوای فردی نیست ، بلکه یگانگی ، دوستی و سعی در جهت پیشرفت دانش و فرهنگ است .

ایران همواره سرزمین عملگرایان و خردمندان بوده است . و خردمند از درون و عمق تنهایی خویش سخن نمی گوید او کلی نگر است نه جزئی نگر ! به گفته ارد بزرگ : ایرانیان پیشرو ، نه در تنهایی خاور گرفتار آمدند و نه در افزون خواهی باختر . آنچه ایرانیان را سربلند و پیش آهنگ نموده  : خردورزی ، راستی و کار است .

پریچهر صالح آبادی

 

منابع :

آموزههای بودا - سایت آفتاب

کتاب آرمان نامه (حاوی اندیشه های ارد بزرگ ) - وب سایت آرمان نامه

+ همایون زارعی ; ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

مقاله ایی در رابطه با ازدواج و آرامش

 

http://www.jupiterimages.com/images/ji/suppliers/relax00.jpg

 

در جامعه ما همیشه خانواده به عنوان یک مجموعه کوچک از ارزش بالایی برخوردار بوده است که البته این مسئله در جوامع سنتی یک امر آشکار است با توجه به پیشرفت  زندگی بشر از جوانب مختلف چنین به نظر می آید که امروزه میل به تشکیل خانواده میان جوانان کمرنگ تر شده است که آنهم گاه به دلیل مشکلات اقتصادی است و گاه مسائل شخصی را به دنبال دارد به هر حال هدف ما در این نوشته بررسی علل بالا رفتن سن ازدواج و یا مقوله ازدواج گریزی جوانان نیست آنچه به نظر میرسد اینست که گویا با توجه به سرگرمی های مختلف و مشغله نسل جوان امروز احتیاج به یاداوری محاسن پیوند ازدواج دارند که در این مجال میخواهم به آن بپردازم شاید برای عده ای که با آن آشنا نیستند کمک فکری مناسبی باشد

یکی از مهمترین و شاید اولین انگیزه ازدواج ایجاد کانونی است که در آن زن و مرد احساس آرامش کنند . زیرا زنان آرامش دهنده روانی مردانند و زن و مرد به دوستی با هم نیازمندند .پیوند زن و مرد آنها را از تنهایی و بی هدف بودن نجات میدهد و آرامشی بی نظیر به آنها هدیه میدهد ارد بزرگ در این رابطه جمله زیبایی دارد:پیوند از پس تنهایی رخ می دهد ، ارزش می یابد و توان را چندین برابر می کند ، پس باید هر پیوند پاکی را شاد باش گفت .
یکی از نیازهای اساسی و مهم آدمی نیاز به محبت است . آدمی در هر سن و مرحله ای از حیات خویش به محبت احتیاج دارد و علاقه مند است که دیگران او را دوست بدارند وبه او مهر بورزند.
یکی از راه های مهم و مؤثر ابراز مهر و محبت و برقراری دوستی بین زن ومرد ، ازدواج است . آثار محبت و تبدیل آن به عشق و علاقه وافر و همبستگی عمیق روانی و عاطفی ، پیوند زن و مرد را تحکیم بخشیده ، فضای خانواده را به فضایی صمیمی ، گرم ، پرطراوت ، شاداب و بالنده مبدل می کند .
محبت کردن و محبت دیدن ، رضایت خاطر پدید میآورد و تعادل روانی زن و مرد را ممکن میسازد . محبت صفا دهنده وجود است و شفابخش دردها یکی دیگر از انگیزه های ازدواج کمک به رشد و تکامل زن و مرد است . زیرا محیط گرم و صمیمی و فضای پر مودت و محبت خانواده فرصتی برای تبادل اندیشه ها ، رشد اجتماعی ، فرهنگی  و اخلاقی زن و شوهر و دیگر اعضای خانواده است .
در سازمان خانواده،افراد تحت تأثیر دانش ها ، بینش ها و دیدگاه ها و مهارت های یکدیگر هستند . در این فضا پاره ای از استعدادهای زن و مرد و دیگر اعضای خانواده شکوفا می گردد ، احساس و قبول مسئولیت و رشد اجتماعی ممکن می شود و تعامل حاکم بر این فضا به رشد شخصیت افراد کمک می کند .

 

http://i2.photoblog.com/photos/37311-1207674880-0-l.jpg

 

ازدواج به زندگی زن و مرد جهت می بخشد و مرد و زنِ نگران ، مضطرب و سرکش را آرام ساخته ، موجبات حفظ سلامت تن و روان آنان را فراهم می کند .
خودداری از ازدواج و در نتیجه عدم ارضای پاره ای از نیازهای آدمی ممکن است زمینه اختلالات عاطفی و بیماری های جسمانی و روانی را مساعد سازد و خروج از اعتدالِ وجود را ممکن نماید .
به هر حال با وجود تمام این محاسن در زندگی مشترک و پیوند زن و مرد واضح است که هر شیرینی در کنار خود مشکلاتی هم دارد و مشکلات  زندگی مشترک نیز بر کسی پوشیده نیست اما اگر زن و مرد بازوی توانمند هم در کارها و مسائل زندگی باشند میتوانند به مرور زمان بر مشکلات و نقایص  چیره شوند . ماندن در کنار هم با وجود داشتن مشکل و سختی نوید روزهای شیرین را میدهد .هیچ سختی ابدی نیست و آنچه در پی آن می آید با حلاوت خود کام همسران را شیرین میسازد و خوش به سعادت آنهایی که میمانند و پس از روزهای ابری با همدیگر به خورشید لبخند میزنند.جمله زیبای ارد بزرگ به خوبی این معنی را میرساند
کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است.

 

 

+ همایون زارعی ; ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

بررسی چهارشنبه ‌سوری‌

بررسی چهارشنبه‌سوری‌

 

http://i2.photoblog.com/photos3/56546-1205947832-1-l.jpg

 

بحث هیجان آمیز چهارشنبه سوری دوباره نقل بحث و نظرهای رسانه های ما شده است عده ایی همانند صدا و سیما در جهت تخریب این هویت ملی و تارخی گام بر می دارند و به کل از ریشه با آن مخالفند و عده ایی همانند بعضی از خبرگزاری ها بدنبال رد علمی پدیده چهارشنبه سوری هستند این گامها در طی سه دهه گذشته نتوانسته جلوی شوق و شور نوجوانان و جوانان را بگیرد .

شاید مهمترین مشکل مخالفین چهارشنبه سوری در این باشد که برای آنها اصل هویت ملی یک چالش محسوب می شود آنها هویت را در اعتقادت مذهبی جستجو می کنند و لذا چنین اقداماتی تحت هیچ شرایطی برایشان پذیرفته نیست به گفتگوی خبرگزاری فارس با روانشناس توجه کنید : مجتبی آزادبخت‌  در گفت‌وگو با  فارس درباره‌ علل وقوع حوادث در چهارشنبه‌سوری‌‌ گفت: جوان شدن جامعه و فاصله گرفتن از سنت‌ها یکی از دلایل بروز برخی حوادث در این ایام است.
وی با اشاره به تأثیر هیجان‌گرایی و ماجراجویی جوانان در بروز حوادث افزود: جوان ماجراجو و هیجان‌گرا منتظر فرصتی است که عرض‌اندام کند و بودن خود را حتی با به خطر انداختن خود و دیگران به نمایش بگذارد که اگر این رویه به همین منوال ادامه پیدا کند جز این‌که به زندگی و سلامت افراد لطمه وارد کند نتیجه دیگری نخواهد داشت.

وی درباره عدم موفق بودن هشدارها و تبلیغات در این زمینه خاطرنشان کرد: جامعه هدف ما، جامعه‌ای فعال، پویا و هیجانی است که قطعاً نصیحت کردن آن‌ها فایده نخواهد داشت و تا زمانی که خود جوان شوک حاصل از این حوادث را تجربه نکند متوجه آثار سوء این رفتارها نمی‌شود و در این زمینه تنها فرهنگ‌سازی است که می‌تواند مؤثر واقع شود.

 

http://www.pendar.net/photo/p1033.jpg

 

این روان‌شناس فرهنگ‌سازی در زمینه قوانین راهنمایی و رانندگی توسط رسانه ملی را موفق ارزیابی کرد و افزود: رسانه‌ها می‌توانند همانگونه که در زمینه تغییر فرهنگ رانندگی موفق عمل کردند و به کاهش تلفات رانندگی منجر شد، در زمینه اینگونه ناهنجاری‌ها نیز برنامه‌ریزی کنند.
وی افزود: اگر هدف اصلی جامعه، از برگزاری این مراسم به جا‌آوردن سنت‌ها است، می‌توان این مراسم را به همان شکل که نسل‌های قبل برگزار می‌کردند و به کسی آسیب نمی‌رسید، برگزار کرد.
آزادبخت به ضرورت آگاه ساختن جامعه به سالم بودن نفس برگزاری سنت چهارشنبه‌سوری اشاره و تأکید کرد: باید سالم بودن نفس این سنت را همان طور که در متون مختلف تاریخ آمده است، به مردم آموخت.
آزادبخت به کمرنگ شدن شادی در جامعه اشاره و تصریح کرد: جوانان در گذشته دغدغه‌های کم‌‌تری داشتند و متأسفانه امروز مشکلاتی که در گذشته مختص بزرگان خانواده بود به جوانان نیز سرایت کرده و همین عامل باعث کمرنگ شدن شادی در بین جوانان شده است.
وی درباره ضرورت برخورد با هنجارشکنان در این روز گفت: وقتی که از درون این هیجانات، رفتاری برای تهدید امنیت ملی و تخریب اموال عمومی انجام می‌شود قطعاً این رفتار مستلزم برخورد قضایی است.

دیدید حتی این آقای روانشناس هم در نهایت دست به دامن برخوردهای تند قضایی شد . این به اصطلاح کارشناسان در دستگاه های رسانه ایی ما کم نیستند آنها بجای آنکه بر روی اصول اصلی علمی خویش پا فشاری کنند اهرمی می شوند در دست قوای پلیسی کشور ، و بدین شکل از هیچ همان کوهی را می سازند که قابل خاموشی نیست . ارد بزرگ می گوید : زمانی می توانید کسی را از راهی بازدارید که ابتدا هدفش را دگرگون ساخته باشید . تا کسی هدفش دگرگون نگردد شما راه به جایی نخواهید برد .

 

http://hamazoor.ir/persian/images/stories/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87%20%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%8A1.jpg

 

مدیران مخالف برگزاری جشن چهارشنبه سوری باید توجه داشته باشند فرهنگ با چماق دفع نمی شود اگر می شد عید نوروز همچنان در کشورهای آسیای میانه و یا ترکیه با اینکه حاکمیت دهها سال در دست مخالفین این سنت ها بود باز هم باقی نمی ماند . پس سنت های ملی جزوی از فرهنگ عامه هستند این سنتها مخالف هیچ دین و آیینی نیستند و قابل پاک شدن هم نیستند همانگونه که در طی 1400 سال گذشته پاک نشده اند .

 

 

+ همایون زارعی ; ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
comment نظرات ()

ادیسون و امید

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد...

 

http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00508.jpg


این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!
من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد به قول ارد بزرگ :آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد .

 

http://www.photohome.com/pictures/sunrise-sunset-pictures/pier-trail-path-fog-1a.jpg

 

 

+ همایون زارعی ; ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
comment نظرات ()

سخاوت و بخشندگی

 

 

پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: (( یک بستنی میوه ای چند است؟ )) پیشخدمت پاسخ داد : (( 50 سنت )) . پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد . بعد پرسید : (( یک بستنی ساده چند است ؟ ))

http://1.bp.blogspot.com/_JnYb5VTVk7g/RvPnb3NgvSI/AAAAAAAABFY/vwLLEfRqSKg/s400/Cartoon+boy+looking+unsure.JPG


در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: 35 سنت
پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت : لطفأ یک بستنی ساده...

پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت.
پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت
وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، 2 سکه 5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شده بود. برای انعام پیشخدمت .

به یاد این جمله ارد بزرگ می افتم که : اگر آدمیان می دانستند بخشندگی چه داشته بزرگیست هیچ گاه از آن دوری نمی گزیدند .

 

http://www.clker.com/cliparts/c/e/7/4/1195444712973371681Gerald_G_Boy_Face_Cartoon_4.svg.med.png

 

+ همایون زارعی ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
comment نظرات ()

تخت جمشید

تخت جمشید


پارسَه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است . در روزگار باستان به نظر ثابت نشده آرتور اپهام پوپ پارسه محل برگزاری جشن نوروز بوده‌است نه پایتخت. پایتخت سیاسی هخامنشیان شوش و هگمتانه بوده‌است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید. امّا ویرانه‌های این مکان هنوز هم در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. این مکان هم‌اکنون از مکان‌های باستانی ایران است.که ایرانیان برای به خاطر داشتن عظمت ایرانی در دهه های گذشته همواره برای سیاحت به این مکان تاریخی و باستانی میروند . ارد بزرگ در فرگرد بزرگداشت آرمان نامه میگوید : استخوان بندی شهرها در دیوار است و بزرگداشت . 

 

http://www.chnphoto.ir/pattern.php?image=persepolis33.jpg


نام تخت جمشید

تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی آمده است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت،به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش کبیر آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت.بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران،هنرمندان،استادکاران،کارگران،زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند.

 

http://www.poolpooli.com/admin/product/images/IMAGE_125_perspolice2_jpg.jpg


چگونگی سازه

وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع‌ است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند[1] و از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:

    * کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
    * سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
    * خزانه‌ٔ شاهی‌
    * دژ و باروی‌ حفاظتی‌

پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا

ورود سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر)‌ دارند. بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید، «[دروازه‌ بزرگ‌]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]»، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»[2]

دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

 

http://www.shirazcity.org/shiraz/Shiraz%20Information/Sightseeing/images/Persepolis/b12.jpg

 

پلکان‌های کاخ آپادانا

کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبهٔ نظامی [ماد|مادی] و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده‌است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.

کاخ آپادانا

کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است.

 

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/5/50/Takhtejamshid.jpg


این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد

کاخ تچر

تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می‌باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»

این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است

کاخ هدیش

این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده‌است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی‌ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشته‌است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند. هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون خشایار شاه نام زن دوم او هدیش بوده‌است نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمتهای زیادی از کف از خود کوه میباشد

کاخ ملکه

این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده‌است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی

این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده‌است با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا می‌شود.

کاخ صدستون

وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده‌است.

 

http://irapic.com/uploads/1191234003.jpg


کاخ‌ شورا

به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می‌پرداخته‌است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه‌ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می‌شده‌است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می‌گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

سرانجام تخت جمشید

مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال‌ (۳۳۰ پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد. از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ایوان‌ ۱۲ ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن‌ ۱۸ متر است‌. این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.

جایگاه کنونی این سازه

 

http://www2.irib.ir/Amouzesh/o/tarikh_honarS/images/0057.jpg


در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین، همانگونه که ارد بزرگ میگوید:
سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .  شهر تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشن‌های پادشاهی خویش را در این سازهٔ کهن انجام می‌داد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بی‌مهری قرار دادند. ولی امروزه می‌توان تخت جمشید را نام‌آورترین و دوست‌داشتنی‌ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.

+ همایون زارعی ; ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
comment نظرات ()

راستی و صداقت

روزی از روزها، پادشاهی سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمنان از دست داده بود، تصمیم گرفت برای خود جانشینی انتخاب کند. پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ی گیاهی داد و از آنها خواست، دانه را در یک گلدان بکارند تا دانه رشد کند و گیاه رشد کرده را در روز معینی نزد او بیاورند. پینک یکی از آن جوان ها بود و تصمیم داشت....

 

http://www.8mm16mmfilmscollectibles.com/LittleKingSad.JPG


تمام تلاش خود را برای پادشاه شدن بکار گیرد، بنابراین با تمام جدیت تلاش کرد تا دانه را پرورش دهد ولی موفق نشد. به این فکر افتاد که دانه را در آب و هوای دیگری پرورش دهد، به همین دلیل به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم آزمایش کرد ولی موفق نشد. پینک حتی با کشاورزان دهکده های اطراف شهر مشورت کرد ولی همه این کارها بی فایده بود و نتوانست گیاه را پرورش دهد. بالاخره روز موعود فرا رسید. همه جوان ها در قصر پادشاه جمع شده و گیاه کوچک خودشان را در گلدان برای پادشاه آورده بودند. پادشاه به همه گلدان ها نگاه کرد. وقتی نوبت به پینک رسید، پادشاه از او پرسید: پس گیاه تو کو؟ پینک ماجرا را برای پادشاه تعریف کرد... در این هنگام پادشاه دست پینک را بالا برد و او را جانشین خود اعلام کرد! همه جوانان به این انتخاب پادشاه اعتراض کردند. پادشاه روی تخت نشست و گفت: این جوان درستکارترین جوان شهر است. من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم، بنابراین هیچ یک از دانه ها نمی بایست رشد می کردند. پادشاه ادامه داد: مردم به پادشاهی نیاز دارند که در عین راستگویی و درستکاری با آنها صادق باشد، نه آن پادشاهی که برای رسیدن به قدرت و حفظ آن دست به هر عمل ریا کارانه ای بزند ارد بزرگ در رابطه با راستی میگوید:هیچ گاه از راستی و درستی خویش آزرده مباش چون همیشه در انتهای هر داستان تو برنده ایی ! .

 

http://behdad.org/books/shamlou/thelittleprince/image/picture/10a.jpeg

 

 

 

+ همایون زارعی ; ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢٤
comment نظرات ()

فنلاند و قانون کنترل ایمیل کارمندان




قانون جنجالی از سوی پارلمان فنلاند به تصویب رسید که به کارفرمایان اجازه می‌دهد ایمیل‌های کارمندان را کنترل کنند . 

http://mpcomputergroup.googlepages.com/spyware.jpg

 

این قانون جدید که مورد تایید رییس جمهور فنلاند است به کارفرمایان اجازه نمی‌دهد ایمیل کارمندان را بخوانند اما به آن‌ها حق می‌دهد ایمیل کارمندان را با کسب اطلاعاتی مانند گیرنده، ارسال کننده و زمان ارسال یا دریافت پیام، تحت مراقبت داشته باشند.
همچنین به آن‌ها اجازه می‌دهد مشاهده کنند ایمیل‌ها ضمیمه دارند یا خیر و در صورتی که کارمندی مظنون به ارتکاب جرمی است باید از پلیس درخواست انجام تحقیقات کنند.
سازمان‌های کارفرمایان از این قانون حمایت و اعلام کرده‌اند این قانون به مبارزه با جاسوسی صنعتی کمک خواهد کرد در حالیکه مخالفان اظهار می‌کنند این قانون حریم خصوصی مردم را نقض می‌کند. در این مورد باید گفت آزادیهای فردی توسط ارکان سیاسی فنلاند به کارفرمایان هدیه شده است کارفرمایانی که با قدرت مالی و اقتصادی خویش می توانند حامی مناسب برای دولتمردان باشند . کشورهای به اصطلاح آزاد به خاطر منافع مالی حاضرند سطحی ترین حقوق مردم خویش را نیز در نظر نگیرند ارد بزرگ جمله زیبایی در این ارتباط دارد : آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست.
شبیه این قانون اما به شکل گسترده تر قبلا توسط کنگره آمریکا تصویب شده بود . و مورد اعتراض بسیاری از مجامع آزادیخواه قرار گرفت . کشورهای غربی با استفاده از رسانه هایی خود مواردی این چنینی را پنهان و اگر این اتفاق در کشوری در حال توسعه رخ دهد آن را در کمسیون حقوق بشر و حتی شورای امنیت سازمان ملل محکوم و ابراز خشم می نمایند .

 

 

+ همایون زارعی ; ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٧/٢٦
comment نظرات ()